ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پرسش از دعوت امام خمینی به آثار ابن‌عربی

بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله. المستغاث بک یا حجّة الله. پرسیده‌اند که با وجود آنکه محیی‌الدین عربی به‌زعم برخی سنی‌مذهب بوده و استنباط‌های خود را از آیات و روایات اهل‌بیت بیان کرده و تفسیر به رأی نموده، چگونه است که حضرت امام علیه‌الرحمه طبق آنچه پیش‌تر آمده، اندیشمندان بزرگ شرق و غرب و عالم اسلام را به آثار او دعوت کرده‌اند. نخست باید گفت که همین که شخصیتی جامع‌الاطراف در عصر معاصر مانند حضرت امام — فقیه متفقّهٔ مطلق، مردی سیاسی، عارفی به‌تمام‌معنا، فیلسوف، جامعه‌شناس و مجاهدی در راه خدا — به آثار او دعوت می‌کند و از او به عظمت یاد می‌نماید، پیداست که خبرهاست و ما بی‌خبریم. همین خود مطلبی است.

زندگی و القاب شیخ اکبر

مختصراً باید گفت که خود حضرت ابن‌عربی، معروف به شیخ اکبر و محیی‌الدین — یعنی احیاگر دین — متولد اندلس بوده و این القاب را به جهت عظمتش گرفته است. سال پانصدوشصت هجری قمری به دنیا آمد و ششصدوسی‌وهشت هجری قمری در دمشق وفات یافت و همان‌جا دفن شد. حداقل هفتصدوپنجاه عنوان کتاب و جلد به او منتسب است؛ بعضی تا هزار عنوان هم گفته‌اند، اما هفتصدوپنجاه عنوان دیگر یقینی است. از مهمّات این تألیفات، فتوحات مکّیه و مدنیّهٔ اوست؛ فتوحات مدنیّه‌اش مفقود شد و فتوحات مکّیه‌اش ماند، و همچنین فصوص‌الحکم. رسالات زیادی دارد، ولی مهمّاتش همین دو اثر است که در حقیقت کشف و کرامات یا القائات صبحگاهی‌ای را که به‌زعم خودش از حضرت نبیّ اکرم به قلبش جاری شده، در آن‌ها جمع کرده است: در مکّه فتوحات مکّیه، و در مدینه فتوحات مدنیّه که به دست ما نرسیده است.

تقیّه در عصر والیان اموی

جالب آن است که اهل تسنّن معتقدند او مثلاً حنبلی‌مذهب بوده؛ در حالی که اسناد زیادی داریم که به‌زعم بزرگان اهل معرفت مانند شیخ بهایی — که از عظمتش کم گفته نشده و شخصیتی جامع‌الاطراف و ذوفنون بود و شاگردش کسانی چون ملاصدرا علیه‌الرحمه بودند که انقلابی در عرفان و فلسفه ایجاد کردند و صاحب کتاب اسفار اربعه است — شیخ بهایی معتقد است که ابن‌عربی در عصری می‌زیست که والیان آن زمان از بنی‌امیّه بودند و به شدّت به شیعیان امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه سخت می‌گرفتند؛ آزار و اذیّت و شکنجه و زندان و کشت‌وکشتار. لذا تمام شیعیان مولا در آن عصر اهل تقیّه بودند و شیخ بهایی معتقد است که او نیز تقیّه کرده است. اگر بپذیریم که آنچه در آثارش آمده متعلّق به اوست و تحریفی صورت نگرفته — که البته در این باب سخن داریم — او مجبور بوده برخی مطالب را در خصوص خلفا بیان کند تا بتواند در آن عصر نفس بکشد و القائاتش را به شاگردانش برساند و آثارش را تألیف کند.

گواه ولایت در فتوحات مکّیه

اما وقتی آثار او را با دقّت می‌نگرید، مثلاً در خود کتاب فتوحات جمله‌ای بسیار شیرین دارد که بسیاری از بزرگان به آن استناد کرده‌اند که او قطعاً شیعهٔ اثنی‌عشری است. در فتوحات می‌فرماید که علی ابن ابی‌طالب نزدیک‌ترین افراد به رسول خدا و سرِ همهٔ انبیا و اولیاست. چنین کلمات و حقایقی جز از دهان پاک و جز از وجودی که ولایت کلّیهٔ اهل‌بیت علیهم‌الصلاةوالسلام را پذیرفته باشد صادر نمی‌شود؛ یعنی جز از دهان پاک این حرف‌های عرشی بیرون نمی‌آید که «لا یمسّه إلّا المطهّرون».

نقل شعرانی از قیام مهدی و حذف چاپ‌های بعدی

اتفاقاً شیخ عبدالوهّاب شعرانی — نه علّامه شعرانی استاد علّامه حسن‌زاده؛ اشتباه نشود — متوفّای سال نهصدوهفتادو سه هجری قمری، از فتوحات نقل می‌کند چند جمله از شیخ اکبر را که خلاصه‌اش این است: بدانید که زمانی که دنیا پر از ظلم و جور شود، امام مهدی صلوات‌الله‌علیه قیام می‌کند و جهان را پر از عدل و داد می‌کند؛ و اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی می‌کند تا امام مهدی صلوات‌الله‌علیه ظهور کند. در متن عربی کلمهٔ «امام» می‌آورد. او از فرزند رسول خداست که جدّه‌اش حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهاست و پدرش امام حسن عسکری؛ و همین‌طور می‌رساند تا امام علی ابن ابی‌طالب. جالب آن است که همهٔ ائمّهٔ اهل‌بیت علیهم‌الصلاةوالسلام را با لفظ «الامام» معرّفی می‌کند و این نشان می‌دهد که او شیعهٔ اثنی‌عشری است، نه اسماعیلیّه.

خود شیخ شعرانی در کتابی به نام «علی غواقیط» — با قاف — می‌گوید این جملاتی که در فتوحات ابن‌عربی آمده، در چاپ‌های جدید فتوحات مکّیه حذف شده و حتی نام ائمّهٔ اثنی‌عشری حذف گردیده است. چرا؟ چون به‌فرمودهٔ شیخ شعرانی، چون تأییدی بر مذهب شیعه بوده، توسط سلفیّون و وهّابی‌ها حذف شده‌اند.

علّامه حسن‌زاده و باب تحریف آثار

جالب آن است که حضرت استاد علّامه حسن‌زاده حفظه‌الله‌تعالی نیز معتقدند که کتاب‌های ابن‌عربی تحریف و «مصلح» شده‌اند. وقتی این باب را می‌گشایند، به کشکول شیخ بهایی به چاپ مصر اشاره می‌کنند و بحث تحریف را از آنجا آغاز می‌نمایند. مثال می‌آورند که منقبت حضرت صدّیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها که در جوامع روایی عامّه روایت شده بود، از کشکول شیخ بهایی بعدها در چاپ‌های بعدی که به چاپ مصر رسید حذف شد؛ و آه می‌کشند. علّامه می‌گویند چقدر زشت است این کار که انسان اعتمادش را نسبت به این چاپگرها — به‌خصوص وقتی صنعت چاپ رشد کرد — از دست بدهد.

سپس حضرت علّامه به تاریخ ابوجعفر طبری اشاره می‌کنند که هنگام طبع تحریف شده، و استناد می‌کنند به سوابق ابن‌اثیر در کتاب تاریخش که می‌گوید برخی از آنچه از ابوجعفر طبری نقل دارد بیان می‌کند؛ یعنی بعضی مطالب را نمی‌گوید. خودش صراحتاً ابن‌اثیر در کتاب تاریخش می‌گوید که بعضی از مطالبی را که ابوجعفر نقل می‌کند نقل نمی‌کنم. سپس حضرت علّامه به کتاب فتوحات حضرت محیی‌الدین اشاره می‌کنند؛ و جالب آن است که در نکتهٔ ششصدودو از کتاب شریف هزار و یک نکته‌شان نیز مفصّل در همین باب بحث کرده‌اند.

باب سیصدوشصت‌وشش فتوحات و تحریف نسب قائم

یکی از نشانه‌های بارز — و کلمهٔ «بارز» را دقّت کنید یعنی آشکار — تحریف آثار حضرت محیی‌الدین این است که باب سیصدوشصت‌وشش که دربارهٔ حضرت قائم آل محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است، ابوالفضائل شیخ بهایی در شرح حدیث سی‌وشش کتاب اربعینش آورده؛ همان مطالبی که شیخ اکبر در فتوحاتش آورده است. اما در چاپ‌های بعدی، وقتی اجداد امام عصر صلوات‌الله‌علیه را می‌شمارند، بعضی جاها کلاً اجداد را حذف می‌کنند و بعضی جاها حضرت صاحب‌الأمر را به پدرشان به نام حسن اسناد می‌دهند؛ یعنی حسین را به حسن تحریف می‌کنند. این را خود حضرت علّامه اسناد می‌دهند.

باز به همین «علی غواقیط و جواهر» صفحهٔ صد و چهل و پنج شیخ عبدالوهّاب شعرانی — جلد دوم — علّامه حسن‌زاده استناد می‌کنند؛ همان عبارتی که ترجمه شد و در آن اجداد امام عصر صلوات‌الله‌علیه را می‌شمارد تا به امام علی ابن ابی‌طالب می‌رساند. می‌فرماید این اجداد بعدها حذف شده است. یعنی حضرت علّامه می‌فرمایند که شیخ عبدالوهّاب شعرانی در کتاب علی غواقیطش نیز به این نکته اشاره کرده است.

شرف‌یابی به محضر قائم و رسالهٔ شقّ الجیب

حضرت علّامه توصیه می‌کنند که توجّه داشته باشید شیخ محیی‌الدین، شیخ اکبر، در چند جای فتوحاتش تصریح کرده که چند بار خدمت حضرت امام قائم صلوات‌الله‌علیه شرف‌یاب شده است؛ باز کلمهٔ «امام» را می‌آورد. رساله‌ای بسیار عجیب و سنگین دارد که این حقیر کمتر اندیشمندی دیده که چنین جملات سنگین و باعظمتی پیرامون حضرت صاحب‌الأمر بیان کند. حضرت علّامه حسن‌زاده نیز به توجّه به همین رساله تشویق می‌کنند تا اثبات شود که آثار شیخ اکبر قطعاً تحریف شده است: رسالهٔ «شقّ الجیب». رساله‌ای بسیار شیرین و عرشی و سنگین از شیخ اکبر که پیرامون حضرت صاحب‌الأمر نوشته و حضرت را معرّفی کرده است. جملات بسیار عرشی و زیبا؛ محال است کسی که پذیرش ولایت کلّیهٔ الهیّه را نکرده باشد بتواند چنین سخنانی بیان کند.

به هر حال کم نیستند کسانی چون شیخ بهایی بزرگ که با ادلّهٔ قطعیّه معتقدند امثال شیخ اکبر و محیی‌الدین‌ها هم تقیّه کرده‌اند و هم اینکه آثارشان به تحریف کشیده شده است.

مقابلهٔ نسخه‌ها و افزوده‌های بعدی

حتی شیخ عبدالوهّاب شعرانی می‌نویسد که وقتی در صدد تلخیص فتوحات برآمدم، با عباراتی مواجه شدم که به گمان من با عقاید کافّهٔ مسلمین تعارض داشت. رفتم پیش شیخ شمس‌الدین متوفّای نهصدوپنجاه‌وپنج که ظاهراً نسخه‌هایی از فتوحات را به خطّ خودش نوشته و با نسخهٔ مؤلّف در قونیه مقابله کرده بود. این مطالب را که واقعاً با عقاید مسلمین به هیچ عنوان سازگاری نداشت با او در میان گذاشتم. دریافت کردم که هیچ‌کدام از این‌ها در نسخه‌های قبلی نبوده و بعداً به فتوحات شیخ اکبر اضافه شده است. فصوص‌الحکم او نیز متأسّفانه دچار همین مسائل شد. الحمدلله بزرگانی جامع‌الاطراف مانند حضرت علّامه خدا حفظشان کند متوجه این قصه بودند و ما را متوجه کردند. این شکاف‌ها و این مسائل جوامع علمی ما را که باید بر سر سفرهٔ علمی و معرفتی این بزرگان اهل معرفت بنشینند، از حقیقت باز داشته و مشغول به این دعواها کرده است.

ولایت؛ شرط چشیدن معارف عمیق

اساساً نمی‌شود تا کسی در مسیر ولایت نباشد چنین چشیده‌هایی داشته باشد و چنین برداشت‌های عمیقی از معارف بیان کند. محال است. قطعاً در مسیر ولایت بوده‌اند بسیاری از بزرگانی که حرفی برای گفتن دارند و متأسّفانه انگ سنی‌بودن یا مخالفت با ائمّهٔ اثنی‌عشری به آنان زده می‌شود؛ با آنان دشمنی شده، تحریف صورت گرفته و ما را از حقیقت دور کرده‌اند.

عزیزانی که می‌خواهند بدانند این استنباط‌های درونی و القائات یا الهامات یا انباء — نبأ یعنی خبر؛ نبی صفت مشبّهه است به شدّت؛ کسی که خبر در ذات وجودش مستکن شده — این عرفا از عالم بالا می‌گیرند و مردّدند که آیا مطابق با واقع هست یا نه، باید بدانند که بزرگان اهل معرفت مانند حضرت علّامه در این خصوص مطالب بسیار استواری گفته‌اند. اگر به آثار این بزرگان توجّه شود، جواب‌های بسیار مطمئن و محکمی هست که انسان آرام می‌گیرد و نمی‌هراسد و با خیال راحت از آثار این عزیزان استفاده می‌کند. ثانیاً پیش‌تر نیز در پاسخ به همین پرسش صوتی ارائه شده بود — گمان می‌رود در کانال بارگذاری شده باشد — که تمام آنچه در حکمت متعالیه، در عرفان و حکمت و فلسفه بیان شده، از همان عبارات ابتدایی و مبانی و عناوین و الفاظ و تعاریف و مفاهیم، همه بر اساس آیات و روایات و فرمایشات معصومین علیهم‌الصلاةوالسلام است. رجوع کنید و نترسید؛ و ان‌شاءالله نسبت به سعهٔ وجودی‌تان از حوض پر از آب گوارا و شراب طهورای عرفان و برهان و قرآنی که به وجود عرفا و بزرگانمان القا شده — امثال شیخ‌الرئیس‌ها، ملاصدراها، محقّق حلّی‌ها، حاج ملّا هادی سبزواری‌ها و در معاصر ما علّامه حسن‌زاده‌ها — سیراب شوید و خدا را شاکر باشیم. والحمد لله ربّ العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.