یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بهترین کتاب؛ کتابِ وجودیِ خود
بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله. المستغاث بک یا حجّة الله.
از تازهکارانِ سیر و سلوک و خداشناسی پرسیدهاند کدام کتابها را بخوانند. کتابهای روان البته مقدّمهاند؛ امّا حاصلِ حدود پنجاه سال عمر و نزدیک به چهل سال منبرگردی و عالمگردی — از این مکتب به آن مکتب و از این حوزه به آن حوزه — و تجربهٔ عملی آن است که به نظرِ حقیر هیچ کتابی بهتر از خوانشِ کتابِ وجودیِ خود نیست: همان سیرِ معرفتِ نفس.
آثارِ حکمی و عرفانیِ حضرت علّامه حسنزاده غالباً همین موضوع را پیش میگیرند. سه جلدِ مقدّماتیِ «معرفت نفس» چنان نوشته شده که هر کس با هر میزانِ سواد میتواند بخواند؛ نه آنکه به حقِّ مطلب برسد، امّا نسبت به خود و دانستههایش خوشهچینی میکند، هرچند شرح و بسط میخواهد. راه آن است که به شناختِ وجودیِ خود و کتابِ وجودیِ خود رجوع شود؛ همان کتابی که قرآن میفرماید:
«اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (اسراء/۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کتابت را بخوان؛ امروز نفسِ خودت برای حسابرسیِ تو کافی است.
در آنسو، چون انسان از این دنیا برود، خطاب میشود که کتابِ خود را خود بخوان؛ خود نیز برای خوانشِ این کتاب کفایت میکنی. چرا؟ چون:
«بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ» (قیامت/۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه انسان بر نفسِ خود بینا و آگاه است.
هر کس به نفسِ خود آگاهتر و بصیرتر است. چون انسان از حیثِ ذات و صفات و افعال به وزانِ حضرت حق آفریده شده، با شناخت و خوانشِ کتابِ وجودیِ خویش بهتر از هر وسیلهٔ دیگر میتواند خدا را بشناسد.
قرآن در حقیقت شرحِ کتبیِ انسانِ کامل است و عالمِ این نظامِ اُفقی شرحِ عینیِ انسانِ کامل. با خوانشِ کتابِ تدوینیِ نظامِ هستی — قرآن — و کتابِ تکوینی — نظامِ اُفقی — این کلماتِ وجودی در کنارِ هم به شناختِ خود کمک میکنند. بهترین کتاب برای این راه همین است: هر کتابی که پیرامونِ معرفتِ نفس از بزرگان نوشته شده؛ و مهمترینش به نظرِ بنده کتابِ سیرِ معرفتِ نفسِ حضرت علّامه حسنزاده. چون خود را خوب بشناسی، قطعاً خدا را نیز خوب میشناسی، امام را بهتر میشناسی، نبوّت و رسالت را، حتّی بهشت و جهنّم و مرگ و قبر و قیامت را. همهٔ اینها در پسِ شناختِ خود است:
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.
پلههای تخصّصیِ معرفتِ نفس
چون انسان از اینجا آغاز کند و پلهپله پیش رود، حال تخصّصیتر میشود. سپس میتواند «گنجینهٔ گوهرِ روان» علّامه را بخواند — البتّه با شرح و بسطِ شاگردان. «اتّحاد عاقل به معقول» فوقالعاده است. حالتِ پیشرفتهتر و تخصّصیتر: «شرح العیون فی شرح العیون» که شصت و شش مسئله از مسائل و اصولِ معرفتِ نفس در آن است؛ «ممهّد الهمم فی شرح فصوص الحکم» از علّامه؛ و آن رسالهٔ شریف و عرشیِ «انسان در عرفِ عرفان» که عالی است و حدود چهل و شش یا چهل و هفت اصل از اصولِ معرفتِ نفس در آن پیاده شده. اینها انسان را یواشیواش به سمتِ برنامه سوق میدهند.
ذکر و تفکّر در آیاتِ آل عمران
بر اساسِ قرآن، در آیهٔ صد و نودِ سورهٔ آل عمران — که بارها در جلسات قرائت شده — آمده است:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ» (آل عمران/۱۹۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا در آفرینشِ آسمانها و زمین و آمد و شدِ شب و روز نشانههایی است برای خردمندان.
این کلماتِ وجودیِ نظامِ اُفقی برای اهلِ لب و فکر و عقل آیههای الهیاند؛ کتابِ قرآنِ هستیاند. آیهٔ بعد، صد و نود و یک، میفرماید:
«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ» (آل عمران/۱۹۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان یاد میکنند.
اینان اهلِ ذکرند دائماً. «یذکرون» فعلِ مضارع است و بر استمرار دلالت دارد: ایستاده، نشسته، خوابیده، مشغولِ ذکرند. سپس میفرماید و یتفکّرون:
«وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل عمران/۱۹۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در آفرینشِ آسمانها و زمین میاندیشند؛ میگویند پروردگارا این را باطل نیافریدی؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذابِ آتش نگاه دار.
چه آیهٔ شیرینی است که هر روز آدم به آن دقّت کند باز چیزِ تازهای نصیبش میشود. طبقِ این آیه، ذکرِ دائم میانِ دو تفکّر آمده: توجّه به آیات و خوانشِ کلماتِ وجودی، سپس دوباره یتفکّرون فی خلق السموات والارض. با اصلِ تفکّر و تدبّر انسان میتواند پیش رود؛ به قولِ حضرت علّامه، همین تفکّر و تدبّر و تعقّل و خوانشِ این کتابها — که مهمترینش کتابِ وجودیِ نفسِ خودمان است — از اینجا خودبهخود ذکر القا میشود؛ انسان به عمل و ذکر میافتد و ذکر اصلاً القا میگردد.
نامهها، برنامهها و کتابهای دعا
کتابِ «نامه و برنامههای» علّامه برای عرفانِ عملی و حکمتِ عملی بسیار عالی است؛ «نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور» نیز عالی است.
خدا رحمت کند سیّد عبدالله بهجت را؛ در دورانِ کودکی در قم محضرشان میرفتیم. تازه به این وادی افتاده بودیم و عطشِ کتابهای ادعیهٔ مختلف داشتیم. ایشان توصیه کردند که مفاتیح الجنانِ شیخ عبّاس کفایت میکند: همین کتاب را بخوانید، عمل کنید و به امام عصر هدیه کنید؛ محبّتِ شما در دلِ آقا و بالعکس موج میزند. برای ابتدا نیز از مفاتیح نسبت به ساعتِ وجودیمان غافل نباشیم.
چون انسان قدری رشد کرد، میتواند از کتابِ «اقبال» سیّد بن طاووس بهره بگیرد؛ «مفتاح الفلاح» شیخ بهائی؛ «عدّة الداعی» ابن فهد حلّی — بسیار کتابِ عالی است؛ «قوت القلوب» ابوطالب مکّی که بزرگان سفارش کردهاند؛ و «المراقبات» میرزا جواد ملکی تبریزی که کتابی عالی و خوب است. اینها به انسان کمک میکنند.
انشاءالله همه موفّق باشیم. والحمد لله ربّ العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.