ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

مثار حضرت ام البنین که گردن ما به حق، حق حیات دارد این بزرگوار.

مادری کرده برای ارباب ما.

مثار حضرتش و چهار دست گل شهیدش در کربلای صلوات قشنگ خد کنید.

[هم پوشانی گوینده ها] استغفرالله.

در بخش آخر نامه سوم حضرت استاد می فرمود که و هر که هوای وصال دارد، ببینید عزیزان این بی قراری‌های شما این شبا وجه وصاله.

یعنی هوای وصل و اینها به سرتون میزنه.

اصلا پا میشید میاید اینجا به هوای وصال میاید دیگه.

حالا حضرت استاد دارن می فرمایند که هر که هوای وصال دارد، داره رمزشو بیان میکنه.

خوب گوش بدید زن و مرد.

اصلا هم مطلب اونطوری سنگین نیست بگید حاج آقا پیچیده صحبت کرد ما نفهمیدیم چی شد.

خطاب به همه‌مونه.

چه اون کوچولوتر و چه بزرگ‌تر و چه همه به همه.

[grunting] یک رمزه داره بیان میکنه.

یک سره.

هممونم شنیدیم اما بی‌توجه به این سر شاید بودیم.

هر که هوای وصال دارد در سحرها حال دارد.

عجب!

اصلا نشانه هوای وصال حال سحرهاست.

[صدای بچه] تو سحرها تو دل شب، تو ظلمت شب بهتر میشه نور رو دید.

به نظر شما تو شدت نور بیشتر میشه نور رو دید یا تو تاریکی بهتر میشه نور رو دید؟

[صدای بچه] تاریکی یه جرقه سریع متوجه‌ت میکنه.

تو دل شب [نفس عمیق] خیلی راحت میشه نور رو دید.

باید اهل سحر بود.

یه عزیزی حالا در محضر یکی از شاگردان پونزده ساله حضرت [نفس عمیق] آقای دولابی علیه رحمة الله عارف به حق بودیم.

[سرفه] ایشون یه کسی در خصوص زیبایی چهره...

اینا چقدر میرن خرج میکنن بعضیا چیا میزنن که مثلا چاله چوله چهره‌شون بره، چهره هاشون زیبا بشه مثلا.

ها؟

[هم پوشانی گوینده ها] [خنده] مثلا ما جوون بودیم صابون کاپوس میزدیم یادمه.

و و ایشون فرمود که خیلی شیرین فرمود که آقا چرا غافلید از سحر؟

سحر خود سحر بیداری سحر با سین و ه و چشم یعنی بیداری.

خدا اراده کرده به تو چه به من چه؟

خدا خواسته هر کس که سحر بیدار باشه چهره‌شو زیبا کنه.

این اراده قصویه خداست.

حالا یه کسی یه روز در میون مثل بعضی از من و شماها هی روشن خاموش میشه.

هی یه روز در میون مثلا بیدار میشه، یه روز خوابه، یه روز بیدار میشه.

اینطوری نوسان داره.

چهره‌شم نوسان داره.

نگاه میکنی یک آن مثل قشنگ مثل چراغ قوه که روشن خاموش میشه میشه تشخیص داد.

اصلا همه ماهیت ما تو چهره‌هامون پیداست.

هرچی همه.

و این‌هام که به شما دارم میگم با چشم غیرمسلح دیدنیه.

وقتی که خیلی اصرار میشه کسی دیگه هر شبش بیداره مثل رهبر، اص-اصلا نگاه میکنی چهره ممتازه، متفاوته از همه است.

چرا اولیاء ما چرا بزرگان ما چهره هاشون انقدر دیدنیه؟

چرا؟

چرا من یه روز رو خودم کار نکردم که یکی منو دید کیف کنه، خوشش بیاد ادامه بده نگاهشو تا سرشو بندازه.

اصلاً آیه بهجت از حیث ریخت شناسی زیبا نبود.

[صدای بچه] از حیث ریخت شناسی ایشون چهره زیبایی نداشت اما کیف میکردیم نگاش میکردیم.

نور رو همه تو چهره‌ش میدیدیم.

حالا هرچی این شدیدتر بیداری بیشتر چهره...

اصلا خودت امتحان کن.

یه شب که نماز شب خدا این کرده زبونم لال نخوندی فردا همون صبح رو جلوی آینه خودتو ببین خودت با چشم خودت و یه شب که خوندی برو ببین.

کاملا مشخص و برهنه.

حالا می فرمود که البته همین رو هم اینجا میاره حضرت استاد که پس حال سحر دلالت بر هوای وصل می-میکنه که خدا به حضرت موسی فرمود موسی دروغ میگه کسی که میگه منو دوست داره و شب تا صبح میخوابه.

آری سالک در سحر حال دگر دارد.

فرمایش حضرت استاد که سر روی مهر آرد و دل مملو مهر کردگار ما و مهر دارد.

سرشو سجده است، دلش غرق در عشق خداست.

راه رو در سحر کامروا گردد.

دنبال چی؟

چه راهی رو میخوای بری؟

میخوای کامروا باشی؟

سحر، دل سحر.

اصلا [نفس عمیق] حاجت‌هایی که زورت نرسیده به هر دلیلی تا حالا بگیری، اینطوری بگم خودمونی عرض کنم، سحر راحت می‌گیری.

حالا اینا هر جمله‌اش بحث داره دیگه.

چون زیاد سینه زدیم، زیاد که نزدیم ها کاری نکردیم چهار تا تپ تپ زدیم به سینه‌مون زیاد سینه زدیم.

اینا حالا نسبت به وقت زمان هیت از گذشته دیگه اون وقت میشیم که در سحر دردها دوا گردد.

به به.

این همه حاج آقا تو مستدعا من درد دارم، درد چی دارم؟

دوای دردت سحره عزیزم.

[سرفه] که سحر سالک دل داده آواره را رهاورد کوی ولا آرد.

کسی که داغون آقاشه.

من دارم اینو خیلی خودمونی میگم همه بفهمید یعنی چی، چی گفت الان.

کسی که بیچاره‌ی آقاشه.

بیچاره شده.

می‌فرمود که این رهاورد کوی ولا آرد.

چی؟

سحر.

یعنی تو رو میندازه تو صراط، میندازه تو کوچه بنی هاشم.

برو در خونه حضرت زهرا [ص].

چی؟

سحر.

چقدر به من خندیدن یه زمانی وقتی جلسات گناه شناسی‌مون رو شما نوجوان بودید انداخته بودیم سحر شبای جمعه.

تو همین مسجد ثقل بن علی علیه الصلاة والسلام.

یه دو ساعت قبل اذان ما جمع می‌شدیم.

همه نماز شباشون رو می‌خوندن.

یه چهل تا پنجاه تا نوجوان هم بودیم.

خود منم تازه به جوون رسیده بودم.

بعد شروع کردیم کلاس قرآن شناسی.

چقدر مسخره کردن همون موقع ما رو.

[سرفه] دل را اطلس آسا، الله اکبر.

چقدر حرف تو همین یک کلمه است.

اطلس اون آسمان، اون آسمان آخر رو بهش میگن اطلس که دیگه صاف صافه، زلاله، هیچ ستاره‌ای توش نیست.

فلک نهم.

هیچی توش نیست.

حالا اینا رو قبلاً براتون گفتیم.

میگه ساده و هموار دار.

Allah اجازه بدین من اینو ورود نکنم الان.

چون خیلی حرف توشه.

اینو بذار یه جلسه دیگه.

یه چند تا جمله در خصوص شب جو-- سحر و نماز شب بگم.

اولا از امام، از پیغمبر عزیز اسلام سلام و صلوات و درود خدا و ملائکه مقربش و اولیاش بر او و خاندانش.

جلد هج-- شصت و هشت بهار، صفحه دویست و بیست و یک می‌تونید این روایت رو.

چقدر این روایت عالیه و متاسفانه چقدررر بد معنیش کردن برای من و شما.

یه روزی گوش منو بگیرید اینو با همدیگه بازش کنیم.

إن لربكم.

به به، به به.

إن لربكم.

برای پروردگار شما، اول از پروردگار خودت شروع می‌کنم.

في أيام دهركم.

دهر، دهر بالاتر از مرتبه زمانه.

مال ملکوته.

بالاتر از ملکوت چیه؟

سرمده.

قبلاً گفتیم اینو براتون فرقشون چیه.

زمان اینجاست، اینجا.

حضرت زمان.

زمان هم حرمت داره.

بالاتر از اینجا ملکوت دهره، اونجا دهره.

بالاتر از اون سرمده.

اینجا داره میگه في أيام دهركم.

برای پروردگارتون نفحات، به به، به.

یه نسیم‌های رحمتی وزیدن می‌گیره.

ألا فتعرضوا لها.

خودتون رو در معرض اون نسیم‌ها قرار بدید.

حالا چقدر رمز و سر و راز اینجا نهفته‌ست که به من و شما نگفتن.

چرا لربكم نه برای خود شما؟

چرا از رب آزا-- آغاز شده این نسیم؟

نه رب خودتون.

إن لربكم.

في أيام دهركم.

از دهر برای شما این نسیم میاد نه تو زمان و مکان.

یعنی از ملکوت میاد.

خودتون رو در معرض این ملکوت قرار بدید.

ملکوتش، ملکوت ایام عمر ما تو این بیست و چهار ساعت سحره.

اون ثلث آخر خصوصا.

اون ملکوته.

اون نسبتش به این زمان میشه مثل دهر.

حالا اینا اسرارشه، remixشه من بعداً باید براتون بگم.

الان اجازه بدید رد شم.

فقط تشنه بشی...

چه خبره؟

این درس و بحث‌های حضرت استاد همین بلا رو سر ما آورده‌ها.

یعنی هر روایت و آیه‌ای که اخیراً ما بعد از این درس و بحث‌ها می‌بینیم بسیارrr نگاه ما متفاوته از قدیم، نسبت به قدیم.

میگیم از چیزاییمون نمی‌فهمیدیم الان داریم متوجه میشیم.

این تیزبینی که حضرت استاد اشراقاً داره به خود شما میده ها.

بهار جلد هفت، صفحه دویست و سی.

بعضیا میگن آقا ما خب هرچی می‌کنیم سحر بیدار نمی‌شیم.

یا دلیل مزاجی داره عزیز دلم، فیزیکیه که قابل رفعه یا دلیلش اینه که امام صادق علیه السلام در این روایت فرمودن قال صادق علیه السلام إن الرجل یذنب ذنبا همونا مرد یه گناهی می‌کنه، یه گناهی می‌کنه یذنب الذنب، یه گناهی مرتکب میشه.

هر گناهی.

فیحرم صلاة الليل.

یحرم فی م-مجهول اومده.

پس محرومش می‌کنند.

کی؟

فیحرم مجهوله.

کی؟

چه می‌دونیم.

محرومش می‌کنند.

هر جای بی سر و پای نیست دل سحر.

بخواب، بخواب، بخواب ببینم.

[صدای کودکان] مکه رو هر کسی رو راه میدن؟

پره طاووس رو به کرکس میدن؟

فیحرم صلاة الليل.

نماز شبش رو ازش میگیرن.

بیداره.

خال نزاره پاشه نماز شب بخونه حتی بیداره.

حالا بگذریم هر کدوم از اینا چون من قول دادم مختصر حرف بزنم رد میشیم.

هر کدوم از اینا جای شرح و بحث و توضیح داره.

روایت دیگه.

اه به به.

چقدر این روایات شیرینن.

چقدر راه رو برای ما باز می‌کنند.

ما رو متوجه اشتباهاتمون می‌کنند.

ای کاش که توجه کنیم.

[نفس عمیق] جلد هفتاد و سه بهار، صفحه صد و هشتاد.

امام صادق صلوات الله علیه فرمود کثرة النوم.

بعضی‌ها میگن آقا ما خیلی می‌خوابیم.

هرچی هم می‌خوایم برن نماز شب پاشیم نمیشه.

از اون طرفم دوباره خواب آلودیم.

حالا یه وقت هست باز مزاج به هم می‌ریزه.

یک وقت هست آدم پیر میشه.

مثلا پیرا دیگه خب سن که میره بالا اینطوری میشن.

چیکار کنن بیچاره‌ها؟

درد پای، پا درد، کمر درد، سر درد.

دیگه مجبورن بخوابن.

اما به غیر از بحث فیزیکیش می فرماید کثرة النوم [نفس عمیق] مذهبة للدین والدنیا.

مذهب یعنی برنده.

دین و دنیا رو میبره.

کسی که همینطور بی جهت می‌خوابه.

عرض کردم یک وقت هست کسی پیره مثلا پدر مادرهای ما مثلا کمر درد و سرش درد گرفته می‌خوابه.

اینا من کاری ندارم.

نه همینطور بی‌جهت می‌خوابه.

عاشق خوابه.

زیاد می‌خوابه.

کثرة النوم.

اکسار خواب داره.

این چی رو میبره به نظر شما؟

هم دین، هم دنیا.

یعنی فقیره.

روایت داریم عجیبه.

قیامت فقیرترین آدم‌ها اونایی‌ان که زیاد خوابیدن.

مخصوصا شب جمعه.

روایت داریم کسی که شب جمعه خواب باشه قیامت حسرتی می‌خوره که آهش جهنم رو می‌سوزونه.

چه خبره توش دل شب جمعه؟

حضرت یعقوب چرا به پسراش گفت سأ استغفر لکم، سأ استغفر یعنی بعدا در آینده نزدیک برای شما استغفار می‌کنم.

دل سحر شب جمعه مفسرین فرمودن.

[نفس عمیق] یه کتابی هست به نام شب مردان خدا.

آقای زیابادیه.

حضرت آقای جاودان دیدم در این کتابی که پیش منه، داشتم مطالعه می‌خوندم این کتابو دیدم چه کتاب شیرینیه.

شما نوجوونا و جوونا حتی، مخصوصا نوجوونای این هیئت لازم می‌دونم، قاسم داوود کجاست؟

لازم می‌دونم این کتاب دست تک تک نوجوونای هیئت بره.

اصلا هم بحث فلسفی، حکمی، عرفانی اینا نیست.

دستورالعمله.

بعد یه چیزی به شما بگم شاخک‌هاتون تیز بشه.

این جمله فکر می‌کنی دست کیه؟

به دستخط خودش نوشته.

"بخش عمده‌ای از کتاب مطالعه شد.

مطالب سودمند بسیاری در آن است که برای جوانان دانستن آنها لازم یا راهگشا است." خداوند رو باید در حق مؤلف دعا کرده و کسایی که در این راهن و اینو می‌خونن.

سال نود و هفت.

دستخط کیه؟

رهبر عزیزمون.

رهبر عزیزمون این کتابو خونده می فرمایه راهگشا است برای همه نوجوون‌ها و جوون‌ها راهگشا است.

حالا لابلای بحث‌های حکمی، اون بحث درس و بحث‌های ما، اینا باید باشه دیگه.

توی این کتاب، توی این کتاب دیدم که آقای جاودان که ما ز-یه زمانی روضه‌های سخنرانی‌های ایشون رو می‌خوندم بنده محضرشون رو الحمدالله درک می‌کردیم یه زمانی.

صاحب نفسه ایشون.

یعنی من به شما عرض می‌کنم بیشتر از، بیشتر از قلم و سخنش از نفس ایشون می‌تونید بهره بگیرید.

هی میاد بهمون میگه حاج آقا کجا بریم نفس بزنه فلان.

بفرمایید حاج آقا.

ایشون توی این کتاب، کتاب آقای زیابادی رو به عنوان برای سالک الی الله و سحرها و برنامه‌های سحر معرفی کرده.

برید اون کتاب مردان خدا، شب مردان خدا، مراغه‌ زیابادی.

ایشون میگه اون کتاب رو بخونید.

اینم از این یه هدیه.

آیه هفتاد و نه از اسراء.

و من الليل، زیاد این آیه رو خوندیم.

و من الليل فتهجد بهی نافلة لك عسى ان یبعثک ربک باز اینجا پای رب تو وسطه.

مثل الا ان لربکم فی ایام دهرکم مفعود.

اینجا می‌فرماید عسى ان یبعثک ربک مقاما محمودا.

مقام محمود که حضرت آلامه حسن زاده علیه الرحمه در شرح مصباح الانس قبلا عرض کردم می‌فرماید این مقام حکمته یعنی پی بردن به حال اشیا، احوال اعیان موجودات که یکیش خودت هستی.

یعنی به درون اشیا پی ببری، به باطن اشیا پی-- باطن آیات رو بخونی.

الهی ترددی في الآثار [صدای محیط]یوجب بعد المزار.

رد میشی از این حقایق، از این آثار رد میشی که به زیارت خدا برسی.

[صدای کودکان] توجه کردیش شد؟

این آیه می فرمود این، این راهش تو رسیدن به چی؟

مقام محمود.

تو نماز شبه.

من اللیل فتهجد به نافلة لك.

نافله شب، همون نماز شب.

یعنی چقدر ما زور زدیم چند ساله، سه چهار ساله داریم زور می‌زنیم حکمت، حکمت، عرفان، عرفان.

میگه راهش از دل شبه.

[صدای کودکان] آیه شش مزمل قبلا هم خوندیم إن ناشأة الليلة هي أشد وطئا وأقوم قيلا.

آخ، آخ، آخ، آخ، آخ که چقدر تو این آیه حرف خوابیده.

الله اکبر.

أشد وطئا، أشد وطئا وأقوم قيلا.

دعوی صداقت ایمان اینجا مشخص میشه، دل شب.

صداقت ایمانت چقدره، پاکی دلت چقدره.

همش این دعواها، اینا دعوی‌ها اینا همه تو دل شب مشخص میشه.

شهودش تو دل شبه.

یه روایت قشنگ دیگه دیگه.

دو تا روایت دیگه تقدیم کنم و بسه.

البته می‌دونین ما عادت نداریم تو روایت بخونم رد شم ها.

با یه روایت یه منبر میریم و باید هم بریم.

ده تا، صد تا منبر باید با یه روایت بریم، اگه اهلش باشیم ها.

ولی حالا دیگه به نوش جونتون.

این رو-روایت جلده هشتاد و چهار، صفحه صد و سی و شش بهار.

امام صادق علیه السلام فرمود: اونایی که گناه زیاد کردن مثل من یا روز گرفته‌ن بالاخره گناه می‌کنن تو روز.

راهش چیه؟

صلاة الليل كفارة لما اجترحه بالنهار.

لم اجترحه مجروح، مجروح.

لم اجترحه بالنهار.

هرکس که با گناه خودش رو مجروح کرده، جراحت به خودش وارد کرده، داغون کرده خودش رو.

کی؟

بالنهار تو روز.

کفاره‌ش چیه؟

صلاة الليل كفارة لما.

نماز شب.

حالا یه سؤال.

شما که گفتی کسی گناه کنه نماز شب مسحش نمیشه.

چطور اینجا میگی اگه گناه کردی نماز شب بخون؟

ولی زرنگ‌ها اینا رو توجه می‌کننا.

اونایی که زرنگ نیستن اصلا توجه نمی‌کنن.

متوجه نمیشن اصلا که بخواهند توجه کنن.

جوابش چیه؟

باشه طلب‌تون.

[صدای کودکان] این باشه طلب‌تون.

چون بی‌حالی دم شب.

بهار جلده هشتاد و چهار، صفحه صد و پنجاه و سه.

اینم آخرین روایت.

[صدای کودکان] اون موبایل رو بذار کنار ، گوش بده.

[صدای کودکان] امام صادق علیه السلام.

صلاة الليل، صلاة الليل.

کیا میخوان خوشگل بشن؟

[صدای کودکان] اگه نگی هستیم آقا.

[خنده] صلاة الليل تحسن الوجه.

نیکو می‌کنه چهره رو.

سلام علیکم.

در خدمت شما هستم.

تحسن الوجه.

چهره رو خوشگل می‌کنه.

بله.

تازه داری می‌فهمی که چرا به مدینه هیئت [خنده]...

دیگه چی؟

تحسن الخلق.

خیلی شدید حسن خلق میاره.

چرا؟

چرا؟

چه ربطی داره نماز شب به حسن خلق؟

چه ربطی داره؟

ربطش باشه طلب‌تون.

ربط علمی داره.

و تطیب الريح.

آقا بعضیا بو گند میده بدنشون.

دیدم اصلا بعضیا اصلا نزدیکش میشی سردرد میشی.

بو بد داره بدجو-- بو تلخ، عرق بدنش فلان و اینها.

خودش اصلا اینطوری طبی-- اصلا طبعا اینطوره.

چرا میگه خواستی ازدواج کنی؟

بوی، بوی همسرت رو استشمام کن.

با یه عمر باهاش زندگی کنی.

حالا یکی بدبوه.

چه کنه بدبخت؟

چه کنه؟

نماز شب.

عجب!

با چه ربطی داره نماز شب به خوشبوئی؟

باشه طلب‌تون.

[صدای کودکان] پیاز.

[خنده] يدر الرزق.

به، به، به، به.

يدر الرزق.

شرمنده‌ام که نمی‌تونم اینو بازش کنم.

بعد زشت میشه، بد میشه.

چرا میگه يدر رو؟

يدر رو؟

همینطوری می‌ریزه.

يدر رو.

[صدای کودکان] و یه چیزایی میگن بعضیا شاکی میشن میگن حاج آقا در شأن شما نبود این حرف.

باشه، اینم باشه طلب‌تون.

يدر الرزق.

اصلا من وصلت می‌کنم به منبع رزق.

همینطوری می‌ریزه، رزق می‌ریزه، يدر رو.

[خنده] چجوری من باز کنم آخه برای شما؟

به کسی هم برنخوره.

و تغذي الدين.

هی میاد میگه حاج آقا بدهکارم، گرفتارم، حق الناس بیچاره.

بفرمایید تغذي الدين.

بدهکاریتو میده نماز شب.

آخه چه ربطی نماز شب داره به ادای حق و دین و قرض؟

داره آقا جون.

[صدای کودکان] باشه طلب‌تون.

و تذهب من خدا رو شاهد میگیرم.

بین اینا نشستم ساعت‌ها فکر کردم، گشتم دنبالش.

رد پاشو پیدا کردم.

بعض-از بعضی از بزرگان زانو زدم پرسیدم.

البته میگم حالا باشه طلب‌تون بازی با احساسات شما نیست.

نریم اگه اینطوری فکر کنی.

دلم می‌سوزه چیکار کنم؟

و تذهب الهم.

یا من خیلی غمزده‌ام هم و غم هم زیاده.

بفرمایید نماز شب هم آدم رو میبره و تجلی البصر.

به به به به.

کسایی که بصرشون حالا چه بصر ظاهریشون، چه قوه باصرشون، چه اون بصیرتشون.

همش یه ریشه داره.

یعنی چه اینجوری عرض کنیم نفس بسی- بصرشون یا بصر نفسیشون یعنی نفس دیدنشون، چه دیدن ظاهر، چه دیدن باطن، چه دیدن حقایق، رقایق همه و همه ضعیفه.

میخواد تجلی کنه حق در این چشم.

چه کنه؟

نماز شب.

عجب!

چه خبره تو نماز شب.

حالا حضرت استاد یه جمله گفته ما این همه حدیث و آیه و جمله رو بخونم و بسه.

دعا هم که کردیم تمام.

جمله رو یه بار دیگه براتون بخونم.

چی بود حضرت استاد چی فرمودن؟

تو نامه‌ای که به اون رفیقشون دادن.

چقدر خوبه آدم رفیقش اینطوری باشه، نامه اینطوری بهش بده.

نه نامه بنویسه فلان، فلان شده، این و اون.

"هر که هوای وصال دارد، در سحرها حال دارد.

آری سالک در سحر حال دگر دارد که سر روی مهر آرد و در دل یا دل مملو مهر کردگار ماه و مهر دارد.

راه رو در سحر کامروا گردد که در سحر دردها دوا گردد که سحر سالک که سحر سالک دل داده آواره را رهاورد کوی ولا آرد." بعد میزنش به بحث اطلس و اینها که گفتم اون هم طلبتون.

انشاالله جلسه بعد.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهُم صَلّ عَلَى محمد و آل محمد.