یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اربعین کلیمی؛ وعدنا موسی ثلاثین لیلة
حضرت استاد دو خط شعر میخوانند و این آیه را. وقتی بحث اربعین را مطرح میکنند که ظاهراً ماه ذیالقعده بوده یا پیش رو بوده ذیالقعده میفرمایند رندان خدا یک اربعین به زندان مینشینند؛ یعنی از اول تا دهم ذیالحجه اربعین کلیمی میگیرند. اشاره به این آیه میکنند:
«وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» (اعراف/۱۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب تمام کردیم؛ پس میقات پروردگارش چهل شب به سر آمد.
سی شب میشود چهل شب. اینجا به یک معنا تصریح میکند جایگاه لیل را. اینجا میتوانست خدا بفرماید که سی شبانهروز؛ دیگر حضرت موسی که فقط شب نرفته بود به میقات که لیلاً و نهاراً؛ یا بگوید سی روز، چهل روز أربعين نهاراً؛ اما میفرماید لیلة. این ارزش و اهمیت لیل را میرساند. در حقیقت چکیده و زبده و خلاصهٔ آن میقات را دارد میگوید؛ کأنّ میخواهد بفرماید اصلاً همهآنچه مدنظر ما بود و همهآنچه آماده کردیم و همهآنچه هم و غم این کلیمالله بود در آن ساعات شب اتفاق افتاده و میافتد. این جایگاه شب است.
تطابق عالم و آدم؛ تصفیهٔ خون در لیل
اتفاقاً آن ارتباط قصر با دریا که شبهای قدر در خصوصش صحبت کردیم، این ارتباط قصر با دریا در بهترین زمان ممکنش لیل اتفاق میافتد خیلی با آرامش. لیل قبلاً هم اینجا گفتیم حضرت استاد میفرمایند که در شب یکی از خصوصیات بسیار زیاد شب — اصلاً خود شب حالا فارغ از نماز شب؛ نه خود شب سحر با بیداری شب — فرمودند که شب هرچه به نماز صبح نزدیکتر میشوی این هوا پاکتر میشود، تصفیه میشود؛ خون انسان حتی. یک رابطهای در بحث تطابق بین عالم و آدم پیشتر گفته شد وجود دارد که هر اتفاقی پیرامون ما در طبیعت رخ میدهد — نه غیر طبیعت؛ یعنی مثلاً کسی گناه میکند طبیعت که گناهکار نیست؛ به صورت غیرطبیعی دارد گناه میکند — آن اتفاقات طبیعی پیرامون ما که در آسمان و زمین و کوه و دشت و دمن و فضا و هوا اتفاق میافتد آنها مثالش در ما هست. همانطور که عوالمی در بیرون اگر هست، رتبههای آنچنانی در ما هست؛ مثلاً عالم مثال اگر بیرون هست در ما هم رتبهٔ مثالی هست. یعنی تصفیهٔ بیرون از ما — تصفیهٔ هوا در سحر و در شب و در لیل — در خون ما هم در درون اتفاق میافتد. خون ما هم شب تصفیه میشود. یعنی این تطابق بین عالم و آدم اینقدر دقیق است که حیوانات مگر مریض شوند یا بمیرند وگرنه اصلاً ساعت خواب و بیداریشان کاملاً تنظیم است؛ مشخص است که بیدار شوند که بخوابند. ولی انسان این تطابق را به هم میزند و دچار مشکلات میشود. و اینجا نشان میدهد که شب — لیل — به مراتب بالاتر از نهار و روز است.
قصص/۷۱–۷۲؛ سمع در لیل و بصر در نهار
نکتهٔ بعد اگر چنانچه خاطرتان باشد در آیهٔ هفتاد و یک و هفتاد و دو سورهٔ قصص آنجا که فرمود قل أرأیتم إن جعل الله علیکم اللیل سرمداً إلی یوم القیامة؛ دوباره عین همین در آیهٔ بعدش اما جعل الله علیکم النهار سرمداً إلی یوم القیامة. آنجایی که بحث لیل بود آخرش فرمود أفلا تسمعون. در شب بحث سمع را مطرح میکند و آنجایی که بحث نهار بود آخرش أفلا تبصرون. گفته شد که صراحتاً اینجا شهود را به روز میزند این آیات و شنود را به شب. باز اینجا وقتی و واعدنا موسی ثلاثین لیلة مطرح است پیداست که یکی از رموز شب که مهمتر شده از روز همان شنود در شب است. شنود هم شبهای قدر — شب بیست و سوم بود دیگر — ظاهراً گفته شد که مهمتر از شهود است. شنود مهمتر است. قرآن اصلاً شنود است. قرآن شنود بوده. خود استماع قرآن یا خود تلقی قرآن شنود بوده که البته حقایقش به شهود نشسته اما به شنود کسب تلقی شده و اخذ شده. این نشان میدهد که شنود چقدر مهم است و شنود مال کیست؟ بر اساس همین آیهٔ هفتاد و یک سورهٔ قصص مال لیل است، مال شب است، شنود. پس این نشان میدهد که لیلی مورد نظر قرآن است که شنود در آن اتفاق بیفتد. اگر غض بصر کنید ترون العجائب — چشمانتان را ببندید تا عجایب عالم را روشن است؛ گوشهایتان را هم ببندید تا عجایب عالم را بشنوید.
تلویزیون و تخیلات فاسده؛ سبک زندگی
کسی که شب تا سحر پای تلویزیون است و دارد این سریال را میبیند، آن فیلم را میبیند، این برنامه را میبیند، هزاران چهرهٔ عجیب و غریب در تلویزیون دارد میبیند، این متخیلات فاسده بیچارهاش میکند. مشوش میشود قوهٔ خیالش اصلاً دیگر نمیتواند با آرامش. پس شنود چیست؟ این حرفها چیست؟ هنر کند دور کند نماز شب بزند به کمرش بعداً ادعا کند که ما نماز شب خواندیم. نه اینطوری نه. شنود مال چیست؟ تمرکز قواست. مال تسویهٔ درون، ارتباط درون با بیرون است. بیرون تسویه میشود؛ هوای سنگین جایش را به هوای سبک میدهد. درون همین اتفاق میافتد. اما ما این توازن را به هم میزنیم با این متأسفانه سبک زندگی غیر اسلامی. یعنی بسیاری از این برنامهها حتی برنامههایی که ظاهراً خوب هم هستند در تلویزیون — حالا خیلی این را نمیخواهیم درش ورود کنیم چون ظرفیت و پذیرش شنیدنش در اکثراً نیست و میگویند آقا رسانه را زد و مثلاً علم روز را تخته کرد — نه؛ ما بحثهای علمی دقیقی میکنیم که به دردممان میخورد. أکثرهم لا یعقلون. أکثرهم لا یتدبرون. أکثرهم لا یفقهون. قرآن میگوید صریحاً. حالا دلیل ندارد که همهٔ مردم جلوی این قاب نشستهاند پس اگر ما نشستیم. نه؛ اصلاً خیال را فاسد میکند، مشوش میکند. دیدن این چهرهها در تلویزیون. بسیاری از برنامهها البته اصلاً که خیلی کم میبینم. بسیاری برنامه هم که میبینم نگاه نمیکنم معمولاً فقط میشنوم. آثار به شدت مخربی دارد. حالا این طرف نشسته انواع و اقسام چهرهها را دیده. بعد این چهرهها انتقال موج دارند. حالا اینها چیزهایی است که خیلی ورود نمیکنیم درش. بحثهای علمی هم از من درآوردی نیست. چشمها حتی از راه دور حتی به وسیلهٔ رسانه اینها اثر میکنند و حتی آن حرفهایی که آن را میزنند، نیاتی که دارند، اینکه اصلاً آن برنامه به چه خاطر ایجاد شده، درست شده، اینها شما که خبر ندارید. ما که در رسانه هستیم میدانیم چه وحشتناک است پشت پردهٔ خیلی از این برنامهها. سر دکور بگیرید که دکورهای میلیاردی که چه بخور بخوری توش هست و پول کارمندها را ندارد بدهد سه تا سیما ولی میلیاردی پول دکور میدهد. آن دکور مثلاً یک میلیارد تمام شده، سه میلیارد فاکتور میکند، دو میلیاردش را میگذارد تو جیبش. بماند این حرفها. ولی خیلی چیزها هست. حالا یک شمهای گفته شد که بدانید همینطوری بیاطلاع نیستیم. و انواع و اقسام مطالبی که هست. خلاصه بعد ما توقع خیر از این قاب داریم. توقع خیر داریم. بعدم بعد از آن میخواهیم بنشینیم به سجده و حال خوش و نماز شب و لیل و شاید این حرفها چیست؟ خلوت، عزلت، آن سمت و سو، سحر و خلوت.
خلوت و ذکر به دوام؛ مقام محمود
حالا برخی گفتهاند عزلت، عزلت و ذکر به دوام. برخی گفتهاند خلوت و ذکر. در هر حال چه عزلت، چه خلوت که بنده خلوت را بهتر میپسندم تا عزلت. خلوت و ذکر به دوام. میشود انسان عزلت بگزیند اما خلوت نداشته باشد باز قوهٔ خیالش مشوش باشد؛ مملو از صور و اشکال موحشه و مدهشه بیچارهاش کند. ولی خلوت نه. یعنی اصلاً اسمش خودش خلوت است. حتی میشود انسان در جمع هم باشد اما خلوت باشد سرش. کن فی الناس و لا تکن معهم. اینها نشان میدهد که باید عوامل متعددی دست به دست هم بدهند که فتهجد به نافلة اللیل عسی أن یبعثک ربک مقاماً محموداً بلکه آن مقام ستودهشدهٔ محمود ایجاد بشود؛ آن توسط حضرت حق هبه بشود. که البته واسطهاش هم چون بحث هبه است — هبات و منح را قبلاً گفتیم که هر کجا منح و هبات باشد در سلسلهٔ طولی نزول فیض کی اینجا دستش در کار است؟ حضرت شیث یا شیث نبی. در فص شیثی، دومین فص فصوصالحکم، آنجا علامه این را تشریح میکند که هر کدام از انبیا یک خصوصیت خاصی داشتند. آن خصوصیت خاص حضرت شیث اصلاً اسمش هم هبةالله است. هبةالله. هبه شده به حضرت آدم. وقتی هابیل توسط قابیل کشته شد، شهید شد، سوز دل حضرت آدم به قدری شد که این سوختن ظرفیت درونی در او ایجاد کرد که خدا به او هبه کند هبةالله؛ و تمام انبیا از نسل ایشاناند. آن سوختن — علی قدر القابلیات یادتان هست فرمولش؟ — وقتی سوخت قابلیت عطاهای الهی منح و هبات را پیدا کرد هبةالله را به او دادند. از آن به بعد هر هبهای منحی اینها اتفاق بیفتد از ناحیهٔ ایشان است. مثل اینکه یکبار گفته شد ما تهرانیها به قول آقا بهجت هرچه میگیریم از سیدالکریم میگیریم؛ خبر نداریم؛ یعنی سر سفرهٔ سیدالکریمیم. سلسلهٔ طولیهٔ فیض هست یعنی امام عصر به ما میدهد اما از طریق ایشان. آنجا هم اینطوری است هر منح و مواهب الهی، اسم الوهاب حضرت حق که میخواهد پیاده بشود، یک دستی که تو کار است دست حضرت شیث است حتماً. پس آن سوختن به آنجا رسید حضرت آدم. و یکی از خصوصیات شب سوختن است؛ انسان را به سوختن نزدیک میکند که روز اینطوری نیست.
قدر آنات؛ فیض آنی در شب و روز قدر
البته قبلاً در یک جلسهای خیلی گذرا یک چیزی گفته شد و رد شدیم هیچکس هم توجه نکرد. آن هم اینکه گفته شد درست است لیلة القدر بیست و چهار ساعته است. یعنی کلاً قدر بیست و چهار ساعته. شب تا صبح لیلة قدر؛ صبح تا غروب هم روز قدر که عین شب قدر قدر و قیمت و اندازه دارد؛ عین هم هیچ فرقی نمیکند. کسی شب جا ماند روز هست. که ما فیض که نازل میشود یک آن است. این یک نکته است. آنی است. لذا قدر آنات را باید دانست. اینکه حالا مناجات یک ساعته دو ساعته شش ساعته یا یک لحظه است، مهم آن آنی است که فیض میریزد. آنجا آدم باید دامنش را پر کند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.