یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایّک نعبد و ایّک نستعین. الحمدلله على کل نعمته و اسأل الله من فضله. همه با هم دعای امام عصر رو سلامتی آن بزرگوارمون رو زمزمه میکندیم که امرا-امشب وارد شده. خیلی تو تاکید شده که امشب این دعا زیاد خونده بشود. بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کل ولیّک حضرت ابن الحسن این سال حضرت الله- اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. به حول و قوه الهی در این شب بینظیر و بسیار با عظمت ادامه بحث رو خواهیم داشت. یاد میکندیم از حضرت علامه آستاد محمد حسین حسینی تهرانی که تاکید داشتند این جمله رو خوب این نکته روشن است. تاکید داشتند که شب قدر اعتبار نشده، واقعیّت دارد. مثلاً پول، اسکناس، سکه اعتباره.
ریشههای قرآنی معنا
از ارزشش میافتد یا کلاً دیگر بیارزش میشود. اما واقعیّت و حقیقت همیشود هست. واقعاً ایشون میفرمودند حقیقتاً امشب برتر از هزار ماه است. یعنی شما امشب هرچه کنی هزار برابر تاثیر دارد و قدر یک عمر. خیلی تفضل بزرگی خدآند به گانش کرده که ایشون فرمودند که در جهت رشد سریع و تعالی سریع سالک در سلوکش امشب رو خدا رحم کرده به امت پیغمبر قرار داده. واقعاً اینطوریک. بحث ما امشب به قله خودش میرسد. اگرچه شبهای جمعه ما بحث لقاءالله رو داشتیم اما چون دو جلسه پیش شب دو شب تا دو شب نوزده و بیست و یکم بحث آن مقدار ناپخته و ناقص موند، امشب راه اجازه میخواهم همان بحث رو کامل کنیم. ما روی یک جمله نامه دوم حضرت استاد متوقف بودیم. در انتهای نامه میفرمایندد در مسافرت فواید بسیار است. آب که یک جا بماند بدبو میشود.
اصل و امّ در زبان دین
مگر به دریا برسد تا دریا شود و برنگردد. روی این کار میکردیم همین یک جمله. در این معنا جملات بزرگان ما چه درون مایک ای دارد که هرچه ما میگیم تمومی ندارد. ما در شب قدر گذشته بحث اقامه رو مطرح کردیم که این شبها بویک اقامه میدهدد در صدد که ادامه پیدا کنه و یک هیئتی اقامه کرده است ولایت رو که تمهیدات لازم رو برای اعضای هیئتش در ادامه این مسیر فراهم کنه. کسی که الان تموم شد هیئت پاشه برود سال قد-بعد مثلاً قدر سال بعد پاشه بیاید این اقامه نکرده ولایت رو. باید حتماً متصل باشه، ارتباط داشته باشه دائم برنامه داشته باشه و حتی جلساتش مدوّن باشه. چگونهست که راس ساعت میروی ادارد ساعت میزنی مدرسه میروی ورود داری خروج داری. هیئت هم باید اینطوری باشه. یک برنامه انسانسازه.
معیار کرامت انسانی
مخصوصاً، مخصوصاً و مخصوصاً شب قدر ایام هفته که شب جمعهست. امشب دو تا شب قدر به هم برخورد کرده یکی لیلة القدر بیست و سومه یکی هم لیلة القدر هفته شب جمعهست. خیلی با عظمته امشب. و کسی که شبهای قدر هفته رو مد نظر داشته باشه قطعاً در سیر و سلوکش موفقتره. این معنای وصل شدن قطره به دریاست. اگر قطره بیاید در کنار دریا عبور کنه، یک جو آب بیاید از کنار دریا عبور کنه متصل به دریا نشه به دریا وصل نشه و نمونه همراه دریا دیگر دریا نیست و آن هم بدبو میشود و میگویند و خشک میشود و از بین میرود. علت اینکه بسیاری از ما بوی خوشی نداریم بدبو هستیم. متأسفانه ثبوت این حالت تثبت در اعتقادات و اخلیق عقلیاتمون نیست.
خواندن برای دریافت اصول
نوسان در سیر و سلوکمون هست چون برنامه نداریم و مطمئن باشید امشب جلسه که تموم بشود دم در شیاطین جنی و انسی به خط شدن که ما رو جدا کنن از این کاروان. کسی موفقه و این بار رو به سرمنزل مقصود میرساند که برنامه دارد برای بندگیش، مراقبه که حالا این بحثها به ما.. ما وصل شدن قطره به دریا رو در شب نوزدهم به انا لله و انا الیک راجعون زدیم. گفتیم این یک اصل اصیلیست که در قوس نزول انا لله همه آمدیم و الان که در قوس صعود هستیم انا الیک راجعون. اگر الیک راجعون یعنی الی الله راجعون رجعت ما به سوی الله هست، چرا در زیارت جامعه کبیره پیشتر گفته شد ایاب الخلق الیکم؟ اینجا میگیم الی الله راجعون. اینجا میگیم الیکم. خطاب به ائمه هدی علیکم الصلاة والسلام میگیم ایاب، برگشت، جانم؟ اینجا الی الله تدعون میگویند.
روایت و روشنشدن راه
بله الی الله تدعون چون آنها تدایی از حضرت حق میکندندد. آنها دایی الی اللهاند. آنها دعوت به الله میکندندد. حرف شما درست. من هم الان اینجا نشستم در مقام دعوت الی اللهم. دعوت به خود که ندارم. دارم خودم و شما رو دعوت میکندم به سمت آیات الهی. چه فرقیست بین او و همه انسانهای دیگر؟ که برگشت همه خلائق به سمت اوست نه دعوت کنندگان دیگر. همان شب نوزدهم پیشتر گفته شد چون او مصداق اتم الله هست. الله اسم جامع است. تمام اسماء الهی در اوست. اأمت جمال و جلال. لذا ما که الی الله راجعون هستیم و الی الله المسیر راه به سمت الله هست. چون آن مظهر اتم الله هست لاجرم ما به سمت او در حرکتیم. یک شب هم در بحث لقاء الله در هیئت یازده حسن علیک السلام آنجا اینو گفتیم، باز کردیم.
میزان فهم و طلب
پس این وصل شدن قطره به دریا به یک معنا حتی لقاء ما، اصلا بحث کاملا اتفاقا با لقاء الله هم که شبهای جمعه داشتیم میخورد. لقاء الله در لقاء انسان کامل رخ میدهد. کسی اگر امشب توانست ملاقات کند انسان کامل رو، ملاقات کند امام زمانش را به لقاء الله رسیده و قطره به دریا متصل شده قطعا. حالا این رؤیت برای اوحدی یعنی بسیار عده قلیلی تک و توک با چشم بصر هم اتفاق میفته. میبینند برخی اما آنقدر ظرفیتشون بالاست دم نمیزنند. آن بزرگوارم اتفاقا وقتی این ظرفیتو در او دید خودش رو نمایان میکندد. مثل سید ابن طاووس که فرمود من هر وقت دلم تنگ میشود برای آن بزرگوارم میرم محضرشون دستشونو میبوسم. سلام گفته میشود. سوالاتم رو از ایشون میپرسم، سید ابن طاووس. معنای بیظرفیت نه.
پرسش یک نوجوان
ولی غالبا در کشف شهودی و رؤیت باطنی رخ میدهد که نشان رؤیت، رؤیت باطنی و کشف شهودی که کسی امشب بتواند ملاقات کند انسان کامل و امام زمانش رو که قطره به دریا متوجه بشود، م-یعنی اطمینان پیدا کنه که به دریا وصل شد، آن کیف نفسه، آن حالت نفسه که به قول حضرت علامه علیک الرحمه ملاک خود نفسه. نفس منبسط میشود. انبساط خاطر پیدا میکندد. گاهی اوقات یک قطره اشک میرویزی برای امام حسین انبساط میاد، منبسط میشی. اصلا ناله میزنی، زمزمه میکندی، اشک هم نیومده منبسط میشی. این از درون اتفاق میفته، مال بیرون نیست. گاهی اوقات هم شاید شب تا صبح سر سجاده عبادت کنی ولی انبساط نیاد، تازه هی خسته تر شی. این اتصال نیست. اتصال قطره.
حرکت از دانسته به نادانسته
برای همین شب اول پیشتر گفته شد تا میتوانید راهی پیدا کنیم، راهی پیدا کنیم تا ارتباط بگیریم، متصل بشویم، منبسط بشویم. رشهای از بهشت که انبساط خاطره به ما دست بدهد. کی ما منبسط میشویم؟ وقتی که دقت ارائه کنید این خیلی مهمه. انبساط از انقباض رد میشود. حالت منبسط از حالت منقبض رد میشود. مثل این که قرآن میفرماید "منهم الا واردها" هیچکس نیست مگر اینکه وارد جهنم میشود. بهشت بعد از جهنمه. جهنم انقباضه، بهشت انبساطه. کسی ب میتواند برود به بهشت برسه حالش بهشتی بشود یعنی قطره به دریا برسه حالش خوش بشود که قبر رو ببینه در خودش. قبر چگونه میاد؟ وقتی که انسان دهشت پیدا کنه، نه وحشت. وحشت غلطه. مثلا از یک سوسک بترسه. این چیز غلطیک چیز پایک ندارد. چیز برای چی بترسی؟ او برای تو خلق شده. ولی دهشت درسته.
فنا و نسبت آن با حرکت
انسان از جبروت و عظمت خدا بترسه این خوبه. کسی که برای امام معصوم جلال قائل نباشد که جهنم هم چی بود؟ مظهر جلال بود. کسی که جلال قائل نباشه یعنی ورود به محیطه قبض نکنه یعنی دهشت نکنه، نترسه، نلرزه از جایگاه از میقات و وعدنا می و وعدنا موسی ثلاثین ليلة وأتممناها بعشر فتم میقات ربه، ربه أربعين ليلة. این میقات موسی حفظ حریم کرد ده شب اضافه کردند. جلالت الهی رو دید و این گاهی اوقات مثلا شب نوزدهم هرکی به ما رسید یا پیام یا تلفن گفت حاجی دمت گرم. خیلی حالمون شب نوزدهم خوش بود. گفتم به من چه؟ به من ربطی ندارد. چرا به من میگی؟ باز همانها شب بیست و یکم گفتند حاجی اصلا یک قبض عجیبی داشتیم. گفتم بازم گفتم به من چه؟ قبض تو، بسته تو به من ربطی ندارد که. خودتی و خدای خودت و درون خودت. اتفاقا این خوبه.
گنج پنهان و آفرینش
اگر همیشود بسط باشه میدانید چه حالتی میشود؟ میبینی غریبهها، اینها رو خواهشا خوب این نکته روشن است. زبان، زبان علمیست اما ساده دارم بیان میکنم کوچکترام بفهمن. غریبهها به پدر و مادر تو بیشتر احترام میذارن تا تو. تو همش بسط دیدی، رحم دیدی، مرحمت دیدی، موهبت دیدی، محبت پدر و مادر دیدی، عظمت و آن جلال پدر و مادر رو چون ندیدی، گوشت رو چون نپیچوندن نمی ترسی و این غلطه. همیشود معلمی در مسیر تربیتش موفقه که یک دستش گوش بچه رو گرفته، یک دستش نوازش میکنه. علت اینکه بارها گفتم بسیاری از بزرگان ما بچه هاشون درکشون نمیکنن. من صحبت کردم با بعضی از بزرگانمونها. اسم میبرم. بزرگان اهل معرفت با بچه هاشون صحبت کردم. درک نمیکردند بابا آنون رو. چون صرفا مثلا بابا رو با بیرجامه تو خونه دیدن.
جایگاه انسان در سیر
من و تو با عبا و قبا و آن ردا و عصر انامه و چه و اینها یک عظمت قائلیم. تا لب تر میکنه میگیریم حرفها رو. الان میبینی بچه خودش تو خونه گوش نمیده. چون جلال رو ندیدیم. اتفاقا داشتم صبح در بین الطلوعین که ساعت امیرالمؤمنین بین الطلوعین ساعت امیرالمؤمنینه. ساعت نه یعنی شصت دقیقه ها. بین الطلوعین یک ساعت و خوردهایک. غروب حدود هجده دقیقه تا بیست دقیقه است. از مغرب تا غروب یا غروب تا مغرب بیست دقیقه. حالا بعضی ماه ها هجده دقیقه کمتر بیشتر. داشتم فکر میکردم این عبارت تو ذهنم آمد. سریع رجوع کردم به جامعه دیدم درست متوجه شدم. هیچ وقت دقت کردید جامعه کبیره می خونید، خطاب به اهل بیت علیکم الصلاة والسلام ان شا الله قسمت شه علی ابن موسی الرضا رو با معرفت زیارت کنید در حرمش جامعه کبیره بخونید آنجا یاد ما باشید.
باطن قرآن و باطن ولایت
این تیکه خطاب به امام معصوم میگی حتی کار شما به جایی رسید حتی تا وقتی که لا يبقى ملک مقرب باقی نموند ملک مقربی ولا نبي مرسل. نبی که رسالت گرفته ولا صدق و ولا شهید. همه اینها قبول. اینها رو متوجه میشویم. ولا عالم و ولا جاهل. جاهل دیگر چرا؟ ولا دنی و ولا فاضل. آدم پست و بلند مرتبه هر دو. دنی دیگر چرا؟ ارتباطش با شما چگونه است؟ ولا مؤمن صالح. این درست مؤمن صالح. ولا فاجر طالح. آدم بدکار. ولا جبار عنید. بدتر از آن. ولا شیطان مرید. شیطانی که رد شده. ولا خلق بین ذلک شهید. و هیچ خلقی اینجا نیست که به شهود نرسیده باشه. به چی؟ به چه شهودی؟ الا الله اکبر عرفهم. مگر اینکه به آنها شناسایی دادندد. عرفان دادندد. شناخت دادند. به کیا؟ به همین عالم فاجر طالح شیطان مرید و همه اینها. نادان جاهل و شهید عالم و همشون.
آداب نسبت با پیشوا
همه خلائق. چی رو به اینها یاد دادند؟ عرفان و شناخت دادند. جلالت امر کن. جلالت امر کن. نفهمید جمال کن. جلالت امر کن. ببین همش اسماء جلالیک. مشخصات جلاله نه جمال جلالت امرکم و عظم خطرکم. آن جایگاه عظیمتون و خطیرتون و کبر شأنکم بزرگی شأن تون و تمام نورکم و صدق مقاعدکم و ثبات مقامکم و شرف محلکم و منزلتکم عنده و کرامتکم علیک و خاصتکم لديه و منزلتکم من الله اکبر. میگوید اینها اصلا در آن کمون ذات همه موجودات در آن فطرتشون، در آن ذاتشون، در، در آن غیب وجودشون که اصطلاحا ما میگیم روح یا نفس هرچی که هست در تمام موجودات این تعلیم داده شده. جلالت شما آل الله. پس چرا از آن عظمت بر امام کا انسان کامل قائل نیست؟ انسان، حیوانات قائلند. امام هادی رو انداختن شیرا بخورنش. متوکل ملعون بود.
فخر فروشی و آفت آن
بعد امام هادی ش وقتی رفت سن سال آن بزرگوارم کم بود. همه گفتند الان تموم شد دیگر پسر فاطمه رو شیر خورد ما بی امام شدیم. بعد دیدن شیرهای درنده آمدن پوزشونو میمالیدن به خاک پای امام هادی. همه همه میکردند. دید دارد آبروش میرود آن بزرگوار رو آورد از قفس بیرون. یعنی حیوان میفهمه جلالت امام رو. هیچ ام-انسان کامل و امام و ولی خدایی رو تا حالا شنیدید حیوون بخورش؟ گرگی، شیری، درندهای بیاید جسارت کنه؟ اما انسان. ببین زمین و زمان به عظمت آن آگاهن. میگویند ما رد نمیشدیم مگر اینکه میدیدیم هیچ درختی، هیچ سنگریزهای نیست مگر اینکه دارد با پیغمبر گفتگو میکنه و تعظیم میکنه و سلام میده. ولی انسان، انسان متاسفانه. چی باعث شده؟ چون آمده تو نشئہ ناسوت اینجا ان حالت ادنا دارد دنیک، دنیا، پسته، پست فلسفی البته. مرتبه پایین پایینه.
زیارت و سکوت
اینجا حق و باطل مشوبن. شی شر و خیر مشوبن. نور و ظلمت مشوبن، قاطین با هم. عقل انسان لذا به خیالش، وهمش مشوب میشود، قاطی میکنه، قاطی میکنه خلاصه. قاطی شده همه چی. اینجا غبار غفلت نشسته رو و الا به همه تعلیم داده شده عظمت آنها. آن هم جلال آنها. اینو میخواهم بگم. مقصود ما چیک؟ تا ما توجه به جلال حضرت عقل میگوید الله جل جلاله و عظم شأنه. ما قراره به لقاء الله برسیم. قراره قطره به دریا برسه. انا لله و انا الیک راجعون. یعنی الی الله راجعون و الی الله المسیر. این الله مسیر ماست و چون انسان کامل مظهر اتم الله ما به سمت انسان کامل در خر-حرکتیم. ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم. حساب همه هم با آنهاست، با شماست و فصل الخطاب عندکم. حرف اول و آخر رو امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب میزنه در عالم. تمام شد.
مهمانی در حریم ولایت
حرف اول و آخر رو او میزنه. حالا شما حرف اول و آخر رو در وجودت چی میزنه؟ از خوابات میتونی بفهمی. شب بیست و یکم هم پیشتر گفته شد. خواب، چه خوابهایی میبینی؟ میتونی خودتو بشناسی. چرا پیغمبر در تمثلات نومیک ش در حدیث معراج، ایشون وقتی تشریف بردن آن تمثلات که در عالم معراج در سفرنامه پیغمبر رخ داد، پیغمبر فرمود هرچه دیدم علی دیدم. به شکل علی دیدم. صوت علی شنیدم. کلمه علی دیدم. یعنی چی؟ تمثلات به م-م-مثالهاییک که در نفس ناطقه پیغمبر رخ کرده. صور و اشکالیک که ایشون دیده، ملاحظه کرده. چرا همشو علی دیده؟ چون محبوبترین کس در وجود پیغمبر علیک. چرا تو تو خواب این چ صور و اشکال رو میبینی؟ چون اینها پیشت محبوبن. با اینها محشوری. این حرف میزنه تو وجود تو.
درسهایی از اهل معرفت
لذا قیامت که به پا میشود، این وجود تو که قیام میکنه، آن درون مایک تو که ملکات وجودیت، وجودی تو هستن و عادتهای تو رو ساختن و رسوخ کردند آن ملکات در وجودت همانا مثل بعضیان که قیامت چی میشود؟ رشد میکنه، سرسبز میشود. همانا. تو خودت با درخت وجود خودت هستی. اگر ما توجه به جلال خدا و جلال اه-اهل بیت علیکم الصلاة والسلام و جبروت و جلال و عظمت و ملکوت این جلسات نداشته باشیم جهنمی ایم آن بزرگوار جون. ما دستمون به بهشت نمیرسه. یک رشفه ای هست، نسیمی است، میاد میرود. ناصبیش هم گرفت. ناصبیک هم بهره برد. آن بزرگواری بهجت می فرمود اگر آن بزرگواری بهجت نمیگفت ما شک میکردیم. خود آن بزرگواری بهجت فرمودند که یک ناصبیک بود شنیدید داستانشو؟ جسارت کرد به یک شیعه ای.
مراتب سیر و سلوک
این رفت محضر امیرالمؤمنین گلایک کرد که یا علی چرا جواب اینو نمیدی به شیعه ها جسارت میکنه؟ بعد در تمسلی امیرالمؤمنین رو دید حضرت بهش فرمود دست بال ما بسته است. این برای پسر ما حسین. یک روز نشسته بود سر مسیّب. سه راهی مسیّب یادتون باشه یک سمتش میرود دو طفلان مسلم، یک سمتش میرود برای کاظمین و اینها، یک سمتش میرود کربلا. این یک س-سه راهیک. آنجا یک نهر آبیک. میگوید آنجا نشسته بود. امیرالمؤمنین دارد به این رفیقش میگوید آنجا نشسته بود و حالا رفته زیارت مولا تمسل شده براش مثالی از سبرأشکال خوب، زیبا. مولاشو دیده. رخت داده دارد حضرت بهش حقیقتی رو اثبات میکنه. فرمود آنجا نشسته بود، آنجا با چوبش با آب بازی میکرد. یکو یاد قصه کربلا افتاد. مسلم هم شیعه هم نبوده. یاد قصه کربلا افتاد.
رساله و دشواری راه
بعد آنطور که فکر میکرد گفت تو رو که کشتن حسین پسر فاطمه ای کاش یک قطره آب بهت میدادند. اینو که گفت یکو دلش سوخت. میگویند سنگ گریک کرده برای امام حسین. مصیبت عظماست. یک اشکی تو چشاش جمع شد. همین. امیرالمؤمنین فرمود چون برا پسر ما حسین گریک کرده دست بال ما بسته است. اینجا نمیتونم کاری بکنم. الله اکبر. به نا-ناسوی تاثیر گرفته. این رشه ها اینها میاد میرود گناهارو. مثلا شما آمدی اینجا گناهات بخشیده شده، تمام. باید زور بزنی مثل قطرهای که به دریا برمیگردد بمونی دریا بشی همراه او باشی. لا فرق بینهم و بین حبیبهم. دیگر یکی بشی. به اندیت برسی. ان دربهم یرزقون. که اندیت حضرت علامه تهرانی در کتاب الله شناسیشون دیدم اگر اشتباه نکنم سه جلدیک که فرمود مقام فاطمه زهراست. اندیت که شهید به آن مقام میرسه.
مقام عندیت
این قصه وصل شدن قطره به دریا که علامه اینجا گفته خیلی این رشته سر دراز دارد. خیلی باید بهش دقت کنیم. چرا میگوید بعد از ن باید چند تا مثال بزنم. چرا میگوید بعد از نمازت بشین تعقیبات بخون؟ آیا این جز جلال الهی قائل شدنه؟ تو میروی به پدر و مادرت سر میزنی. یک مدته پدر و مادرتو ندیدی. اگر جلالت و عظمت برای پدر و مادرت قائل نباشی "سلام بابا سلام مامان خوبین؟ خداحافظ" رفتم. بشین. حریم نگهدار. اولاً بدون اجازه وارد نشو. یا ایکا الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبي إلا أن يؤذن لكم. وارد نشید ظاهرا احزاب باشه به خونههای پیغمبر. مگر اینکه به شما اجازه بدن. یعنی جلال دارد، حریم دارد.
مادیت و حیات جاودان
پدر و مادرتم رفتی همینطور "سلام بابا سلام مامان خداحافظ." این چه جلالتی برای پدر و مادر اگر تو حالیت باشه در محضر کی هستی پاتو دراز نمیکنی. بعد منتظر میشینی تا پدر و مادر مرخصت کنن. گفتند بگن پسرم، دخترم برو. نماز اینطوریک. تا نماز تموم شد سلام علیک خداحافظ شما. یکو به بغل دستیش حرف میزنه. چرا آن دیگر جزو تعقیبات نیست؟ تو راه بیفت تو خیابون تعقیباتو بخون. تعقیبات نیست چون حریم نگه نداشتی. اصلاً ص این که سلام آخر رو میدن هی کلهشون رو این ور آن ور میکنن آره رده سننه. شیعه هم چیزی ندارد. چون تا وقتی که سرت به سمت قبلهست تو در ها-هئیت و کثرت نمازی میگویند خارج نشو از این حالت. تو همان هیئت نماز باش که تعقیب نماز حساب بشود. حریم نگهدار. بشین. چرا به موسی گفت موسی میدانی چرا تو رو انتخاب کردم برای ت کلیم اللهی؟
کثرت و وحدت
با من کلام بگی صحبت کنی. چون هرچی نگاه کردم تو بیشتر از همه موجودات و خلائق بعد از نماز میشستی. میشستی تعقیبات، دعا، سجده. حریم نگه میدارد. عظمت قائله برای خدا. کسی که جلال برای حضرت حق قائل نیست مثل آن بچه است که میرود خونه به پدر و مادرش ولی دیگری به برای پدر و مادرش خیلی احترام قائل میشود. این حالیش نیست. اینها خیلی مهمه. فهم اینها. اصلاً لیله قدر آمده که ما رو دریا کنه. دریا چه عظمت دارد. قدیمها میگفتندد دریا چیک؟ نامرده. کیا شنیدن؟ دریا نامرده. و اصلاً میروی ما زمان جنگ غریق نجات بودیم و غواص بودیم و اینها میرفتیم تو آن لجه، توی آن عمیق جاهای عمیق واقعاً مخصوصاً وقتایی که تنها بودیم یک دفعه رعب و وحشت میگرفت. بارها براتون تر-تصویر کردند. کالات که برا ما گذاشته.
اسم جامع
یکو میبینی مثلا چندین متری موج میبرد بالا یکو میکشد پایین. یک عظمت دارد دریا. تو تا وصل به دریا نشی چگونه میخوای جلال رو بفهمی؟ اصلاً تفسیر این شبهای قدر اینه که انسان بیاید جلال اهل بیت رو مشاهده کنه، عظمت رو. وقتی تنها هستی تو خونه خیلی این رو ما نمیفهمیم. بشین یک سری گریک کن. ولی میای تو تجمع اجتماع اهل ایمان، ید الله میاد بالا. الله اسم جامع. جلل و جلاله الله جل– ید الله مع الجماعه. بعد جلالت رو احساس میکندی، میبینی. و این البته جلال الهی در شب بیشتر خودش رو نشون میده. جلال. تا روز. همانگونه که شنود، ما یک شنود داریم، یک شهود. به نظر شما شنود بهتره یا شهود؟ دیدن بهتره یا شنیدن؟ شنیدن؟ در دنیای ظاهری که ما مشغولیم میگویند شنیدن کی باید مانند دیدن و دیدن بهتره و دیدن و اینها.
تخصص و جامعیت
اما در عرفان اتفاقا شنود بالاتر از شهوده. اینو بدونید. قرآن شنوده نه شهود. شنوده. پیغمبر شنیده. لفظه. لذا برتر از هر چیزیک. مثلا علامه در کتاب انسان در عرف عرفانش قبلا اینها رو من شرح دادم براتون به فضل الهی برای اینکه راحت میگم. میفرمود تمثلات نومیک تو خواب وقتی حقایقی از عالم بالا تنزل میکنه و به تو میرسه در عالم برزخ وجودی تو قوه خیالت در خواب، آن یا صوت و لفظه یا صور و اشکاله. اگر آن، دقت ارائه کنید پیامهای الهی که در عالم برزخ وجودی یعنی در خواب دارد به تو میرسه، آن پیام با واسطه باشه صور و اشکاله. صورت میبینی شکل میبینی. اما اگر بی واسطه باشه صداست. شنود خیلی بالاتره. شنود مال کیک به نظر شما؟ روزه یا شب؟ شنود. شنیدن. قرآن میگوید مال شبه. الان یک روزنهای دارد باز میشود برای ما.
استعانت از حجت
خوب این نکته روشن است جا نمونید از بحث، شیرین میشود. برخی الان حاجی واجن. حاجی این موشکی که دارد میزنه نقطه زنه این کدوم نقطه رو دارد میزنه؟ الان متوجه میشید. آیک ش رو براتون بخونم. یک بارم البته قبلا تو بحث فکر میکنم شرح رساله سید بحر العلوم گروه های جمعه اینجا، آنجا اینو گفتیم. آیک هفتاد و یک و هفتاد و دو سوره قصص رو برید تو خونه تون در این معنا. هی تند و تند و تند آیات قرآن رو نخونیم بریم جلو نمیفهمیم چی میگوید. خوبه آن هم برای اینکه انسان مزاجش معتدل بشود. ختم کل قرآن عربی خوندنش مزاج رو معتدل میکنه، نور دارد اینها. اما تدبر، تأمل این آیات، این آیک هفتاد و یک رو اول بخونیم. "قل ارأیتم إن جعل الله عليكم الليل سرمدا".
معرفت مقصد
بگو اگر شما میدید که خدا میدیدید که اگر شما در این معنا "جعل الله لکم" خدا برای شما قرار داده "الليل سرمدا" شب رو دائمی قرار داده. "الى يوم القيامة" تا قیامت شب رو دائمی کرده. "من اله غير الله يأتيكم بالضياء". کی به جز الله نور رو یعنی روز رو برای شما میآورد؟ اگر همیشود شب باشه. بعد اینجا میگوید چی؟ تشریک می خواد بزنه قرآن. می فرماید "افلا" وقتی بحث شبه، اگر شب دائمی باشه "افلا تسمعون؟" نمی شنوید؟ چون بحث شب بود. آیک بعدش همین که هی اثر رو دارد. می فرماید "قل ارأیتم" باز به همین وزان. بهشون بگو که اگر در این معنا "إن جعل الله عليكم نهارا سرمدا". حالا اگر روز همیشگی بود "الى يوم القيامة من اله غير الله يأتيكم بليل تسكنون فيه". کی برای شما شب رو میاورد جز الله که درش آرامش پیدا کنید؟ اینجا باید چی بگه؟ آفرین.
آغاز چله و اندازه توان
چون بحث روز بود روز تا قیامت. بهشون میگوید "افلا تبصرون؟". آیک قرآن داریم میگیم. هرچی عرفا و بزرگان میگویند مبناش تو آیات الحمدالله قرآن هست. شب شنوده. یعنی مهمترین چیزها تو شب اتفاق میفته. یک دلیلی که ما تو کانال، کانال مرام گمنامی از جهت علمی شاید کسی متوجه این نبود. از جهت علمی گفتم هیچ تصویری از بنده تو کانال مرام گرا، گمنامی نذارید. تو کانال شجره که خودمونی بچه های هیئت یا زهرا هزار و خردهای آدمه مثلا تو کانال. همه تصویر منو دیدید، میبینید، میشونداسید اینها. هزار نفر آمده. اما تو مرام سیزده چهارده هزار نفر آدم آمدن. تشنه ان که این چیک؟ چ کجاست؟ نمیبینن منو. فقط گوش میدن. اصلا اسم منم نمیدونن. مخصوصا این کارو کردیم. اینها اتفاقا بیشتر استفاده میکنن. البته بحث حضور رو فعلا ما کاری نداریم ها.
چلههای متناسب با وجود
بحث حضور نه. چون هیچ چیزی حضور نمیشود. فیض حضور. یعنی بری حاضر بشی در محضر امام، در محضر، در جلسه حاضر بشی. این قصهش فرق میکنه. اینو باید اشتباه نشه. بحث دیدن و شنیدن. شما فیلم یکی رو ببینی یا صداشو فقط گوش بدی. امیرالمؤمنین علی علیک الصلاة والسلام فرمود شنیدن ده برابر دیدن تاثیر دارد. شنیدن. ده برابر خوندن شنیدن تاثیر. اصلا دهان روح من و شما چی بود؟ آن کتاب دهان روح رو چقدر توصیک کردم بگیرید بخونید. چقدر پیام دادند. خدا خیر بدهد این حاجی اصلا نمیدانم این کی هست. این پوست و استخونه. الحمدالله. این هرکی هست بگویید ما گرفتیم خوندیم خیلی عالی بود. کتاب دهان روح. دهان روح. دهان روح ما چیک؟ گوش از طریق گوش روحمون دارد تغذیک میشود. حالا برو هرچی میخوای بشنو.
خدمت به خانواده
انواع اقسام موسیقیها و شنیدنیها، اراجیف، فحش، دری وری، غیبت. بشنو آن بزرگوار بشنو نوش جونت. ببین قیافه ات چجوری عوض میشود، چجوری مت، متمثل میشود قیافه ات برای اولیا تا میبیننت رو شونو برمیگردونند. به خاطر این شنیده ها دارد روحت رو تغذیک میکنه. چرا میگوید بچه تا به دنیا آمد سریع اذان بگو تو گوشش، تو گوشش اذان و اقامه. اول کاری که برای بچه میکنی. این گوش شنود. میسازه روحش رو. حالا بحث ما این نبود البته. آن نقطه ای که میخوایم بزنیم گفتیم شنود در شبه. اتفاقا الان کیک؟ چه شبیک؟ ليلة القدر. اولا لیلهست، شبه. ثانیا قدر. دقت ارائه کنید باز اینجا یک نکته ای رو. ما قبلا به شما پیشتر گفته شد هر جا که از مراتب ما فوق تنزل رخ بدهد و از مراتب ما فوق به مادون نزول رخ بدهد بهش میگویند لیله.
اخلاص پیش از اربعین
و هر جا برعکس الهای است عدو الكلم الطيب صعود باشه از پایین مراتب مادون به ما فوق حرکت کنی به آن در عرفان میگویند روز. روز من و شما کیک؟ وقت مرگمونه که و انا الیک راجعون. راجع میرویم به بالا. از پایین میرویم از نشئه یا وقتی میخوابیم روزه، روزه برای وجود ما روزه. چون از نشئه ناسوت رفتیم به ملکوت که عالم برزخ وجودیمونه، خوابه. چرا به امشب گفتند ليلة القدر؟ الان باید جواب بدید. به چه وقتایی میگویند لیله؟ وقتی که از مراتب عالیک دارد فیض نازل میشود. چرا به امشب گفتند ليلة القدر؟ چون یک چیزی دارد نازل میشود. آن چیک؟ انا انزلناه في ليلة القدر یا انا انزلناه في ليلة مباركة. امشب مبارکه چون یک چیزی دارد نازل میشود. حالا پس این چیزی که دارد نازل میشود چیک؟ اولا فیض الهیک که مطلقا قرآنه. ثانیا به چی نازل میشود؟
مقام مخلص و مخلص
به کی نازل میشود؟ میفرماید "في" این "في" ظرفیک است. در ظرف وجود ليلة القدر. حالا ليلة القدر این، مگه این شب ظرفه که درش نازل بشود؟ اولا چون دارد نازل میشود میگوید لیله. نمیگوید شب. ثانیا قرآن شنود بوده چون شبه شنود در شب اتفاق میفته. گوش هاتون رو این شب ها آماده شنود کنید. خیلی دنبال این نباشید امامتون رو در این معنا. دنبال شنود از امامتون باشید تا دیدن. ببینی عادی میشود برات. ظرفیت ما کمه. نکته بعدی اینکه ليلة القدر آن لیله رو تمام مفسرین، علامه حسن زاده، علامه تهرانی، مرحوم همشون فرمودند آن لیله وجود مقدسه فاطمه زهرا سلام الله علیکاست. قدر خود خداست. لیله قدر یعنی فاطمه خدا. قدر خداست. لیله یعنی حضرت زهرا. لیله. مؤنث هم آمده. تاء تأنیث دارد. ليلة القدر. فیض دارد در ظرف وجود فاطمه زهرا نازل میشود.
توحید افعالی
پس چه ربطی به امام عصر دارد؟ چه ربطی به امام عصر دارد؟ اصلا ساعات شبانه روز رو برید در این معنا. توی این آخرین صدا و ضبط صدایی که آمده تو کانال مرام گمگامی، یک دونه قبل از آن باید باشه. ما پیرامون ساعات شبانه ساعت روز حرف زدیم. مفاتیح رو در این معنا روایتش آمده هر ساعتی از صبح که بین طلوع و نشئات امیرالمؤمنین، بعد میشود ساعت امام حسن. بعد میشود ساعت امام حسین همینطور تا غروب ساعت امام عصر. کم و زیادم هست. ساعت امام جواد دو ساعته. ساعت امام رضا چهار دقیقه است. ساعت امام باقر چهار دقیقه است. ساعت امام حسین حدود سه ساعته. تو روز از صبح تا غروب. оно یک نوع اسراری دارد و ما برخیشو آنجا گفتیم. ساعت از اول صبح تا غروب شد ساعت امیرالمؤمنین تا امام عصر. حضرت زهرا کجاست؟ پیغمبر کجاست ساعتش؟ آفرین.
توحید صفاتی
چون لیله حضرت زهراست کل از غروب تا اذان صبح فردا ساعت حضرت زهراست. یعنی اصلا شب مال حضرت زهراست. اگر کسی میخواهد ورود پیدا کنه به دامن قدس و پاک صدیقه طاهره و بیچشه مقام مادرا راهی هیچ گریزی جز لیله و شب نیست. و البته پیغمبر چی میشود؟ کل ساعات دیگر کلش. چون اصل ها ثابت، آن ریشه است. کل بیست و چهار ساعت کلا شبانه روز پیغمبرود. اینها شؤون وجودیشند. ولی شب از همه هم طولانی تر. از غروب اذان مغرب بگیر تا اذان صبح. چقدر طولانیک؟ همش حقیقت حضرت زهرا دارد جلوه میکنه. لذا انا انزلناه في ليلة القدر در شب قدر دارد فیض نازل میشود. حالا سؤال موند، جوابش موند. پس اینجا امام عصر چی کار است؟ اگر دارد نازل میشود بر امام عصر، بر حضرت زهرا فیض دارد نازل امام عصر فرمود تنزل. اینجا رو داشته باش.
توحید ذاتی
تنزل الملائکه همه نازل میشوند همه ملائکه والروح. یک روح هم کنارشونه. فيها باذن ربهم من کل امر. همه امور در دست اوست. همه آن ملائکه خوددام و خزنه و سدنه، ببخشید سدنه یعنی خادم و در خدمت آن روحن. آن روح اعظم کیک که تنزل الملائکه والروح فيها فیض رو از حق گرفته میخواهد بدهد به انسان کامل، به امام هر زمانی. امام صادق در گوشی به یک سری از رفیقاش روایت مستند در کتب شیعی مستند دار این منابع هم فرمودند آن روح اعظم مادر ما فاطمه زهراست. اصلاً محل فیض الهیک. قبرش هم باید پنهان باشه. یک پارچه جلالت خداست. جلال و عظمت الهی در جمال او رخ نشون داده. اصلاً بعضی از بزرگان فرمودند امام عصر هم تشریف بیارن باز روضه مادرش رو مکشوف نمیکنه. قبر مادر میمونه پنهان برای خود امام فقط. هیچ احدی نمیبینه.
حکمت و رزق معنوی
اینم یک نظره به جهت همین مبحث که من الان گفتم. اینطوری وقتی نگاه میکنید تازه سر و رمز و راز اینو میفهمید که چرا میگوید اگر امام زمانت تحویلت نگرفت بهش بگو پسر فاطمه. اصلاً همه چی دست حضرت زهراست. برای همین از هیئت یا زهرا که به نام فاطمه زهراست امتحانات عجیب و غریبی میگیرن. دیدید این چند ساله. امتحان یا تو دیگر محبین الاهل البیت محبین امام حسین. این امتحانی که از فاطمیون میگیرن از آنان نمیگیرن. پوست میکنن. باید امشب آماده باشی. لذا دلبری بازم میگم دلبری کن هر طور بلدی. به حضرت زهرا رو کن امشب بگو مادر من از هر کسی که شما رو دوست دارد گذشته ام. یک ده یک دستور العمل خودمونی ولی با مبنا. مادر من از هر کسی که محبت تو تو دلشه گذشته ام. تو رو دوست دارد و اصلاً ازش راضیم.
معراج و علم بیپایان
بدهدکاری مالی بهم دارد، غیبتمو کرده، آبرومو برده، هر بدی که در حق من کرده من امشب آرامش پیدا کردم. راضیم. بخشیدم. آیا تو هم منو می بخشی؟ منم تو رو دوست دارم. بعد به قول آن بزرگوار مجتهد تهرانی می فرمود این حرفو به خدا بزن. بگو خدا امشب من از همه راضی شدم. حالا اگر تو از، اگر تو از من راضی نشی من از تو بخشنده ترم. چون من همه رو بخشیدم. هرکی به من بد کرده آن بزرگوار مجتهد تهرانی می فرمودند عجب دستور العمله. گ حرف بزن. زبان حال داشته باش. بر رو بر. نگاه نکن در و دیوار و منو. حرف بزن. امشب شبشود که بترکونی دلت رو. باز کنی دلت رو. سفره دلت رو. به خدا بگو خدایا هرکی بهم بدترین بدی کرد بخشیدم. اگر تو منو نبخشی من از تو بخشنده ترم و این محاله. پس تو حتما امشب میخوای منو ببخشی.
شب جمعه و اخذ معرفت
خدا کنه که امشب ببخشه که انشاالله بخشیده آمدی. انشاالله دستمون به دامن مادرمون زهرا برسه. ما هر شب با دلگویک رفتیم تو دعا. امشب نیت کردم که همین دیگر دلگویک خیلی نگیم یکو بریم تو دعا. بریم با شعر و خیلی انشاالله تفصیلی بخونیم. انشاالله حضرت زهرا به ما توجه کنه. انشاالله حضرت زهرا به ما نظر کنه، عنایت کنه. ما که به امام زمانمون خیلی بد کردیم. من خودمو میگم به شما جسارت نشه. خیلی بد کردم. خیلی شرمندهی آن بزرگوار. یعنی واقعاً یک حدیث امام صادق منو اینجا کشوند که مرحوم نراقی توی کتاب معراجش آورده آخرش که طرف ببخشید جسارت میکندم گناه بدی کرده بود. شراب خورده بود. بعد یک دفعه آن بزرگوار رو دید. امام زمانش رو دید. امام صادق دارد میاد. این هم الان گناه کرده. امامش دارد میاد. چه کنه؟ رو کرد به دیوار، پشت به کوچه.
رابطه با حال امام
حضرت امام صادق آمد رد شه. ان کان این آن کسی است که نما یرید الله لیلتبع نکم رشت سحل البیت لیطهرکم. با این دست یکپارچه متحرش زد رو شونه این دوستش فرمود برگرد. در هر حالتی هستید روتونو از ما برنگردونید. یعنی واقعاً این حدیث منو کشوند اینجا. والله واقعاً لال بودم بخوام با امام زمانم حرف بزنم. من کجا این حرفا کجا؟
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.