ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 040

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پناه بردن به خدا، ستایش او، یاری خواستن از پروردگار و درود بر پیامبر و خاندان او؛ سپس درخواست فرج و یاری برای راه حق.

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعين. الحمد لله على کل نعمته و اسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. به فضل الهی وارد میشیم بر بخش دیگری از نامه دوم حضرت استاد علیک الرحمه در کتاب شریف نامه ها بر نامه هاشون. از اینجا به بعد رو مورد توجه قرار میدیم که در متن نامه دوم ایشون می فرمایند که خدای شافي برای هر درد درمان آفرید. این نامه ها مثل یک تجویزی است. مثل یک نسخه ایست که شما رفتی پیش طبیب. حال و روزت بد بوده. به جای اینکه حالا پر حرف بزنی به تکلم و لفظ و صوت نوشتی تقدیم طبیب کردی طبیب به شما نسخه داده. این نامه ها حسنش اینه نسخه علامه‌ست. نسخه ایشون برای درد مندانه.

می فرمود خدای شافي برای هر درد درمان آفرید. یعنی اصلا درد بی درمان ما نداریم. برای هر دردی. حالا دوای همه دردها رو کجا پیدا کنیم؟ قرآن. آفرین به شما برای این دو تا یک صلوات خوشگل بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. این‌گونهک آدم وقتی با معارف رشد کنه بعد میبیبلکه قشنگ یعنی خیلی خوب و قشنگ پیش از اینکه نامه علامه حسن زاده رو بخونن جواب می‌دانستند. البته عمل بهش خیلی دشواره. عمل، عمل مهمه. دانستن آن هم خوبه اما عمل. فرمودند قرآن مجید را که شفا لما في الصدور است از خود قرآن ایشون مدرک می‌آورد که سوره یونس آیه پنجاه و هشته. شفا لما في الصدور. آنچه در سینه از دردها و آلام ایجاد می‌شود که مهم‌ترینش وساوسه. وسوسه ها در سینه انسان به شدت انسان رو مریض حال و بد احوال می‌کند. درد بزرگیک. درد درونیک.

آغاز سخن و ضرورت تعقل

این درد درمانش فرمود قرآن است. قرآن خودش شفا لما في الصدور خودش رو معرفی کرده. خویش را به قرآن عرضه کند. علامه می‌فرمود کسی که درد دارد و دنبال درمانشه خویش را به قرآن عرضه کند که معیار صدق، میزان عدل، ملاک حق و شفای بیماری‌هاست. حالا هر کدوم از اینها به واقع عرض کنم بلکه اغراق کنم. خاک بر سر من که بخوام اغراق کنم سر این مسائل بزرگ خودش بزرگه از بی‌سوادی امثال منو که مثلا بگم هر کدوم از اینها یک منبر هر کدوم ده تا منبر. فرمود قرآن می‌گوید معیار صدق معیار صدقه. یعنی شما هر گفتاری رو می‌خوای تشخیص بدی که این صادقه یا کاذبه؟ درسته یا غلطه؟ صدقه، صحیحه یا دروغه؟ احسنت. می‌گوید به قرآن عرضه دهدد. عرضه کن.

آن روایت شریفی که زیاد این چنین ما دیدیم که مثلا آمد پیش امام صادق صلوات الله عليه گفت آن بزرگوار مثلا من سوء هاضمه دارم فلان. حضرت یک دستور طبی بهش داد. فرمود که مثلا عسل رو با اینو قاطی کن و بعد این موقع‌ها بخور. حالا یک دستوری بود. بعد رفت طرف خوشحال شد می‌خواهد برود حضرت فرمود صبر کن. چرا از من نپرسیدی از کجای قرآن اینو درآوردی؟ البته اهلش رو می‌خواهد دیگر هر کسی که نمی‌فهمد که. اما در هر حال معیار صدق قرآن هر چیزی رو می‌خوای ببینی درسته یا غلطه به قرآن رجوع کن. که من حالا یک دستوری رو به شما از یکی از اساتیدمون هدیک کنم. پشت بلندگو تا حالا اینو نگفتم شخصا به خودتون گفته بودم برخی انجام دادند نتیجه قشنگ. من خودم یک عمر با این دستور خو کردم و خیلی ازش بهره بردم. خیلی.

قوه خیال و مراتب ادراک

یعنی حتی می‌دانید که ما هیئت، آن هیئت سی سال پیش که به نام نور المهدی بود یادش بخیر. بعد یک تلاطم‌هایی ایجاد شد. دشمنی‌هایی شد. ما رفتیم قم درس خوندیم هیئت پاچید شد و اینها. بعد یا زهرا به فضل الهی با سیصد تا شهید همین هیئت تشکیل شد. بعد آن اوایل همین هیئت دوباره کشتی این هیئت متلاطم شد. یک مشکلاتی ایجاد شد. هر کجام که یکپارچگی و یکدلی و یکرنگی باشد شیطان می‌آید. مثلا از نشانه‌های اینکه اینها این کار شما خوب بوده یا نه ورود شیطان هستن چرا بین ما بچه حزب‌الله یا هیئت یا مسجدی‌ها یک مقدار مشکلات اخلاقی زیاده متاسفانه. ولی برا آن وریا که مثلا بی‌دینن می‌بینی برخی می‌بینی تو در دلشون می‌بینی آن مشکلاتی که بین ما هست خیلیاش آنجا نیست. چرا؟ آنان ولن اصلا آنان رهان. اصلا یله‌ن. کاری با آن‌ها شیطان ندارد.

شیطان اتفاقا سراغ من و شما می‌آید. موسی رو تو کوه طور گیر انداخت. یعنی اتفاقا هی— تو هیئت‌ها، تو حسینیک‌ها، تو حرم‌ها، تو مساجد شیطان بیشتر می‌آید. اینو بدونید. یک وقت اشتباه نشه ها. لذا بعد با همین دستور ما زدیم آن اوایل یا زهرا که آخر عاقبت این هیئت چی می‌شود؟ این تلاطم ایجاد شد. خیلی جالب. دائما چند بار من بالای کوه خضر حضرت— کوه حضرت خضر یا جمع کرا اینو تا از این دستور استفاده می‌کردم غالبا کشتی نوح میومد که آن طوفان آمد و بعد ایشون هشتاد نفر رو سوار کرد و از هر حیوانی یک جفت سوار کرد و بعد همه هلاک شدند و این‌ها. بعد گفتم که پس الحمد لله عاقبت یا زهرا چون چندین بار زدم این آمد یقین کردم که یک چیزی شبیک کشتی نوحه. خیلیا از این کشتی پیاده می‌شوند اما انشاالله سرمنزلش سرمنزل خوبیک.

حکمت، معرفت و مقصد آفرینش

به هر حال تو این چند سال هم دیدیم خیلیا پیاده شدن. انشاالله ما، ما را پیاده نکنن. آن ایبلکه هر وقت دوست داشتید که خدا با شما صحبت کنه و استشاره‌ای به قرآن بزنید، استخاره نه، استشاره. مشورت با خدا بگیرین. اصلا نیاز ندارد یک آخوند و دیگرین و خودت. یک حمد می‌خونی، سه تا قل هوالله هدیک می‌کنی به امام عصر. قرآن رو باز می‌کنی، مطلوب خاطرت تو صفحه اول قرآن هست. با دقت آیاتو می‌خونی با ترجمه. اگر موضوع ادامه پیدا کرد ادامه میدی. بعد میبینی قشنگ تو آن موضوع خدا دارد با شما صحبت می‌کند و به شما مشورت میده. خیلی شیرینه این کار. معیار صدقه. یعنی با قرآن می‌توانی تشخیص بدی خیلی راحت که راهت درسته یا نادرسته و میزان عدله. بالعدل قامت السماوات والأرض. قامت آسمان و زمین به عدالته. وضع الشيء في موضعه می‌شود عدل، عدالت.

هر چیزی رو در جایگاه خودش قرار بدی می‌شود عدالت. حالا اذان داد. هر کاری به غیر از نماز بکنی تو عادل نیستی. حالا وقت نمازه. حالا میخوای هزار و یک توجیک بیار. مگر بعضی استثنائات مثل اینکه کلاس درس. ما چند روز پیش تو شرح کتاب المتى مرحوم مجلسی آن اک— مکاشفه آقای بهجت رو گفته می‌شود از استادش آقای قاضی بهشون فرموده بود که اگر مشتبه شد بین تح-تحصیل و تدریس و ت— حالا معرفت‌افزایی و علم با نماز اول وقت یا جماعت شما علم رو ترجیح دهدد اول اگر مشتبه— برخورددی با اذان سر کلاس درسی. این نه اینکه شما تو خونه ع— کتاب درستته داری درس می‌خونی اذان داد بگی حالا معرفت شرطه دیگر. حالا فعلا نمازو نخونیم. نه این نه. سر کلاس درس باشی. این خیلی تبیینش مهمه. یا حالا استادی یا دانش‌آموزی. سر کلاس درس بودی دیگر اینجا این مقدمه.

مراتب نزول و صعود وجود

نه اینکه بگه بچه‌ها کلاس تعطیل نماز بخونیم دوباره بیاییم، نه. حالا در غیر این صورت نه نماز اول. اگر بخواهی عدالت برقرار کرده باشی و عادل باشی هر چیزی وضع الشيء في موضعه این هم تو قرآنه. قرآن به تو یاد میده اینهایی که متاسفانه سیاسیونی که دم از اعتدال می‌زدند و این‌ها خراب انجام دادن حسابی بر علیک بر— یعنی برعکس قرآن عمل انجام دادن روز قیامت باید پاسخگو باشن که چه انجام دادن. اگر قرآن معیار قرآنه در عدالت. امام عصرمون هم که انشاالله تشریف بیارن برنامه‌شون قرآنه. مانیفست‌شون قرآنه. اصلا آن نقشه راهشون قرآنه. گام اول تا آخرشون، گام اول و دوم انقلاب ما داریم، گام اول تا آخر ق— آقامون بر اساس قرآنه. شما یک روایت داریم امام عصر فرمود برنامه من برای ظهورم برنامه جدم امیرالمؤمنینه.

امیرالمؤمنین خودشان فرمودند من هرچه برنامه دارم از قرآن است. وضع الشيء في موضعه هر چیزی در جای خودش. تو رو قرآن اینو خوب گوش بدید تو این نکته. مخصوصا اینهایی که سنشون کمه. قرآن تو رو معتدل می‌کند. اعتدال حتی مزاج. الان آنانیی که می‌گفتند شما یک بار گفتی ختم قرآن اعتدال مزاج می‌آورد اینها معلوم شد بحثش همیناست. این هم من نمیگم. این شیخ الرئیس می‌گوید. نمت دوم سوم اشاراتو بخونید. دیشب آوردم اینجا دادم به بچه‌ها نگاه انجام دادن. یا حضرت استاد خود علامه در فسوسش و در ممهد الهمم‌شون هم کتابی که پیش منه اینجا دارم که اصلا ختم قرآن نه اینکه شما مثلا بر سوره قاف، واریات، واقعه این سه تا با هم جمع شه هر کسی هر روز بخونه از جهت مالی من حيث لا تحتسب برای آن می‌رسد از جایی که گمان نمی‌کند و اصلا بندش پاره نمی‌شود.

معنای توجه در جان انسان

یعنی جیبش خالی نمی‌شود. توی ادارد ما بالاخره الان حقوق‌هایی که غیرمکفی‌ست و این مشکلات اقتصادی بعد خ-خیلی غالبا این مشکل رو داشتن همکاران که آقا ما همان روزای اول حقوقمون تموم می‌شود تا آخر ماه باید سماق بنکیم اینها. ها همین. به این گفتیم سه تا سوره رو هر روز انجام بدید. چند روز پیش یکیشون جلوی همه همکاران اقرار کرد که از وقتی حاج آقا ما این سه تا سوره رو هر روز خوندیم از در و دیوار دارد برا ما می‌ریزد. اینها نسخه‌های الهیک. البته سوره قاف به تنهایی گوش بدید برای عزت خیلی خوبه خصوصا تو منزلتون. که تو خونه‌ش سوره قاف رو هر روز، هر روز بخونه عزیز می‌شود. عزیز یعنی شکست ناپذیر. عربون عزاز تو عرب می‌گویند زمینی که غیرقابل نفوذه، هرچی کلنگ می‌زنی نمی‌شکند. عربون زمینی عزاز غیرقابل نفوذه.

همه دست به دست هم بدن نمی‌توانند تکونت بدن. سوره قاف و هر روز تو خونه. زیارت اصلاً آن آیه آخرش که هو الرزاق ذو القوة المتین تو آنجاست و في السماء رزقکم و ما توعدون تو سوره زیارت. اصلاً اولش خود زیارت و الذاريات ذرو و الفالخامرات. جان؟ آیه بعدی هم خدا قسم خورده به اینها. بله، احسنت. خیلی سوره شیرینیک، خیلی. یعنی بال و پر بهت میده این شیط— حالا زشته آدم فقط به خاطر مال و پول دنیا اینو بخونه. ولی آثارشه چه کنیم؟ بابا حالا ما با عشق می‌خونیم ما به عشق اما دیگر خودت وردار دهدد دیگر خودت— خیلی بال و پر میده بهت. زیارت حاملان ولحاملات وقر اگر اشتباه نکنم که اینها حام— می‌گویند ملائکه‌ای که حاملن، حاملن، ملائکه‌ای که حاملن. حامل یک سری ارزاقن. ارزاق مالی، معنوی، علمی، عزت اینها میان، نازل می‌شوند.

حجت الهی و بقای عالم

ولحاملات وقر درست گفتم؟ فکر کنم آیه دویش باشد. خلاصه این‌گونهک. حالا من باز لا پرانتز یک چیزی به شما خوبان بگم. آنانیی که کسایی که مد— پیگیر مطالبن. به جز آن آیاتی که من جلوم آماده از قبل کردم و از رو می‌خونم، آنانیی که من از حفظ می‌خونم و چون بالاخره منم سعی می‌کنم تند تند برای اینکه مباحث سنگین زیاده برسم هی تند و تند میگم، یک وقت می‌دانی بعضی عبارت‌ها رو یک وقت تو آیات قرآنو اشتباه بگم، برید رجوع کنید. فقط به حرف من رجوع کنید. یک وقت اِ اِ آنانشو اشتباه بگوییم، کلمه‌شو یک وقت اشتباه بگوییم. آقایون می‌گویند تذکر بدید به خانوما. چشم. بله بعد واقعاً که دیگر فرمودند کسی بخونه اصلاً مزه تلخ فقر رو نمی‌چشد. حالا و در ردیف محبین امیرالمؤمنین قیامت محشور می‌شود. خیلی عجیب. و اینها این سه تا رو با هم جمع کنی.

حالا نمی‌دانم چرا یک دفعه بحث ما به اینجا کشیده شد. کجا بودیم؟ بحث این بودیم که معیار صد قرآن است و عدل و شفیق. تو رو معتدل می‌کند قرآن، اعتدال بهت می‌بخشد. آها بحث اعتدال مزاج بود که شیخ الرئیس می‌گوید الان می‌گوید اینها که شما ختم قرآن کنین، نه اینکه فقط سوره قاف و زیارت و واقع رو هر روز بخونید، آن نه. کل قرآن رو برنامه ختم داشته باشی، مخصوصا با یک صوتی که نه خیلی بلند باشد نه آهسته. نسبتا بلند گفتند. حالا این هم دلیل داریم برای آن. چرا؟ یک بار خصوصی به بچه‌ها گفته بودیم که بهترین موسیقی ای که نفستو نیازمنده به آن موسیقیک صدای خودت برای خودته بدون سبک‌گزینی و بدون تقلید در نغمه‌ها و نغمات و مقامات و سبک‌ها. همین، همینطور که خودت در خلوتت با خدا چجوری حرف می‌زنی، همینطوری قرآن رو بخون.

صورت علمی و علم اسماء

آن بهترین موسیقی نفس برای نفستوئه. بهترین موسیقی مورد نیاز. اصلاً نفس نیازه به موسیقی دارد. اما این موسیقی نه این موسیقی‌هایی که خیال رو مشوش می‌کند، پدر آدمو در می‌آورد. وقتی قطع می‌شود آدم احساس می‌کند یک چیزی کم دارد. این موسیقی رو ببوس بذار کنار. ملاک حق باز قرآنه. هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق. مثلا همه چی بر اساس حقه. سنريهم آياتنا في الآفاق وفي أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق. آنچه که آشکار شده در نظام آفاقی و انفسی همه حقه و اینها هم در قرآن مندمجن. گفته می‌شود قبلاً که سه کتابی که حالا یک جا بالا منبر توی مجلسی گفتیم مسجد شلوغی هم بود گفتیم آقا سه تا کتاب حضرت استاد علامه توصیک انجام دادن این سه تا کتاب رو دائما با آن محشور باشید و بخوانید صبح و شب.

این سه تا کتاب تموم شد بحثمون تازه بازش کردیم آمدیم پایین یک پیرمردی جلوم حاج آقا با قلم در کاغذ حاج آقا آن اسم آن سه تا کتابو بگویید من بنویسم. این اصلاً توجه نکرده بود ما چی گفتیم. یکی کتاب آفاقی. إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات للعل الالباب. حالا این بحث‌ها رو قبلاً گذ-گذروندیم. للعل الالباب برای کسی که بخواد با لب و مغز زندگی کنه این کتاب آفاقی. این شرح آن کتاب اصلیک. حالا یک کتاب دیگر داریم، کتاب کتب شده قرآن. فاقرؤا ما تيسر من القرآن. بخون اینو. قرآن. کتاب کتب شده قرآن، همین کتاب کتب شده. که این هم صورت کتبیک. آن کتاب اصلیک. کتاب اصلی چیک؟ کتاب انفسیک. جان انسان کامله که همه ما شعبی از آن جان هستیم. همه ما رشه ای، نسیمی، جدولی از آن، کانالی از آن هستیم. قطره‌ای از آن دریا هستیم.

قرآن در مراتب وجود

آن کتاب اصلیک که ولایت کلیک الهی است. بعد شرح کتبیش قرآنه، شرح عینی‌ش نظام افاقیک. این سه تا کتاب رو باید بخونید، باید بخونید. که همش به حقه. قرآن این فرمود این‌ها رو ما بعداً بهتون نشون میدیم. بعد از موت از بعد نه، لحظه موت بر اساس آموزه‌هایی که این چند وقت سر سفره‌ش نشستیم به فضل الهی روح استاد شاد، بلافاصله هنگام موت چه اتفاقی می‌افتد؟ سَنُرِيهِم آن سا، سین یعنی در آینده نشان خواهیم داد به آنها. فِي أَنفُسِهِم فِي آياتنا فِي الآفاق در نظام افاق یا فِي أَنفُسِهِم حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ تا برای این آشکار شود. ما به شما نشون میدیم. کی؟ وقت موت. که چی؟ أَنَّهُ الْحَقُّ بر اساس کتاب سجلی الله شناسی علامه آستاد محمد حسین، محمد حسین حسینی تهرانی که گفتم سنگ قبرش بوی بهشت میده برید ببویید.

آن، آن شب تو ف— محرم فاطمیک پارسال که ده شب داشتیم اینجا از روش برای توون گفتیم که این های أَنَّهُ به کجا میخوره. أَنَّهُ الْحَقُّ همه چی حقه. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ. حالا این حق رو علامه می‌گوید برو تو قرآن ببین. هرچه تو قرآنه حقه. هرچه تو قرآنه حقه. آنچه هم که در وجود تو، در نفس تو تعبیک شده حقه. آنچه که از بیرون می‌آید باید عرضه کنی به قرآن که آیا حقه یا ناحقه. اما آن که در وجودت هست فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا فطرت الله، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي الوهیت، علوهت. آن نیز حقه. حالا من قرآن یک جایی بودم، اصلاً تو زندان بودم، سی سال تو زندان بودم. داشتیم برخی سی سال تو زندان بودن، دسترسی به قرآن نداشتن. ملاک حق رو از کجا تشخیص بدن؟ قرآن دستشون نیست. صبر بکن.

راه معرفت نفس و طهارت

الان چیزی که گفتیم باید جواب بدید. قرآن دستشون نیست. ملاک حق رو از کجا تشخیص بدن؟ خواب دیدن، تمثلات بیدر بیداری برای آنون رخ داد. حقایقی، اصلاً القاءاتی، صور و اشکالی، صوتی، حاطفی یا نه اتفاقاتی پیرامونش رخ داد. اینها حقه ناحقه از کجا بفهمه؟ اصلاً حقه آن خوابی که دیدی یا آن مکاشفه‌ای که کردی، آن بزرگی که خواب دید، یک حاطفی برای آن فریاد زد "ما تکلیف رو از تو برداشتیم." این حقه یا حق نیست؟ قرآن هم ندارن عرضه کنند. چه کنیم؟ شریعیت حلال و حرام‌ها. بله شریعیت حلال و— ما که همشو بلد نیستیم که. شریعیت حلال و حرام. اینو بلد نیستیم که. تو زندان قبلش یاد بگیری؟ حالا شما تصور کن اصلاً سی— کلاً تو زندان بودی مثل خیلی‌ها. حضرت علامه قبلاً تو لقاء— بسیر اللقاء الله یک نکته‌ای ما گفتیم، گفتیم خیلی مهمه.

خیلی مهمه که علامه تو همین کتاب مبدء و معمش می فرمود ملاک نفس خودته. نفس، نفس. وَالنَّفْسِ وَمَا سَوَّاهَا. قسم خورده خدا به نفس. این نفس حقه. خود نفس، جنس نفس حقه. شما آن خوابی که می‌بینی خودت تشخیص میدی این خواب پریشون بود. خواب اصلاً تشخیص میدی که یا مبشره صادقه بود یا صور و اشکال موهشه و مدهشه بود. حالا اینو به موقعش باید صحبت کنیم ما. بحث آن شب چیز دیگر‌ایک. هی متوقف می‌شیم. و شفای بیماری‌هاست قرآن. آقای بهجت می‌فرمود چرا راه دور می‌رید؟ آقای بهجت فرمود هر بخشی از قرآن رو و آیات و سور رو هر کدوم رو به هر نیتی دوست داشتید می‌توانید بخونید. اصلاً آیات قرآن کلاً شفان. شفاؤا لما في الصدور دیگر. همه قرآن شفاست. هر بخشش ش-شفاست. قاف، قاف، قاف، قاف تو قرآن هست یا نه؟

دعای پایانی

همان یک، یک حرف قاف تو— قاف رو به نیت شفا تسبیح دست صد بار قاف، قاف. حالا نگید بعد حاج آقا از خودش ذکر ساخت. نه من با مبنای علامه دارم صحبت می‌کنم و با مبنای آقای بهجت. اینجا می فرمایند هر بخشی از آیه قرآن رو. قاف والقرآن المجید. همینجا بر همین مبنا بود که آن عالم حالا الان از ذهنم رفته آقای بهادینی بود یا آقای کشمیری از این بزرگان بودند که ماه مبارک رمضان دیدن تسبیح دستشه. یک سری فضول هم هستن که دور و برشون هی گوش می‌دادند چی دارد می‌گوید. دیدن دارد می‌گوید قاف والقرآن المجید، قاف والقرآن المجید، قاف. حاج این ذکر چیک؟ ذکر جدیدیک فلان چه. فرمودند که مگر حدیث نداریم؟ پیغمبر نفرمود تو ماه مبارک رمضان هر آیه‌ای که بخونی ثواب یک ختم قرآن دارد. من دارم همینطوری ختم قرآن می‌فرستم تو نامه عملم.

قاف والقرآن المجید، قاف والقرآن. نگاه رو. معیار بیماری‌هاست. بعد ایشون ادامه میدن که گفته‌اند که سحر وقت مسافرت رهروان است. از قرآن پل می‌زنندد به سحر. گفته‌اند که سحر وقت مسافرت رهروان است و نسیم آن چون دم عیسوی علاج بیماران. اصلاً نسیم سحری همان نسیم علاج بیمارانه. بوی قرآن دارد. نسیم سحری بوی قرآن دارد. نسیم روز بوی فرقان دارد. نسیم روز بوی فرقان دارد. دیشب گفتیم فرق فرقان و ق-قرآن رو. نسیم سحر بوی القرآن دارد. همه حقیقت. اصلا شفا بخشه. لذا فرمود کس که اهل سحره، سحر خیلی سحر داشته باشد اصلا زندگیش رو به سر و سامون می‌رود. آن روزی که شبش نماز شب خونده می‌گوید مگر دروغ بگی که ف— مثلا مشکل مالی داری. آن روزی که کسی شبش نماز شب خونده حدیث داریم دروغ می‌گوید اگر کسی نماز شب خونده بعد تو روز بگه من مشکل مالی دارم.

خدا تو رو ناموس خودش قرار میده. کسی که میخواد محرم حق شود، ناموس خدا شود. اینها رو من جدید دارم به شما میگما. اینها رو قبلاً با این الفاظ، با این تعابیر به شما نمیگفتم. قبلاً می‌گفتیم نماز شب بخون نورانی میشی، عشقت تو دلا می‌افتد، همه عاشقت می‌شوند، همه دوستت دارن. برکت عمر میگیری. الان میگیم نه محرم خدا میشی، ناموس خدا میشی. بعد خدا روی تو غیرت پیدا می‌کند از تو دفاع "إن الله يدافع عن الذين آمنوا" دفاع می‌کند از تو. تو دبا— دهانتو ببند. ساکت باش ببین خدا از تو چگونه دفاع می‌کند. هی فلانی اینو گفت، آن اینو گفت، این جماعت بر علیک من فلان انجام دادند. بسپر به خدا ببین خدا چجوری از تو دفاع می‌کند. و شفای بیماری‌هاست، قرآن. گفتندد که سحر وقت مسافرت رهروان است و نسیم آن چون دم عیسی علاج بیماران.

اینکه نسیم سحر مثل دم حضرت عیساست رو من نمیگم، حضرت علامه دارد می‌گوید. باور کنین نسیم سحر دم عیساست. دم عیسی چه کار می‌کرد؟ مرده زنده می‌کرد. مرده. الان یکی بیاید یک نفس بزنه یک مرده زنده شود از تو قبر نه اینکه یک مریض شفا بگیره. حضرت عیسی این‌گونه بوده. اسم الشافی خدا در ایشون عجیب پیاده شده بوده. هر کدوم از انبیا. حالا آن‌قدر من غصه میخورم. بذار یک درد دل. آن‌قدر غصه میخورم. آن‌قدر غصه میخورم که ما از هم دوریم به جهت مسائل دنیویمون. دنیامون رو داریم آباد می‌کنیم، رها کردیم آخرتمونو، چیزایی که برای ابد ما به درد بخوره. وقتی به یک چیزایی آدم متوجه می‌شود، میچشه، میفهمه، میرسه بهش. بعد چقدر دوست— چون ما تک خور نیستیم از بچگی عادت کردیم رفیق باز، رفیق بازی بکنیم ولی رفیق بازی مثبت. اینو در ما دیدید.

بعد آن‌قدر غصه میخورم وقتی میبینم که در کتاب فس— فصوص حضرت ابن عربی عارف عربی علیک الرحمه که ممداله همم شرح آنه. این کتاب بیست و هفت فس و مقامات انسان کاملو می‌گوید هر کدومشو میزنه به یک نبی از انبیا الله و در هر نبی یک اسم رو می‌کند با سند و مدرک و م-مأخذ. نه اینکه از خودش یک چیزی بگه. اثبات می‌کند با براهین عقلی. مثلا هرکسی که هبات و منح الهی برش نازل شود، هر گونه هب-هبه‌ای بر اساس از اسم الوحاب یا واهب حضرت حق واهبیتش می‌گوید این پای حضرت شیس در کاره. یعنی واسطه فیض او حضرت شیسه. در فس دوم فس شیسی یا شیسی برخی خوندن. کسی که اسمای الهی به او تعلیم داده شود، اسماء که قبلاً— اسماء چی‌ان؟ این اسماء اسم الاسمو نمیگما یا الله این اسم الاسمه یا به یک معنا مثل که قبلاً گفتیم اسم اسم الاسمه. آن حقیقت رو میگم.

آن حقیقتی که عنوانش شده الله. آن حقیقت. آن وقتی میخواد علمش به تو داده شود حضرت آدم پاش در کاره. او واسطه فیضه "وعلم آدم الأسماء كلها". بعد همینطوری همه انبیا رو، آن بیست و هفت تا رو هر کدوم به یک کسی میزنه. بعد شما تازه میفهمی که اگر برای نمونه بخوای هبه‌ای از خدا دریافت کنی باید کدوم در خونه کدوم پیغمبری رو بزنی، توسل به کی بکنی. بعد این سلسله وساطت هست. مثل اینکه همه این انبیا در خونه امیرالمؤمنین رفتند بدون، بدون اه استثناء. آن "عما يتساءلون عن النبأ العظيم" آن ر بزرگ عالم که اینها نبی شدن و از آن نابع شدن ازش بار شدن ولایت کلیک الهی‌ست که صاحبش امیر المؤمنینه. هر مقدار از این ولایت علی علیک الصلاة والسلام بار شدن نبوت گرفتند. اصلاً از او گرفتند کأن، اصل و نسب دست ایشونه. حالا ایشون کیک؟

"أنا مدينة العلم وعليٌ بابها أنا مدينة الحكمة وعليٌ بابها من أراد الحكمة فليأتها من بابها" تو سوره— تو ندبه. هر کس اراده شهر حکمت کرده از درش باید وارد شه دیگر. اصلاً محاله جز این. علم جز از مولا علی به کسی نرسیده چون او در شهر علمه. درست شد. چه بداند چه نداند. این وساطت هست. اما نسبت به اینکه ترکیب تو، مزاج تو، دقت، ترکیب تو، مزاج تو، نطفه تو، پدر و مادرت و حالتو، روزتو، مراقبه تو، جسم و نفس و روحت، وضعیت خیالت، همه این‌ها، خوردن و خوابیدنت، همه این‌ها به عنوان یک مجموع نسبت که به اینکه تو در چه وضعیتی قرار گرفتی این واسطه‌ها شروع به کار می‌کننددد. یکی مستقیم از امام می‌گیرد، از امام زمانش می‌گیرد مثل سید ابن طاووس. مستقیم کی گفته— فرمود کی گفته باب علم بسته است؟

لذا مراجع یقین نمی‌توانند حاصل کنن بر احکام شرعی. من هر وقت در هر کدوم از احکام شرعی شک می‌کنم، مستقیم از خود امام عصر سؤال می‌کنم. حالا ایشون مستقیم می‌گیرد. یک سری نه با وساطت مثلا آقای قاضی می‌گیرند، یک کملی، یک ب— علامه حسن زاده می‌گیرند. یک سری نه کمتر مثلا بالاخره یکی از وساطت حضرت عبدالعظیم حسنی می‌گیرد که ایشون رازق کل تهرانند. یکی از وساطت یک شهید می‌گیرد، یکی هم از وساطت پدر مادرش می‌گیرد، یکی هم از وساطت معلمش می‌گیرد نسبت به صاعه وجودیت. ولی می‌گیرد. بعد ولی این سلسله وساطت‌ها هست، می‌رود تا خط می— مقام خطمی. یعنی همشون از مشکات خطمی و مصباح خطمی استضائ می‌کنندد، نور می‌گیرند، فیض می‌گیرند.

و غصه می‌خورم وقتایی که نیستیم گردهم این‌ها رو با همدیگر مرور کنیم، این‌ها رو با همدیگر بگوییم، این‌ها رو بچشیم، بفهمیم، برسیم که اصلاً کسی سرباز امام زمان می‌تواند بشود که این چم و خم‌های گردنه‌های عرفان و حکمت رو بتونه طی کنه. سرباز امام زمان فقط آنی نیست که یک اسلحه بذاره رو دوشش برود شب تا صبح مثلا بسیج پست دهدد بگوییم اص— بله آن نیز یک وجهشه، آن نیز نیازه ولی این نیست. سربازی فقط این نیست. محکت می‌زنندد که مثلا والا هیئت، هیئت رفتی آنجا مثلا دیدی یک گوشه هیئت آشغال افتاده. مگر ادعا نداری سرباز آقایی؟ حتما باید دوربین بیارن با تشریفات جارو کنی یا یک گوشه‌ای یا یک آشغال دیدی ورداشتی. تو اگر واقعا میگی اینجا خونه حضرت زهراست چرا برنداشتی؟ دروغ میگی. محکت می‌زنندد ریش صفر تا صد ما زیر زو— دوربین الهیک.

اصلاً شانس چیک؟ یکویی چه این حرفا در عالم نیست. همه چی رو حسابه. دوربین الهی زوم کرده رو تک تک ما. ما به نفس ناطقمون داریم عکس‌برداری می‌کنیم از عرش، از عالم ملکوت. ملکوت دارد از ما عکس‌برداری می‌کند. به رحمت کنه حضرت آقای این‌گوبلکه حدود بیست سال پیش من در حالات ایشون می‌خوندم تو ذهنم آقای بوروجردی مونده که در اینکه زری— مقام و تربت قربانش، قربان اسمش برویم. الحمدلله که هیئت ما یک قربانی داد بابت حرمش. بیبی جانمون حضرت زینب کبری سلام الله علیکا، ایشون رو اینکه مرقدشون کجاست بحث بود یک زمان خیلی. ه— بالاخره یک سری می‌گفتند تو مصره، یک سری می‌گفتند یمنه، یک سری می‌گفتند توی دمشقه یا دمشق درستش البته و مثلا شامه، است و اینها. اختلاف، آقای بوروجردی توسل کرد به امام عصر که یقین حاصل کنه قبر عمه‌شون کجاست.

قبر عمه امام زمان کجاست. ما توسلاتمون معمولا برای چیک؟ چکمون واس— وصول شود، مریضمون شفا بگیره، یک خونه‌ای بخریم، یک شاسی بلندی زیر پامون بندازیم، پرایدامونو پژو کنیم، پژومونو حالا دیگر جلوتر نریم. نت وصل شه. نت وصل شه این. آری. بله فیلترشکن چی بزنیم؟ حالا توسل کرد که دیگر من کتاب رو ببندم شما خیالتون راحت شود که این پا آن پا می‌ کنید. اوه اوه حاج آقا افتاده رو دور بحث و دیگر هیچی دیگر از جشن می‌افتیم. بسه. آن چیزی که من آماده کرده بودم بهش نرسیدیم اصلاً دیگر. خیره، اینها همش خیره. حالا نفوس شما چی طلب کرده امشب آن به لسان ما جاری می‌شود. چون شماها رو نمی‌دانم میاین نیت می‌کنید یا نه. اگرچه می‌دونم برخیتون می‌کنید اما من میام اینجا واگذار می‌کنم به صاحب منبر. میگم آنچه که خیر است بر لسان من جاری کنید.

البته دو سه ساعت بر هر منبر مطالعه‌مو می‌کنم. درس و بحث استادو مرور می‌کنم، کتاباتشو و چم و چم ولی دیگر خالی، خالی می‌شینم اینجا واگذار می‌کنم به خودش. ایشون توسل کرد. بعد امام عصر رو زیارت کرد. سر چی؟ چی بود موضوع؟ سر چی توسل کرده بود؟ یابون مسائل- احسن. که حرم حضرت زینب سلام الله علیکا کجا است؟ امام عصر رو زیارت انجام دادن. حضرت فرمودندد که حرم عمه ما زینب کبری سلام الله علیکا همان جاییست که شما وقتی داشتی زیارت می‌کردی، ببین نشونه رو. اینها اصلاً رو حساب امام معصوم حرف زده. رو حسابه اینها. ما نمی‌فهمیم حسابشو. اینکه حضرت زهرا سه شب رفت در خونه چهل نفر از انصار و اعوان و این‌ها. بعد ازشون خواست صبح بیایید مسجد به اد— بیعت کنید با امیرالمؤمنین. فرمود سر تراشیده بیاید ها. اینها سره. بعد جگرشو داری؟

خودت رو یعنی کسی که سرشو می‌تراشید یعنی دیگر ولایت یعنی امیرالمؤمنین رو پذیرفته بوده. یعنی من با علیم. بعد جیگر داری الان پرچم ولایت بلند کنی؟ توی اغتشاشات می‌رفتی وسط اغتشاشات می‌گفتی برای نمونه من آ. طرفدار آقا سید علیم هرکی بسم الله هرکی من هر— بلکه بزن، بزن. هرکی حرف دارد بسم الله بیاید. آنجا اینها رو حسابه همش. امام عصر می‌تونست خیلی راحت بفرمود دیگر آقا حرم برای نمونه حرم عمه ما اینجاست. فرمود ها سید حرم عمه ما همانجاییست که شما داشتی از حرم زیارت کرده بودی میومدی بیرون، دیدی یک آشغالی افتاده رو زمین با گوشه عبای خودت این آشغالو برداشتی انداختی تو سطل آشغال. ما آنجا بودیم و دیدیم. امام عصر چرا این‌گونه می‌گوید؟ چرا این‌گونه حرف می‌زنی آقا؟

بعد چه ربطی داشت که شما یک آشغال رو زمینو بگی برداشتی انداختی تو سطل آشغال. ببین جزئ، جزئ شؤونات ما را حضرت توجه دارد. حالا ما فکر می‌کنیم فقط روی منبر نوکر آقاییم. توی این هیئت نوکریم، بیرون نوکر نیستیم. لذا هر طوری با همسرمون، با بچه‌هامون، با پدرمون، با مادرمون، با اجتماعمون هر طوری رفتار می‌کنیم. ولی اینجا، اینجا من نوکرم. اینجا دیگر نوکرم. قیافه‌م آنکار کرده، همه چی مودب. بیرون از اینجا ول. سحر مثل یک جیفه معذرت می‌خواهم چی افتادیم تا صبح و آنورم تا ظهر و برای نمونه نماز و اذان میده. حالا وقت داریم پتو رو می‌کشیم. بخواب حالا. اصلاً نوکر کجا بود؟ کی این— کجا سبک زندگی اسلامیک؟ آقای بهجت شبایی که یک سری عکسا ما از آقای بهجت می‌دیدیم. یک زمانی با عکسای اینها حال می‌کردیم. شما را حال می‌دادیم به شما.

یادمه برای نمونه رفته بودیم عکس‌های مراجع رو خریده بودیم تو خونه‌مون نگه داشته بودیم. بعد برای اینکه شما حالتون خوب باشد یکی یکی زندگی‌نامه اینها رو مرور می‌کردیم. بعد عکساشونو می‌ذاشتیم نشونتون می‌دادیم. این، این، این، این اصلاً عکسای اینها با آدم حرف زده. یک سری عکسایی از آقای بهجت دیده بودیم این‌گونه نشسته، تسبیح دستشه، خوابه. بعد می‌گفتم این چیک برای نمونه از حالا برای آن، برا ما سؤال بود چرا این‌گونه خوابیده، تسبیح دستشه، نشسته. خلاصه پرس‌وجو کردیم دیدیم ایشون می‌فرمودند که هر وقت. بعد رفتیم سؤال هم از خودشان کردیم. همین توصیک رو به ما انجام دادن. گفت آن بزرگوار یک وقت خسته‌ایم، کوفته‌ایم، خواب دارد بیچاره‌مون می‌کند نزدیک اذان صبح. می‌دانیم اگر بخوابیم نماز پریده. چه کنیم؟ شما میگی بخواب دیگر.

وقتی بخوابی خوابی دیگر. خدا هم که به کسی که خوابه کاری ندارد که خوابیدی. اگر بیدار شی دوباره بخوابی گناه کردی. خواب، خوابه دیگر. دیگر خدا که در خواب که چوبت نمی‌زند که. ها؟ این دید سطحی ماهاست. ایشون می‌فرمود که نشسته بخواب. این زجریک ها. من یک مدت امتحان کردم. یک ریاضت عجیبیک نشسته خوابیدن. نشسته بخوابم، بیدار میشی. بیدار میشی. بیدار. تو بیدار شی دیگر. این زجر نمی‌ذارد تو عمیق شود خوابت. نشسته ای نمی‌ذارد عمیق شود. امشب براهین عقلی گفتیم، فلسفه، حکمت و عرفان گفتیم، عرفان عملی گفتیم، نظری گفتیم، همه چی دستورالعمل گفتیم. عه همه رو انشاالله خدا قبول کنه. انشاالله امام عصر از هممون قبول کنه انشاالله. می‌خوایم جشن بگیریم. جشن قشنگ انشاالله. دیگر خوشگل‌تر از این ایام فکر نمی‌کنم داشتیم و داشتیم، داشته باشیم.

میلاد اربابمون، میلاد قمر بنی هاشم فردا. به، به، به. باب الحوائج. میلاد امام سجاد که حدیث داریم منبری اهل بهشت امام سجاده. به، به، به. منبر تو بهشت کی می‌رود؟ امام سجاد. به، به، به. مثار هر سه تاشون سه تا. اللهُم صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.