ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 034

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

هدیه به حجت و سنجش بندگی با زهرا

بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمته و أسأل الله من فضله. اللهم صلّ و سلّم و زد و بارک علی صاحب الدعوة النبویة و السلطة الحیدریة و العصمة الفاطمیة و الحلم الحسنیة و الشجاعة الحسینیة و العبادة السجادیة و المآثر الباقریة و الآثار الجعفریة و العلوم الکاظمیة و الحجج الربانیة و الجود الطاهریة و النقابة النقویة و الهیبة العسکریة و الغیبة الالهیة. اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه و اجعلنا من خیر أعوانه و أنصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. هدیه می‌کنیم محضر حضرت حجت ارواحنا له الفداء در این شام غریبان و ایام پر از حزن و اندوه مادرشان صدیقهٔ طاهره. ان‌شاءالله حضرت هر کجا تشریف دارند حالشان خوب باشد؛ خدای منّان غم از دل آقا بردارد و حضرت از صالح جمع ما دعا کنند.

ادامهٔ بحث ابتدای نامهٔ دوم حضرت استاد را به فضل الهی پیش می‌گیریم. رسیدیم به اهمیت ارتباط با حضرت حق و خصوصاً توحید الوهی که مأموریم از کانال توحید الوهی به توحید وجودی برسیم. لذا ارتباط و اتصال ما با ذکر شریفه و اسم شریفه و آن عنوان شریفهٔ حقیقت الحقایق که الله است بسیار مهم است. ارتباط عبد با خدای منّان؛ ارتباط خلق و خالق؛ من کان لله کان الله له گفته شد. دیشب شیب منبر رسید به اینکه میزان این ارتباط — کم و کیف این ارتباط — را چگونه بسنجی؟ خودت را بررسی کنی که ارتباطت با الوهیت چگونه است؟ گفته شد از ارتباطت با حضرت صدیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها می‌توان این را فهمید. یکی از بهترین راه‌های سنجش برای مسیر عبودیت و بندگی و ارتباط عبد با خالق حضرت صدیقهٔ طاهره است. دیشب دلیلش را خود بحث جوشاند و به آنجا رساند؛ وگرنه قصد نداشتیم انتهای بحث به آنجا برسد؛ آن هم برکت سفرهٔ بی‌بی بود. خیلی موقع‌ها در اثنای جلسه خود ما که مطلب می‌گوییم به فیض می‌رسیم؛ محل نزول فیض است؛ فیضیه است واقعاً؛ حقایقی در حین بحث متوجه می‌شویم و جمعاً توجه به آن حقیقت پیدا می‌کنیم.

فصّ حکمت عصمتیه و مأموریت فصل بیست و هشتم

یادم است سه چهار سال پیش دههٔ فاطمیه کتاب شریف و گران‌سنگ فصّ و حکمت فاطمیه یا عصمتیه — فصّ حکمت عصمتیه فی کلمة فاطمیه — را اینجا ده شب درباره‌اش اجمالاً بحث کردیم. یکی از مطالبی که در آن کتاب شریف — الهامات صبحگاهی حضرت حق بر قلب حضرت استاد بوده؛ خودشان فرمودند — و آن سال هم گفته شد اگر خاطرتان باشد: ایشان حضرت محی‌الدین را وقتی زیارت می‌کنند و با ایشان گفت‌وگو می‌کنند — حضرت شیخ اکبر صاحب کتاب فصوص که بیست و هفت فص از آن نگین‌ها و برجسته‌ترین مقامات انسان را در آن کتاب بیان می‌کند — آنجا از ایشان سؤال می‌کنند چرا شما بیست و هشت فص در کتابت بیان نکردی که یک بخشش را اختصاص بدهی به عصمت، مقام عصمت و ارتباطش با زن و مرتبطش کنی با حضرت صدیقه سلام‌الله‌علیها؟ حضرت به ایشان می‌فرمود من تا اینجا اجازه داشتم، اذن داشتم؛ دیگر آن فصل بیست و هشتم مأموریت شماست. چه جالب که بعد ایشان آن کتاب را می‌نویسند.

سه شهادت در اذان و اقامه

حالا بحث اینجاست که گوشه‌ای از این کتاب ایشان تصریح می‌فرمایند به شهادت دادن به سه مقام خاص و ویژهٔ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در اذان و اقامه؛ تصریحاً. نه اینکه آرام آدم بگوید خجالت بکشد؛ نه؛ تصریحاً. می‌فرمود که بگویید أشهد و أشهد أن بعد از آنکه شهادت بر ولایت مولا علی دادی: و أشهد أنّ فاطمة الزهراء بنت رسول الله — این یک مقام؛ عصمة الله الکبری — این هم یک مقام؛ و حجة الله علی الحجج — این هم یک مقام. حالا خیلی نمی‌خواهیم ورود کنیم به این سه مقام چون بحثمان چیز دیگری بود. بحث ما ارتباط عبد با خالق است؛ ارتباط الوهیه؛ توجه خاص و ویژه به اسم الله تا این فرمایش حضرت استاد را بفهمیم که کسی خدا دارد چه کم دارد؟ دیگر همه‌چیز دارد؛ خصوصاً الله که اسم جامع است.

اگر بنگرید اینجا می‌فرماید أولاً بنت رسول الله؛ پس اسم الله اینجا مورد توجه واقع شده. بنت رسول الله؛ دختر فرستادهٔ الله که او نبی اعظم یا اکرم است از این حیث که در دایرهٔ امکان شد مصداق اتم الله. یعنی هیچ‌کس احدی مثل نبی اکرم الله در او پیاده نشده که قبلاً در بحث لقاء الله گفته شد. ایشان وقتی از دنیا رفتند به لقاء الله رسیدند؛ بقیه به لقاء ربّمان می‌رسیم. یا در مقام دوم عصمة الله — البته الکبری — عصمة الله الکبری؛ عجب؛ باز عصمت الله. مقام سوم چه؟ و حجة الله علی الحجج؛ حجة الله؛ دوباره الله اینجا مورد توجه قرار داده شده. خیلی مهم است اینها.

انشقاق رحم از رحمن؛ راه مؤمن به الله

همان‌طور که قبلاً به ضرب‌المثل تقریبی چیزی بگوییم که ذهن آماده شود: قبلاً گفته شد رحم مادر حدیث قدسی؛ رحم مادر از اسم الرحمن حضرت حق منشق شده. انشقاق این حقیقت رحم مادر آن‌قدر مقدس است از اسم الرحمن؛ نه از اسم الله. مثالی زدم که این ارتباطات را بهتر بفهمیم. کافر، منافق، مطلق انسان‌ها — چه خوب چه بد چه مؤمن چه کافر چه منافق — اینها ارتباط با اسم الرحمن حضرت حق دارند. اما فقط اهل ایمان می‌توانند ارتباط با اسم الرحیم بگیرند. اینها را داشته باشید تا فرق روشن شود. چرا می‌گوییم الله، ارتباط الله؟ حالا به نظر شما با توجه به این چیزی که گفتیم آیا کافر هم منافق هم مشرک هم می‌تواند ارتباط با الله بگیرد؟ نمی‌تواند؛ چون آن اسم جامع است. این اللهی که داریم باز می‌کنیم به صورت متداول نه؛ می‌گوییم خدایش دیگر؛ نه؛ بحث علمی و برهانی و عقلی می‌کنیم. یک وجهش را ندارد.

بسم الله الرحمن الرحیم. کافر فقط با الرحمن ارتباط پیدا می‌کند. اما مؤمن هم با الرحمن هم با الرحیم. پس مؤمن می‌تواند به الله هم ارتباط بگیرد. این وجه تمایزش. یعنی اصلاً کافر یک وجهش می‌لنگد؛ یک پایش می‌لنگد کلاً؛ نمی‌تواند کافر کامل شود. ولی مؤمن می‌تواند؛ راه برایش باز است. چرا؟ از طریق رحیمیت و رحمانیت می‌تواند به الله برسد و کامل شود؛ راه برایش باز است. حالا آنجا می‌فرمود که حجت الله؛ در مقام وسط می‌فرمود عصمت الله؛ در اولین مقام می‌فرمود بنت رسول الله. اینها موضوعیت دارند.

فریاد محراب؛ أمنا فاطمة حجة الله علینا

که حالا این شهادتین را یکی از دوستان خود حضرت استاد که خیلی اهل دل بودند داشتند در محراب عبادت نماز می‌خواندند و وقتی که می‌خواندند حالا در اذان یا اقامه این شهادتین را بگویند می‌گویند أشهد أنّ فاطمة الزهراء بنت رسول الله عصمة الله الکبری خاموش می‌شوند. بعد می‌بینند در و دیوار و محراب دارد فریاد می‌زند که و حجة الله علی الحجج؛ این را چرا نمی‌گویی؟ این فرمایش امام عسکری است دیگر: نحن حجة الله علیکم و أمنا فاطمة حجة الله علینا. اینها برگرفته از دستورات خودشان است.

صلب و رحم؛ رنگ وجودی در قوس نزول و صعود

حالا بنت رسول الله؛ قبلاً پیرامون اهمیت اینکه مادرت کی باشد خصوصاً و پدرت صحبت کردیم. گفته شد قبلاً به جهت یادآوری که در قوس نزول انّ لله همهٔ ما نازل شدیم در نشئهٔ طبیعت از چه کانالی؟ از کانال صلب پدر و رحم مادر. اولین جایی که بعد از قوس نزول و شروع قوس صعود ما رنگ گرفتیم و بر اثر آن رنگ یا سعهٔ وجودی پیدا کردیم یا ضیق وجودی در صلب و رحم پدر و مادر است. یعنی نسبت به اینکه پدرت کیست و مادرت کیست خصوصاً مادر، مشخص می‌شود آن قدرت اندازه‌ات از طریق سرّ القدر که ولی‌الله اعظم به او آگاه است معلوم می‌شود اندازهٔ تو چیست به نسبت رنگی که می‌گیری. پس اولین جایی که بنده در قوس نزول که اتفاق افتاد می‌خواهد صعودش را شروع کند رنگ بگیرد در صلب و رحم پدر و مادر است که البته قرآن می‌فرماید نساؤکم حرثٌ لکم؛ زنان شما همسران شما زمین کشتزار شماست. مرد در مقام دهش زن گیرنده است. دانه و بذر را مرد به تمامه می‌بخشد می‌کارد در زمین وجود مادر. مادر آن را می‌پروراند. مقام پرورش دارد. نفس است. مقام نفس است. نفس پرورش‌دهنده. به یک معنا رب است که مرد مقام عقل دارد جایگاه و رتبهٔ عقل دارد.

خب اینجا بسیار جایگاه مادر مهم است که مادرت کیست و پدرت کیست. چون آن بذر را اگر بذر مرغوبی نباشد پوک باشد خراب باشد فاسد باشد توخالی باشد آن دانه آن بذر فایده‌ای ندارد تو بهترین زمین هم بکارش. پس مرد هم خیلی مهم است که این در مقام دهش هست. لذا می‌گوید ببین پدرت کیست مادرت کیست. در مقام مادهٔ اولیه آن بذری که تو شدی حاصلش و شکوفا شدی پدر حرف اول را می‌زند. در مقام پرورش مادر حرف اول را می‌زند. پس در هر صورت خیلی مهم است که پدر و مادر ما کی هستند. قطعاً این را یقین بدانید که در پدر و مادر شما و همچنین اجداد شما خصوصیات ویژه‌ای بوده است که اذن پیدا کرده‌اید امشب سر سفرهٔ خاص بار خاص حضرت حق یعنی سفرهٔ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها زانو بزنید. این فقط بحث عاطفی نیست. یک بحث بسیار محکم متقن برهانی و عقلی است. علمی است که ما یک وجهش را گفته‌ایم الان.

بنت رسول الله؛ نقد فاطمة فاطمة؛ انتساب مادری

آنجا که می‌فرماید بنت رسول الله أولاً چه رسولی؟ رسولی که مصداق اتم الله است. الله اکبر. این خیلی مهم است و این دختر اوست. لذا حضرت استاد فرمودند چرا کتاب نوشتی آقای شریعتی که فاطمة فاطمة بود؟ این چه حرفی زدی؟ فاطمة بنت رسول الله است. چرا خودشان آن‌قدر علاقه دارند آنها را به انتساب مادرشان صدا بزنی؟ بگویی یا ابن فاطمة بگویی یا ابن زهرا. اینها خیلی مهم‌اند. و چه عجیب؛ روایت داریم قیامت انسان‌ها را به نام مادرانشان صدا می‌زنند. حالا اینجا وجوهی علما بیان کرده‌اند دلایلی آورده‌اند؛ دلایل خیلی قابل تأمل و عجیب که چرا؟ حالا الان فرصتش نیست؛ خودش یک منبر می‌خواهد که چرا قیامت ماها را به نام مادرانمان صدا می‌زنند. مثلاً می‌گویند سادات بن زهرا. قیامت یکی از افتخارات سادات این است؛ آنها را به صدیقهٔ طاهره انتساب می‌دهند سلام‌الله‌علیها. این از افتخارات است. حالا آنها که قابل توجه کسانی که همسرانشان سیدند؛ حالا چه زن چه مرد خیلی آداب دارد؛ آداب سنگین؛ خیلی عجیب. یعنی من که از یکی از علما می‌دیدم که چه آدابی را بیان کرده بودند گفتم عجب خیلی سنگین است. حالا فرقی هم نمی‌کند چه کسی سادات را سیدی را از مادرش گرفته چه از پدرش. بعضی مادرشان سیدند آنها هم مادرند؛ آنها هم ساداتند از مادر گرفته‌اند. بعضی پدرشان. حالا از جهت سجل و قصهٔ قانونی و شناسنامه و اینها متأسفانه زده‌اند به پدر. اما اصلش اصلاً از مادر است. بعضی از علما می‌گویند اصلاً سادات بودن سیدی از مادر است. مثلاً نسل پیامبر سید السادات کیست؟ پیامبر است. نسل ایشان از طریق کی منتقل شد؟ حضرت زهرا دیگر. نه فرزند پسر که. خب این نشان می‌دهد که پس اصل سید بودن اتفاقاً از مادر است. قابل توجه آنهایی که مادرشان سیدند. حالا نگاه نکنید تو اجتماع تو سجل و شناسنامه نمی‌نویسند؛ آنها را ولش کن.

یا ابن فاطمه در آستان؛ خوشامد امام

بحث اینجا بود که بنت رسول الله. خیلی — چرا آقای بهجت می‌فرماید رفتی حرم راه ندادند ول نکن برگرد بیا. وقتی اشکت نمی‌آید انکسار درونی نداری یا هیئت می‌آیی حالت خوش نیست حتی پاشو برو سرت را به دیوار حرم بگذار به سردر هیئت بگذار. یک چند بار هی بگو یا ابن فاطمه یا ابن زهرا اینها مهم است. این را سر توش. خوشش می‌آید او. او نگاه می‌کند بهت. اینکه به نام مادرش بخوانی‌اش. یکی از مقامات صدیقهٔ طاهره. این را خیلی باید به اینها انسان توجه کند.

عصمة الله الکبری؛ قوهٔ عاصم نه فقط پاکی

و قصهٔ عصمة الله؛ الله اکبر؛ آن هم عصمة الله الکبری. ببینید متأسفانه ما این قصهٔ عصمة الله الکبری را اصلاً توجه نداریم. الان به هر کدام از ما بگویند ترجمه کن ببینم چه می‌خواهیم بگوییم؟ می‌گوییم یک مقام مثلاً پاکی و طهارت است؛ همین. پس چرا می‌گوید عصمة الله آن هم به نحو کبری؟ کبیر برای مرد می‌آید؛ کبری مؤنثش. عصمة الله الکبری یعنی بالاترین رتبه در عصمت الوهی. خب عصمت خود عصمت چیست؟ ما معمولاً می‌گوییم پاکی؛ غلط است. عصمت یک قوه و قدرت است. یک بنیهٔ درونی و معنوی است که سبب پاکی می‌شود. عصمت یک قوه و یک نیروی درونی است یک بینش درونی است که آن باعث می‌شود انسان پاک بماند. یک بینش است. یک نیروی درونی است که هرکس پاک می‌ماند زیر آن اسم العاصم حضرت حق نفس کشیده. عاصم از اسامی خداست؛ نگهدارنده. یک نیروی نگهدارنده است. چون نگه می‌دارد شخص را در برابر گناه و خطا لذا پاک می‌ماند. یعنی یک نیرو است.

حالا اینجا می‌فرماید این نیرو را به چه می‌زند؟ این مضاف و مضاف‌الیه اینجا چگونه آمده؟ أحسن الله؛ عصمة الله. الله اکبر. یعنی آن نیروی الوهی که اسم العاصم از درون او منتشر شده. یعنی همهٔ اسم العاصم حضرت حق در ایشان پیاده شده است. یعنی تمام نیروی عصمت در فاطمه زهراست. تمام نیروی یا تمام حقیقت اسم العاصم حضرت حق به نحو امکانی؛ یعنی آن اسم مستأثر را کاری نداریم که در وجود و ذات غیبی حضرت حق هست سبحانه و حتی هم از آن خبر ندارد؛ آن را کاری نداریم. آنچه که در عالم امکان امکانش بود که پیاده شود به نحو احسن در صدیقهٔ طاهره است. این‌طوری که نگاه می‌کنی عصمة الله الکبری یعنی دیگر نهایت آن نیرو؛ یعنی همهٔ نیروی خودنگهداری الوهی در فاطمه زهراست. لذا هرکس خودنگهداری‌اش قوی است و هرکس به تقوا می‌رسد از طریق فاطمه زهرا می‌رسد. این یک اثبات. چون عصمة الله الکبری است. اصلاً و مقام پرورش دارد دیگر. ما قبلاً گفتیم نفس کل حضرت زهراست؛ عقل کل امیرالمؤمنین است. مقام پرورش دارد. قطعاً کسی که پاک مانده است کسی که دامنش آلوده نشده به غبارات و آلودگی‌ها قطعاً مورد عنایت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها واقع شده است؛ چه بداند چه نداند.

حسنهٔ پنهان و لیلة القدر؛ نامحرمی گناه

حالا باید دید حضرت صدیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها از چه کسانی خوشش می‌آید از چه چیزهایی لذت می‌برد چه خصلت‌هایی را خیلی دوست دارد. آنها خوبی‌ها را همه را دوست دارند. اما یک سری چیزها را آنها خیلی دوست دارند. اگر غیر از این بود خدا نمی‌فرمود یک خوبی را یک حسنه را بین همهٔ حسنات مخفی کردم که اگر کسی همان یک دانه را انجام بدهد در بهشت است جایش؛ قطعاً در بهشت است. همین‌طور یک معصیت را در میان معاصی پنهان کردم که اگر یک کسی فقط همان یک دانه را یک بار انجام بدهد کارش تمام است؛ قطعاً جهنمی است؛ این یعنی دچار خشم من می‌شود. خب اینها لذا فرمودند برای همین انسان خوب است که همهٔ حسنات را بردارد و همهٔ معاصی را ترک کند؛ چون پنهان است؛ خدا فرموده پنهان کردم.

حالا این پنهان را بعضی اهل سر مثلاً جامع‌الاسرار سید حیدر آملی رحمة‌الله‌علیه را اگر بخوانید یک چیزهایی متوجه می‌شوید که این حالا چیست؟ که همه‌اش مربوط است به حضرت زهراست که لیلة القدر است. لیله هم که دلالت بر پوشش و شب تاریکی و اینها دارد. سحر و شب هم ایشان بدنش برداشته شده یک چنین شبی. این همه‌اش مرتبط با هم است. سرّ سرّ نظام هستی است. لیله است شب است مستور است از چشم نامحرم؛ چه نامحرم جسمی چه نامحرم روحی نفسی. کسی که گناه می‌کند دیگر نامحرم شد به حضرت زهرا؛ دیگر سید نیست. و آنجا بیان کردند که این آن حسنه‌ای که پوشیده شده است ربط به لیلة القدر دارد. نمی‌خواهم امشب بازش کنم چون به تمامه نمی‌توانم حق مطلب را ادا کنم و چوب می‌خورم. فقط همین مقدار بگویم که ربط به لیلة القدر و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها دارد. آن یک عملی که اگر کسی در نامهٔ عملش باشد قطعاً بهشتی است ربط به حضرت زهرا دارد و حتی آن گناه هم ارتباط دارد به مقام شامخ خانم. خودمانی بگوییم برای آنهایی که سنشان کمتر است: حرمت حضرت زهرا نگه داشتن از یک وجه از وجه حسنه‌اش؛ از وجه سیئه‌اش بی‌حرمتی به حضرت زهرا.

و من یتق الله؛ استغاثه و پرورش فاطمی

ولی باز هرچه که هست عصمة الله الکبری است. چرا کسی که می‌خواهد تقوا پیشه کند که و من یتق الله — مخصوصاً با لفظ الله ترغیب می‌کنم اصرار می‌کنم روی الله — عصمة الله الکبری و من یتق الله یجعل له مخرجاً. چرا کسی که می‌خواهد تقوای الهی پیشه کند می‌گوید من بی‌کسم کسی را ندارم استاد ندارم مرشد ندارم نمی‌دانم چه کنم کدام سمت بروم هاج و واجم حیرانم یا دلیل المتحیرین؟ این حرف‌ها چیست می‌زنی؟ عصمة الله الکبری در کنار شماست. مقام پرورش هم دارد. متوسل به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شدی و جواب نگیری؟ نماز استغاثه به صدیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها خواندی و جواب نگرفتی؟ یکی از فرزندان همین هیئت — اسم نمی‌برم — حالات عجیبی داشت و دارد؛ الحمدلله صحبت قدم هم دارد. خیلی دوست داشتم بفهمم سرش چیست. این جوان اصلاً متفاوت است؛ هم صورتش هم سیرتش هم خلق و خو؛ یک آدم خاصی است از جوانان همین هیئت. و متوجه شدم به یک طریقی که ایشان نماز استغاثه به حضرت زهرا را هر روز ترک نمی‌کند. و توسل به حضرت زهرا مگر می‌شود جواب نگیرد آدم؟ با قدیم‌ها می‌گفتند یا فاطمه قفل بسته باز می‌شد. عصمة الله الکبری است.

ارتباط دوطرفه؛ مادر و گریه بر زهرا

بحث چه بوده که به اینجا کشیده؟ از ابتدای منبر حرف حرف از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شده. یعنی از انتهای منبر دیشب بحث به اینجا کشیده. بحث ارتباط با حق و حضرت الله هست سبحانه و تعالی عما یصفون. ارتباط عبد با الله. ارتباط الوهی برای رسیدن به توحید وجودی. از طریق آل‌الله امکان‌پذیر است و لا غیر؛ خاصه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها. و چقدر این رابطه دوطرفه است. هی می‌خواهم از این بحث‌های عاطفی فرار کنم بروم سمت براهین عقلی تا بحث منبر کامل شود؛ هی دوباره سر می‌خورم این سمت. نمی‌توانم به سمت براهین عقلی خیلی امشب حرکت کنم؛ همه‌اش این ورم که چقدر این ارتباط دوطرفه است. یعنی این‌طور نیست که فقط تو حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را دوست داشته باشی به خاطرش امشب آمده باشی. یعنی این ارتباط دوطرفه است و اتفاقاً از شما سؤال می‌کنم به نظر شما مخصوصاً مادرها قشنگ الان جواب می‌دهند: به نظر شما مادر بچه‌اش را بیشتر دوست دارد یا بچه مادر را؟ چرا آن‌قدر سفارش شده به حفظ حرمت مادر؟ خیلی کم سفارش شده پدر مادر حرمت بچه نگه دارد. بچه هم حرمت دارد حریم دارد؛ باید تربیتش کرد؛ یک سری آداب دارد. خیلی کم شده بگویند پدر مادر حریم بچه را نگه دارید؛ آداب بچه‌داری اینها خیلی کم. ولی همه‌اش به بچه سفارش می‌کنند حواست به پدر و مادرت باشد. می‌بینید؟ حتی خصوصاً مادر. چون اصلاً نمی‌شود خیلی اصلاً نشدنی است که مخصوصاً مادر بخواهد بکند از بچه.

تو آن قیامت از اسرار قیامت که فرمودند یوم یفرّ المرء من أخیه اینها همه از هم فرار می‌کنند. نداریم ما؛ من ندیدم به شخصه هرچه نگاه کردم ندیدم که مادر از بچه فرار کند. تو قیامت بچه از مادر فرار می‌کند؛ پدر از بچه و برادر از برادر. اما مادر از بچه نه؛ اصلاً نمی‌شود. یک مقام ارتباط خاص و عجیبی است که این شب‌ها دارند این را به شما تزریق می‌کنند. تو این روزها یکپارچه وجودت مادری می‌شود. و هر چقدر که تو حرمت مادر نگه داشتی اجازه می‌دهند به مادر برای مادر امام زمانت گریه کنی. به من گفته‌اند می‌گویند و خواهند گفت که حاجی ما نمی‌توانیم برای حضرت زهرا خوب گریه کنیم. یک سرّش را برای شما بگویم یک دلیلش را. یک دلیلش این است که حرمت مادر خوب نگه نداشتی که این وضع شده. حسابی حرمت برای مادرت قائل شو حریم بگیر از مادرت بعد ببین چگونه می‌شود؛ خودت بچش.

نمی‌گذارند من بحثم را امشب پیاده کنم؛ ولش کن بگذریم از بحث علمی‌مان. خب هر شبی یک رزقی دارد هر شبی یک طور است. خیلی موقع‌ها اصلاً هل می‌دهند ما را می‌برند جلو مثل دیشب هی می‌برند اوه تو اوج بحث انتهاش یکهو سرمان می‌خورد به سنگ قبر حضرت زهرا. یک شب هم مثل امشب هی نگه‌مان می‌دارند اجازه نمی‌دهند. خب همه آمده‌اید گریه کنید امشب برای مادر. یک شب خاصی است یک شب عجیبی است امشب. یعنی نمی‌دانم امشب رفقا که می‌خواهی داد بزنی می‌خواهی آستین در دهان بگیری گریه کنی مثل بچه‌اش. خیلی عجیب است آدم مادرش جلو چشمش پرپر بزند بعد بگویند داد نزنید بلند گریه نکنید. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.