ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز بحث نامه‌ها و برنامه‌ها

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین. الحمدلله على کل نعمته واسال الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد وبارک على صاحب الدعوة النبوية والسولة الحیدریة والعصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینية والعبادة السجادية والمؤثرات الباقریة والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الربویة والجود التقیة والنقاوة النقویة والهيبة العسکریة والغيبة الالهیة. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدین بین یديه. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانیة آیاته.. در این صبح زیبای بهشتی ان‌شاءالله که امام امام زمان نازنینمون هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و خدای منّان غم از دل حضرت بردارد و سائج امار دعا کنند صلواتی قرائت.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم. ادامه نامه اول از کتاب شریف نامه‌ها بر نامه‌های حضرت استاد رو با همدیگر پی می‌گیریم. رسیدیم به آنجایی که حضرت علامه تأکید انجام دادندد که توجه داشته باشید به بحث خوراک که اسراف نشود و کلوا وشربوا ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين. بعد از اینجا حضرت علامه می‌آیند توجه ما را به آیات انتهایی سوره مبارکه فرقان جلب می‌کننددد. از آنجایی که وعباد الرحمن شروع می‌شود که پیداست که صفات و خصوصیات بندگان رحمان رو خدای رحمان رو اینجا در این آیات متذکر می‌شود که حالا این رو چون یکی از دستورات پانزده گانه حضرت استاد هست در سیر عملی برای رسیدن به لقاءالله و ما این بحث لقاءالله رو به صورت اختصاصی در شب‌های جمعه دریاچه شرق داشتیم و این بحث مرتبط و اینها دیگر این رو اینجا توضیح نمیدیم.

خطاب‌های امیرالمؤمنین

این آیات رو آنجا وقتی بهش رسیدیم چون آنجا تو بحث سیر لقاءالله هستیم و ی که مرتبط با آن مباحث در کانال هستند آن سیر رو دارن پیش می‌گیرند. آنجا آن دستورات پانزده گانه یکیش اینه از طرف حضرت استاد که به این آیات انتهایی سوره مبارکه فرقان. لذا الان ما ورود نمی‌کنیم. بعد می‌فرماینددد که لعل الله یحدث بعد ذلك أمرا. لعل الله شاید که خدا یحدث حادث کند بعد ذلك أمرا. این مربوط به آیک دو سوره طلاقه که انتهای آیک این آمده. حالا چه عجیب که از علامه این قسمت رو گذاشتن جلوی دید و مرآه نظر ما که اینجا رو این آیک رو مورد توجه قرار بدید. برمی‌گردد به که یعنی چی؟ شاید خدا یک امر جدیدی رو احساس کنه بعد از آن؛ یک کار جدیدی رو خدا شروع کنه، اراده کنه.

برمی‌گردد به همان بحث چون آیک، آیک طلاقه و بحث اینه که زن و شوهر وقتی که از هم جدا می‌شوند اینچه به این امید نباشه که خلاصه‌ش اینه که به این امید نباشه که دیگر کلاً برای همی‌شود جدا بشن. لعل الله شاید که الله یحدث بعد ذلك، ذلك برمی‌گردد به آن جداییک. بعد از آن جدایی یحدث ذلك أمرا شاید امر خدا بر این تعلق بگیره که این‌ها دوباره به هم متمایل بشن و دوباره برگردند و اینها. حالا اینجا چرا علامه اینجا این بحث رو مطرح کرده؟ در مثلا بعد از امر خوردن، بعد از آن کشف و شهود که متوجه مواقف شهود باشیم.

نظم در زندگی مؤمن

آن آیک اول هم يكفي بربك انه على كل شيء شهيد و بعد اصلاح موازین خوراکی یا همان بحث اصلاح از شب حیات مزاجی که عرض شد و بعدش توجه با آیات عباد الرحمن و این آیک رو ذکر انجام دادندد که شاید خدا امرش فرق کنه و آنچه که شما مثلا جدا شدی ازش و مثلا کلاً دیگر ناامید شدی دو مرتبه یک امیدی شروع شود اینجا. یک امیدی، یک نقطه امیدی پیدا شود. اینجا نشون می‌دهد که اصلاً یکی از معجزاتی که حضرت حق در انسان قرار داده، اینه که در زیل اسم جابر خودش انسان می‌تواند حرکت کنه و جابر العظم الکسیر دیگر. عظم یعنی استخوان. کثیر هم یعنی شکسته. در وزن فعیل که صفت مشبّس. یعنی دیگر خورده خورده. اما خدا جابر عظم کثیره. جبران کننده استخوانیک که خورده خورد شده. خدا. بعد دیگر حتی می‌گوید مبدل السيئات بالحسنات. حتی سیئات رو خدا بدل می‌کند به حسنات.

وقتی خدا رو اینطوری دیدی می‌گوید چگونه است که انسان ناامید شود؟ لا تقنتوا من رحمت الله. تازه این آیک لا تقنتوا من رحمت الله بعد از آنجاست که می‌فرماید قل لعبادی الذين اسرفوا على انفسهم. به بندگانی از من بگو که اسراف انجام دادندد بر نفسشون. حالا آن آیک بالا می‌فرماید کلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفین. اصلاً خدا دوست ندارد اسراف کنندگان رو. این اسراف صرفاً تو و عليكم السلام ورحمة الله. در بحث خوردن و آشامیدن نیست که بگی کلوا واشربوا. حالا خدا اسراف پس برمی‌گردد صرفاً به خوردن. نه. ما در خصوص نفسمون هم اگر اسراف کنیم خدا دوست ندارد. انه لا يحب المسرفین. حالا چقدر مقام جبران حضرت حق و این معجزه ای که در انسان تعبیک شده که یک آن اراده کنه، اراده کنه، می‌تواند برگرده و جبران کنه اهمیت دارد که خدا می‌گوید به همانایی که من دوستشون نداشتم انه لا يحب المسرفین دیگر.

نامه و برنامهٔ تربیتی

حالا اینجا می‌فرماید قل لعبادی الذين اسرفوا على انفسهم. همینایی که به نفسشون اسراف انجام دادندد، بسیار ظلم انجام دادندد، بسیار معصیت انجام دادندد، بسیار غافل بودن این‌ها. به این‌ها بگو که لا تقنتوا من رحمت الله. این اصلاً می‌شود انسان اینطوری ناامید شود؟ بعد می‌فرماید ان یی که به تو می‌گم اصلاً ناامید نشو از رحمت خدا. می‌دونی چرا می‌گم ناامید نشو؟ چرا خدا من ناامید نشم؟ این همه من بد کردم. این همه ظلم کردم. این همه سرمایک‌ام رو به تباهی کشوندم. به جهت اینکه می‌فرماید وسعت رحمتي کل شی. اول کلم الله من یسألك برحمتك التي وسعت کل شی. چون می‌فرماید لا تقنتوا من چی؟ رحمت الله. وسعت رحمتي کل شی. رحمت واسعه. رحمت واسعه. همه جا رو گرفته. برای چی ناامید بشی؟ که البته باید بدونه اصلاً وقتی قرآن، قرآن رو باید همه رو آیاتشو با هم دید. می‌گوید رحمت واسعه بعد ما خودمون رو رها کنیم.

نه، نه قرآن می‌فرماید که بعد می‌فرم- مثلاً وابتغوا الیک الوسيلة. با وسیله بیا. توجه بکنید. وسیله کیک؟ آنجا پیغمبر تو د-کوچه رد می‌شد ابا عبدالله صلوات الله علیک خردسال بودن. داشتن و خیز می‌آیندجام دادندد این‌ها تا پیغمبر امام حسین صلوات الله علیک رو دید، امام حسین دوید سمت پیغمبر، آغوش باز کرد پیامبر به سمت ابا عبدالله آغوش باز کرد. حسینش رو بغل کرد و این صدا رو این ندا رو برداشت که حسین بن علی رو که بغل کرد فرمود حسین رحمت الله الواسع. رحمت الله الواسع. اینه که می‌شود ولکن سفینه حسین اسراع واوسع. منتها باید توجه داشته باشیم لا پارانتز حواسمون اینجا باشه. این أوسع بودن یعنی وسیع‌تر بودن سفینه نجات امام حسین و أسرع بودنش یعنی سریع‌تر بودنش نسبت به اهل بیت نیستها. این اشتباه نشه. این اشتباهیک که برخی می‌کنندد. چون قبلش می‌فرمود کلنا سفن النجاة. همه ما سفینه نجاتیم.

مسئولیت انسان در برابر خویش

ولکن سفینه الحسین أوسع و أسرع. بعد می‌زننددش به خود آن سفن النجاة برخی که توجه به حدیث ندارن. یعنی شما بفرما ببینم اگر امام حسین صلوات الله علیک سفینه‌ش أوسع نسبت به سفینه یعنی کشتی نجات اهل بیت دیگر و سریع‌تره یعنی از کشتی نجات حضرت زهرا سریع‌تره نسبت به حضرت زهرا؟ یعنی وسیع‌تره؟ یعنی امام حسین سعه وجودی بیشتری از حضرت زهرا داشته؟ یعنی امام حسین سرعت سیر بیشتری از حضرت زهرا صلوات الله علیکا داشته؟ یعنی مقدمه بر حضرت زهرا؟ یعنی در سیر صعودی و فرازی از حضرت زهرا جلو زده؟ نه این غلطه همه ظرف نوریک این‌ها حضرت زهراست. "نا انزلناه فی لیله القدر" ليله حضرت زهراست. قدرم خداست. نه اینطوری نیست. پس چی می‌فرماید اینجا که اوسع؟ چرا می‌گوید اوسع؟ چرا می‌گوید اسرع؟ نسبت به ماها می‌گوید اسرع، سریع‌تر. چون همه جا موندیم.

امام حسین رو خدا انتخاب کرد بین این چهارده تا نور علیکم الصلاة و السلام که جا مونده‌ها رو ببرود. برای اینکه جا مونده‌ها نسبت به ما اسرع شده. چون ماها اکثراً جا موندیم رو گذاشتن که جا مونده‌ها رو ببرود. با سرعت باید ببرود. جا موندیم. چون جا موندیم می‌گوید آ اسرع سریع‌تره چون جا موندیم و از این جهت می‌گوید اوسع چون اکثرهم لا يعقلون. اکثرهم لا يتدبرون. اکثرهم لا يا نمی‌دانندندم يفقهون. اینطوری چون اکثراً خراب انجام دادندد می‌فرمود اوسعه چون امام حسین رو خدا گذاشته این این‌ها که خراب انجام دادندد و جا مونده رو این‌ها رو بردارد ببرود. اکثراً این‌هام دیگر. پس ربط به اهل بیت ندارد. یک وقت اشتباه نشه بگوییم پس امام حسین سفینه نجاتش مثلاً از سفینه نجات حضرت زهرا سریع‌تره و مثلاً وسعتش بیشتره. نه نسبت به ماها این چنینه. یعنی اصلاً ماها ارتباطمون با امام حسین بیشتره.

دنیا، آخرت و محاسبه

حالا این نیز اسراری دارد که خدا اراده کرده است که مرحوم ی قاضی علیک الرحمه فرمودندد اصلاً سیر توحیدی، سیر توحیدی به جز محبت حسین امکان ندارد. یعنی به جز ابا عبدالله و دستگاه ابا عبدالله و اشک بر حسین و سوختن در وادی حسین اصلاً امکان رسیدن به وادی توحید نیست. نیست. یکی از مراحل مهم و آن پیچ خطرناک توحید با حسین بن علی طی می‌شود که او، آن سوختن برای امام حسین که راحت شما هیئتی‌ها رو تو آن پیچ خطرناک و آن گردنه رد می‌کند. گریک. حالا عجیبه که روز قیامت که می‌شود این همه زсход، عباد، مخلصین، عباد صالح و خوب خدا این‌ها جمع شدن. عباد الرحمن آنجا علما، فضلا همه هستن. اول گروهی که خدا می‌گوید این‌ها بلند شن ببینن می‌خواد به رخ همه صحنه محشر بکشونشون. می‌فرماید آن‌هایی که یا گریک انجام دادندد یا دوست داشتن یا زیارت انجام دادندد حسین بن علی را، این‌ها بلند بشن ببینن.

خداست دیگر خدایی می‌کنم که می‌تواند حرف بزنه. عجیبه. این‌ها عجیبه. اول دست می‌زند به حضرت ابا عبدالله و آن‌هایی که ارتباط داشتن با ابا عبدالله به نحوه قلبی یعنی سوختن، اشک ریختن، هیئتی‌ها، عزادارا و زائرها و محبین این‌ها بلند می‌شوند. حالا تو یک روایت می‌فرماید زوار امام حسین. زیارت هم از دور هست هم از نزدیک. نمی‌شود گفت فقط کسی که رفت کربلا شامل این حدیثه. نه. حدیث اصـ-اصطلاحاتی دارد هم اصطلاحاتش به دور می‌خورد هم نزدیک. کسی هم که هر روز دارد از شهر خودش ارباب رو سلام می‌دهد، همینم زائره. البته حقیقت زیارت چیست؟ حضور الزائر عند المزور عندی هست. عند ملک مقتدر. عندالله عبدالله. حالا که بحثش می‌رسد. عندالله. این عند المزور نزد زیارت شونده حاضر بشی. حالا این دو بُعد دارد. یک حضور جسمی و فیزیکیک. یکی هم حضور متافیزیکیک، حضور قلبیک. اصل در حضور قلبیک.

سیرهٔ اهل‌بیت

و الا بسیاری آنجا کربلا هستن. ما مثلاً رفتیم یک روز یادش جای شما خالی رفته بودیم با یک کاروانی. بعد یکی آنجا رفته بود تو بین الحرمین دیش ماهواره خریده بود مثلاً آن، آن سال. بسیار اصلاً یکی رفته بود اسلحه خریده بود. این نیز زائره؟ این مثلاً با حضور قلب رفته؟ نه. یکی می‌رود سنگ و چوب می‌بیند. یکی از همین جا قلبش اتصال دارد. ت و قبرود فی قلوب موالاه. پس اینها [] اصل در سیر قلبیک که تو اتصال برای حضور، حضور، حضور است. اما اگر کسی بتونه قلبش رو ببرود جسمش هم ببرود محضر او تو کربلا نور على نوره. چون آنجا جسم هم هست. جسم. البته یک روایتی در کامل الزيارات هست که از امام صادق صلوات الله علیک پرسیدن الان بدن ابا عبدالله تو کربلا هست؟ ما می‌رویم آنجا. حضرت فرمود چه سؤال عجیبی پرسیدی؟ اصلاً این زمین گنجایش ظرفیت نگهداری این بدن عرشی رو ندارد. فرمودندد سه شبانه روز این بدن آنجا بود.

بعد بردن بدن، بدن، بدن رو بردن. توجه کردی؟ پس حالا ببین اگر این روایت رو بگیریم می‌گیم این بدن چه برکتی دارد که فقط سه شبانه روز آنجا تو آن خاک بوده. یک همچه عظمتی به این سرزمین کربلا داده. حالا بحث آن باید تحلیل کنیم. آن باید بریم درباره‌ش بحث کنیم، مورد مداقه قرار بدیم. حالا بحث ما کشیده شد به کربلا، امام حسین و خیر انشاالله خدا حضرت انشاالله جبران بحث جبران بودیم که اینجا حضرت علام علیک الرحمه می‌فرماید ما را متوجه آیک "لعل الله یحدث بعد ذلك امراً". فرمود که چرا ناامید می‌شی؟ یعنی این تو دلشه. یک طوری رفتار نکن که کلاً امیدتو بکنی. دست خداست همه چی. اسم خدا جابرود. تو به گونه‌ای رفتار کن، تو اصلاً الان با وضعیتی که پیش آمده تو این فوج فوج گناه و معصیت در هم پیچیده شده تو این متأسفانه اصلاً همه چی پیچیده شده، ظلمت و نور اصلاً خاصیت دنیاست دیگر.

نمونه‌های تاریخی

مراتب مافوق نور محضن ولی نشئه طبیعت، حق و باطل، نور و ظلمت در هم تن پیچیدن تشخیصش کار هر کسی نیست. ما الان در این ظلمت سرا یک وظیفه داریم خصوصاً در مورد ممنونم ازم. تربیت کودکانمون. آنم چی؟ حتماً، حتماً کودکانمونو یاد بدیم به هر طرف رفتید برگردید در خونه آل الله. چون قطعاً آلودگی هست، به شدت هم هست. هرچی هم که می‌رویم جلو ملئت ظلم و جورا، ملئت پر می‌شود. پس این کودکانی ما متأسفانه البته از این طرفم شدت نوری هسترا. یعنی اینطوری نیست که شما فقط بگی ظلمت شدت می‌گیرد. اگر اینطوری بود که رحمت خدا چگونه اوسعه، چگونه وسعت رحمتی کل شیء. چگونه است که یک روایت داریم که خدای ممنان بعضی از آیات رو برای عقول آخر و زمانی‌ها قرار داده مثل شش آیک اول سوره حدید و سوره اخلاص که ملاصدرا تو این شش آیک اول سوره حدید و سوره توحید بسیار توجه می‌کرده است است است است.

بعد که به این حدیث امام صادق صلوات الله علیک می‌رسد اشک شوق می‌ریزد. قبل از اینکه این حدیث رو ببینه بسیار توجه می‌کرده است است است است به شش آیک اول سوره حدید. "هو الاول والآخر والله الباطن" یا سوره اخلاص "قل هو الله احد". الله اکبر. بعد وقتی این حدیث رو می‌بیند اشک شوق می‌ریزد که چه شیرین از آن موقع خدا هوای ما را داشته آخر و زمانی‌ها رو. پس شدت نوریک هم هست. عقل یکپارچه نور محضه. اما از آن طرف آلودگی‌ هم زیاده. پس باید کودکان رو چه کار کرد؟ آشنا کرد که پسرم، دخترم ناامید نشو هیچوقت. اگر آلوده خدایی نکرده شدی تا می‌شود دامنتو جمع کن آلوده نشی. اما یک وقت آلوده هم شدی ها حتما برگرد در خونه ابا عبدالله، برگرد در خونه حضرت زهرا، برگرد در خونه خدا که ان الله اینجا بودیم که چرا خدا می‌گوید ناامید نشو؟

نتیجهٔ گفتار

چرا می‌گوید به آنانیی که اسراف انجام دادندد به انفسشون، به جانشون بگو "لا تقنطوا من رحمت الله" چون "ان الله يغفر الذنوب جميعا". سلام.. همه رو خدا می‌بخشد. همه گناه‌ها رو می‌بخشد. جميعاً. توجه کردید شد؟ حر شود. انشاالله. حر حر. حر هم حالا آدم باید برود این‌ها دقت کنه چی می‌شود ناگران‌ای که مثل حر. هر ته ما امشب هر طرف می‌رویم امروز هی برامون انجام دادندد کربلا. آره جالب است. انشاالله کربلایی شویم. لا اله الا الله. حر بسیار عجیب بوده. حر اولاً حر اسمش رو خودشه. یک آدم بسیار معروف و سنگین و یک آدمی بوده که یعنی چند هزار نفر مرید داشته اینطوری بگم زیر سایک خودش. یک آدم معمولی نبوده که بگه حالا این برگشت. برگشت چه کار کرده مگه؟ این‌ها بسیار مهمه ها توجه بکنید تو. اینکه انسان به جا و جایگاه و مقام و رتبه و منصبی که دارد دل نبسته باشه این‌ها بسیار مهمه.

به پولی که دارد، ثروتی که دارد، این‌ها القه ها. اصلاً سر برزخ، قرار دادندد برزخ، برزخ می‌گی دیدی وقتی بلا تبسیارفی می‌گی تو برزخم. سر برزخ اینه. می‌شود کسی برزخ نداشته باشه؟ روایات داریم برخی برزخ ندارن. چرا برزخ ندارد؟ یعنی برزخی نیست. چرا؟ چون بلا تبسیارف نیست. تبسیارفش معلومه. چرا برزخ ندارد؟ به جز اینکه تعلق ندارد. اصلاً سیر برزخی به می‌زنندی که ما تعلق به دنیا پیدا کردیم، همان مقدار در برزخیم. یکی یک آنه، یکی چند روزه، یکی چند ساله. برخی هزاران سال تو برزخ می‌مانند. اصلاً باور نمی‌خواهد بکند که مرده. روایت داریم ها. نمی‌خواهد باور کنه. آن‌قدر دلبسته به دنیاست. همواره دوست دارد دوباره برگرده. ایام شهادت حضرت زهرا می‌شود رفته تو ویلا و باغش و جوج و می‌زند و برا اصلاً کیف و نوش و اصلاً غرق دنیا و بعد حرام خدا رو استفاده می‌کند و اصلاً هیچ توجهی به ملکوت ندارد.

نتیجهٔ گفتار

این یکپارچه تعلقه. اصلاً نکنده. بعد چنین کسی می‌خواد مثلاً سیر برزخیش با کسی که شبانه روز غرق در خدا و اولیای خدا باشه یکی باشه. این که عدالت نمی‌شود که. پس پیداست برزخ نسبت به سعه وجودی یا ضیغ وجودی هر کسی تعریف می‌شود. هر مقدار که شما نیاز دارین، ما نیاز دارین تعلقاتمون از مادون، از نشئه طبیعت، از آن دلبستگی‌هامون کنده شود، همان مقدار برزخ دارین. این معنای برزخه. حر هم کنده.. حر داشتم اینو می‌گفتم. بسیار دل می‌خواد، بسیار آزادی می‌خواد آدم وقتی مقام و منصب دارد، مریدان زیادی دارد، جایگاه رفیعی دارد، برای خودش کسی بوده حر گنده قبیله‌ش بود و ما قبیله بازی بوده هنوزم البته تو عرا-عراق هست. و وقتی هم که کلاه خود رو گذاشت و لرزش و کند و همه رو ریخت زمین، این قبیله‌ش با تعجب نگاش می‌آیندجام دادندد. چه کار داری می‌کنی حُر آبروی ما را نبر. یک وقت هست کسی کمکت می‌کند، ت.

برو من پشتتم. پدر، مادر. اما هی همه دور و بری‌هاش نهیب می‌زنندد این کارو نکنی آبروی حیثیت قبیله‌ای ما می‌رود. اصلاً تنها شهیدی که سر از تنش جدا نشده حره. چرا؟ چون قبیله‌ش بسیار تعصب داشتن رو رئیس قبیله‌شون. آمدند بدن رو برداشتن بردن. اجازه نداشتن، نداشتن، اجازه ندادندد آنجا بمونه. بردن نه کیلومتر بیرون کربلا دفن انجام دادندد بیرون محدوده حرم. این نیز البته خودش سرها و ما هی می‌گیم که بزرگان فرمودندد بالاخره فرق می‌کند بین حُر و حبیب. حبیبی که از بچگی تا نود سالگی وقتی تو کوچه امام حسین بچه بود حبیب سنش بالاتر از امام حسین بوده. حدود تقریباً بیست و نزدیک سی سال بیشتر از ما، بیست و خورده‌ای بیشتر از امام حسین، حدود سی سال بیشتر از امام حسین صلوات الله علیک بوده. سی و سه سال حدوداً بیشتر بوده. امام حسین پنجاه و هفت سال. حبیب حدود نود سال. می‌شود چند سال؟

نتیجهٔ گفتار

سی و سه سال بیشتره. تو بچگی امام حسین راه می‌رفته است است است است، این می‌رفته است است است است پاشو می‌گذاشته است است جای پای امام حسین. حبیب. می‌گوید من اصلاً دوست دارم این رو. اصلاً تو پیغمبر سؤال می‌کند چرا این کارو می‌کنی حبیب؟ گفت این رو بسیار دوست دارم. آن موقع که امام حسین، امام حسین نبود که به این معنای که ما می‌گیم. رابطه باید فرق کنه. بعد ضریح یک مثل حبیب باید یک جایی قرار بگیره که می‌ری تو زیارتش کنی، می‌ای بیرون زیارتش کنی. همه چی رو حسابه و حُر درست است بسیار واقعاً مردونگی کرد و کند و حُر بود واقعاً. خود ابا عبدالله هم فرمود تو به واقع حری. چه نام روشنی مادرت گذاشته. ولی بالاخره نباید سر از تنش جدا شه. نباید بغل حبیب دفن شه. این‌ها اسرار الهیک. حالا می‌خواستیم اینو بگوییم اما با چون ذو مراتبه دیگر عالم ذو مراتبه.

اینطوری نیستش که بگی اگرم قرار شفاعتی شود اصل الحاقه. لطف، لطف، قاعده لطف امام عصره. بحث شفاعت قاعده لطفه. درست است صنخیت و و شفع یعنی جفت شدن. باید جفت بشی. شفاعت از شفع می‌آید جفت شدن و شفع و، و الوتر. وتر تک. شفع جفت. شفاعت یعنی باید جفت بشی. یعنی هم صنخ بشی، هم بو بشی اما هم مرتبه که نیستی. حسین ابن علی کجا ما کجا؟ این دیگر لطف امامه. لطف امامه که چه عجیب امام رضا قربونش بریم فرمود هرکس می‌خواهد، فرمود می‌خواهید به شما یک بشارت بدم؟ من لطیفانه روایت برای شما بیان می‌کنم. می‌خواهید در اعلی و بالاترین مراتب بهشت همراه ما هم درجه ما باشید؟ سلام. یعنی هم‌نشین و همراه ما باشید؟ بسیار مقام. اصلاً نمی‌شود تصورش کرد. قاب قاوسن او ادنا است. شوخیک مگه؟ همه آب‌های دهان‌ها جاری می‌شود.. چرا نمی‌خواهیم؟ چه کنیم؟ حضرت فرمود که برای جد ما حسین گریک کنید. برای جد ما حسین.

نتیجهٔ گفتار

ارتباط داشته باشید با امام حسین. این می‌روند برود. این راه می‌روند برود که با زیرکی به ما نشون دادندد. لذا ی قاضی رو وقتی در خواب دیدن، دیدن حسرت می‌خورد. گفت حسرت شما دیگر برای چیست؟ فرمود حسرت می‌خورم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا می‌خواهنددم. چرا یک بار؟ الان که آمدم اینور دیدم همه چی حسینه. اصلاً جهنم رو بر مبنای ارتباط دوری اشخاص با به، با با امام حسین می‌سنجندد. جهنم هرچه قدر از امام حسین دورتره، اسفلش بیشتر عمیق تره. اسفل السافلین در جهنم. هرچی به امام حسین نزدیک تره، رتبه‌ش تو بهشت بالاتره. حالا بحث رو حُر بود. حُر چند از القه‌هاش کار هرکسی نیست. یک، یک بخشش اینه. حالا چجوری تونست از القه‌هاش بکند؟ نمی‌شود تا عنایت حضرت ولی عصر در زمان ما تا عنایت امام عصرش نباشه نمی‌تواند بکند. همین طوری هم عنایت امام به انسان نمیفته. یک چیزی باید باشه تا عنایت بیفتد.

جالب است که همان چیزکی هم که مر و پایک‌ی و بستر عنایت امام می‌شود، آنم خودش فراهم می‌کند. از کجا داری اینو می‌گی حاجی؟ چون امام حسین وقتی به حُر رسید فرمود ثکلت کأمک. مادرت به عزاد بنشین. دارد مقدمات رو فراهم می‌کند. کی؟ ابا عبدالله. ابا عبدالله که اهل این حرفا نیست. کسی رو بخواد اینطوری حرف اینطوری درباره‌ش بزنه. تمام بزرگان فرمودندد بستر رو برای حُر آماده کرد. ما فظمی رو می‌خواهندد. می‌دونست که این آدمه یعنی مرده. می‌دونست که نسبت به خاندان عصمت یک احترامی قائله. آنجا ابا عبدالله این بستر رو برای او فراهم کرد که چی؟ برای اینکه این جمله رو بگه و قلباً هم گفت. گفت یا ابا عبدالله، یا حسین اگر به غیر از تو کسی حرف از مادرم می‌زد جوابشو می‌دادم. اما چه کنم که مادر تو فاطمه است. دیگر من نمی‌توانم حرف بزنم. تموم شد. تموم شد. همه بزرگان گفتندددد همین جا دستگیری شد.

نتیجهٔ گفتار

حرمت فاطمه نگه داشت. بسترش هم خود اباعبدالله برای او فراهم کرد. آن‌قدر مهمه حرمت فاطمه زهرا. ناموس خداست. همه دارایی خدا خلاصه شده تو حضرت صدیقه طاهره. یک چنین کسی بچه. تاجی خدا سر شما گذاشته که تو این ساعت پشتی به خاطر این بیای بشینی از خوابت بزنی از همه چی بزنی بیای. خدا می‌دانندندد قیامت چه تاجی سر محبین حضرت زهرا می‌خواهند بذارن. من تحقیقاً به شما می‌گم حا می‌رجواد علیک الرحمه یک روایت بسیار مبسوط طولانی دارد. تو المراقباتش هست. جاهای دیگر هم آمده که حالا تحقیقاً می‌خواهم به شما سند و مدرک بگم. وقتی حالات قیامت رو آنجا بیان می‌کند که قیامت می‌گوید حلم مزید شعله‌اش فوران کرده. آتشی که هفتاد بار درش دمیده شده، شستشو شده، آتش شده آتش دنیا هفتاد بار. یا به یک معنا می‌گویند آتش دنیا رو هفت بار خدا درش دمیده شده آتش جهنم. آن آتش آنطوری فوران.

بسیار جلال دارد جهنم بسیار ترس دارد، رعب دارد. تنها کسی که من تو روایات دیدم می‌رود تا دم در جهنم آن لهیب دارد می‌زند. وایمیسته جلوی جر جهنم حضرت زهراست. [صدای محیط] تو روایت می‌گوید چرا می‌رود جلوی در در جهنم وایمیسته؟ می‌گوید خدایا می‌خواهم خیالم راحت شود. یک یک این‌هایی که دارن می‌روند تو جهنم، دارن می‌روند تو جهنمو من تفتیش کنم. بوشون کنم، نگاهشون کنم که آیا بوی حسین منو می‌دهند یا نه؟ این‌ها آشنا هستن یا نه؟ آیا یک جرعه آب دست دوستای من دادندد یا نه؟ آیا اصلاً منو نمی‌شونداخته اما چون محبت به یکی از دوستان من داشته یک گره از دوست من وا کرده. یک جرعه آب دست محبت به من داده. می‌خواهم همه این‌ها رو خدا اجازه می‌دی؟ خدا می‌فرماید فاطمه جان امروز تو به قول ما می‌گیم لب تر کن. هرچی تو بخوای برات فراهمه. بسم الله. می‌رود تا لبه در.

نتیجهٔ گفتار

این‌ها روایت متقن و محکم در مجامع روایی ماست. بحث احساسی نیست. فکر کنید ما داریم مثلا منبر گرمی می‌کنیم. خاک بر سر من که اصلاً این منبرودا گرم هست، این مجالس گرم هست. اسم حضرت زهرا رو بیار تمام. چی می‌خواهی گرم کنی؟ [] و آنجاست که روایت امام باقر هموارهنیدید مثل مرغی، عجیبه این تعبیر. مثل مرغی که دانه‌ها رو از لابلای شن ریزه‌ها این‌ها جدا می‌کند، تک تک محبینش رو از صحنه محشر جدا می‌کند. امروز همین جدایی صورت گرفته همین جا. یک یک حضرت زهرا جدایش همین جا صورت داده. جدا کرده تو رو از خواب شیرین و از غفلت و این‌ها کنده آورده. [] حالا بحث ما به آن سمت رفت. گریک‌تمونم شروع شد. دیگر من ادامه ندادم. وقتمونم البته تموم شد. ما در یک آیک در وادی امید موندیم امروز و بحثمون هم [صدای محیط] ناتمام موند. الحمدلله که رفتیم پشت سر حر.

حالا ما می‌گیم حبیب از حر بالاتر بود اما حر از همه ما بالاتر بود. یعنی حر کار عظیمی کرد. یعنی یک جلوه گری جلو دشمن‌ها کرد. جیگر حضرت زینب رو خون کرد. خنک کرد. حالا گفتم حضرت زینب این نیز خوبه بدونید بسیار زیرک بوده حر. حالا که کار به اینجا کشید بسیار زیرکی حر رو بگم. چون حر فکر نمی‌کرد این نیز بگم فکر نمی‌کرد که کار به اینجا بکشه. فکر می‌کرد جلوی اباعبدالله رو بگیره. بعد این‌ها مصالحه می‌کننددد دیگر تموم می‌شود می‌رود. بعداً گفت تقصیر من شد. اگر من جلوی شما را نمی‌بستم کارت به کربلا کشیده نمیشد. من باعث شدم که دل زینبت بشکنه. دل زینبت بسوزه این‌ها. برای همین با یک نهایت خاری آمد محضر ارباب.

نتیجهٔ گفتار

و چه عجیب که من محضر حضرت آیت الله اینو این، این، این جمله‌ای که الان می‌گم از حضرت آیت الله مظاهری برای ما اصفهان شاگرد ایشون بودیم بیان می‌کنم که فرمود آن‌قدر خجالت زده بود [] روش نمیشد برود سمت خیمه. از دور زانو زده بود گریک می‌کرد. اباعبدالله نگاه کرد گفتش که این بسیار وزن شرمندگی‌ش زیاده. بسیار خجالت کشیده. فقط یک دست قوی می‌تواند بیارش. عباس جان پاشو [] کار توعه. چه عجیب! حضرت ابالفضل چشم یا سیدی و مولای. ابالفضل آمد زیر بغل حر رو گرفت گفت بلند شو ای فر است. سرتو بالا بگیر که حسین تو رو قبول کرده. ابالفضل بردش. امروز آنانیی که بسیار خجالت زده‌اند [] بگن عباس جان بیا دست ما را هم بگیر بردار [] بردار ما را محضر اومون خجالت زده‌ایم. بسیار خجالت زده‌ایم. و این زیرکی رو اینجا می‌خواهم بگم. رفت بردنش یعنی بردنش. ما را هم انشاالله ببرن محضر او زانو زد و این‌ها.

بعد یک خواهش از اباعبدالله کرد. گفت حسین جان می‌شود یک خواهش از شما بکنم؟ بگو. تو که دیگر به ما راه پیدا کردی. دیگر از مایی عرض کرد حسین جان می‌شود خیمه زینب رو بهم نشون بدی؟ [] این خیمه عقیله بنی هاشم. آمد خودش رو کوبید زمین جلوی خیمه زینب. فریاد زد [] یا بنت امیرالمؤمنین. حضرت زینب آمد پشت پرده چادر. چه ر شده؟ گفت من یک خواهش از شما دارم. من باعث شدم حسین به این وضعیت بکشه. دارم می‌رم می‌دانند رو فدای حسین کنم. از من راضی هستی؟ [] جمله حضرت زینب رو ببین. عجیبه امروز حضرت زینب فرمود که آهاان حُر تو هم فهمیدی چقدر حسین من غریبه. [اشک] الله اکبر. بذارید به همین صورت بریم تو روضه اصن ولش کن. مجامون رو عوض کنیم، بحثو عوض کنیم. [شعر] السلام علیک یا أبا عبد الله و علی الارواح التي حلّت بفنائك علیک منّی سلام الله أبدا ما بقي صوب و بقي اللیل و النهار.

نتیجهٔ گفتار

هیچ روزی با سلام و ارباب شروع نکرده بودیم. [شعر] السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین. زبان بگیریم انشاالله کربلا حسین حسین کنیم. حسین جان. جان

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.