ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 023

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

هفتهٔ بسیج و ادای دین نسبت به نعمت‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم. مدتی است دربارهٔ مسائل جاری و ساری سیاسی و اجتماعی و عبادی سخن گفته نشده؛ با توجه به آنکه هفتهٔ بسیج است، سخن امروز با سؤالی از نفس خود آغاز می‌شود: آیا دینمان را نسبت به نعمت‌هایی که خدا به ما داده ادا کرده‌ایم؟ بالاترین نعمت، نعمت انسان کامل است — حجت زمان، امام زمان، بقیةالله الاعظم — و نیز نعمت بزرگ قرآن، نعمت بزرگ ولایت، نعمت بزرگ انقلاب، و نعمت بزرگ جلسات ذکر اهل بیت. نعمت‌های بزرگ تا دلت بخواهد هست. حضرت حسین بن علی در دعای عرفه به خدا عرض می‌کند که خدایا از تو ممنونم و شکر تو را به جا می‌آورم که مرا در زمانهٔ بعثت پیامبر ختمی در زمین آوردی. نوهٔ پیامبر که خود انسان کامل است چنین می‌گوید که مرا در زمان بعثت ختمی آوردی. برخی چشم بر نعمت‌هایی می‌بندند که ما را در دورهٔ اوج شکوفایی اسلام با انقلاب اسلامی آورده‌اند. تبلور آن، به قول حضرت امام، انفجار نور بود؛ تمام کارشناسان خبرهٔ فن در حوزهٔ دین و دین‌داری و دین‌مداری این سخن امام را تأیید کرده‌اند که واقعاً انفجار نور صورت گرفته است.

درست است که از جهت ظلم گفته می‌شود ملئ الظلم والجور؛ بزرگان این را به امتلای ظلم و جور توسط حکام ظلم و جور تعبیر کرده‌اند، نه مردم قاطبه. عموم مردم اتفاقاً دارند بیدار می‌شوند؛ سردمداران و پادشاهان و خلفایند که دنیا را از ظلم و جور پر کرده‌اند وگرنه مردم بیدار می‌شوند. این همه به برکت انقلاب اسلامی است و پس از آن بیداری اسلامی چنین شکل گرفت. همهٔ وعده‌هایی که حضرت امام داد همه‌اش محقق شد؛ دو تا هنوز نشده اما مقدمه‌اش شده. یکی همین بیداری اسلامی که مقدمه‌اش را دیده‌ایم. ایشان فرمود ما حکومت اسلام را به سرتاسر دنیا می‌کشانیم و می‌رسانیم؛ یعنی همهٔ عالم تحت یک بیرق و یک پرچم — اسلام — درآید. این دارد محقق می‌شود. درست است که در ظاهر هنوز دو وعده کامل نشده، اما مقدماتش چنان آشکار است که دیگر نمی‌توان انکار کرد بیداری اسلامی و حرکت به سمت یک پرچم واحد آغاز شده است.

محکومیت نتانیاهو و شفاف شدن قصه برای ملت‌ها

در قضیهٔ صد و بیست کشوری که نتانیاهو و وزیر جنگش را محکوم کردند و حکم دادگاه بین‌المللی بر ضبط آنان صادر شد، درست است که برخی گفتند این از روی ناچاری‌شان بود؛ آبرویشان در دنیا چنان می‌رفت چون واقعاً همه‌گیر و فراگیر شد و قصه برای همهٔ ملت‌ها شفاف شد. کسانی که اصلاً هیچ بویی از اسلام نبرده‌اند و یهود را نمی‌شناسند اعتراض کردند؛ هر کس در هر گوشهٔ دنیا تا جایی که می‌توانست اعتراضش را نشان داد. آنان دیدند واقعاً دارند مفتضح می‌شوند و دیگر آبرویی برایشان نمانده. بعضی تحلیل‌شان این است که از روی شستن دامان خود این کار را کردند. اما هرچه باشد، خوب همه را و شاخک همه را در کل دنیا تیز کرد. دیگر بحث صرفاً سیاسی نیست؛ بحث شرعی شده: هرکس هر طور می‌تواند.

ورود مستقیم رهبر؛ سفیر به سوریه و لبنان

از آن سو می‌بینید که خارج از بحث دیپلماسی — یعنی گفت‌وگوی رهبر خارج از هیئت دولت و دیپلماسی و وزارت امور خارجه — شکل گرفت و خودشان مستقیم سفیر فرستادند به سوریه و لبنان؛ آقای لاریجانی را فرستادند. آدم‌هایی مثل نجیب میقاتی حتی وقتی سیدحسن نصرالله را شهید کردند باز شعارشان این بود که باید حزب‌الله خلع سلاح شود. وقتی رهبر مقاومت را زدند گمان کردند حزب‌الله ترسیده و کم آورده؛ حرفشان این بود که حزب‌الله توانش را از دست داده، کار تمام است و دیگر باید سازش کرد. ایران آنان را تقویت کرد. نبیه بری وقتی وزیر امور خارجه، آقای عراقچی، پیشش رفت اصلاً تحویل نگرفت و خیلی با اخم و تخم بود. چه می‌شود که چه پیامی از رهبر می‌رود آنجا که بلافاصله نجیب میقاتی دستور می‌دهد ارتش لبنان به کمک حزب‌الله بیاید؟ اصلاً سابقه نداشته. اینان مثل دو تیغه، مثل پنبه و بنزین، مخالف هم بودند؛ چه می‌شود که یک‌باره به خط می‌شوند؟ از آن طرف سوریه وقتی سفیر آقا می‌رود چگونه به خط می‌شود.

وعدهٔ صادق و قدرت پدافندی

وقتی میدان را رصد می‌کنی با توجه به تجربهٔ زیبایی که در وعدهٔ صادق دو صورت گرفت، خودشان اذعان کردند. تحلیل‌هایشان را دیده‌اید؛ خود اسرائیلی‌ها و حتی بعضی خبرگزاری‌های کشورهای دیگر اقرار کردند — جالب آنکه به زبان عبری بعضی خلبان‌ها توئیت کرده بودند — که ما وحشت کردیم وقتی دیدیم پدافندهای ایران روی هواپیماهای اف‌سی‌وپنج ما قفل کردند و جرات نکردیم از شصت کیلومتری که مانده بود به ایران نزدیک‌تر شویم؛ از همان‌جا زدند به فرار. این نشان داد پدافند ایران چقدر قوی است و جوابش را پس داد؛ از جهت پدافندی به شدت دست برنده را نشان دادیم. سوم خرداد باور کنید همه به خط شدند و آزمون‌شان را پس دادند از این حیث که در وعدهٔ صادق سه ایران چه کند: جلودار ایران باشد، اما ایران بیاید روی سیستم هوایی قفل کند، هواپیماهای اسرائیل را ناکار کند و از دور خارج کند؛ یعنی اسرائیل را از جهت جبههٔ هوایی فلج کند. الان قدرت اسرائیل هم از جبههٔ هوایی است؛ از زمین آن قدرت را ندارد.

جولان، یمن و ناو هواپیمابر آمریکا

بعد از آن طرف لبنان با کمک ارتشش و حزب‌الله، از آن طرف سوریه، از آن طرف عراق، از آن طرف یمن، همه بریزند سر اسرائیل و سعی کنند جنگ را به جنگ زمینی بکشانند و بلندی‌های جولان را بگیرند. اگر بلندی‌های جولان گرفته شود چون اشراف پیدا می‌کنند به اسرائیل دیگر راحت می‌توانند اسرائیل را بزنند؛ از آن طرف ایران هم سیستم هوایی و هواپیماها را فلج کرده باشد. یعنی دیگر تقریباً می‌شود گفت از جمیع جهات اسرائیل فلج می‌شود. عبدالملک حوثی چند وقت پیش — دو سه هفته پیش — در خصوص امر مطاع رهبر ایران صحبت کرد؛ خیلی جالب بود. بلافاصله بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر آمریکا را زدند. کار کمی نیست. آن پشتوانهٔ اسرائیل بود؛ بزرگ‌ترین پشتوانهٔ اسرائیل در صورت وعدهٔ صادق سه ایران همان بود. یمن زد و کارش را ساخت. یعنی آمریکا می‌شود گفت در عمل از حمایت و پشتیبانی اسرائیل فلج شد که بخواهد مثلاً پاتک بزند بعد از وعدهٔ صادق سه و کاری انجام دهد.

مدیریت مستقیم جبهه توسط رهبر

وقتی میدان را رصد می‌کنی و تحرکات میدان را در جمیع جبهه‌ها می‌بینی، بعد حتی تحریک ترکیه برای حمله به سوریه را ملاحظه می‌کنی، می‌بینی همه دارد یک پیام می‌دهد؛ پیام نهایی. تعبیر این است — اگر حرفی غیر از این دارید و نقض می‌خواهید بکنید حاضرم بحث کنیم — که رهبر ایران مستقیم خودش وارد این قصه شده. یک وجهش تلخ است: شاید آنان که نوک پیکان بودند، سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان کلان ما، چه در حوزهٔ دیپلماسی و سیاسی و چه در حوزهٔ نظامی، دچار مماشات یا هرچه شده‌اند؛ خواستند امتیاز بدهند، امتیاز بگیرند، مذاکره کنند. اما یک بخش شیرین و قشنگش این است که وقتی آقا مستقیم خودش دارد عمل می‌کند، مسئولیتش را هم مستقیم خودش به دست گرفته. نظام ما همهٔ مشروعیتش بر دو پایه است: یکی ولایت و یکی مردم. وقتی مردم جوش و خروش دارند و فریاد می‌زنند — حتی جالب است یک سری که اصلاً انقلاب را قبول ندارند می‌بینیم داد می‌زنند آقا چرا ساکتید، چرا نمی‌زنید، بس است دیگر، از داخل و خارج — این از حیث مشروعیت مردمی. رهبر هم که خودش یک‌تنه وسط آمده. سراغ دارید تا حالا در یک التهاب بین‌المللی خطرناک این‌چنینی آقا مستقیم سفیر بفرستد خارج از دیپلماسی وزارت امور خارجه و بعد آن‌طور هم جواب بگیرد؟ قشنگ مشخص است که دارد جبهه را به خط می‌کند. یعنی این اتفاق جواب کسانی هم هست که می‌گویند چرا این‌قدر طول کشید، چرا این‌قدر دارد طول می‌کشد؛ همه‌مان هم ناراحتیم و سؤال هم داریم.

یک وجهش این است که خیلی‌ها کوتاهی کردند؛ خواستند امتیاز بدهند و امتیاز بگیرند. اما چرا این وجه قدرتش را نمی‌بینی که خود رهبر، عالی‌ترین مقام ولایت مطلقه، وسط آمده و ان‌شاءالله با پشتوانهٔ امام عصر خودش دارد جبهه را مستقیم مدیریت می‌کند؟ این می‌تواند همان ضربهٔ نهایی باشد؛ می‌تواند همان ضربهٔ فلج‌کنندهٔ اسرائیل باشد. برای همین زمان‌بر است. به خط کردن این همه جبهه حول و حوش خیلی زمان‌بر است. یا حتی مذاکره با عربستان و ریاض که اخیراً صورت گرفت و چرخش‌هایی که در کشورهای مختلف دارد صورت می‌گیرد — این را هم به‌عنوان تحلیلی از این سو می‌شنوید و می‌توانید نقدش کنید. شاید اینکه به خودشان جرات دادند چون در آن صد و بیست کشوری که قبول کردند و امضا زدند و تأیید کردند که نتانیاهو و گانتز را کت‌بسته تحویل دهند، کشورهایی بودند که تمام‌قد پشت اسرائیل بودند. چه شده گردش و چرخش کرده‌اند؟ شاید اصلاً شاخک‌های آنان هم تیز شده؛ آنان هم متوجه چنین حماسه‌ای از طرف ایران شده‌اند که قرار است چنین اتفاق و وفاقی صورت بگیرد؛ جلو جلو چنین کاری کرده‌اند؛ امتیازی الکی داده‌اند تا مثلاً سر ما را کلاه بگذارند، ما را نرم کنند، ما را خام کنند — اگرچه بعضی از سیاستمداران ما متأسفانه شده‌اند؛ ولی آقا که نمی‌شود.

نقطهٔ آغاز حمله و مقدمات ظهور

امروز این را می‌خواستم هم به‌عنوان یک نقطهٔ آغازین حمله به اسرائیل بگویم؛ یک تحلیل ظاهراً پیچیده اما خیلی شیرین، خیلی شیرین، که مدتهاست همه منتظرشیم. هم انتظار میدان و هم انتظار ظهور در این تحلیل به هم گره می‌خورد و از همین رو سنگین و امیدبخش است. هم اینکه بگوییم نکتهٔ دوم: با توجه به مژده‌هایی که بزرگان اهل معرفت — چه آنان که رفته‌اند چه آنان که هستند — به ما داده‌اند، این اتفاق اگر کلید بخورد، این چیزی که الان گفته شد واقعاً اگر صورت بگیرد، قطعاً از مقدمات ظهور است. با توجه به اینکه شروعش هم با یمن بوده؛ یمن زده و آن هم با تأکید ایران. عالی‌ترین مرتبهٔ رهبر. در یمن وقتی خودش را مطیع رهبر ایران می‌داند و رهبر ایران را مطاع می‌داند — حتی شنیدم رهبر ایران را تهدید کردند؛ ما با تمام قوا در خدمتیم — و وقتی آن حرف را می‌زند بعد بلافاصله ناو را می‌زند، یعنی خط را مشخص می‌کند: ما پیرو این آقاییم. پس پیوسته خبری، مدیریتی توسط آن آقا دارد صورت می‌گیرد. این ان‌شاءالله مقدمات ظهور را دارد نویدش را به ما می‌دهد.

سؤال باقی؛ نقش ما چیست؟

و اما نکتهٔ آخر اینکه در این یک دقیقه آن سؤال ما هنوز باقی است. ما چه کنیم؟ ما چه کردیم؟ ما فوقش بیاییم حالا یک گوشه‌ای از پول نه‌داشتنمان و کممان را به‌عنوان صدقه بدهیم؛ بله، باد هم به قبقب بیندازیم که بله ما کمک کردیم، ما دینمان را ادا کردیم. یا مثلاً یک دعایی سحر پاشیم بکنیم. نه. هرکس — این فرمایش آقاست — هر طور می‌تواند باید کمک کند؛ هر طور می‌تواند. حتی این حرفی که الان می‌زنیم دارد در فضای مجازی پخش می‌شود و می‌شنوید؛ شاید برای بعضی روشنگری ایجاد شود. خود این الان یک وظیفه برای تک‌تک ماست. همهٔ ما تا آنجا که می‌توانیم و در توانمان هست باید در این راه دریغ نکنیم.

امان از آن. امروز نیت کردم دست به قلم شوم؛ تراوش قلبی‌ام را — بهتر بگویم نه ذهنی‌ام را — روی کاغذ ریختم با عنوان «امان از ما بچه‌مذهبی‌ها». نمی‌دانم بچه‌ها گذاشته‌اندش؛ فکر کنم در کانال. فرستادم برای ادمین. واقعاً هرچه نشستم فکر کردم چرا ما با یک دو تا مجلس برای اهل بیت گرفتن و یک دو رکعت نماز خواندن و یک دعا کردن و یک صدقه دادن فکر می‌کنیم دینمان را در خصوص امام عصر و هیئت‌های اهل بیت و قرآن و انقلاب و مقاومت ادا کرده‌ایم. ما نقشمان چیست واقعاً؟ این سؤال را درباره‌اش فکر کنید و دوست داشتید درباره‌اش حرف بزنید. نقش ما الان چیست؟ می‌گوید آقا زمان امام صادق این شیعه مرده بود؟ زمان موسی بن جعفر شیعه کجا بود؟ چهارده سال امام زمانشان در زندان بود. یک زمانی می‌نشینند می‌گویند این شیعیان در زمان غیبت امام عصر مرده بودند که دشمن بیاید جلوی چشمشان پنجاه شصت هزار کودک و زن و پیر و مرد را قتل عام کند؛ از کجا؟ اینان بر و بر نگاه می‌کردند. اینان چیکاره بودند؟ چه کار می‌کردند؟ بعد آنجا ما آن‌وریم دیگر؛ آن موقعی که نسل‌های بعد این سؤال را می‌پرسند ما آن‌وریم، دیگر در دنیا نیستیم. این سؤال ریشه‌اش، موجش آنجا ما را می‌گیرد؛ مثل عذاب، مثل فشار قبر، بیچاره می‌کند ما را آنجا. عذاب وجدان آنجا ما را می‌گیرد. واقعاً ما چه کردیم در زمان خود؟ هرکسی خودش باید جوابگو باشد؛ نه با شعار و نه با نشستن در حاشیه. این سؤال را باید پیش از آنکه نسل بعد بپرسد، خودمان از خود بپرسیم. خدا ان‌شاءالله به فریاد همه برسد و امام عصر به داد همه برسد. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.