ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شرکت در جماعت به نیت عقلایی و قرائت فرادا

شرکت در نماز جماعت به نیت عقلایی اشکال ندارد؛ مانند رهایی از اتهام، یا آنکه متهم نشود که طرفدار است و در جماعت شرکت می‌کند. این منفعتی عقلایی است و فتوای رهبر نیز بی‌اشکال است.

اما اگر آمده در میان جماعت بایستد و بخواهد فرادا بخواند، نباید شأن جماعت زیر سؤال برود. اگر اقتدا کرده و نماز صبح یا مغرب و عشاء است که باید حمد و سوره بلند خوانده شود، و برای آنکه معلوم نشود فرادا می‌خواند حمد و سوره را آهسته بخواند — در صف جماعت ایستاده، اقتدا نکرده، و آهسته می‌خواند — رهبر فرموده‌اند صحیح نیست؛ چنین کاری نمی‌شود؛ باید حمد و سوره بلند خوانده شود. این با حفظ شأن جماعت تعارض می‌یابد؛ شأن امام جماعت را نیز نمی‌توان زیر پا گذاشت. در ظهر و عصر که حمد و سوره آهسته است، ممکن است کسی متوجه نشود.

موضوع زن؛ مهم‌ترین وظیفه مادری

از موضوعات بسیار مهم روز جامعه — چه بیرون منزل، چه درون منزل، چه در اداره و سازمان و چه بیرون آن — موضوع زن و حقوق زن در اسلام است. امروز بسیار با سخن‌های آراسته و مخالف نصوص صریح آیات و روایات از آن سوءاستفاده می‌شود. اخیراً رهبر به‌ویژه در ایام میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بر این پافشاری داشتند که مهم‌ترین وظیفه زن مادری است؛ پرورش نفوس در منزل. این مهم‌ترین وظیفه زن است.

سپس شماری از سیاستمداران — که چون لباس دین بر تن دارند نمی‌توان جهل در برابر دانایی گفت؛ جهل در برابر عقل است نه در برابر علم — این جمله را که زن خانه‌دار باشد تخریب می‌کنند و حماقت و کسر شأن می‌دانند. متأسفانه اکنون بسیاری از زنان شیفتهٔ کار بیرون‌اند و حتی مردان اهل ایمان به سراغ زنانی می‌روند که دو شغل دارند: شغلی در خانه و شغلی بیرون؛ به بهانهٔ مسائل اقتصادی. این انحرافی است که در جامعه رخ می‌دهد.

نظام حقوق زن در اسلام؛ مقالات مطهری

شهید مطهری کتابی دارند با عنوان نظام حقوق زن در اسلام؛ در حقیقت مجموعه مقالات ایشان در سال چهل‌وپنج و چهل‌وشش پیش از انقلاب در مجلهٔ زن روز است، در پاسخ مقالاتی که بر ضد نصوص صریح روایات و آیات می‌نوشتند دربارهٔ استقلال اقتصادی زن، ازدواج مجدد، اصل ازدواج، جایگاه اجتماعی و خانوادگی زن. می‌خواستند جامعه را به سمتی ببرند که قوانین مدنی در برابر قوانین شرعی بایستد. همان زمان بر مطهری خرده می‌گرفتند که شخصیت شما به‌عنوان اسلام‌شناس زشت است که در زن روز مقاله بنویسی.

خدا آیت‌الله مصباح را رحمت کند؛ در جلسه‌ای اخلاقی در قم فرمودند علت رشد شهید مطهری آن بود که نیاز زمانه را تشخیص داد و کاری نداشت مردم چه می‌اندیشند. داستان راستان نوشت؛ گفتند در شأن فیلسوف نیست؛ فرمود اکنون جوانان به این نیاز دارند. داستان‌هایش حکیمانه و با جنبهٔ عقلی انتخاب شده و زیربنای عقلی جوانان را محکم کرده است. اکنون وقت آن است که اهلش این مجموعه مقالات را باز کنند و آنچه در جامعه جا افتاده بازخوانی شود؛ چون دوباره انحراف و تحریف رخ داده و رهبر یک‌تنه فریاد می‌زند.

آیا تاریخ مذکر است؟

بسیاری معتقدند تاریخ مذکر است؛ یعنی تاریخ را مردها می‌سازند. امام فرمود مرد از دامن زن به معراج می‌رسد. شهید مطهری در یکی از مقالات می‌نویسد مردها تاریخ‌سازند اما چه کسانی مردها را می‌سازند؟ زن مرد را می‌سازد و مرد تاریخ را. این سخن بلندی است. سرتاسر تاریخ حتی پیش از اسلام زنان حماسه‌ساز و جامعه‌ساز کم نبوده‌اند.

حتی در مبانی شرعی و مناسک حج، بر حرکت یک زن استوار شده است. سعی میان صفا و مروه چگونه پدید آمد؟ از حرکت هروله‌وار حضرت هاجر؛ آنگاه که پای اسماعیل بر زمین کشیده شد و زمزم جوشید. پیش‌تر مادرش هفت بار میان دو کوه دوید و هروله کرد و سراب می‌دید. یکی از مهم‌ترین شعائر حج بر آن حرکت بنا شده؛ و اینکه ابراهیم همسر و فرزند را آنجا گذاشت و رفت، این مناسک را پدید آورد.

مریم، آسیه، فاطمه بنت اسد

در سیرهٔ انبیا حضرت مریم را می‌بینی: فتمثّل لها بشراً سویّاً — فقط برای او جبرئیل به‌صورت بشری راست‌قامت درآمد؛ کسی نمی‌دید. چه مقام بلندی است. أطعمة و أشربة بهشتی نیز در قیاس با حضرت زهرا یا امیرالمؤمنین گاه گفته می‌شود: مریم را هنگام وضع حمل از معبد بیرون کردند؛ اما فاطمه بنت اسد را خدا فرمود داخل کعبه شو. با این‌همه مریم از طعام و شراب بهشتی خورد و کلمهٔ عیسی بر او القا شد. علامه حسن‌زاده دربارهٔ ضمیر «لها» و نحوهٔ القا سخن‌ها دارد؛ مقام آن است که در دامن چه کسی کلمهٔ الهی پرورش یافت: مریم.

در قصهٔ موسی پای سه زن در میان است: آسیه همسر فرعون که مادرخوانده شد؛ مادر موسی؛ و خواهر. و در شهادت حضرت زهرا یکی از چهار زن بهشتی که به یاری می‌آمد آسیه است. نحوهٔ حضور از نشئهٔ مجرد در عالم ماده بحث علمی جداگانه می‌طلبد؛ رجعت نیز با بدن برزخی و ملکات فهم می‌شود نه با جسم خاکیِ صرف. به هر حال هر سو بنگری پای یک زن در میان است.

زهرا نفس کل؛ زینب و علم لدنی

در تاریخ اسلام حضرت زهرا به جایی می‌رسد که مصداق اتمّ نفس کل می‌شود. چون همهٔ کائنات تحت پرورش نفس کل‌اند، علامه حسن‌زاده در فاطمیه می‌فرمود از این جهت پیامبر او را امّ ابیها خواند — مادر پدرش — چون همهٔ کائنات در نشئهٔ ماده تحت پرورش نفس کل‌اند و صدیقه به مقام نفس کل رسیده؛ پس پیامبر نیز در نشئهٔ طبیعت تحت پرورش نفس کل بوده و او مادر پیامبر نیز به‌شمار می‌آید؛ نه صرفاً از حیث عاطفی.

و حضرت زینب؛ انسان در سخن گفتن از او لال می‌شود. ریاحین الشریعه، تاریخ دمشق، ستارهٔ درخشان شام را بخوان؛ چه غوغایی است. این مدال تا ابد بر تارک گیتی می‌درخشد که انسان کامل زمانش — امام سجاد — به او گفت أنت بحمد الله عالمة غیر معلّمة و فهمة غیر مفهّمة. بحمد الله اشاره به مقام صادر اول و واسطهٔ فیض دارد؛ یعنی به علم لدنی رسیده، بی‌آنکه معلم بگیرد. دو جا — و گاه تا سه جا گفته‌اند — امامت کرده و جان انسان کامل زمانش را نجات داده. در خطبه‌اش با اشارهٔ دست زنگولهٔ شتران را از کار انداخت؛ تصرف در مادهٔ کائنات. کلمهٔ چهل‌وهشت صد کلمه در معرفت نفس علامه را ببین که تصرف در ماده یعنی چه و چه مقامی می‌خواهد. جایگاه زن واقعاً باید از نو بررسی و بازخوانی شود. إن‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

تشخیص نیاز زمانه

شهید مطهری نیاز زمانه را شناخت و باکی نداشت مردم چه بگویند. داستان راستان نوشت؛ گفتند فیلسوف را نسزد داستان بنویسد؛ فرمود اکنون جوانان به این نیازمندند. حتی مجموعه داستان‌هایش را بنگری حکمی و عقلی انتخاب شده و زیربنای عقلی جوانان را استوار کرده است. مجموعه مقالاتی که به‌صورت کتاب نظام حقوق زن در اسلام چاپ شد امروز از بهترین وقت‌هاست که اهلش آن را بگشایند و آنچه در جامعه جا افتاده بازخوانی کنند؛ چون دوباره انحراف و تحریف رخ داده است. چرا رهبر یک‌تنه باید فریاد بزند؟

تاریخ و دامن زن

بسیاری بر آن‌اند که تاریخ یکسره مذکر است؛ یعنی تاریخ را مردان می‌سازند. نظر چیست؟ امام جمله‌ای بلند دارد که مرد از دامن زن به معراج می‌رسد. شهید مطهری در یکی از مقالات می‌نویسد آری مردان تاریخ‌سازند؛ اما مردان را چه کسی می‌سازد؟ زن مرد را می‌سازد و مرد تاریخ را. سخن بسیار بلندی است. با دقت در تاریخ حتی پیش از اسلام زنان حماسه‌ساز و جامعه‌ساز کم نبوده‌اند.

سعی؛ بنا بر حرکت هاجر

در مبانی شرعی دین و مناسک حج می‌بینی بر حرکت یک زن استوار شده است. سعی میان صفا و مروه چگونه پدید آمد؟ از حرکت هروله‌وار حضرت هاجر. آنگاه که پای اسماعیل بر زمین کشیده شد آب جوشید؛ پیش از آن مادرش هفت بار میان دو کوه دوید و هروله کرد و سراب می‌دید. بنگر که بنای آن منسک — یکی از مهم‌ترین شعائر حج — بر آن حرکت است؛ و اینکه ابراهیم همسر و فرزند را آنجا نهاد و رفت، این مناسک را پدید آورد.

فتمثّل لها؛ مقام مریم

در سیرهٔ انبیا حضرت مریم را می‌بینی. فتمثّل لها — علامه حسن‌زاده بر این ضمیرها سخن بسیار دارد — بشراً سویّاً: روح‌الامین فقط برای مریم به‌صورت بشری راست‌قامت تمثل یافت؛ کسی نمی‌دید. چه مقام بلندی است. أطعمة و أشربة بهشتی نیز کم نیست. گاه کلمهٔ وجودی عیسی را با امیرالمؤمنین قیاس می‌کنند: مریم را هنگام وضع حمل از معبد بیرون کردند و خدا فرمود بیرون شو؛ اما فاطمه بنت اسد را فرمود داخل کعبه شو. با این‌همه مریم از طعام و شراب بهشتی خورد و نوشید و کلمهٔ عیسی بر او القا شد. علامه معتقد است پدر عیسی به معنایی روح‌الامین است؛ نحوهٔ القای کلمه به رحم مریم بحث علمی جدا می‌طلبد. جایگاه آن است که در دامن چه کسی کلمهٔ الهی پرورش یافت: مریم.

موسی و سه زن؛ آسیه

در قصهٔ موسی پای سه زن در میان است: آسیه همسر فرعون که او را بزرگ کرد و مادرخوانده شد؛ مادر موسی؛ و خواهر. اتفاقاً در شهادت حضرت زهرا یکی از چهار زن بهشتی که به یاری می‌آمد آسیه است. نحوهٔ آمدن از نشئهٔ مجرد به عالم ماده بحث عقلی دارد؛ رجعت نیز با بدن برزخی و ملکات فهم می‌شود. به هر حال هر سو بنگری پای یک زن در میان است.

امّ ابیها و نفس کل

حضرت زهرا به جایی می‌رسد که مصداق اتم نفس کل می‌شود. چون همهٔ کائنات تحت پرورش نفس کل‌اند، علامه حسن‌زاده در فاطمیه می‌فرمود از این جهت پیامبر او را امّ ابیها خواند؛ زیرا همهٔ کائنات در نشئهٔ ماده تحت پرورش نفس کل‌اند و صدیقه به مقام نفس کل رسیده؛ پس پیامبر نیز در نشئهٔ طبیعت تحت پرورش نفس کل بوده و او مادر پیامبر نیز به‌شمار می‌آید؛ نه صرفاً از حیث عاطفی و جوشش مهر پیامبر.

زینب؛ عالمه غیر معلمه

حضرت زینب؛ آدم از سخن دربارهٔ این بانو لال می‌شود. ریاحین الشریعه، تاریخ دمشق، ستارهٔ درخشان شام را بخوان؛ قلم‌ها چیزی گفته‌اند و چه غوغایی است. این مدال تا همیشه بر تارک گیتی باید بدرخشد که انسان کامل زمانش — امام سجاد — به او گفت أنت بحمد الله عالمة غیر معلّمة و فهمة غیر مفهّمة. در بحمد الله سخن بسیار است؛ الحمد مقام صادر اول و واسطهٔ فیض و برزخ میان حق و خلق است. کسی از واسطهٔ فیض علم لدنی بگیرد؛ می‌گوید تو به کجا رسیده‌ای که علم لدنی یافته‌ای؛ بی‌آنکه کسی به تو تفهیم کند و معلم بگیری. دو جا — و گاه سه جا — امامت کرد و جان انسان کامل زمانش را نجات داد. در خطبه با اشارهٔ دست زنگولهٔ شتران را از کار انداخت؛ تصرف در مادهٔ کائنات. کلمهٔ چهل‌وهشت صد کلمه در معرفت نفس علامه را ببین. جایگاه زن باید از نو بررسی و بیان شود. إن‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.