ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 007

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

وحدت جماعت و حرمت تفرقه در نزدیکی نمازخانه

جلسه‌ی امروز به روح پدر حاج‌آقا رضا هدیه می‌شود؛ او چندین سال اینجا برای ما روضه خوانده است. اگر بدانیم روضه‌خوانان اهل‌بیت چه حق بزرگی بر گردن ما دارند، بیشتر به فکر خواهیم بود؛ آنان واسطه‌ی خیر و فیض‌اند و چون کلام آل‌الله است، این هدیه برای روح پدر ایشان است؛ ان‌شاءالله در نشئه‌ی بالا دعای ما باشند.

فلسفه‌ی اقامه‌ی نماز جماعت وحدت است و رفع تفرقه و پراکندگی. رهبر عزیز فرموده است که اگر در نزدیکی مسجد نمازی به پا شود که موجبات پراکندگی و اختلاف آن جماعت گردد، جایز نیست. اقامه‌ی آن نماز در نزدیکی مسجد به گونه‌ای که موجب پراکندگی و اختلاف اهل ایمان در مسجد شود جایز نیست. کسانی که حتی در اتاق‌های نزدیک اینجا نماز می‌خوانند، اگر موجب تضعیف این جماعت شود جایز نیست؛ مگر آنکه در عدالت یا قرائت امام جماعت مشکل داشته باشند که باید رسیدگی شود و اگر حق با سخن آنان باشد امام جماعت عوض شود. چرا موجب تضعیف شویم؟

میلاد امام جواد و ابتلای دائمی مؤمن

تبریک روز میلاد بسیار باعظمت امام جواد علیه‌السلام و عزیز دردانه‌ی امام حسین، وابل‌الحوائج حضرت علی‌اصغر علیهما الصلاة والسلام. مؤمنی نیست مگر اینکه هر روز تحت یک امتحان و ابتلاست؛ تا جایی که فرموده‌اند اگر کسی احساس کرد مورد امتحان و ابتلا و بلای الهی نیست، به ایمانش شک کند. حتی از حیث مصیبت‌ها: حضرت فرمود اگر کسی چهل روز بر او بگذرد و بلایی به او نخورد — به مالش یا به جانش، مثلاً بیماری نشود، ضربه‌ای نخورد، مصیبتی وارد نشود — چنین کسی اصلاً در ایمانش شک کند؛ مؤمن نیست، محال است. دارِ دنیا دار امتحان است. هر سال یک‌بار هر مؤمنی یک امتحان سنگین دارد؛ سنگین، که عقاب پر می‌ریزد آنجا. باید توجه داشت هر کداممان در سال چه امتحان سنگینی داریم. این سنگینی دو نسبت دارد: یکی نسبت به سعه و ظرفیت وجود هر کس؛ دوم نسبت به کسی که در مورد او امتحان می‌شوی.

نسبت امتحان؛ از کتاب معمولی تا جنب‌الله

مطمئنم اگر انسان نسبت به یک آدم معمولی یا نسبت به یک کتاب معمولی امتحان شود، با امتحان نسبت به چیزی شریف‌تر فرق دارد. علم حرمت دارد. بزرگان حتی روزنامه را هم زیر پایشان نمی‌انداختند تا نماز بخوانند؛ می‌گفتند این حروف حرمت دارند. از ازدواج این حروف کلمات تشکیل می‌شود و از ازدواج کلمات موضوعات و مفاهیم؛ این‌ها هم حرمت دارند. علم حروف نشان حرمت حروف را دارد؛ حتی اعداد که روح حروف‌اند نیز حرمت دارند. همه چیز در عالم حرمت دارد و بزرگان خیلی با احتیاط قدم برمی‌داشتند. روی همین زمین‌ها، چون این زمین نیز آیات الهی است، تا حالا توجه داشته‌ایم که روی آیات راه می‌رویم؛ لذا با احتیاط، با وضو، با طهارت و با توجه.

فرق می‌کند که پای انسان دراز باشد سمت یک کتاب معمولی یا سمت قرآن؛ نسبت به قرآن امتحان پس بدهد یا نسبت به یک کتاب معمولی؛ نسبت به یک انسان معمولی امتحان پس بدهد یا نسبت به یک معلم قرآن. روایت داریم از اهل‌بیت علیهم‌السلام که شیطان از مرگ هیچ‌کس به اندازه‌ی مرگ معلم قرآن خوشحال نمی‌شود. معلم قرآن نیز مراتب دارد: آن که به ظاهر قرآن می‌پردازد — روحانی قرآن، تجوید و صوت و لحن — شرف دارد؛ اما معلم اشرف کسی است که شرفش از همه‌ی معلمان قرآن بیشتر است: آن که تفسیر قرآن می‌گوید، و بالاتر از آن کسی که تفسیر انسی قرآن را می‌گوید. باز فرق می‌کند که انسان نسبت به یک عالم جلیل‌القدر، به یک مرجع تقلید، به رهبر، یا نسبت به حجت زمانش و امام زمانش و ولی اعظم زمان امتحان شود.

«يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ» (زمر/۵۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای دریغا بر آنچه در جنب خدا کوتاهی کردم.

صریح آیه قرآن است که قیامت همه فریاد واحسرتا سر می‌زنند از کوتاهی که پیرامون جنب‌الله کرده‌اند. شیخ صدوق در کتاب شریف کمال‌الدین و تمام‌النعمة روایت می‌آورد که این جنب‌الله امام عصر است. نسبت به امام عصر اگر کسی کوتاهی کند، فریاد واحسرتایش در قیامت بلند است و از لحظه‌ی مرگش که قیامت صغرایش رخ می‌دهد نیز فریاد واحسرتا بلند است: در رابطه‌ات با امام زمانت چگونه بودی؟

ابن‌الرضا و امتحان شیعه پس از امام رئوف

پس از امام رضا تا امام عصر، به آنان «ابن‌الرضا» می‌گفتند؛ یک وجهش این بود که پس از امام رئوف شیعیان امتحان سنگینی پس دادند. به اذکار روز که اینجا نوشته شده بنگرید: هرچه جلوتر می‌روی این اذکار سنگین‌تر می‌شوند. ذکر روز چهارشنبه اسم اعظم است: یا حی یا قیوم. به قول علامه حائری یزدی علیه‌الرحمه در شرح نسبت‌الانس، هر روایت و دعایی که فرموده‌اند اسم اعظم در این دعا یا آیه است، دو کلمه‌ی مشترک در آن‌ها هست: حی و قیوم. این یا حی یا قیوم اسم اعظم است؛ شوخی نیست. از آن «یا رب العالمین» که ذکر روز شنبه است بیا؛ این اذکار سلسله‌وار به هم مرتبط‌اند و هی تکمیل می‌شوند — چرا رب‌العالمین شد یا ذو الجلال والاکرام — دلیلش بماند چون بحث ما این نیست. روز پنج‌شنبه ببین چقدر سنگین: لا اله الا الله الملک الحق المبین؛ خیلی ذکر سنگینی است. جمعه تلطیف می‌شود؛ جمعه مولتی‌ویتامین اذکار می‌آید، تلطیف است. خدا به قاعده‌ی لطفش — روز امام زمان ماست — لطف می‌کند. سنگین‌ترین ذکر روز پنج‌شنبه است و آماده می‌کند برای معراج شب جمعه که لیلة‌القدر شب‌های هفته است. امام عصر ما هم شب جمعه معراج می‌رود؛ وای به کسی که شب جمعه معراج نرود. فرق می‌کند انسان نسبت به شب جمعه امتحان شود یا نسبت به ایام دیگر هفته؛ فرق می‌کند نسبت به ماه رجب امتحان پس بدهد تا به ایام دیگر. نفس کینونت ماه رجب — پیش‌تر بحث شده — در نفس خلقت برتری دارد و ارتباطی ویژه با رحمةً للعالمین دارد.

در زمان امام رضا به بعد شیعیان امتحانات خاصی پس دادند؛ امتحانات عجیبی، و الحمدلله غالباً سربلند بیرون آمدند. اولاً امام رضا علیه‌السلام پا به سن گذاشت و برخلاف بسیاری از اهل‌بیت دیر صاحب فرزند شد؛ اصلاً تا مدتی فرزند نمی‌شد و این خود امتحان سنگینی بود. شیعیان می‌خواستند بپذیرند اولاً ایشان امام است، پس چرا فرزند نمی‌شود؟ شما که تا امام دوازدهم را به ما نام داده‌اید و در صحیفه‌ی فاطمیه آمده، پس بقیه کجایند؟ ثانیاً امام پا به سن بگذارد و بعد یک کودک خردسال امامت بگیرد. اولین بار بود که یک کودک خردسال می‌خواست امامت بگیرد. دوباره امام هادی حدود شش تا هشت‌سالگی؛ همین‌طور امام عسکری؛ امام زمان که بالاتر از همه در پنج‌سالگی امام شده است. این‌ها امتحان سنگینی است و هرکسی نمی‌تواند روسفید شود. تصور کن یک کودک پنج‌ساله را بپذیری به عنوان ولی مطلق زمانت؛ این کار هرکسی نیست.

کوثر امام رضا و پربرکت‌ترین مولود

به امام رضا چنان‌که به پیامبر می‌گفتند مقطوع‌النسل و ابتر است — و سوره‌ی کوثر رفع کرد این را که دشمن تو خود مقطوع‌النسل است — چون پیامبر همه‌ی فرزندان ذکورش در کودکی از دنیا می‌رفتند تا حضرت زهرا آمد و «آتیناک الکوثر»: همه‌ی نسل تو از اوست. امام رضا نه دختر نه پسر؛ به قول زمان خودشان عقیم؛ العیاذ بالله. امتحان سنگینی بود. پس امام جواد علیه‌السلام به دنیا آمد. شاید یک وجهش این باشد که خود حضرت فرمود پربرکت‌ترین مولود خاندان ما پسرم امام جواد است.

از این‌رو زرنگ‌ها امروز زیرکی‌شان گل می‌کند: اگر می‌توانید امشب بروید زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی که وکالت از امام جواد داشته؛ از چهار امام — سه تا قطعی — از موسی بن جعفر تا امام هادی. ما ایرانی‌ها نسبت به حضرت عبدالعظیم حسنی علقه‌ای داریم؛ تهرانی‌ها مجموعاً، و مشهدی‌ها به امام رضا خیلی بیشتر علقه دارند؛ شرف مکان به مکین است. فرق می‌کند حضور در محضر ایشان که نیابت خاص از امام زمانش داشته — فکر کنید نائب خاص؛ امروز به ولی فقیه می‌گوییم نائب عام — شوخی نیست. بروید محضر ایشان و بگویید یا اباالقاسم، یا سید کریم، ما آمده‌ایم عیدی بگیریم؛ شما وکیل امام جواد بودی و امروز روز میلاد اوست. باز فرق می‌کند ما نسبت به حضرت عبدالعظیم حسنی امتحان پس بدهیم یا مشهدی‌ها نسبت به امام رضا که سر سفره‌شان‌اند. امتحانی که می‌خواهیم پس بدهیم نسبت به کیست، به چه زمانی، به چه مکانی؟ فرموده‌اند شب جمعه گناه دو برابر نوشته می‌شود؛ سادات گناهشان دو برابر نوشته می‌شود؛ باز شب جمعه ثواب دو برابر است و سادات فضیلتشان دو برابر. ماه رجب اشرف ماه‌های دیگر است؛ کسی در این ماه گناه کند وای مصیبتا، و اگر ثواب کند وای رحمتها.

انتساب و سنگینی بار ادعا

پس بحث اینجا بود که باید مراقب باشیم دائم در معرض ابتلا و امتحان‌ایم، مخصوصاً هر سال. همه‌ی این‌ها را گفتم به این خاطر: مراقب باشیم به کسانی و چیزهایی که به آن‌ها نزدیک می‌شویم. معمولاً ما پوزیشن و جایگاه کسانی که به آنان نزدیک می‌شویم را به خود انتساب می‌دهیم و می‌گیریم: آری من قاری قرآنم، من ذاکر امام حسینم. این‌ها خیلی خطرناک‌اند و ادعای بزرگی است. من شاگرد فلان آیت‌الله‌ام، من شاگرد علامه‌ام؛ این ادعاها. تو را با همان امتحان می‌کنند؛ فرق می‌کند با آن کاسب معمولی سر کوچه. اگر یک باربر بازار بارش را با سلامت ببرد و حلال کار کند، فرموده‌اند هم‌درجه‌ی یک مرجع تقلیدی محشور می‌شود که او نیز تکلیفش را ادا کرده؛ این تکلیفش، آن هم تکلیفش.

«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» (بقره/۲۸۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا هیچ‌کس را جز به اندازه‌ی توانش تکلیف نمی‌کند.

خیلی قصه فرق می‌کند که ما با چه امتحان پس می‌دهیم. برای همین سعی کنیم یا دوری کنیم، یا از نفسش بهره ببریم. با آدم‌های خاص، وقتی اعلام می‌کنند بوسیدن دست مقام ما، بعضی با سر می‌دوند. می‌توانی جوابگوی تبعاتش باشی؟ وقتی در جنگ دعوت به بوسیدن دست از امام زمان جنگ کردند، تا صبح خواب به چشمم نمی‌رفت از اینکه بروم دست امام را ببوسم و بعد بارم سنگین‌تر شود. بروم یا نرم؟ خدا شاهد است تا صبح آخر نرفتم؛ گفتم یاران شما بروید من نمی‌آیم؛ می‌خواهم ندیده امام را بیاورم. اکنون نسبت به امام زمانمان خیلی بارمان سبک‌تر است که نمی‌بینیم، تا آن کسی که با حضرت محشور بوده. آنان که می‌گویند «متی ترانا و نراک»، امتحانشان خیلی سنگین‌تر می‌شود: امام ببینند و باز خطا کنند. این امتحان‌ها را باید دانست: یا دور باش، یا اگر نزدیکی امتحان را به کمال برسان — درست امتحان، اهل نمره‌ی کامل باش — وگرنه ادعا نکن و نزدیک نشو؛ از دور از نفسش بهره ببر. ان‌شاءالله عاقبتمان ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.