ما در این حسینیه نورانی چندین سال است که سر سفره معارف استاد کل، حضرت علامه حسنزاده علیه الرحمه والرضوان، نشستهایم و این برکتی که روزبهروز مضاعف میشود، سر این سفره قطعاً از اشراقات و عنایات و هدایتهای ایشان است. از لسان پاک ایشان، از آن دهان پاک ایشان، جملهای تقدیم کنم تا بهره ببرید. البته دیدم الحمدلله این جمله را عزیزانم در کانال «فَلْيَرْحَلْ مَعِي» گذاشتهاند. حالا سؤالاتی را که ما فرصت کردیم پاسخ دهیم، در آن کانال میگذارم یا دلگفتههای شما را میگذارم.
یک جملهای دارد علامه، میفرماید: «نفوس...» دقت بفرمایید چه کرده؟ میخواهم ارزش این جلسه را متوجه شوید. «نفوس»؛ این تکتک این جانها، این نفسها که اینجا هستند، «نفوس مجتمعه متحد» را. این نفوسی که یک اجتماع تشکیل دادهاند، نه فقط از راه دور؛ اجتماع کردهاند و دوم، متحد شدهاند.
یک بار عرض کردم در «ادب مع الله»، آن نمازی که میفرمود اگر به ده نفر برسد، جز خدا نمیتواند ثوابش را بشمارد، حضرت استاد فرمودند نمازی است که قلوب متشتت نیستند؛ قلوب متحدند. ده نفر را پیدا کن که نماز جماعت بخوانند و دلهایشان همه یکی باشد، متحد. آن، جز خدا ثوابش را نمیداند؛ نه اینکه هر دلی به یک طرف باشد. همانطور که اگر هیئت اینگونه باشد، تشتت است. این یک شرط است؛ دو شرط، یعنی اجتماع و بعد اتحاد.
چه اثری دارد چنین جلساتی؟ این را هیئتها، جلسات معارفی باید با آب طلا بنویسند و سر در جلساتشان بزنند. این اجتماعات این شبها؛ میخواهید بدانید اثر یک اجتماع، اثر این اجتماعات این شبها چیست؟ یک خروجی آن را از قول حضرت استاد بشنوید، نه از من بیسواد.
حالا اثرش چیست؟ اثر یک نفس کلی الهی قوی است. الله اکبر. دقت بفرمایید. اثر چیست؟ یک نفس است. نفس مقامش چیست، رفقا؟ عقل مقامش تدبیر بود؛ تدبیر عالم. نفس چه بود؟ پرورش بود. عقل کل، امیرالمؤمنین بود. نفس کل چه کسی بود؟ حضرت زهرا بود. اولاً یعنی مقام پرورش دارد؛ آدمها را پرورش میدهد. مربی میشود و شما میشوید مربای او.
دوم، این را باید دقت کرد. باید همین یک جمله باز شود. عزیزان دلم، سروران بزرگوارم، اینجا تشریف دارند؛ نه من بیسواد. باور کنید چهل جلسه کم است تا درونمایه همین یک جمله استاد باز شود.
پس اول، اثر یک نفس. چه نفسی؟ نفس کلی. الله اکبر. نفس کل، حضرت زهرا بود. نفس کلی. چه نفس کلی؟ الهی. الهیت نظام کجاست؟ عالم اله کجا بود؟ عالم واحدیت بود؛ مادون احدیت بود. مافوق جبروت و عالم عقول بود. مافوق عالم جبروت که میشود عالم امیرالمؤمنین یا عقل و عقول، ارواح، مرسلات، مفارقات؛ اینها مافوقش میشود الهیت یا ربوبیت یا واحدیت یا قلب عالم. «قَلبُ المؤمن على اشد الرمه»، آنجا. الله اکبر.
از آنجا فکر پرورش من و شما را میکند. اثری که این اجتماعات دارد؛ خدا ببین چه میکند. یک اجتماع، یک مجمع متحد. الله اکبر. دیدید چه نور میگیرید، چه شور و نشاطی میگیرید.
حالا نگفتی چند تا که، عدد ندادی که. کمترین عددی که کثرت میشود چند تاست؟ آفرین، آفرین به اینهایی که درس و بحثها را خوب گوش دادهاند. این کمترین عددی که رایحه کثرت دارد، سه است. کمتر از آن دیگر کثرت نیست. یعنی سه نفر، حتی اگر متحد بشوند، این اثر را دارد؛ چه برسد که بشود سی نفر، بشود سیصد نفر، بشود همینطور ادامه پیدا کند. جمعیتهای میلیونی، اصلاً اثرش دیگر میشود نفس کلیه الهیه.
الهی دیگر چه؟ قوی. شما بروید این فرمایش را بو کنید، ببینید چیست؛ این اثر از کیست، از کجاست. این در حقیقت خروجی این جلسات است. الله اکبر.
واقعاً من که زبانم قاصر است از بیان عظمت. عظمت که میگویم، منظورم عظمت نیست. بعضیها میگویند این عظمت چیست؟ بر وزن فعلوت؛ جبروت، ملکوت، عظمت. یعنی چه؟ بسیار زیاد، مبالغه است. بسیار معظمت است این اجتماعات شبها.