[موسیقی]
در محضر حضرت علامه حسنزاده علیه الرحمه و الرضوان، در اتاق شخصی ایشان بودم. صحبت از رهبر به میان آمد و بنده از ایشان سؤال کردم: «نظرتان در خصوص آقا چیست؟»
ایشان برای من بسیار شیرین بود؛ از این جهت که تکیه داده بودند و عصای مبارک را به سینه چسبانده بودند. تا من اسم آقا، رهبر عزیزمان، را آوردم، ایشان سه مرتبه مانند رکوع خم شدند؛ در حالی که نشسته بودند، خم شدند و سه مرتبه فرمودند: «جانم به فدایش، جانم به فدایش، جانم به فدایش.»
سپس رو به بنده کردند و فرمودند: «یک جملهٔ طلایی و کلیدی که همیشه در گوشم زنگ میزند. بارها خدمت شما عرض کردم، باز هم تبرّکاً عرض میکنم؛ جایی دارد که با آب طلا نوشته شود.»
فرمودند که در خصوص آقا، به جانم سوگند، ایشان تنها عالمی است که گرد و غبار دنیا روی عبای مبارکش ننشسته است.
این را بالای منبر، در یادمان شهید حججی در دههٔ محرّم، عرض کردند. در اصل، این مطلب باعث تعجبشان شده بود. سبک و سیاق و کلمات و جمله را ببینید. اینها ذوفنوناند؛ همینطور مثل ما دهان باز نمیکنند که حرف بزنند. حسابشده سخن میگویند.
گرد و غبار دنیا روی عبا؛ نه آنکه قبا، که لایهٔ زیرین است؛ روی آن لایهٔ رویین که عبا هم هست، ننشسته است. خیلی حرفها اینجا هست که بماند.
ما قدر آقا را نمیدانستیم و نمیدانیم.
[موسیقی]