ددروس معرفت نفس
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 048

کسی می‌خواهد تشریف ببرد، خدا پشت و پناهش باشد. حدود بیست دقیقه، اگر سؤالی باشد در خدمت هستیم؛ اگر هم نباشد که هیچ. میکروفون هم اینجا هست. دوستان، هر کس سؤال دارد، خواهشاً بدون میکروفون مطرح نکند؛ چون صوت این جلسه سال‌ها باقی می‌ماند. خدا به همه‌تان خیر بدهد. ارادت. خدانگهدار.

پرسش: سلام حاج‌آقا، خسته نباشید.

پاسخ: سلام علیکم.

پرسش: حاج‌آقا، در مورد اسرار و الهامات، پایه‌اش عشق است، درست است؟ حالا هم احادیثی داریم و هم آیهٔ قرآن هست که "ليس للانسان الا ما سعى". یعنی پای عشق هم سعی انسان مطرح می‌شود. حالا در شروع عشق، بزرگواری را داریم مثل علامه حسن‌زاده و یک شخص دیگر. آیا خدا با علمش آیندهٔ این بزرگواران را می‌دانست و از همان ابتدا به سعی ایشان برکت می‌دهد یا نه؟ تفاوتی ندارد؛ شروع این‌ها با هم یکی است. شروع علامه حسن‌زاده با یک نفر دیگر یکی است. عشقشان از صفر شروع می‌شود. این چگونه است؟

پاسخ: آفرین. باز هم طبق معمول، سؤالات آقای روحانی زیبا هستند. بله، "ليس للانسان الا ما سعى". اصلاً چیزی برای انسان نیست، مگر همان سعی‌ای که می‌کند. "ليس" نفی است. حالا آیا می‌شود کسی سعی و تلاش کند در جهتی که به آن علاقه ندارد؟ اساساً سعی و تلاش انسان به سمت علاقه‌های اوست. حتی اگر در ظاهر دیده نشود، در نیتش هست.

به چه خاطر شما نماز خواندید؟ آن نیت مهم است. شاید کسی نماز بخواند برای اینکه چکش پاس شود؛ کسی هم نماز بخواند برای اینکه خدا را در آغوش بکشد. این‌ها بسیار با هم متفاوت‌اند. هر دو ظاهراً یک کار کرده‌اند، اما اینکه این سعی و تلاش به چه خاطر انجام شده، به آن انگیزه و نیت برمی‌گردد. هر دو به خاطر همان نیت و انگیزه‌شان تلاش را انجام می‌دهند. یکی عشقش به این است که دنیایش پاس شود و دیگری عشقش به این است که اصلاً از خدا چیزی جز خدا نمی‌خواهد؛ می‌خواهد خدا را در آغوش بکشد و با خدا معانقه کند. درست است؟ صورت ظاهر یکی است، اما زمین تا آسمان متفاوت است.

اتفاقاً این برکتی که شما می‌فرمایید، به همان انگیزه برمی‌گردد، نه به صورت ظاهر؛ به آن نیت برمی‌گردد که این کار را به چه خاطر انجام داده است. اگر می‌بینید سیر زندگی کسی برکت پیدا می‌کند، صددرصد بدانید نیتش خالص بوده و نیتش الهی‌تر بوده است. اگر موفق می‌شود، نیتش درست بوده است. صورت که برای همه یکی است.

شما نماز حضرت امام را دیده‌اید که در ماه مبارک رمضان می‌خوانند و معمولاً در تلویزیون هم پخش می‌کنند؟ دیدید چقدر ساده است؟ همان شبی که در جمکران مهمانی افطاری دارند. اصلاً نماز من از نماز حضرت امام طولانی‌تر است. ایشان نماز مغرب و عشا را می‌خوانند و بعد می‌نشینند و منتظر رهبر عزیزمان می‌مانند. دیدید چقدر ساده است؟ حتی در سلام آخر هم فقط همان یک سلام را می‌دهند. دقت کرده‌اید؟ دو سلام اول را که مستحب است، نمی‌دهند.

روزی من این نماز امام را دیدم و در یک نماز جماعت از ایشان تقلید کردم؛ فقط سلام سوم را دادم. گفته‌اند سلام سوم نماز واجب است و آن دو سلام اول مستحب‌اند. من فقط سلام سوم را دادم. یکی از مداح‌هایی که خیلی هم دوستش داریم، در جمکران آمد و به من تشر زد: «حاجی، این چه نمازی بود که خراب کردی؟ این چه وضعی است؟ چرا فقط سلام آخر نماز را دادی؟» اصلاً ندانستم به او چه بگویم. یعنی نماز خراب شد؟ یعنی حضرت امام نماز را خراب کرد؟ سلام آخر؛ این چه تفکری است؟

آن چیزی که برکت می‌دهد، یعنی منجر می‌شود به اینکه خدا به کسی، به قول شما، برکت بیشتری بدهد، نیت اوست. خدا به نیت‌ها نگاه می‌کند. حالا این هم درست است که بگوییم خدا که به نیت پاک این شخص آگاه بود، از ابتدای کودکی‌اش هم کمکش می‌کند که نیت‌هایش را زودتر پاک کند. بالاخره سیر است. پاک‌سازی نیت هم خودش یک حرکت و یک سیر است. همچنین استاد می‌بیند که او همین‌طور باری‌به‌هرجهت جلو نرود؛ تربیتش می‌کند و کارش را سامان می‌دهد.

مثل حضرت صدیقهٔ شهیده؛ [سلام علیک ای ام امتحنه]. امتحان پس داده‌ای. البته بعضی از عرفا ـ که خیلی هم کم‌اند ـ معتقدند که خدا فقط حضرت زهرا [سلام علیک] را پیش از خلقت امتحان کرده است. ما مثلاً دربارهٔ پیغمبر، امیرالمؤمنین، امام عصر و حتی امام حسین نداریم که خدا پیش از خلقت آنان را امتحان کرده باشد. فقط در خصوص حضرت زهرا در زیارت داریم که تو ممتحنی و امتحان پس داده‌ای: [الذی خلقک]؛ آن کسی که تو را خلق کرد، امتحانت کرد [قبل ان يخلقک]؛ پیش از اینکه خلقت کند.

این یعنی چه؟ یعنی خدا از قبل می‌دانست نمرهٔ حضرت زهرا بیست است؛ لذا خلقتش را ممتاز قرار داد و به سیرش برکت داد. بله، این هم درست است. اما برکت بر چه چیزی بار می‌شود؟ بر چه؟ آفرین، نیت. این نشان می‌دهد که نیت چقدر مهم است. خیر الأمور فرمود [انما الاعمال بالنیات]. اصلاً اعمال در گرو نیت‌اند.

اگر کسی می‌خواهد آنچه اکنون عزیزم آقای روحانی فرمودند محقق شود، یعنی برکت الهی بر اعمالش بار شود، باید نیت‌هایش را پاک کند. گاهی یک کار کوچک انجام می‌دهد و چنان برکت پیدا می‌کند. البته این را هم در پرانتز بگویم که برکت، صرفاً و فقط به معنای کثرت نیست. گاهی دیده می‌شود انسانی که چیزی برای گفتن ندارد

چیزی برای گفتن ندارد، مایه‌ای ندارد، ولی هزار نفر پای درس و منبرش می‌روند. یکی هم مثل آقای بهادینی است که اواخر پنج نفر پای درسشان می‌رفتند. دیگر جلساتشان را تعطیل کرده بودند، ولی چنان درون‌مایه‌ای داشتند. حواسمان باشد گاهی فریب این ظواهر را نخوریم؛ نگوییم چون این دوره شلوغ‌تر است، پس برتر است. مثلاً یک بنده‌خدایی می‌گفت تشییع‌جنازهٔ هیتلر یا کس دیگری ـ الآن یادم نیست چه کسی را می‌گفت ـ خیلی شلوغ‌تر از امام خمینی بوده است. گفتم: «یعنی چه؟ می‌خواهی به چه برسی؟ می‌خواهی بگویی چون آن شلوغ‌تر بوده، پس بر حق بوده است؟» دیگر چیزی نگفت. پس مراقب این مسئله هم باشید.

پرسش: سلام علیکم حاج‌آقا.

پاسخ: سلام علیکم.

پرسش: حاج‌آقا، یک سؤال داشتم. آخر صحبتم جواب بدهید. الآن سن من بالای هفتاد سال است. از کودکی هم خیلی به اهل‌بیت و قرآن و منبر و این‌ها علاقه داشتم. خیلی پای منبرها نشسته‌ام. از روزی که بعد از انقلاب تلویزیون گذاشتند تا الآن، هنوز هم پای منبرها هستم. ولی با همین حرف‌هایی که شما گفتید که به آدم الهام می‌شود، گاهی چیزهایی مثلاً به من الهام می‌شود؛ خودم سؤال می‌کنم و خودم هم جوابم را می‌گیرم. می‌خواستم بگویم در این برنامه‌ها که من این‌قدر به آن‌ها اعتقاد دارم و خیلی هم پایبندم، بعضی وقت‌ها می‌گویند این الهام، برای ما یا شخص دیگری، از طرف شیطان می‌آید. می‌گویند شیطان از راه عبادت هم سراغ آدم‌هایی که عبادت می‌کنند می‌آید. می‌خواستم بپرسم این یعنی چه؟

پاسخ: احسنت. مادرمان با این سن، واقعاً دو ساعت اینجا نشسته و تحمل کرده است.

پرسش: حاج‌آقا، من عمری است پای منبرها می‌نشینم و خیلی دوست دارم. نشاطم را فقط از اهل‌بیت و روضه و زیارت و این‌ها می‌گیرم. زندگی هر فراز و فرودی هم که داشته باشد، باز نشاطم را از این‌ها می‌گیرم. وقتی پای منبر می‌نشینم یا گریه می‌کنم و امثال این‌ها، انگار نشاط می‌گیرم؛ یعنی دوباره زنده می‌شوم و برمی‌خیزم.

پاسخ: این‌ها برای ما حجت‌اند. جسارت می‌کنم، ببخشید، از لفظ «پیرزن» استفاده می‌کنم.

پرسش: اشکال ندارد؛ خودم گفتم حاج‌آقا، سنم بالای هفتاد سال است.

پاسخ: مادر مایی. ایشان با این سن برای همهٔ ما حجت است. من معتقدم ـ حالا می‌دانم هر برداشتی می‌خواهید بکنید؛ می‌خواهید بحث علمی برداشت کنید، ذوقی برداشت کنید، یا بگویید حاجی چیزی گفت و مرا انکار کنید، هرچه دوست دارید ـ کسی که دم از امام خمینی، رهبر، انقلاب و انقلابی‌بودن می‌زند، اما خبری از فصوص و اسفار و تمهید القواعد و اشارات شیخ‌الرئیس و فتوحات و این‌ها، مثل مصباح الانس ابن فناری، ندارد، بی‌خود دم می‌زند. هر که هست، ساکت باشد. وقتی بزرگ ما عقلا را دعوت کرده، ما هم باید به آن سمت برویم.

اکنون وجود همین خانم، همین مادر، اینجا حجت است. سر سفرهٔ علامه چقدر از فصوص گفتیم، از فتوحات، از مفار گفتیم، از فرمایشات حضرت استاد و از مصباح الانس گفتیم؛ ایشان پای درس این‌ها نشسته است.

حالا سؤال ایشان را هم جواب بدهم؛ سؤال زیبایی بود. عزیزان، اگر درس و بحث‌ها را خوب با هم پیش ببریم و پشت سر انسان جامع و اطرافی، الحمدلله، مانند علامه حسن‌زاده قرار بگیریم، بسیاری از این مسائل روشن می‌شود. بنده معتقدم ما جامع‌تر از ایشان نداشته‌ایم؛ وگرنه این‌قدر وقت شما را نمی‌گرفتم و این‌قدر قاطعانه از ایشان سخن نمی‌گفتم. دست ما کوتاه است. باید دستمان را به دست کسی بدهیم که از همه کامل‌تر و جامع‌تر است. بحث علمی است. ما جامع‌تر از ایشان نداشته‌ایم. تنها کسی که رهبر عزیزمان لقب «ذوفنون» را به ایشان دادند، یعنی علامه، ایشان بود. ذوفنون یعنی علامه. حجت تمام است.

حالا شاید به علامه در جاهایی هم اشکالی وارد باشد. به من چه؟ مگر من این چیزها را می‌فهمم؟ اهلش بگویند؛ کسانی که در تراز علامه‌اند بگویند، نه من. من باید بگویم چشم؛ سمعنا واطاعنا. درست شد؟

اگر در درس و بحث علامه، که امروز هم اندکی از آن گفتیم، با دقت پیش بیایید، همهٔ این سؤال‌ها پاسخ داده می‌شود. قبلاً هم عرض کردم که در «اعلام»، در نحوهٔ تجلیات حضرت حق، و در اعلام و القا، شیطان می‌تواند دخالت و تصرف کند. یعنی شما چیزی ببینید، چیزی بشنوید، مطلبی به شما اعلام شود، یا خواب ببینید و در خواب به شما بگویند این کار را انجام بده.

مثل آن عالمی که خواب دید به او گفتند: «فردا اولین موجودی که وارد مسجد شد، احترامش کن.» سه بار این خواب را دید و هر سه بار سگ وارد مسجد شد. گفت: «من باید به سگ احترام کنم؟ شریعت مقدس ما گفته است سگ را از مسجد بیرون کنید.» پس آن را بیرون کرد. شب به او تشر زدند: «مگر ما به شما نگفتیم اولین کسی که آمد احترامش کن؟ چرا بیرونش کردی؟ فردا هر که آمد احترام می‌کنی.» حالا اسم آن عالم یادم نیست.

این «اعلام» است. در رتبهٔ مثالی‌اش، در خواب به او اعلام شده بود و او هر سه بار عکس آن را عمل کرد. این اعلام شیطانی است. چرا؟ چون مطابق با شریعت مقدس نیست. شب چهارم تحویلش گرفتند. حالا این دیگر الهام شد. شب چهارم سراغش آمدند و گفتند: «آفرین به شما که اعلام شیاطین را پس زدی. حالا تو آماده‌ای که ما به تو افاضه کنیم.» به این شکل است.

شیاطین می‌توانند در اعلام دخالت کنند؛ باید مراقب باشید. در القا هم می‌توانند دخالت کنند؛ باید مراقب باشید. این مسئله وجوه قرآنی فراوانی دارد. الآن بروید بررسی کنید؛ آیاتش در قرآن هست. علامه فرمودند شیطان در چه چیزی نمی‌تواند نفوذ کند؟ دو چیز: الهام و ایها. الهام

الهام را امروز بحث کردیم. الهام از کجا می‌آید؟ از شدت محبت. عاشق اهل‌بیت باشی، عاشق نماز باشی، عاشق خدا باشی و سیر حبّی داشته باشی که اندکی از آن را امروز عرض کردیم، این سیر به نحو الهام می‌کشاند.

حالا نکتهٔ آخر در پاسخ به مادر عزیزمان: از کجا بفهمیم که این الهام است یا القا، اعلام یا ایحاء؟ یا سؤال را طور دیگری مطرح کنیم: از کجا بفهمیم که این اصلاً رحمانی است یا شیطانی؟ یک بار جواب دادم؛ ببینم چه کسی حاضرجواب است. همین را گفتم. آفرین به آن آقایی که لهجهٔ اصفهانی دارد. اسمش را یادم... آقای فاطمی؟ کاظمی. یادم باشد، آقای کاظمی.

باز الحمد لله. خدا، چگونه تو را شکر بگویم که با هر سؤال و هر مطلبی، چیزی از علامه در ذهن من می‌آوری. علامه ـ خدا روحش را شاد کند ـ فرمودند: من یک محک و ملاک به دست شما بدهم. چه در خواب، چه در تمثلات، چه در شنود، چه در شهود، چه در اعلان، چه در القا، چه در الهام و چه در ایحاء؛ اصلاً تشخیص نمی‌دهی کدام است. هرچه باشد، ملاک اصلی نفس خودت است.

اگر دیدی نفست منبسط شد، حال خوبی پیدا کردی، احساس خوبی داشتی، روشن و نورانی و منبسط شدی، این فرمایش حضرت استاد است؛ با همین الفاظ. یعنی حالت از دیدن، چشیدن، خواب یا این تمثل خوب شد، آن به حق است؛ آن رؤیا صادق است، آن شنود صادق است و آن شهود صادق است.

اما اگر برعکس شد، آن حالت اول رشحه‌ای از چیست؟ از بهشت است. حالت را خوب می‌کند، نفست را منبسط می‌کند و نشاط پیدا می‌کنی؛ نشاط در عبادت، نشاط در ذکر خدا، نشاط در جهاد در راه خدا، تا جایی که بخواهی جان بدهی و از گناه بدت بیاید. این‌ها نشانه‌های آن است.

اما اگر برعکس، حالت بد شد، منقبض شدی، دیدی اصلاً حال عبادت نداری، اعصابت خرد شد، نمی‌توانی با همسرت آرام و با عطوفت رفتار کنی، حوصلهٔ همسرت را نداری و حوصلهٔ فرزندت را نداری، این‌ها همه چیست؟ رشحه‌های جهنمی است؛ رد پای شیطان است. رجیم است دیگر.

این هم یک پاسخ قانع‌کننده و عالی از سوی حضرت علامه به مادر عزیزمان. ان‌شاءالله خدا همه‌تان را حفظ کند. جلسهٔ بسیار خوبی بود؛ بحث هم بسیار هیجانی و تقریباً چالشی شد. ای کاش آقای کاظمی هم وارد بحث می‌شد و ادامه می‌داد. من دوست دارم بحث‌ها چالشی شود؛ شیرین می‌شود. کمی جلو آمدی و دوباره عقب کشیدی. دیگران هم همین‌طور. خواهرها و برادرها، بحث‌ها را با حفظ حرمت چالشی کنید.

درس امروزمان هم بسیار خوب بود، الحمد لله. باز هم قبول دارید که جای خیلی‌ها امروز خالی بود؟ برای سلامتی آن‌ها و نیز سلامتی خودتان و خانواده‌هایتان، باز هم مثل حضرت استاد علامه حسن‌زاده با یک صلوات زیبا ختم کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

دعایمان یادمان نرود. دعا. اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ـ جانم؟

ـ آقای رنجبر منتظر شماست.

ـ چه کسی؟

ـ آقای رنجبر منتظر شماست.

ـ چشم. این‌ها مخلص آقای رنجبر هم هستند. ضربه‌پروری می‌کنند. با اجازه‌تان من فارغ شوم. اگر سؤال دیگری داشتید، باشد؛ دیگر وقت است. آقای رنجبر نیست؟ آقای رنجبر فارغ شدند.