یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
سعی، نیت و برکت الهی «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (نجم، ۳۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. Quran.com
«لَیسَ» نفی است؛ یعنی چیزی برای انسان نیست مگر همان سعیای که میکند. حالا آیا میشود کسی سعی و تلاش کند در جهتی که به آن علاقه ندارد؟ اساساً سعی و تلاش انسان بهسمت علاقههای اوست. حتی اگر این علاقه در ظاهر دیده نشود، در نیت او وجود دارد.
برای چه نماز خواندهاید؟ آن نیت مهم است. شاید کسی نماز بخواند برای اینکه چکش پاس شود و کسی نماز بخواند برای اینکه خدا را در آغوش بکشد. این دو بسیار با یکدیگر متفاوتاند. هر دو در ظاهر یک کار انجام دادهاند، اما اینکه این سعی و تلاش برای چه انجام شده، به انگیزه و نیت بازمیگردد. هر دو بهخاطر نیت و انگیزهٔ خود تلاش میکنند؛ یکی علاقهاش این است که کار دنیایش راه بیفتد و دیگری از خدا چیزی جز خودِ خدا نمیخواهد؛ میخواهد خدا را در آغوش بکشد و با خدا معانقه کند.
صورت ظاهر یکی است، اما این دو زمین تا آسمان با هم متفاوتاند. اتفاقاً آن برکتی که مطرح میشود، به همان انگیزه و نیت بازمیگردد، نه به صورت ظاهر: این کار را برای چه انجام داده است؟
اگر میبینید سیر زندگی کسی برکت پیدا میکند، بدانید نیتش خالصتر و الهیتر بوده است. اگر موفق میشود، نیتش درست بوده است؛ وگرنه صورت عمل برای همه میتواند یکسان باشد.
سادگیِ صورت عمل و اهمیتِ حقیقت نیت
نماز حضرت امام را در ماه مبارک رمضان دیدهاید که معمولاً از تلویزیون هم پخش میکنند؛ بسیار ساده است. در آن شبی که مهمانی افطاری در جمکران دارند، نماز مغرب و عشای ایشان را میبینید و بعد مینشینند و منتظر رهبر عزیزمان میمانند. نماز بسیار ساده است.
حتی در سلام نماز نیز فقط سلام آخر را میگویند و دو سلام نخست را که مستحب است، نمیگویند. یک روز من این نماز حضرت امام را دیدم و در نماز جماعتی همان کار را انجام دادم؛ فقط سلام سوم را گفتم، چون سلام سوم واجب است و دو سلام نخست مستحباند. یکی از مداحانی که بسیار هم دوستش داریم، در جمکران به من تشر زد که: «این چه نمازی بود؟ چرا فقط سلام آخر را گفتی؟»
نمیدانستم چه باید به او بگویم. یعنی نماز خراب شد؟ یعنی حضرت امام نماز را خراب میکرد؟ این چه نوع تفکری است؟
آن چیزی که باعث برکت میشود و موجب میشود خدا به کسی برکت بیشتری بدهد، نیت اوست. خدا به نیتها نگاه میکند.
علم الهی و پاکشدن تدریجی نیت
این هم درست است که بگوییم خدا از نیت پاک شخص آگاه است؛ بنابراین از ابتدای کودکی نیز کمکش میکند که نیتهای خود را زودتر پاک کند. بالاخره این یک سیر است. پاکسازی نیت نیز خودش یک حرکت و یک سیر است. همچنین استاد او را تربیت میکند تا باریبههرجهت پیش نرود و مسیرش درست شکل بگیرد.
نمونهاش حضرت صدیقهٔ شهیده، حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیهاست. در زیارت ایشان آمده است:
<div class="arabic" dir="rtl" style="font-size:1.35em; line-height:2; font-family: Amiri, 'Scheherazade New', 'Noto Naskh Arabic', serif;">
«يَا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ اللهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً.»
</div>
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای آزمودهشده، خدایی که تو را آفرید، پیش از آنکه تو را بیافریند تو را آزمود و تو را در آنچه آزمود، شکیبا یافت. Imam Hussain Shrine +1
یعنی امتحان پس دادهای. البته برخی از عرفا ــ که تعدادشان هم بسیار کم است ــ معتقدند این تعبیرِ امتحان پیش از خلقت، بهطور خاص دربارهٔ حضرت زهرا سلاماللهعلیها آمده است. دربارهٔ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، امیرالمؤمنین علیهالسلام، امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف و حتی امام حسین علیهالسلام چنین تعبیری را به این صورت نداریم؛ اما در خصوص حضرت زهرا سلاماللهعلیها در زیارت آمده است که خداوند ایشان را پیش از خلقت امتحان کرده است.
این یعنی چه؟ یعنی خدا از پیش میدانست نمرهٔ حضرت زهرا سلاماللهعلیها بیست است؛ بنابراین خلقت ایشان را ممتاز قرار داد و به سیر ایشان برکت بخشید. این سخن نیز درست است؛ اما برکت بر چه چیزی بار میشود؟ بر نیت.
این نشان میدهد نیت تا چه اندازه اهمیت دارد.
<div class="arabic" dir="rtl" style="font-size:1.35em; line-height:2; font-family: Amiri, 'Scheherazade New', 'Noto Naskh Arabic', serif;">
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ.»
</div>
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اعمال، در گرو نیتها هستند. Thaqalayn
اصلاً اعمال در گرو نیتاند. اگر کسی میخواهد برکت الهی بر اعمالش بار شود، باید نیتهایش را پاک کند. گاهی انسان کار کوچکی انجام میدهد، اما همان کار چنان برکت پیدا میکند که آثار فراوانی از آن پدید میآید.
البته این را هم در پرانتز بگویم که برکت لزوماً فقط به معنای کثرت نیست. گاهی دیده میشود انسانی چیزی برای گفتن ندارد…
برکت، لزوماً به معنای کثرت نیست
گاهی انسانی از نظر ظاهر مایهٔ چندانی ندارد، اما هزار نفر پای درس و منبر او میروند. در مقابل، کسی مانند مرحوم آیتالله بهاءالدینی را میبینید که در اواخر عمر، گاهی پنج نفر پای درس ایشان میرفتند و بعد هم جلساتشان را تعطیل کردند، اما چه درونمایهای داشتند!
باید مراقب باشیم گاهی فریب این ظواهر را نخوریم. نمیتوان گفت چون یک مجلس یا یک جریان شلوغتر است، پس حقانیت بیشتری دارد. یک نفر میگفت تشییع جنازهٔ فلان شخص ــ الآن بهخاطر ندارم چه کسی را مثال میزد ــ بسیار شلوغتر از تشییع امام خمینی بوده است. گفتم: این یعنی چه؟ میخواهی به چه نتیجهای برسی؟ میخواهی بگویی چون آن تشییع شلوغتر بوده، پس او بر حق بوده است؟ باید مراقب این مسئله نیز بود.
ضرورت حرکت در مسیر یک انسان جامع
من معتقدم کسی که دم از امام خمینی، رهبر، انقلاب و انقلابیبودن میزند، اما از فصوص، اسفار، تمهید القواعد، اشارات شیخالرئیس، فتوحات و آثاری مانند مصباحالانس ابنفناری خبری ندارد، بیجهت چنین ادعایی میکند. وقتی بزرگان ما عقلها را به این مسیر دعوت کردهاند، ما نیز باید به همان سمت برویم.
ما در این جلسات، بر سر سفرهٔ علامه، بسیار از فصوص، فتوحات، فرمایشات حضرت استاد و مصباحالانس سخن گفتهایم.
اگر درس و بحثها را درست و منظم با یکدیگر پیش ببریم و پشت سر انسانی جامع و اطرافی، مانند علامه حسنزاده آملی، حرکت کنیم، بسیاری از این پرسشها خودبهخود پاسخ داده میشود. بنده معتقدم در جامعیت، شخصی مانند ایشان نداشتهایم؛ وگرنه اینقدر وقت شما را نمیگرفتم و اینقدر قاطعانه از ایشان سخن نمیگفتم.
دست ما کوتاه است؛ باید دست خود را به دست انسانی بدهیم که در علوم مختلف جامع است. در بحث علمی، ما جامعتر از ایشان نداشتیم. رهبر عزیزمان نیز از ایشان با عنوان «ذوالفنون» یاد کردهاند.
ممکن است کسی بگوید در برخی مطالب علامه اشکالاتی وجود دارد. این داوری کار من نیست؛ مگر من در آن تراز هستم که این امور را بفهمم و داوری کنم؟ اهل آن فن و کسانی که در تراز علمی علامهاند باید سخن بگویند، نه من. وظیفهٔ من این است که در برابر این میراث علمی بگویم:
«سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» (بقره، ۲۸۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شنیدیم و اطاعت کردیم. Quran.com
تفاوت «اعلام و القا» با «الهام»
علامه در درس و بحث خود، مطالبی گفتهاند که اگر با دقت پیش برویم، پاسخ بسیاری از این پرسشها روشن میشود.
قبلاً هم عرض کردم که در اعلام و القا، شیطان میتواند دخالت و تصرف کند. یعنی ممکن است انسان چیزی ببیند یا بشنود، مطلبی به او اعلام شود، یا در خواب به او گفته شود کاری را انجام دهد؛ اما صرف این مشاهده یا شنیدن، دلیل الهیبودن آن نیست.
مثلاً دربارهٔ عالمی نقل شده است که در خواب به او گفتند: «فردا اولین موجودی را که وارد مسجد شد، احترام کن.» این خواب سه بار تکرار شد و هر سه بار، اولین موجودی که وارد مسجد شد، سگ بود. او با خود گفت: مگر میشود سگ را در مسجد احترام کنم؟ شریعت مقدس میگوید سگ را باید از مسجد بیرون کرد. بنابراین سگ را بیرون کرد.
شب به او اعتراض شد که مگر به تو نگفتیم اولین موجودی را که وارد شد احترام کن؟ چرا او را بیرون کردی؟ بار دیگر همان دستور به او داده شد و باز هم او برخلاف آن خواب عمل کرد.
نام آن عالم اکنون در خاطرم نیست. این یک اعلام است؛ در مرتبهٔ مثالی و در خواب چیزی به او اعلام شده است. او نیز هر بار عکس آن را عمل کرد. چرا؟ چون آن اعلام با شریعت مقدس مطابقت نداشت. پس چنین اعلامی میتواند شیطانی باشد.
پس از آن، در شب چهارم به او گفته شد: آفرین که اعلام شیاطین را نپذیرفتی؛ اکنون آمادهای که به تو افاضه شود.
بنابراین، اعلام میتواند مورد دخالت شیاطین قرار گیرد و باید نسبت به آن مراقب بود. القا نیز چنین است و شیاطین میتوانند در آن دخالت کنند. برای این مسئله وجوه و شواهد قرآنی نیز وجود دارد.
اما علامه میفرمایند دو چیز است که شیطان نمیتواند در آن نفوذ کند: الهام و ایحاء.
الهام و شدت محبت
بحث الهام را امروز مطرح کردیم. الهام از کجا میآید؟ از شدت محبت. اگر عاشق اهلبیت علیهمالسلام باشی، عاشق نماز باشی، عاشق خدا باشی و سیر حُبّی داشته باشی ــ که بخشی از آن را امروز عرض کردیم ــ این سیر میتواند انسان را به مرتبهٔ الهام بکشاند.
ملاک تشخیص رحمانی یا شیطانی بودن واردات
نکتهٔ مهم این است که از کجا بفهمیم آنچه برای انسان پیش آمده، الهام است یا القا، اعلام است یا ایحاء؟ بلکه سؤال را به شکل دیگری مطرح کنیم: از کجا بفهمیم این وارد، اساساً رحمانی است یا شیطانی؟
علامه حسنزاده آملی ــ خداوند روحشان را شاد کند ــ ملاکی به دست ما دادهاند. چه در خواب، چه در تمثلات، چه در شنود، چه در شهود، چه در اعلام، چه در القا، چه در الهام و چه در ایحاء، حتی اگر نتوانی تشخیص بدهی که آنچه برایت رخ داده دقیقاً از کدام قسم است، ملاک اصلی، نفس خود توست.
اگر دیدی نفست منبسط شد، حالت خوب شد، احساس روشنایی و نورانیت پیدا کردی و انبساطی در جانت پدید آمد، این نشانهای است که آن وارد، بر حق است. اگر این حالت در اثر رؤیا، تمثل، شنود یا شهود حاصل شد، آن رؤیا صادق، آن شنود صادق و آن شهود صادق است.
این انبساط، رشحهای از بهشت است؛ حالت را خوب میکند، نفس را منبسط میسازد و در تو نشاط ایجاد میکند: نشاط در عبادت، نشاط در ذکر خدا و نشاط در جهاد در راه خدا؛ تا جایی که آمادگی جاندادن در راه خدا پیدا میکنی و از گناه بیزار میشوی. اینها از نشانههای آن است.
اما اگر برعکس، حالت بد شد و نفست منقبض گردید؛ دیدی دیگر حال عبادت نداری، اعصابت بههم ریخته است، نمیتوانی با همسرت آرام و با عطوفت رفتار کنی و حوصلهٔ همسر و فرزندت را نداری، اینها رشحههای جهنمی و ردّ پای شیطان است.
پس این ملاک بسیار مهمی است که حضرت علامه به دست ما دادهاند: اثر آن وارد را در نفس خودت ببین.
پایان جلسه و دعا
الحمدلله، جلسهٔ بسیار خوبی بود و بحث نیز جدی و چالشی شد. بحث علمی وقتی با حفظ حرمت، دقیق و چالشی پیش برود، شیرینتر و پربارتر میشود.
برای سلامتی همهٔ عزیزان و خانوادههایشان، و به شیوهٔ حضرت استاد علامه حسنزاده آملی، جلسه را با صلوات ختم میکنیم:
<div class="arabic" dir="rtl" style="font-size:1.35em; line-height:2; font-family: Amiri, 'Scheherazade New', 'Noto Naskh Arabic', serif;">
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.»
</div>
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرج آنان شتاب فرما.
دعا را فراموش نکنیم:
<div class="arabic" dir="rtl" style="font-size:1.35em; line-height:2; font-family: Amiri, 'Scheherazade New', 'Noto Naskh Arabic', serif;">
«اللَّهُمَّ بَارِكْ لِمَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ.»
</div>
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، برای مولای ما صاحبالزمان برکت قرار ده.
<div class="arabic" dir="rtl" style="font-size:1.35em; line-height:2; font-family: Amiri, 'Scheherazade New', 'Noto Naskh Arabic', serif;">
«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.»
</div>
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همهٔ ستایشها مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
<div class="arabic" dir="rtl" style="font-size:1.35em; line-height:2; font-family: Amiri, 'Scheherazade New', 'Noto Naskh Arabic', serif;">
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.»
</div>
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرج آنان شتاب فرما.
پاورقی: متن حاضر بر اساس پیادهسازی ماشینی صوت (ASR) ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران و بخشهای پرسشوپاسخ از متن حذف شدهاند. این نسخه فاقد Segments است.