یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک [سرفه].
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
والسلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
به فضل الهی امشب هم یکی از مقامات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رو اجمالا عرض میکنیم ان شاء الله که مزید معرفت شما باشد و ما دست و پامون رو میزنیم در ازدیاد معرفت خودمون و شما.
اما دیگه و لدا اینا مزید.
دیگه زیادیش دست خداست.
از مقاماتی که در خصوص خانم کمتر در رابطه باهاش صحبت شده و قطعا من و شما هم کمتر در این مورد حرفی شنیدیم مقام قادریه حضرته.
قدرت حضرت، قادریت حضرت، اون توانمندی و توانایی حضرت هست که قطعا این منظور اون قدرت باطنی و روحی خانمه نه جسمی.
اگرچه در خصوص جسم مبارکه خانم هم فرمودن که خیلی خانم رشیده بوده.
رحمت کن، رحمت و غفران الهی در این شب جمعه بر حضرت آیت الله فاطمیها باد که همیشه میگفتن که مادر ما رشیده بوده، تنومند بوده.
از جهت جسمی هم فرمودن انقدر که یک مثلا دختر و یک زن معمولی رشد داشته اون زمان حضرت صدیقه صلوات الله علیها به جهت کشیدن اون بار بنیه، اون بنیه بار بنیه زهرایی خودش که شدت نوریه هست و همه این مقاماتی که ما میشماریم بر اساس همون نور تعریف میشن یعنی شدت نور این کارو کرده با او همه انفجار نورن.
باید جسم ایشون هم مطابق با عظمت روحیشون خیلی برقرار و پربنیه میبود.
لذا بدنشون چند برابر مثلا دخترها یا زنهای دیگه به حیث معمولی قوت و بنیه و رشد داشتن.
حالا اما منظور از این مقام مقام باطنی حضرت از حیث قدرت هست.
و الا خب رهبر عزیزمون هم بارها فرمودن شما به چشم و ابروی حضرت ابوالفضل چیکار دارید که قرون چشم و ابروت برن و اینا؟
قربان مرام و معرفت آقا برو.
خدا رحمت کنه حضرت آقای [سرفه] آقا مرتضی تهرانی رو ما یه زمانی شبهای جمعه محضرشون میرفتیم.
جلسه جالبی داشتن و اون هیبتی از ایشون که واقعا هیئـ، هیبتشون قدسی بود.
یادگاری خدمتتون این رو عرض کنم که به عنوان نمونه از اینکه قدرت حضرت زهرا صلوات الله علیها چقدره.
ما قبل از اینکه این نمونه رو خدمتتون عرض کنم اشاره به آیه شش سوره تحریم کنیم که لا یعصون الله ما امرهم.
این در خصوص ملائکه است.
ملائکه عصیان نمیکنن از آنچه که بهشون پروردگارشون امر کرده.
اونها کانال فیضن، مجرای فیضن و وساطت فیض رو دارن در مسیر در طول اون واسطه کلیه که نفس کلیه هست.
یعنی اونها خدمه و صدمه ولایت کلیهن.
اما در حد خودشون واسطهن، وساطت میکنن که حالا وسیله رو دیروز ما عرض کردیم.
وسیله آلته یعنی حیات نداره مثل تیشه.
میدی دست یه نفر وسیلهست یه جا رو بکنه.
یعنی خودش، خودش فی نفسه حیات نداره.
باهاش کارهایی رو انجام میدن.
اما وس، وساعت فیض، واسطه فیض، اون فیضی که میخواد به تو برسه اصلا از خود اون میرسه.
یعنی خودش این وزن رو این درون مایه رو داره.
حیات داره اصلا.
یعنی شما مثلا از حضرت صدی، صدیقه طاهره صلوات الله علیها عصمت میخوای.
خب در او هست که به تو بده.
یعنی حیات داره.
این فرق وسیله و واسطه که حالا اینجا در این آیه میفرماید لا یعصون الله ما امرهم یف، و یفعلون ما يؤمرون.
هرچی که خدا امر کنه ملائکه انجام میدن.
خب این طوره واقعا؟
بله.
بر، به قولی بر منکرش لعنت.
صریح آیه قرآنه.
لکن چگونه است که وقتی همین حضرت قابض الارواح که از مقربترین ملائکه الهیست و مسئولیتش قبض- مقام و رتبه مادون و رساندن هر [مکث] صورتی و هر شیئی به رتبه مافوقه.
ما وقتی میخوایم بمیریم [مکث] حضرت قابض الارواح تشریف میارن و ما رو قبض میکنن از مرتبه مادون که دنیاست میبرن به مرتبه مافوق.
کار خیلی قشنگی میکنن دستشون درد نکنه.
ما رو از رتبه ماد-مادون قبض میکنن به رتبه ما-مافوق هدایت میکنن.
این کار ایشونه.
از مقربترین و قویترین و قادرترین و قدرتمندترین ملائکه است.
خیلی قدرت عجیبی داره این ملک [مکث] که گنده گندهها گردنکشان عالم رو به خاک کشونده دماغشون رو.
کار ایشونه.
قدرت خیلی بالاست.
ایشون چگونه است که اگر بر اساس این آیه "و یعصون الله لا یعصون الله ما امرهم" اینها عصیان نمیکنند امر الهی رو ملائکه.
پس چگونه است که همچون ملک پرقدرتی وقتی میاد در خانه پیغمبر رو میزنه، شنیدید روایتش رو از این زاویه ببینید روایت رو و میخوان جهت قبض روح پیامبر عظیم الشأن تشریف بیارن.
چگونه است که حضرت زهرا صلوات الله علیها سه بار ایشون رو برمیگردونه؟
روایت شنیدید [مکث] که پدرم حالش خوب نیست، استراحت میکنه، تشریف ببرید.
دقت بفرمایید به مو-- ما اونجا که کلی روایت رو همه شنیدیم اما توجه نداریم.
اون روز که محضر آقا مرتضی تهرانی بودیم، ایشون با اون هیبت خاص خودش فرمودن که اینجا شما نگاه کنید که قدرت فاطمه زهرا چگونه است که مستحولی میشه، استعلى و استیلا پیدا میکنه بر قدرت قابض الارواح.
الله اکبر.
از این نگاه ببینید که حالا بعد من خودم این رو [مکث] حالا یه تعلیقه بگیرید به فرمایش ایشون اضافه کردیم که گفتیم خب پس اگر این کسایی که فکر میکنند عمرشون تموم شده، جوونیشون رفته و موتشون نزدیکه و قدرت ندارن از خدا مهلت دوباره بگیرن، راهش فاطمه زهرا صلوات الله علیه.
ما نداریم، ما نداریم و نداریم.
عزیزان دلم نداریم در طی دورهها [مکث] در هیچ ولیی از اولیای خدا، انبیاء عظام حتی، حتی اولو العزمها نداریم که قابض الارواح رو [مکث] تونسته باشن رد کنن.
بر اساس این آیه که عرض کردم الان شما باید بدونید قدرت چه قدرتیه.
این مقام قادریه حضرته.
چرا ما بهش توجه نداریم؟
همین، همین رو [مکث] جا داره واقعا ده شب دربارهش حرف بزنیم.
اصلاً حرفی خیلی زده نشده در رابطه با این.
[مکث] حالا لطف خدا من امشب میخواستم مقام عصمتیه خانم رو از رو فس Fatima حضرت استاد بگم.
بعد این چیزی که به شما میگم دیگه در گوشی بهتون عرض میکنم دیگه القای حضرت حق بود به ما وسط نماز.
[مکث] امروز صبح تو نماز صبح و [مکث] بعدش که [مکث] چرا غافلید از این مقام، از این مقام خانم که حالا اس-فس عصمتیه بله همه می-- به هر حال همه نیاز داریم اونم بشنویم و بدانیم اما این رو چرا توجه نداریم؟
[مکث] و ما همه ما ضعیفیم، فقیریم.
یک فقیر ضعیف دست به دامن یک انسان قوی و قدر قدرت میشه دیگه.
کی قدرتش بالاتر از فاطمه زهرا است؟
صلوات الله علیها.
[نفس عمیق] حالا من این تعبیر رو [مکث] باز در گوشیه به شما بگم ملائکه نشنونن بهشون بر بخوره اما چالش ایجاد کرده در [مکث] چه عرض کنم؟
نگم بهتره بعد بعضیها ظرفهشون نیست.
چالش ایجاد کرده در [مکث] اون [مکث] عرض شود پیادهسازی فیض که تشریف فرمایید حضرت قابض الارواح هم به یک معنا پیاده کردن فیضه.
چون در اصل هر جا میاد فیض میخواد پیاده بشه چون واسطه فیضه.
میخواد پیغمبر رو ببره به مقامات و رتبههای بالاتر دیگه.
اونام که درجا نمیزنن که و "وتقبل شفاعته و ارفع درجته".
اونهام دائماً در حال ارتقا هستن.
امشب که شب جمعه است امام عصر ما معراج تشریف بردن و میبرن و امشب ارتقای وجودی پیدا میکنند.
بر علم حضرت اضافه میشه.
اجدادشون رو زیارت میکنند.
بله به اتفاق میرن کربلا.
[مکث] خب ما که ضعیف هستیم دست به دامن یک انسان قوی باید بشیم.
کی قویتر از حضرت زهرا صلوات الله علیها؟
الان داریم یه ذره بهتر متوجه میشیم که چرا امام معصوم هم دست به دامن او میشود.
قدرت، قدرت محضهست.
چون بحث مادر که میشه عاطفه، عصمت، طهارت اینا همه حق.
ما به این از این دید هم نگاه کنیم.
یک گوشه چشم خانم برای همه عالم بسه.
تازه او نه شاگرداش، شاگردای خانم.
مثلاً شما وقتی میرید از خود آیات قرآن عزیز استفاده میکنید، حیرتاندر حیرت در خصوص قدرت شاگردان دست چندم مثلاً انبیا میبینی قرآن چه میگه.
چه برسه به شاگردان اهل بیت و چه برسه به خود اهل بیت و چه برسه به خود اون ریشه و ام که مادره.
[مکث] اصلاً قابل بیان نیست.
میام نمونهشو براتون عرض کنم که میتونید مبسوطش رو خیلی با آب و تاب و قشنگ و شیرین و خوش حضرت استاد در جلسه هشتاد و یک شرح مِصباح العُنس مرحوم ابن فناری بیان میکنند.
در قرآن آیه چهل سوره نمل رو دقت بفرمایید.
قال الذی عند، جریان حضرت سلیمان نبیه که میخواست تخت بلقیس رو بیاره.
از کجا؟
از یمن بیاره به شام.
خیلی راه نبود.
خب ایشون که میخواست اینو بیاره البته حضرت استاد میگفتن که ما یه روزی به استادمون حضرت علامهش، اه حضرت آقای آشیخ ممتقی آملی علیه رحمة گفتیم که آقا چرا مثلا حضرت سلیمان نبی با اون همه قدرت خودش این تخت رو نیاورد؟
چرا به وسی خودش یا به اون شاگردان اطراف خودش گفت.
اون افریته از جن که اونجا بود که گفت قبل از اینکه از جات پاشی من میارم.
بعد حضرت آصف ما میگیم اما درستش قاصفه.
ایشون که وسی حضرت سلیمان نبی بوده، جانشین ایشون بوده.
ایشون فرمود که من میارم قبل اینکه یه چ-- یعنی تو چشم بزنی آوردم که اونجا الان میگه ما پرسیدیم از استادمون آقای آملی که خب چرا خود حضرت سلیمان نیاورد؟
حضرت آقای آملی فرمودند که شأن حضرت سلیمان اجل از این کاره.
شاگرداش این کارو میکنن.
چرا خودش این کارو بکنه [خنده] بعد فرموده بودند برای تقریب به ذهن که بنده یعنی آشیخ ممتقی آملی، حضرت استاد فرموده بودند که من چه بسیار حاجتهایی که از سلطان حضرت علی ابن موسی الرضا علیه الصلاة والسلام خواستم و نشد، اما از حضرت عبدالعظیم سلام الله علیه خواستم و شد.
این نه یعنی علیه اعوذ بالله دست امام رضا بسته بود و نه یعنی اینکه این حاجت نباید به تو داده میشد.
چون اگر قرار بود نداد، ندن حضرت عبدالعظیم هم نمیداد.
اینا وصلند به چشمه حکمت.
حکیم به شما میرسونه.
يس [非] والقرآن الحکیم.
همه چیز تو قرآن جمعه.
نه، شأنشون متفاوته.
حالا چه بسا حضرت امام رضا علیه السلام خواسته که بهش برسه اما دنبال یه رابطه، یک واسطه میگرده.
خب کی بهتر از، مخصوصاً برای ما تهرانیها کی بهتر از ایشون که آقای بهجت فرمودن تهرانیها اگه هفتهای یه بار نرن زیارت حضرت عبدالعظیم جفا کردن.
[مکث] خب پس این آیه رو اگر شما دقت کنید قال الذی وقتی که حضرت سلیمان خواست که اون تختو بیارن حضرت آصف که حالا یا آصف درستش، اینجا اسمش نیومده.
اینچنین اومده.
قال الذی گفت کسی که عنده علم من الكتاب اینجا ما میخوایم توجه کنیم.
نزدش علمی بود از کتاب، نه علم الكتاب.
علمی از، من الكتاب.
یعنی یه جزئی.
خود این نشون میده یه جزئی از علم کتاب پیشش بوده [مکث]، که اون وسی حضرت سلیمانه.
ایشون فرمود که أنا آتیک إياه بهی من برات میارم این تخت رو قبل أَن یَرْتَدَّ إِلَیْكَ طَرْفُكَ قبل اینکه این چشمتو پلکتو بزنی.
یعنی چشمتو بستی باز کردی این اینجاست.
[نفس عمیق] فلما رآه مستقراً عنده وقتی که دید استقرار پیدا کرده، قرار پیدا کرده عنده نزدش اون تخت، تخت بلقیس.
قال هذا من فضل ربی گفت این از فضل پروردگار منه که حالا چقدر ما شأن این آیه رو هم میاریم پایین.
مثلاً یه خونه تک سانی میخریم بالاش مینویسن هذا من فضل ربی و فلان.
[مکث] والا بدبخت شدیم ما.
[نفس عمیق] بالا سر کتابهای علمای باید نوشت هذا من فضل ربی.
بالا سر منبر حکما و عرفا باید نوشت هذا من فضل ربی.
حالا [نفس عمیق] خب اینجا [سرفه] میخوام توجه شما رو جلب کنم به یک اولاً چالش علمی که بین بزرگان اهل معرفتی مثل شیخ اکبر و شاگردان چه بلا فصلش چه با فصل جداییش.
مثلاً خود شیخ اکبر ابن عربی در فصوص نحوه این انتقال رو میفرماید به نحو تجدد امثال از حیث اعدام و اثباته یا اعدام و ایجاده.
یعنی چی؟
یعنی اینکه ایشون قائله، شیخ اکبر در فصوص، در فصل سلیمانی.
[مکث] میفرماید که این قدرت نفس آصف رو میرسونه که به جهت اون علمی که از کتاب داشت چه کرد؟
این تخت رو از حیث تجدد امثال که هی [مکث] صورت و شکل شی-- اشیا، شیئیتشون، اون صورتشون هی بر اساس تجدد امثال مثالشون مثلشون تغییر میکنه.
عالم در حال حرکته دیگه.
از بالا حرکت ایجادیه زمین این پایین حرکت وجودیه.
که قبلاً خیلی سال پیش دربارهش بحث کرده بودیم ایشون به قدرت نفسش اون تخت رو در یمن اعدام کرد، معدوم شد که چی بشه؟
که ایجاد بشه، اثبات بشه در شام.
این نظر کیه؟
به قدرت نفس البته.
این نظر شیخ اکبر ابن عربی.
بعد شاگردانشون هم چه بلا فصل مثل صدر القونوی، [نفس عمیق] چه-- که ارجستترین شاگرد ابن عربی بوده میگن.
چه شاگردان با واسطه شون مثل، مثل عبدالرزاق قاسانی، مثل، مثلا فرغانی، مثل عرض شود علامه قیسری که fusus ایشون رو شرح داده یا مرحوم ابن فناری.
ابن فناری شاگرد بلا فصل شیخ اکبر میشه چون شاگرد صدر القونویه، ابن فناری که مثوا العنس رو نوشته بر رساله استادش صدر.
اینا همه قائل به اینن که قدرت نفس آصف اعدامو ایجاد کرد.
علامه شهرانی یه چیز جالبی-- حضرت استاد این رو فرمودن، سندم گفتم در چه جلسهای.
از قول استادشون حضرت علامه شهرانی که جامع منقول و معقول بودن میفرمود.
[نفس عمیق] میفرمود که آقای شهرانی یه محاسبهای انجام دادم [مکث] در خصوص قطر کره شمس که قطر کره شمس بیش از کره شمس، دقت کنید بیش از هزار برابر قطر کره زمینه.
قطر کره شمس [مکث] در بحث هیت-- علم هیت و نجوم که برید ببینید این بحثا اونجا مطرحه.
قطر کره حالا تصورش مشکله.
هزار برابر زمین بیش از هزار برابر.
قطر کره شمس.
بعد ایشون میفرمودن که [نفس عمیق] شما حالا این دست منو خورشید فرض کنید، اینو دایره افق.
صبح که نگاه میکنی خورشید میخواد طلوع کنه.
ایشون میفرمودن که این لبه مثلا بالایی از حیث ما بالایی خورشید، این لبش.
وقتی میرسه به دایره افق، اینو خورشید فرض کنید رسید به دایره افق.
خب.
تا بیاد بالا خورشید بیاد-- البته این حرکت اولای زمینه ها.
زمین داره حرکت میکنه اینو حواسمون باشه.
حالا ما استنادش میدیم به خورشید برای حالا سهولت فهم.
تا خورشید از این لب بالایش، از این مدار افق بیاد تا لب پایینیش، یعنی لب پایینی خورشید بیاد کره خورشید بیاد به دایره افق برسه.
یعنی دیگه کل خورشید دیده بشه از طرف ما.
این حالت، چقدر طول میکشه به نظر شما؟
این کره ای که هزار، بیش از هزار برابر زمین قطرشه.
دو-- فرمودن که دو دقیقه.
دو دقیقه طول میکشه تا از اینجا بیاد به اینجا.
تصورشو بکن.
چه مسافتی رو باید طی کنه؟
که البته ایشون محاسبه کرده که البته خود حضرت استاد اشاره میکردن که [نفس عمیق] در فلکیات منظومه مرحوم حاجی سبزواری یه شعری هم آورده، این فرمایشات رو به صورت شعر کرده، شعرشم میخونه خواستید روجوع کنید.
خیلی شیرین و قشنگ.
میفرمود که حالا وقتی که تجزیه کنی قطر خورشید رو به قطر زمین میبینی که تا وقتی که شما بگی واحد [مکث]، لفظ واحد رو بگی بدون تنوین.
نگی واحدن، بگی واحد چقدر زمان می بره؟
[مکث] یه ثانیه.
ایشون میفرمود که توی این زمان، مرحوم حاجی سبزواری علیه السلام، توی این زمان پنج هزار و صد و نود و شش مایل حرکت میکنند که اگر به فرسخ تبدیلش کنی میشه هزار و هفتصد و سی و دو فرسخ.
[مکث]حالا این هزار و هفتصد و سی و دو فرسخ رو شما ضرب، ضرب، ضربش کنید در چی؟
کیلومتر.
حالا چیزی که الان بین ما متعارفه.
ببینید چه مسافتی میشه.
توجه کردید؟
در عرض حالا این یک ثانیه چقدر رو طی میکنه؟
اگه دو دقیقه اون رو طی میکنه، یک ثانیه چقدر رو-- یعنی میگی واحد چقدر طی میکنه این مسافتو؟
حالا در هر حال حالا شما کیلومترشو محاسبه کنید ببینید.
تقریبا صد و هجده.
صد و هجده هزار کیلومتر.
ها؟
تقریباً صد و هجده هزار کیلومتر در عرض یک ثانیه این حرکته.
حالا به نظر شما فاصله بین یمن-- این فرمایشات کیه؟
حضرت علامه شهرانی.
فاصله بین یمن تا شام که تخت به القیس رفته چقدره؟
دو هزار و خورده ای؟
اصلا [خنده] اون کجا این کجا؟
میگه بابا اون که تازه در فلکیاته، در منظومه شمسی و حرکت دوری «کلن فی فلك یسبحون» بحث ماده و طبیعته اینچنین حاکم این قدرت.
بعد یه ولی خدا انقدر قدرت نداره که میتونه در ماده کائنات تصرف کنه، یه تختو از اینجا بیاره اونجا.
چرا شما میاید قائل به اینید که مثلا حتما باید اعدام اینجا معدوم بشه تا اینجا ایجاد یا اثبات بشه.
اصلا چیزی نیستش که.
کاری نداره برای قدرت نفس، نفس انسان، یه ولی خدا.
تازه ایشون کیه؟
یه علمی.
حالا الان عرض میکنم شاخکهاتون تیز بشه.
این علم چقدر بوده؟
[نفس عمیق] حالا برای خود منم سؤال بود، برای شما هم قطعاً سؤاله که خب این علمی که علم من الكتاب چقدر بوده؟
حضرت صدیر سیرفی بعضیا دیدم صدیر خوندن اما حضرت استاد صدیر خوندن.
س-- علم رجالشون و خیلی عالی بود.
صدیر سیرف-- این روایتشم تو کافی کلینی اعلا الله مقامه الشریفه.
ایشون با امام صادق صلوات الله علیه در همین خصوص صحبت کردن و دقت بفرمایید خواهرها.
از حضرت سؤال کرد این آقایی که تو قرآن می فرماید "ان ده علم من کتاب" و این قدرت رو داشت که تخت بلقیس رو از اونجا تا اینجا بیاره، این علم چه، چه میزان علم بود از کتاب؟
برای اینکه ایشون متوجه بشه امام صادق اینطوری فرمودن.
عبارت حضرت رو فرمودن قدر، قدر، قدر، الله اکبر، قدر، قطره قطره من الماء.
قدر فرمایش حضرت، قدر قطره قطره من الماء من البحر الاخضر.
دریای سبز.
حالا برای خود من سؤال بود چرا دریای سبز بعد حضرت علمین تو ذهنم اومد که معمولا جاهایی که خیلی عمیقه رنگ دریا سبز میشه.
شاید از این حیث حضرت فرموده چه میدونیم.
در هر حال میگه این دریای عمیق که لجه پشت لجه، [نفس عمیق] یه قطرهش، یه قطرهش نزد آسف بوده تختو آورده [خنده].
بقیهش کجاست به نظر شما؟
اینجا میگه چی؟
[پچ،پچ] علم من الكتاب.
حالا شما بفهمین بر اساس درس دیروز اینجا از کتاب فس Fatمی فس عصمتیه کی ام الكتاب بود؟
ام الكتاب کی بود؟
حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها که همهی اون دریا ایشونه.
یه قطره از این [نفس عمیق] بحر و از این فضائل رو چی بگیم از این توانایی از این قدرت رو آسف، شاه، وسیع حضرت سلیمان داشت همین چه کاری کرده بود.
دیگه حالا حضرت، حضرت زهرا که عین دریایه، عین این دریاست چه باید بکنه؟
مرج البحرین يلتقيان بينهما برزخ لا يبغيان.
يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان.
این دو تا دریا کیان که اون برزخ بینش چی باشه و اون لؤلؤ و مرجان.
این تفسیر انفسیه دیگه.
تأویل آیات اهل بیت فرمودن مفسرینم بیان کردن.
دیگه میدونید همه.
اون دو تا دریا وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا صلوات الله عليهما و اون برزخ بین پیغمبر عزیز عالمه که صادر اوله و ذیلش عقل کل و نفس كلا .
الله اکبر.
که بعد اون لؤلؤ و مرجان میشه امام حسن و امام حسین.
يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان.
حالا این دریا، قرآن داره میگه حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها دریاست.
بعد کوثر، این کوثر "إنا أعطيناك الكوثر خير كثير".
خیر كثير همش از این دریا بلند میشه.
هرکس نمی از این دریا رو برداره آصفه.
نمی از این دریا برداره آسفی.
وسیع پی-- یکی از بهترین پیغمبرایی.
الله اکبر.
نمی.
دقت بفرمایید.
با این نگاه تا حالا دیده بودید قدرت حضرت زهرا رو؟
مقام چی رو داریم میگیم؟
قادريه.
بعد اتفاقا یه روایت دیگهای از امام عسکری صلوات الله عليه هست.
حضرت به گونهی دیگهای بیان کردن که آقا این علم از کتابی که نزد آسف بود، از حضرت سؤال کردن این چقدر بوده؟
چه میزان بوده؟
حضرت برای اینکه متوجه کنه علم از حیث اص-- علم به اصطلاح امروزی، حالا میخواید ارسطو طیره بگید، جفر بگید، علم عدد و حروف بگید، هرچی علم غریبه آشنا بگید.
ایشون از این راه پیش رفتن.
امام عسکری صلوات الله علیه قربونش بریم فرمودن که اسم اعظم الهی هفتاد و سه حرف داره.
اسم اعظم هفتاد و سه حرف داره.
حضرت آسف که این قدرت رو داشت یه حرف پیشش بود [خنده].
از هفتاد و سه اسم، حرف اسم اعظم و این هفتاد و سه نزد اهل بیتن اصلا بلو بالاتر.
اصلا اون اسم اعظم خود این آل الله هستن.
الله اکبر.
یعنی اسم اعظم الهی خود حضرت صدیقه طاهرهست صلوات الله علیها و او سر و سر نظام هستیست.
اصلا باید قبرش پوش-- ولی یه وقت من خلوت خودم داشتم فکر میکردم برداشت خودمه.
شما میتونید خط و خطا هم گوش بکشید.
یه وجهش مظلومیت و جسارتیه که شد و اون کار سیاسی حضرت زهرا که هنوز که هنوزه بیچاره کرده وهابیت و اونایی که خیانت کردنو دستشونو بسته.
همین مخفی بودن-- اینکه مشخص نیست قبر دختر پیغمبرتون کو [خنده].
حرفی برای گفتن ندارن و برای خودشون رفتن یه قبرi درست کردن تو بقیه اسمشو گذاشتن فاطمه.
در صورتی که اون اسم-- اونو گذاشتن فاطمه بنت رسول الله.
در صورتی که اون فاطمه بنت اسده.
بسیاری از سنیها اونو به نیت دختر پیغمبر میرن زیارت میکنن.
کلکشونم هست .
این بلاییه که سرشون اومده.
اما از نظر بنده بخوایم از ج-- از وجه علمی نگاه کنیم به قضیه میگیم اصلا ایشون سر و سر نظام هستیه.
اصلا نباید قبرش مخ-- ظاهر میبود.
اصلا نباید.
لذا شاید به همین وزانه که بعضی از بزرگان گفتن ام-امام عصر هم انشاالله تشریف بیاره قبر مادرشو مکشوف نمیکنه.
دلخوش نکنید که حالا آقا تشریف بیاره ما میریم زیارت قبرشون.
نه.
بله، اون روایت هست که- آقا دشمن مادرش و قاتل مادرش رو از قبر بیرون میکشه میگه یادتون آیت الله مرندی بینمون یه زمانی خونه حاج آقا اسفندیاری روحش شاد جمع بودیم فاطمیه بدجوری ماها گریه میکردیم.
به من گفت بابا بذارین ما روضهمون رو بخونیم.
بابا میزد رو دوش من.
گفت حاج آقا، بابا آرومتر.
هنوز روضه نخونده بچهها جیغمون بلند بود.
یه ذره دل سنگ شدیم هممون متأسفانه.
بعد ایشون اونجا بالا منبر گفت به دل من افتاده که بعضی از جوونای شما، هیئت شما انشاالله ها این حرف ایشونه نقل قول اشکالی نداره که نقل قول کنیم ادعایی نداریم که.
میمونن تا انشاالله جزو کسایی باشن که حضرت میگه برید هیزم بیارید، هیزم میرن میارن.
و به دلم اینطوری افتاد آیت الله مرندی روحش شاد.
اللهم لعن جبت و طاغوت.
اولی دومی خدا لعنتشون کنه.
اونا قاتلای مادر ما بودن.
بعد اون روایت هست.
اون در خصوص چی؟
انتقام گرفتن از اون ملعون ازل و ابد.
اما خود قبر حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها رو نداریم که مثلا من و شما دست اون آقا بگیره ببره سر قبر مادرش.
این سر و سر نظام هستیم.
اصلا کانال قدرته، کانال فیضه، کانال رزقه، کانال علمه، کانال حیاته.
چی شما بخوای اسم ببری؟
هرچی که موجوده منبعش اونجاست.
پیغمبر هم سرت رو از این فرود میاره.
شوخیه مگه؟
اون روایت پیغمبر خیلی روایت عجیبیه و من میترسیدم از بیانش تا دیدم حضرت آیت الله خاملی استاد عظیم فرمودن منم جرات میکنم بگم که فرمود پیغمبر هم فرمود من هم قیامت دنبال سر زهرا حرکت میکنم.
این چه خبره؟
کیه این خانم؟
و فهم و ش- یعنی شناخت او میشه شناخت معرفت و درک لیلة القدر.
و ما أدراک ما لیلة القدر.
این مقام قادریه حضرت، قدرت، قوه و بنیه حضرت خیلی عجیبه.
چه بنیهای داره، چه قدرتی داره.
بابا قدیمها بذارید یه، یه جلوه دیگه هم عرض کنم حیفه بعد بریم تو روضه.
حیف شد حرف ما موند خیلیاش ولی عیبی نداره دیگه.
انشاالله فرصتهای بعدی.
قدیمها نمیدونم تاریخ انبیا رو خوندید کسی گناه میکرد همون موقع نوشتن چهرهش سیاه میشد.
حتی تو بعضی از تواریخ نوشته که وقتی اصرار بر گناه صورت میگرفت مثل جریان حضرت آدم و حضرت حوا که تازه اون ترک اولی بود، گناه هم نبود.
ولی [مکث] لباس از تنشون میافتاد.
اصلا نشونه داشت.
گناهانی که میکردن نشونه داشت که چه اتفاقی تو این شخص میافتاد.
آدم با چشم غیر مسلح میتونست میسن-- تشخیص بده این آقا چه گناهی کرده.
بعد میزدن به کوه و بیابون و اینها.
اینطوری بوده.
در زمان پیغمبر آخرالزمان چون ما امت مرحومه هستیم این برداشته شد.
چون همه ستر الهی پیغمبره.
حجاب ما، حجاب اصلی پیغمبره.
او خودش رو حجاب یعنی انگار که یه تخفیفی گرفته باشه به ما مهلت داده باشه تا هنگام قبر آبرومون نره این چنینی.
خب حالا شما حساب کن یه گناه میکرده چهرهش سیاه میشده.
بعد ما از اول اینطوری میخوام به شما عرض کنم از اول عمرمون تا حالا این همه گناه و معصیت من کردم [مکث].
بعد این خانم چه قدرتی داره من نمیدونم که باز دست من آسی و روسیاه رو میذاره تو دست پسرش مهدی که لا یمسه إلا المتحرون.
فاطمیه کارکردش اینه دیگه.
عرض کردیم دیشب.
حد و اندازهها رو میبره، میدوزه، مشخص میکنه.
باز دست ما رو به دست خدا میرسونه.
این قدرت حضرت زهرا صلوات الله علیها نیست؟
چه قدرتی داره الله اکبر.
و با اون قدرت و توان حالا الان یه ذره داریم متوجه میشیم که چگونه است.
حالا بعضیا میگن آقا مگه میشه یک زن حریف چهل تا مرد جنگی بشه و بعضیا تا صد تا هم گفتن و بگو چهل تا.
چهل تا آدم جنگی بیان ریسمان بندازن ولی زمانو بکشن.
بعد ببینن نمیتونن.
زورشون نبره بعد دست حضرت زهرا به کمربند علیه.
این قدرت حضرت زهراست.
که من معتقدم اگر دست حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها به دست به کمربند علی نمیرسید، دست من و شما به ولایت نمیرسید.
او تضمین داد.
ضمانت کرد.
اگرچه با شهادت خودش، اگرچه با بدترین نوع شهادت.
زهرکش کردن خانمو.
مگه یه دونه زدن تموم شد رفت.
نخیر زهرکش کردن خانمو.
خونه نشینش کردن.
بلایی سر خانوم آوردن که [نفس عمیق] ما منتظریم پسرش بیاد و برای ما بگه چه خبر بوده که این هیکل و این پیکر رشیده با این قدرت به جایی برسه که بچههاش بگن آخر عمرش مثل یه شبه بود.
اینقدر آب شده بود.
یعنی وقتی که به نماز سجده میرفت میگفتن انگار یه چادر رو زمین افتاده بود.
الله اکبر