ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذ به من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سواها فداه ان شاء الله حضرتش هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه.

خدای مندان گره از امر فرج آقامون باز کنه.

به ایشون سلامتی بده.

دفع بلا از وجود مقدسشون کنه ان شاء الله از سائل حضرت همه ما رو دعا کنن.

صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

به فضل الهی در این آخرین ظهری که در خدمت شما عزیزان هستیم و سر سفره معارف حق به پنجمین مقام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها اشارتکی به قول حضرت استاد می‌کنیم و اون هم البته بی‌ربط با مباحث پیشین و قبلی نیست.

الان که متوجه مقام به یک معنا رحمیه یا رحمانیه یا مقام فاطمیه حضرت بشویم، می‌فهمیم که در طول همان مقام نفس کلیه است که دیروز گفتیم.

برای این منظور اجازه می‌خواهم که بخشی از متن حضرت استاد را قرائت کنم در بخش ششم این کتاب فس Fatimi‌شون.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

کایتنا عن الله تعالی که ایشون از حضرت حق حدیث قدسی رو بیان می‌کنند که عن الله حتما شنیدید این حدیث رو قطعاً.

حالا ما می‌خوایم ربط‌هاشون رو با هم پیدا کنیم.

خدا ان شاء الله کمک کنه برکت به وقت کم وا بده بتونیم طرح بحثمون رو برسیم.

خیلی امروز کثیر الفروع است.

عن الله و عن الرحمن خلقت الرحم و شقت لها اسما من اسمایی.

خدا فرمود من الله رحمانم و رحم رو خلق کردم و شقت لها اسما این رحم، رحم، رحم.

حالا وقتی تا می‌گیم رحم ذهن ما متبادر می‌شه به رحم مقدس مادر، پاک مادر که کنتم في الاسداب الشامخة والارحام المطهرة.

اینجا حضرت می‌فرماید حضرت حق جل اسمه می‌فرمایند که این رو مشتق از اسم خودم قرار دادم لها اسما من اسمي فمن وصلها وصلته.

هر کسی که صله انجام بده به این رحم میگن صله رحم وصل بشه هر کس بهش وصل بشه وصلته.

اونایی که دنبال وصل به خدا هستن میگن بریم وصل به خدا بشیم.

بریم به خدا برسیم.

عشق از خدا.

بسم الله.

اینجا داره می‌فرماید هر کس که اون رحم رو صله اون رحم کنه، من بهش وصل می‌شم.

یعنی خودم میام به سمتش و من قطعني قطعتہ.

هر کس که قطع اون رحم کنه منم ازش قطع می‌کنم و این بریده شدن به معنای نابود شدن نیست چون معدوم شدن شیء موجود از جهت عقلی ناممکنه.

طور انسان عوض می‌شه.

حالا جای بحث داره که و لقد خلقکم اتوارا.

فاعلم ان حالا این حضرت استاد دارن توضیح میدن.

تا اینجا روایت تموم شد.

حدیث قدسی تموم شد.

اون رحم رو ما وظیفه داریم صله کنیم.

صله رحم.

حالا به معنای شرعی‌ش بخواهیم توجه کنیم و فقهیش همین اون‌هایی که ما باهاشون محرم هستیم، اقربای ما، نزدیکان ما که اون دیگه نزدیک‌ترینشون می‌شه رحم مادر که اون مشتق از اسم الرحمن است و خیلی حرمت داره.

یعنی با دشمنی خدا بلند می‌شه اگر کسی به اون جسارت کنه.

منتها من وقتی داشتم این کتاب رو برای چندمین بار این قسمتش رو دقت می‌کردم ذهنم رفت سمت دعای عرفه سید الشهدا.

برام شیرین بود.

به شما میگم ما هم سعی می‌کنیم تکخور نباشیم تا اونجایی که دوستانمون طلب وجودی داشته باشن ما هم به شما می‌گیم به اونچه که به ما الهام می‌شه.

اگر در حالا از شود در حد شما باشه یعنی شما بپذیرید به ما به نگاه عاقل اندر سفیه نه نگاه نکنید بگید آقا این پایین پاییناست بیا بالا رو برگرد.

چشم ان شاء الله ما هم به شما برسیم.

به اون عبارت شریف که فجمعنی.

سید الشهدا در دعای عرفه‌شون به خدا عرض می‌کنند فجمعنی الیک.

به به، به به!

عجب عبارتیه پس خدایا منو جمع کن به سوی خودت.

حالا چقدر معنا از این، از اینجا بیرون میاد.

اونایی که دنبال گریز روضه‌ها هستند الا ماشاالله گریز روضه از این تو جمع میاد.

مثلاً روضه از ته علی اکبر چه چه.

فجمعنی جمع کن من رو الیک به سمت خودت.

که چی بشی؟

که چی بشه؟

این برای چی منو به سمت خودت جمع کنی؟

توسلنی الیک.

که به تو وصل بشم.

بیام به سوی تو و به تو وصل بشم.

فرمایش سیدالشهداس.

این وصل شدن با چیه؟

سیدالشهدای داره به من و شما روضه‌خون امام حسینیه کربلا برو که این اب-- این اب-- سنگین‌ترین عبارت که مقامات انشایی سید الشهداست دیگه به قدر عقولهم نیست.

مقامات انشایی ایشونه در دعاش ریخته.

داره این توجه رو میده که حواست باشه اگر می‌خوای وصل بشی باید چه کنی؟

فجمعنی باید به مقام جمععه برسی.

مقام جمع همون توحیده.

ما جمع داریم، جمع الجمع داریم، تو وجود خودمونم داریم.

مقام قلب ما محل احضار همه آنچه که داشته‌های ماست قلب که مافوق مرتبه عقل ماست.

اون مرتبه جمععه.

جمع الجمع هم داریم.

روح مرتبه جمع الجمع.

حالا روح چی بود؟

الله اکبر.

تنزل الملائکه و الروح.

امام صادق صلی الله علیه فرمود اون روح اعظم مادر ما فاطمه است.

الله اکبر مقام جمع الجمع داره.

اصلاً مادر، مادر مقام اجتماع داره.

یعنی مادر اصلاً از جهت مسائل متعارف روز هم بخوایم نگاه کنیم دیگه مادر همه رو دور ص-- دور خود خانواده رو دور سفره جمع می‌کنه، گرم می‌کنه.

خونه‌ی بی‌مادر بی‌شمع و چراغه.

من خودم وقتی از جبهه برگشتم شونزده، هفده سالم بود به عشق مادرمون خدا بیامرزد، خدا ارواح شما را رحمت کنه.

برگشتیم و بعد دیدیم همه بچه‌ها اون تو مقر همه شهید شدن.

شوق دیدار مادر ما رو برگردوند جا موندیم.

ولی خب اومدیم مادر رو دیدیم بعدش هم از دنیا رفت و و دیگه بعد از رفتن مادر ما ز-- نظام زندگی ما پاچید.

من ندیدم کسی مادر از دست داده باشه و نظام زندگیش نپاچیده باشه.

اگرم میگه نه، نپاچیده بابام تونست جمع کنه درست نمیگه.

اصلاً مادر مقام اجتماع داره، مقام جمع الجمع داره.

حالا این ربط‌ها شما یه دارم میگم جای بحث داره.

می-میگم کثیر الفروع خودتون بدونید منظور چیه.

ببین هر کدوم از اینا یک انشعابه.

برو توش بخونش ده تا منبر میشه.

که ارتباط این با مقام مادر، ارتباط وصل وصله رحم به اون فرمایش سید الشهدا در اون دعا.

بعد خب آآآ حالا می‌فرماید که و من قطعا قطعته.

حالا حضرت استاد داره اینو توضیح میده که فعلم پس بدان انّ وصلها بمعرفة مکانتها وتفخيم قدرها.

به به!

کار ما رو آسون کرد.

حضرت علامه داره میگه که شما بدونید که این وصله، این صله، این صله، صله رحم به چی ایجاد میشه؟

به چه چیزی قطعی میشه؟

می‌فرماید به معرفت مکانتها.

نه مکان، مکانتها.

مقام اون رو دریابی، مقام رحم رو.

که حالا من چند تاشو براتون عرض می‌کنم و تفخيم قدرها.

قدر و اندازه‌ش رو بدونی.

خیلی جالبه که این حالا قدرها یا همین معرفت مع-- شناخت مکانت و مقام این رحم مستقیم ربط پیدا می‌کنه به بحث علم و معرفت شما و ما.

که ما چه شناختی، چه معرفتی داریم که تا دقت بفرمید تا معرفت نیاید مشاهده‌ای در کار نیست.

ما در تشهد سلاممون میگیم اشهد الله مها-- مقام شهود است.

اخبار نیست، شه-شهوده.

اگر به جایی نرسیدیم که در تشهد نمازمون شاهد باشیم حقایق رو و شهید نشدیم، شهید هم که نخواهیم شد به قول شهید سلیمانی تو باید شهید باشی تا شهید بشی.

و اونجا هم که سلام میدی از السلام علیکُم مخاطب قرار میدی آل الله رو.

پیغمبر رو مخاطب قرار میدی.

یعنی الان در محظری و السلام علینا ولا عباد الله.

من که اینجام حتی اصلاً تنها دارم نماز می‌خونم عباد صالحین کجان؟

یعنی این مقام جمععه بلکه جمع الجمع السلام علیکُم بالاتر از اینا.

اون سلام آخر که واجبه دو تا اول مستحبه.

اون کم به کی برمی‌گرده؟

بیایید روی اینا کار کنیم.

حضرت استاد فرمودند که من تو اون سلام آخر از امام زمانم بگیر برو تا انبياء نه فقط دوره الان بر اساس اصل رتق و فتق که رساله رتق و فتق ایشون عقلای شرق و غرب عالم رو به هم ریخته.

بعد من و شما بی‌توجه.

اونجا ایشون اثبات می‌کنه که حالا بعد اونجا میگه بر اساس علم هئیت و نجوم و بحث از حالا علوم ارسطوایی و چه و چه که صد و هشتاد و شش سال، صد و هشتاد و شش هزار سال بعد دوباره کل زمین رو آب می‌گیره.

دوره‌های مختلف.

ما الان یکی از دوره‌های زمین هستیم.

قبل از ما آدم، بعد از ما آدم، الف، الف.

امام صادق صلی الله علیه فرمود آدم.

آدم پشت آدم داره میاد.

اینطوری نیست که.

فرمود تمام انبیا پیشین الان و بعد رو در سلام آخرم مخاطب قرار می‌ده.

ظرفیت رو ببین.

ظرفیت یه سلام نماز علامه رو.

حالا من اون سلام آخر آخیش تموم شد.

بعد تازه شما بکشش بالا این برو بالاتر از اونچه که ایشون در مقامات دیگه‌شون انشا فرمودن متوجه می‌شی که این کن به همه چی می‌خوره از جمادات بگیر نواطات بگیر حیوانات بگیر انسان‌ها و اجنه و ملائکه و زمین و زمان.

بعد می‌بینی زمین و زمان به کمک تو میاد.

تو داری سلام میدی بهشون، براشون سلامتی طلب می‌کنی، اونام به سلامتی تو کمک می‌کنند.

چرا بزرگان که اهل معرفت‌اند معمولاً اصلاً نگاشون می‌کنی متفاوته چهره‌شون.

چهره این‌ها الهیه.

معمولاً طول عمر دارن.

برک-برکت دارن.

حالا ببینید اینا فروع بحثه که من دارم میگم.

تا معرفت نیاد میگه حقش رو باید بشناسی رحم رو.

رحم رو حالا بعد میگیم این رحم اصلی کیه.

اون رحم رو باید حقش رو بشناسی.

اگه نه معرفت داشته باشی که اصلاً یادش بخیر ما بحث لقاءالله رو که هنوزم تموم نشده در یا زهرا شرقی تهران شبای جمعه میگیم.

رساله رسیدیم به رساله عجب رساله‌ایه.

کلمات مکنونه ملا محسن فیض.

الله اکبر از این رساله.

اون کلمه فی معنى لقاءالله‌ش در خصوص لقاءالله که بیان می‌کنه آخرهای این معنای لقاءالله میگه، می‌فرماید که المعرفة بذر المشاهده.

به به، به.

از روایات اهل بیت اقتباس کرده.

معرفت بذر مشاهده‌ست.

من و شما به شهود نمی‌رسیم مگر با معرفت، مگر با شناخت.

بعد توجه ما صرفاً به معارف فقط همین دولا راست شدن به شما البته جسارت نشه.

درد دل بنده‌ست از خودم بیان می‌کنم.

حدیث نفس.

اتفاقاً در اون خواب عجیبی که پیغمبر عزیز عالم صلوات و سلام خدا و ملائکه مقرب و اولیایش بر او و خاندانش باد، وقتی ایشون در اون حالا ما میگیم خواب، اون رؤیای صادقه هرچه کشفشون، عموشون حضرت سید، سید و شهدای اون زمان حضرت حمزه رو که ایشون در اون خواب دیدن، دیدن نعمت دائماً خواب جالبیه.

اون خواب هم چقدر توش مطلب خوابیده.

یه خواب پیغمبر عالمی توشه.

برید اینا رو قوس کنید ببینید چه خبره؟

فحص کنید.

میگه دیدم دائم نعمت بر عموم عوض می‌شه.

اینطور نیست که یک نعمت همینطوری تکراری باشه.

لا تکرار في التجلي.

در تجلی الهی که بهش نعمت‌هاش تائمه-دائماً در حال تجلی و تکر، تکرار درش نیست.

حرف آن فآن جدیده.

شما آن فآن جدیدی.

الان مثلاً علم طبیعی ثابت کرده بر اساس تطور سلول‌های بدن، تورهایی که پیدا می‌کنه در علم فیزیک و شیمی و چه و اینا بعد هر هفت سال بدن شما جدید می‌شه.

علم الهی میگه هر آن فآن کل يوم هو.

همون هو که قل هو الله احد.

او داره تجلی در تو می‌کنه که تو هستی.

من و شما ظهور اسماء الهی هستیم.

آن فآن در حال تجلی در ماست.

یعنی خدا داره هی-- مثل این که شما در یه رودخونه‌ای که آبش با سرعت داره میره وایمیسی عکس خودت رو ظاهراً ثابت می‌بینی روی رودخونه.

اما ثابت این عکس آن فآن این آب داره میره.

من و شما متوجه نمی‌شیم این حرکت رو.

کاش یه روزی می‌شد اصلاً همین عین این پنج جلسه رو ما در خصوص حرکت در عالم حرف می‌زدیم.

رساله گشتی در حرکت رو بخونید ببینید متغیر عقول می‌شید.

ببینید بیابونی می‌شید.

چه خبره در ما و در این عالم.

از بالا حرکت ایجا-ایجادیه.

از زمین از پایین حرکت وجودیه و همه در حال حرکت به سمت الله.

بدون معرفت نمی‌شه.

حالا بحث اون خواب بود.

اون خواب پیغمبر دید دائماً نعمت‌هاش و تجلی خودش داره عوض می‌شه.

عمو جان شما که از این-- زیرکی پیغمبر رو ببین.

الان من و شما یکی از بهترین انواتمونو در خواب ببینیم.

مثلاً شهید سلیمانی در خواب ببینیم.

چی می‌پرسیم؟

تو ذهن خودت جواب بده.

چی می‌پرسی؟

عموش سید الشهدا رو پیغمبر عزیز عالم دیده.

سؤال می‌کنه عمو جان اون ور چه کارهایی رو بهتر از هر کاری دیدی؟

به به، به.

ببین هدیه امروز ما به شما.

حضرت حمزه فرمودن که به رسول خدا عرض کردن که سه کار اینجا بالاترین کارهاست.

اول فرمودن سقی الماء.

بله وجه ظاهرش یعنی سیراب کردن تشنگی.

یعنی آب بدی به یه تشنه‌ای که یکی از بزرگان می‌فرمود که مطلق مایعات حتی چایی بدی یه کسی بخوره حال بیاد.

مایعات، آب، میوه هرچی.

کلاً مایعات.

سقی الماء.

وجه ظاهرش اینه.

اما وجه باطن‌ش چیه؟

یکیش سیراب کردن تشنگان معرفته.

یعنی انسان بتونه اونچه که استیاد می‌کنه از عالم قدس می‌چشه، می‌رسه، نه فقط حفظ می‌کنه مثل من.

اینا رو بیاد به دیگران انتقال بده، القا کنه.

اصلاً مقام معلم مقام القای حقایق به متعلمه.

حالا بعد دومیش فرمود حب علی ابن ابی طالب.

ذائقه‌تون شیرین بشه.

سومیش هم فرمود صلوات بر محمد و آل محمد.

[همهمه] پس تا، تا معرفت نیاد مشاهده‌ای در کار نیست و مشاهده هم در استقامته.

اون آیه شریفه "و ان لبثتم على الطریقه لا اسقیناکم" قطعاً اگر استقامت کسی ورزید در طریقت "لا اسقیناکم ما عن غدقا" اون آب گوارا رو سیرابش می‌کنیم.

مرحوم شیخ صدوق در کتاب کمال الدین و تمام النعمة‌ش که به سفارش حضرت حجت نوشتن این کتاب رو ذیل این آیه روایت میاره که اون طریقه "و ان لبثتم على الطریقه" اگر کسی استقامت در طریقت داشت، اون طریقت، طریق ولایت ماست.

صراط مستقیم و ولایت علی ابن ابی طالب است و اون آبی که "لا اسقیناکم ما عن غدقا" اون آب گوارایی که قطعاً به کسایی که مستقیم‌اند در مسیر ولایت می‌نوشانیم، سیرابشون می‌کنیم فرمود علم امام است.

الله اکبر.

علم امام نه این علمی که من تو کتاب بردارم.

مثل بعضیا که جرات و جسارت می‌کنند از خدا بخوان حال امام عصر رو به من منتقل کن نه من همینطوری گریه کنم.

شب و روزم بشه گریه بر امام حسین.

بعضیا اینطوری شده بودن زمان جنگ و الانم هستن بعضیا من می‌شناسم از نزدیک.

وقتی گریه‌شون حال حضرت حجت بهشون منتقل می‌شه که ما مرحوم شیخ شوشتری چهارده نوع گریه‌ش گریه میاره آخریش این گریه است.

حالا کو تا گریه ما به اونجا برسه و این استقامت می‌طلبه.

مرحوم ابن عربی عارف عربی، شیخ اکبر در فتوحاتش میاره که تا انسان اهل استقامت نشه مکاشفه‌ای در کار نیست.

اشاره‌ش تو کجاست؟

اونا هرچی گفتن از آیات گفتن ما نفهمیدیم.

اشاره‌ش در همون آیه شریفه "إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة".

همین چند روز پیش داشتم درس مسبال أنس حضرت استاد رو گوش می‌دادم از علامه رو دیدم چه جالب اشاره به همین آیه که از ذیلش خط کشید ذیل این کلمه تتنزل.

تأکید کرد حضرت استاد فرمود این "تتنزل عليهم الملائكة" مقام مکاشفه است، شهوده، کشفه.

کی این "تتنزل عليهم الملائكة" یعنی کی مشاهده، کی کشف، کی اشهد و کی؟

هر وقت استقامت.

"ثم استقاموا" این استقامت در مقام معرفته.

حالا یه کلمه رو ما یه ذره بازش کردیم ببخشید از اصل موضوع جا نمونیم.

بعد ادامه میدن ایشون که "لولاها لم یتعین روح الانسانی".

حالا بعد ادامه میدن که اگر چنانچه این صله رحم، رحم، اون رحم اصلی اتفاق نیفته حالا اه می‌فرمود که روح انسانی تعین نمی‌گیره، متعین نمی‌شه.

یعنی اصلاً اون صورت انسانی إنشاء نمی‌شه.

تطور خلقت یعنی خلقت اصلاً به یک معنا شما نبودی، ما نبودیم، نسل‌مون دیگه نبود.

این، این کار کیه؟

چیه؟

اون روح رحمه دیگه.

اگه رحم نبود من و تو هم نبودیم.

اول رحم مادر.

یک معنای دیگه رحم، رحم طبیعته.

اصلاً ما الان در رحمیم.

در رحم طبیعت هستیم.

حالا همینو بگیر برو بالا تا اون اصل کاری که "ونفخت فيه من روحي" در چهار ماهگی در من و شما دمید.

نفخت و ما دمیدیم با وساطت فیض.

این روحی که دمیده شده در ما و شما، این روح، روح اعظم است.

مرحوم شیخ اکبر در فصوصالحکمش به تصریح علامه قیسری و شرح حضرت علامه حسن زاده که محمد الحمم اسمشه، اونجا می‌فرماد و تأکید می‌کنه که این روحی که در ماست انشقاقی‌ست و جلوه و ظهور و رشحی‌ست از اون روح اعظم.

یعنی ما در خودمون جنسی که در وجودمون داریم جنس فاطمی‌ست.

چرا؟

چون اون نفس کلیه بود.

برگشت مقامات رو به همدیگه دیگه دارید می‌گیرید.

اون رحم، اون چی؟

نفس کلیه.

از اون بالا احاطه کلی به همه مخلوقات و داره همه رو می‌پرورانه.

نفس کلیه مقام پرورش بود.

مقام پرورش هم در کجا اتفاق می‌افته؟

در رحم.

"هو الذي، هو الذي یصورکم".

آیاتی که هو داره عجیبن، قرر آیاتن.

"هو الذي یصورکم في الأرحام كيف یشاء".

او شما رو صورت داد.

این صورتم منظور این صورت شیء مادی ظاهریمون نیست.

کلاً تعین وجودیمون، این عینیتمون.

"في الأرحام كيف یشاء".

حالا تازه اینجا میاد "یصورکم" دیگه مرحله آخر رو بیان می‌کنه که صورتگری المصور اسم خداست دیگه.

اون مرحله دوخت و دوزه دیگه.

قبلش چیه؟

میگه هو-- آیه آخر سوره هشت باشه فکر کنم.

"هو الله الخالق البارع المصور له الأسماء الحسنى".

الله اکبر.

خالق مقام چیه؟

قدره، قدره، اندازه است.

یعنی الگو میذاره اندازه مشخص می‌کنه.

دیدید این خیاط‌ها الگو می‌ذارن اول اندازه لباس و قد طرفو می‌گیرن مشخص می‌کنن.

هنوز برش ندادن.

خب؟

برش چی می‌شه؟

الخالق البارع.

بارع تازه اینجا خدا برشش می‌ده.

از اون قدر و اندازه‌ها از، از اون سر القدر تو نگاه می‌کنه.

از اون مقام ليلة القدر "ونفخت فيه من روحي".

روح تو رو به اندازه خودت می‌کَنه، می‌بُرِه، جدا می‌کنه.

و حالا البارع المصور یعنی می‌دوزه.

یعنی می‌شی حضرت عالی.

ببین بعد میگه "له الأسماء الحسنى".

چه ارتباطی به این برش و این اندازه‌گیری و سر القدرت، قدر، ليلة القدر و این برش و این دوخت و دوز داره اسماء؟

به جهت اینکه همه دارن به سمت الله حرکت می‌کنند و الی المسیر.

حضرت زهرا صلی الله علیه در اون بالاترین مراتب که نفس کلیه است و اینجا اصل رحم عالم به جهت معنوی می‌شه وجود صدیقه طاهره و همه عالم رو داره می‌پرورانه که الان ثابت کردیم و سریع هم ازش رد شدیم قربونت برم.

اینجا داره میگه که اون مقام عالی که پرورش‌دهنده است احاطه کامل بر همه داره، این داره خودش می‌بُرِه، اندازه قرار می‌ده، می‌بُرِه، می‌دوزه، تحویل می‌ده، می‌بُرِه، می‌دوزه، تحویل می‌ده.

اون حضرت صدیقه طاهره است و این مقام انشایی آل الله است که داره اتفاق می‌افته در متن نظام.

حالا "له الأسماء الحسنى" چون او دقت بفرمایید اینجا، اینجا خیلی ظرافت داره چند تا مبحث با هم بحث ق-- خرج شده.

امیدوارم بتونید تمیز قائل بشید.

فقط من هدفم تشنه کردن شما تو این پنج جلسه بود.

از من توقع ارائه مطلب به صورت دقیق نداشته باشید چون وقت ما خیلی کوتاه بود.

الان باید روضه بخونم.

تموم شد وقت ما.

در بطن و جان موضوع هم هستیم.

دقت بفرمایید که "له الأسماء الحسنی" انتهای آیه.

همه‌ی عالم به سمت اسماء حرکتند؛ یعنی جهنمی‌ها هم به سمت اسماء الهی دارن میرن.

یعنی "يسبح لله ما في السماوات وما في الأرض".

آیا-- "إن من شيء إلا يسبح بحمده" آیات قرآن دارم می‌خونم.

هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح‌گوی خداست؛ یعنی کافر، مشرک، منافق، گناهکار هم داره تسبیح میگه.

به صراحت این آیه بله باید بگه اما اون چه تسبیحیه؟

اساتید ما فرمودند که یعنی داره میگه یا قهار.

خدا هم میگه یا قهار یعنی به ش-- ای به شدت شکننده.

خدا هم میگه لبیک.

می‌شکونمت بیچارهت لهت می‌کنم.

منو خوندی چشم با همین اسم جوابتو میدم.

کسی که داره تو غزه اونطوری بچه‌ها رو نسل‌کشی می‌کنه که هدف از این خلقت، ایجاد صورت انسانی‌ست که الان گفتیم، نه اطفاء شهوت حیوانی به قول حضرت علامه.

او داره نسل‌کشی می‌کنه، یعنی داره رحم‌ها رو ریشه‌کن می‌کنه.

او داره ب-بدون اینکه خودش بخواد اون نتانیاهو ملعون داره میگه يا ذو انتقام.

خدا هم میگه لبیک.

چنان انتقامی ازت بگیرم، از تو و دار و دستت.

خودش هم حالیش نیست.

تمام عالم در حال ذکرند "يسبح لله".

حالا انتهاش چی می‌شه "له الأسماء الحسنی"؟

حضرت زهرا داره اندازه‌ها رو تعیین می‌کنه بر اساس سر القدرش.

انتخاب خود طرفه.

"كلا نمد هاؤلاء وهاؤلاء".

جهنم خواستی بفرمایید راه دراز تا انتها هم نداره.

بهشت خواستی بفرمایید "لا إله".

هم هاؤلاء هم اینور هم اونور نمد همه رو امداد می‌رسونیم.

انتها نداره.

آقا تو به سمت اسماء جلال خدا برو "له الأسماء الحسنی".

تو به سمت اسماء جمال خدا برو.

تجلی اسماء جلال خدا جهنم است.

تجلی اسماء جمال خدا بهشت است.

پس دعوا نداریم.

هرکی داره میره به سمت کا-- راهی که خودش انتخاب کرده.

اصلا بریم جلوتر که دیگه فرصت نیست.

خود شخص جهنم می‌شه و خودش بهشت می‌شه که به اینجا می‌رسیم علامه می‌فرماید آقا خدا بهشتی را به بهشت نمی‌برد.

بهشتی خود بهشت می‌شود.

جهنمی را به جهنم نمی‌برد.

جهنمی خود جهنم می‌شود.

این تا اینجا حالا بحث ما می‌دونم نیمه کار همون اما بحث فاطمیه رو هم ایشون میاره، روایت میاره.

دیگه وارد نشم فرصت من گذشت.

برید نگاه کنید.

اونجا اون روایت شریف رو میاره که خدا می‌فرماید من فاطرم، فاطر سماوات و ارضم و فاطمه رو از اسم خودم منشعب کردم.

فاطمه که قطع کننده‌ی دشمنان من از رحمتمه و کی؟

فاطمه یعنی حد ایشونه.

اون مرز ایشونه.

اصلا اون الگو حضرت زهراست که بر اساس اون خدا می‌بره.

لذا فصل الخطاب لديكم.

إياب الخلق إليكم.

برگشت خلق به شماست.

حرف آخر رو شما می‌زنید.

اصلا همه‌ی کارای عالم شمایید.

خدا به اون نگاه می‌کنه، می‌بره.

تو برو به سمت جلال.

تو برو به سمت جهنم، به، به سمت جمال.

حالا اونجا میگه فاطم بریده شده که این دشمنانم رو از رحمتم، دوستانم رو از آتش و غضبم و چه و چه.

خب اینم می‌شه چی؟

میگه می‌شه مقام تعیین صورت انشا-- صورت انسانی برای رسیدن به کمالشون که "و إنا إليه راجعون" یعنی ارتباط ربط فاطمیه بودن یعنی چی؟

ش-- مقام شکوفایی‌ست.

شکوفه علامه اینجا که می‌رسید می‌فرمود مثل شکوفه‌ای که از دل درخت زد بیرون.

از دل کجا، کجا زد بیرون؟

این درخت، بکنش.

تموم شد.

افسرده شد، از بین رفت.

چرا با-- تا به درخت وصل شکوفه است؟

فطر، فطر السماوات والأرض.

فاطر السماوات والأرض.

منفتر، فطر.

حالا چقدر اینجا حرف ببینید پیش میاد.

فطر، عید فطر، افطار.

اینو ببین، فطریه.

اینا به شکوفا شدنه.

اصلا ماه بعد از دل این ماه شکوفا می‌شه میاد بیرون.

نه اینکه خودش به خودش یه دفعه ایجاد بشه.

اونجا میگه این شکوفه رو که کندی دیگه از بین رفت.

این شکوفه از کجا اومد؟

از رحم این درخت.

در رحم این درخت شکوفا شد.

لذا فاطمه چون رحم عالمه‌ست، فاطمه‌ست؛ یعنی تا وقتی که به او وصلی شکوفایی.

تا وقتی که به هر وقت از فاطمه قطع شدی، زرد و پژمرده‌ای، به اصطلاح می‌شه گفت جهنمی.

حالا شما ببینید کسی که فصل الخطابه، کسی که همه به سوی او برگشت می‌کنند و کسی که مقامش مقام انشایی‌ست، مقام رحمیه، نفس کلیه، فاطمیه.

چه حرف‌هایی امروز زدیم.

حالا می‌خوایم بگیم که چه بلایی سرش آوردند.

الله اکبر.

من خیلی سریع وارد روضه بشم به جهت اینکه هم صحبتون یه ذره طولانی شد هم اینکه انقدر حرف سنگین بود حواس من رو خیلی در هم بر هم کرد.

شاید نتونم حق روضه رو ادا کنم و و تمرکز لازم رو داشته باشم.

با شعر شروع می‌کنم.

"اللهم صل على فاطمة وأبيها".

"وبعلها وبنيها".

"والسر المستودع فيها".

ای خدا.

"بعدد ما خاطبي الملك".

"عرف کوچه و در و دیوار و" حرف ضربه و بستری شدن مادر و گریه‌های امام مجتبی و کدوم‌هاشو بگم؟

دارم طرح مسئله می‌کنم.

تو روضه‌مونم اینطوریه.

هر کدومش یه ام ال کتابه.

آتش یه طرف، ضربه به در یه طرف.

لا اله الا-- غصب فدک یه طرف، پاره کردن سند فدک یه طرف، کمین زدن سر کوچه به مادر یه طرف.

بذار شعر بخونم ولش کن.

تا که حرف از در و دیوار کوچه‌اش شد.

خون تو رگام می‌جوشه از غیرت.

های غیرتیا.

برای انتقام مادرش مهدی، رزم جامه شو می‌پوشه از غیرت.

این روایتا خدا رحمت کنه آیت الله مرندی کنارش روضه می‌خوندیم بین گریه فرمود به دلم افتاده از شما جوونا هستن کسانی که درک می‌کنند اون روزی رو که آقا بیاد.

به دوستاش میگه برید هیزم بیارید، بیارید جمع کنید بر اون کسی که تو صورت مادرش زد و از قبر بیرون می‌کشه به درخت آویزون می‌کنه آتش می‌زنه.

در خانه مادر منو آتش زدی؟

هیزم میارم دسته دسته یاد روزی، آتش زدن بر بیت زهرا وحشیانه.

آتش گرفته چادر زهرای اطهر.

می‌زد لهیب شعله تا صورت زبانه.

الد-- از اونایی که دل نازکن عذر می‌خوام.

بین دیوار و در تا زمین خورد مادر، بسته شد با ریسمان هر دو دست حیدر.

آخ-- حرف آخرو.

دست و پهلوی مادر هم شکست.

بین کوچه‌ها بر زمین نشست.

حرف از آ-- چادر آتش گرفته شد دلم رفت خیمه آقا.

می‌دونید الان تو خیمه آقا چند تا یادگاری هست؟

هر روز اینا رو نگاه می‌کنه گریه می‌کنه.

یکیش فرمودن چادر خاکی آتش گرفته مادرش زهراست.

دیگه چه یادگاری‌هایی هست؟

باورت میشه بگم؟

فرمودن پیرهن پاره پاره جدش حسین، انگشتر آقا اونی که زهراش رو آکارد شد.

دیگه چی؟

من به دلت رحم می‌کنم.

بیشتر از این ادامه نمیدم.

یه دونه دیگه بگم.

فرمودن مشک پاره عباس، یادگار پیش آقا بس.

هر روز این مشک رو نگاه می‌کنه.

عمو جان رفتی آب بیاری، با چه بلایی سرت آوردند؟

آخ، آخ، آخ.

کی نیت کرده این روز آخر روضه ما به ابوالفضل ختم شده.

بی دست کربلا، دست مرا بگیر.

خدا رحمت کنه مرحوم سید رضا سید-- شیخ رضا سراج حرم عبدالعظیم دفعه گریه می‌کرد می‌گفت وقتی ابا عبدالله از الغمه برمی‌گشت دست به کمر گرفته بود زیر لب یه جمله می‌گفت.

می‌فرمود از این-- عباس جان از این شب به بعد اونا که زیر-- اونایی که از ترس تو خواب نداشتند راحت می‌خوابند اما اونایی که زیر سایه تو راحت می‌خوابیدند از امشب آواره این بیابونا می‌شوند.

السلام علی ساكن کربلا.

السلام علی من بکت ملائکت السماوات.

حسین جانم.

حسین جانم.

حسین جانم.

عشق بازی کن بر باوت.

حسین جانم.

حسین جانم.

حسین جانم.

حسین جانم.

اللهم صل علی فاطمه و علی علی و علی بنیها.[سخنرانی دینی] از همتون عذرخواهی و حلالیت می‌طلبم.

ثانیاً خواهش می‌کنم یه دعایی هم برای من بیچاره بکنید.

ما افتخار و مدال سینه‌مون روضه‌خونی برای امام حسینه.

از وقتی کرونا گرفتم من خیلی وقت پیش دیگه این صدا، حنجره‌م خوب نشده.

می‌گیره وقتی دقت کردید یه ذره از صدام ادامه میدم می‌گیره این اذیتم می‌کنه.

نمی‌تونم حق روضه رو ادا کنم.

از شما می‌دونم آبروداری پیش خدا خواهش می‌کنم دعا می‌کنم.

یه برداشتی هم محضر عزیزم استاد عزیز آقای رنجبر عرض کنم.

من خودم رو یه جوری بار، یه طوری بار آوردم و تربیت کردم که هر جا میرم یه اتفاقاتی تو وجودم میفته، می‌فهمم، متوجه میشم اونجا جلالش بیشتره یا جمالش.

به شما عرض کنم که مسجد بلال خیلی جلالیه.

خیلی.

یعنی، یعنی اینجا می‌شینی له میشی.

من تازه دارم می‌فهمم که عزیزم آقای رنجبر چی می‌کشه اینجا.

شما نگاش می‌کنی راحت گل و بلبل حرف می‌زنه و اینا.

واقعاً له میشه آدم اینجا.

اینطوری به شما بگم.

خیلی فضا متفاوت و سرای شاید به جهت این شهدا یا حضور شما یا حضرت استاد باشه.

[سخنرانی دینی] انقدر که این جلسه وزین بود من جرات نمی‌کنم از خودم دعا انشاء کنم.

بیایید همه با هم برای سلامتی آقامون دعا کنیم.

حاجت‌های شخصیمونو بسپریم به آقا بگیم آقا شما هم برای ما دعا کن.

اینطوری قشنگ میشه همه با هم.

[دعا] اللهم اغفر ولحمل من يقرأ الفاتحة مع الصلوات.

اللهم صل على محمد وآل محمد