یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک نستعين.
الحمد لله على کل نعمته واسأل الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاه آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در این ساعت و آنات مقدس هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحهمان سوا فدا.
انشاءالله حضرتش هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و خدا غم از دل آقامون برداره و از ساعت جمع ما دعا کنن.
صلواتی قر بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
از اینکه این حقیر رو تحمل میکنید به حضاتی تشکر میکنم.
پای سفره معارف حقه مینشینیم به نفس استاد کل حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة و از کتاب شریف فس Fatimi ایشون هر شب، هر ظهر نکتهای رو عارض میشیم.
عرض کردیم به عنوان طرح بحثه و الا تو یک ربع و بیست دقیقه نمیشه واقعاً بحث رو حتی مطرحش کرد چه برسه بپرورونیم.
به فضل الهی امروز مقام نفس کل رو نفس کلیه حضرت رو بیان میکنیم.
خیلی شیرینه، خیلی شنیدنی بلکه چشیدنیه.
البته من میتونم برای شما تک تکتون با اجازه البته از سرور عزیزم حضرت آقای رنجبر دست فص بدم ثابت کنم که همه ما چشیدیم شیرینیشو نه فقط شنیده باشیم حتی شاید در حسب ظاهر این مقام رو الان بنده بگم بعضیا نشنیده باشن حتی حداقل علتشو اما چشیدیم.
منتها الان در مقام اثباتش نیستیم، وقت هم نداریم.
قبل از اینکه از متن کتاب شریف و نورانی حضرت استاد دو سه جمله بخونم مقدمهای بشینم ببینید بافت نظام هستی عرض کردیم چه در قوس نزول انا لله و چه در قوس صعود و انا الیه راجعون که ما الان در قوس صعود قرار گرفتیم و باید به معراج بریم.
در هر صورت ذات مراتبه و این چینش بر اساس رتبههای خلائق صورت گرفته.
ما یک حضرت حق و اون ذات غیب الغیوبی رو داریم که اصلاً موضوع قرآن هم نیست.
به یک معنا یذرکم الله نفسا و ما منع شدیم حتی از تفکر در ذات ربوبی از اون حیث.
بعد ذیل ذات ربوبی اولین چیزی یا بهتره بگیم لفظ پیدا نمیکنیم.
شیئی که باهاش برخورد میکنیم نفس الرحمنه.
البته حدود مثلاً ملاصدرا در اسفارش فکر میکنم حدود چهل تا اسم بر ایشون میاره بر حضرت، بر حضرت نفس الرحمن یا تا صد تا من کتب عرفانی و صحف نوریه حکمی رو دقت کردم دارن.
یکیش نفس الرحمن.
شما دقت بفرمایید نفس که شما میزنی [نفس کشیدن] این نفس شما خلق شما نیست، صادر شماست از شما صادر شده.
وقتی این نفس که یک حقیقت کلیست برخورد میکنه به مخارج حروف که قبلاً عرض کردیم نسبت به اینکه به کدوم مخارج کدوم حروف برخورد کنه از ازدواج این حروف با هم کلمات و جملات و موضوعات.
این دیگه این کلماتی که از لسان شما بیرون میاد این خلق شماست.
شما داری اینا رو خلق میکنی.
اما نفس نه س-- این صادرش از شما صادر شده، خلق نیست.
همچنین شما بیا این رو ببر پیاده کن جهت سهولت فهم عرض کردم در چینش بافت نظام هستی اولین چیزی که باهاش برخورد میکنیم که واسطه فیض حق و بقیه است یعنی واسطه بین حق و خلق و خودش خلق نیست و از همین حیث گفتم نفس الرحمن صادر اوله.
اول ما صدر عن الله اولین چیزیست که از خدا صادر شد بر اثر یعنی اون کانال فیض شد.
بعد از اون دیگه خلقه اون به منزله نفس تعبیر این چنینی به ضرب من الت-- من البيان.
یه بیانی میکنیم که همه بفهمین.
این نفس میخوره کلمات وجودی نظام هستی ازش خلق میشن.
اولین کلماتی که خلق شدن و ذیل نفس الرحمنن عقل اول و نفس اول، عقل کل و نفس کلن.
حالا الان این عباراتو شما تو ذهنشون شاید بعضیا که بعضاً شاید دارن تشریف میبرن میگن حاجیه این حرف به چه درد ما میخوره؟
خب ثمه مازا الان به چه درد ما میخوره؟
توجه داشته باشید که اینا مقدمه است همش.
منجر به یک فهم دقیق و شیرین انشاءالله میشه.
ذائقهتون شیرین بشه در فاطمیه.
یه ذره حرفهای متفاوت بشنویم.
به قول علامه شهرانی جسارتاً یه ذره از این کفریات هم بشنویم.
دیگه انقدر زده نشده برای ما.
انقدر داستان و قصه فقط صرفاً گفته شده دیگه داستان و قصه هم چرا خوشمون میاد انقدر؟
چون بیشتر جسارت به شما خوبان نشه بیشتر خیالاتی ما زندگی میکنیم، قوه خیالمون خیلی فعاله.
قوه-- عالم مثال متصله درون ماست قوه خیال.
قصه و داستان و مثال و اینا هم خب مربوط به قوه خیاله.
آدم خوبه، بد هم نیست، خیلی هم خوب.
أحسن القصه است تو قرآن اومده دیگه.
منتها اون باید چاشنی بشه برای فهم حقایق حقه.
مثل کاری که سرور عزیرم میکنند از این تمثیلات، از این داستان، قصه و حکایات استفاده میکنند برای اینکه مثل موشک نقطهزنی نقطه رو بزنن.
حالا کسی گرفت نوش جانش.
پس اون اول سیر مراتب فقط که شما بیاید بر میخورد اول به عقل کل و سپس نفس کل.
از جهت رتبه وجودی عقل کل هم رتبه وجودیش بالاتر از نفس کله.
حالا اون کسی که در قوس صعود یعنی در این نشئه بر اساس حکمت متعالیه ملاصدرا که ما جسماً جسمانیة حدوث هستیم و نفس ناطقهمون در بطن جسم متکون شده و از اینجا عروجش آغاز شده، اینجا، اینجا معراج آغاز شده.
دقت بفرمید چه عزیزانم.
همینجا یعنی پیغمبر هم اینجا به معراج رفتن.
در این قوس صعود ایشون رفتن به مقام صادر اول یعنی نفس الرحمن رسیدن.
پیغمبر به اون مقام رسیدن.
لذا فرمود اولین اول ما خلق الله روحی و چیز اولین چیزی که خدا خلق کرده روح منه منم.
و الی شما سلسله اتوار خلقت رو که دقت کنید میبینید اجداد ایشون جلوتر از ایشونم.
ایشون چون رفت به مقام صادر اول رسید و اون کانال فیضه، همه فیض از اونجا از مصدر ذات ربوبی صادر میشه از همون صادر اول.
اصلاً ایشون فرمودن صادر نخستین منم.
اون رب منشور، نور مرشوش، پرده آویخته که همه خلائق به وجود نوریشون متنقشن در اون پرده منم.
یعنی این.
یعنی به اون مقام در سیر صعودی رسید.
متناظر به س-سیر صعودی حضرت.
علامه اینو تأکید میکنم.
خب اون عقل کل و نفس کل کیا هستن؟
چه کسانی به اون رتبه رسیدن؟
اصلاً عقل رو شما مرد بگیرید.
حکما و عرفای ما در حکمت و عرفان گفتن عقل مرد، نفس زن، عقل مقام تدبیر جلال الهیه.
مرد جلوهی جلاله، جلالت داره.
نفس جمال الهیه و محل پرورشه که به زن میخوره.
زن جلوه جماله.
از تزویج [سبحان الذي خلق الأزواج كلها] از تزویج جلال و جمال، انسان کامل درست میشه.
میگه تا ازدواج نکنی کامل نیستی، یک وجه علمیش.
که بمونی ملعونی یعنی از رحمت خدا بدوری.
چرا؟
چون شما آقا جمال، آقا جلال هستی، خانم جمال تشریف ندارن.
ذو الجلال والاکرام.
این ترکیب تا اتفاق نیفته کامل نمیشه انسان.
و نسلی اصلاً صورت نمیگیره.
حالا بعد از ما این مبحث رو تو هیت خودمون که گفتیم دیگه بعد از اون آقاییون خانوماشون رو جمال صدا میکردن، خانوما آقایشون رو جلال.
اشکالی هم نداره.
خب این از این بحث.
حالا از حیث مظاهر اسماء کلیه الهیه که هرچی شما در بیرون میبینید همه مظاهر اسماءاند.
ظهور اسماء الهی هستن که حالا نسبت به صعة وجودیشون بعضی ظهور یک اسماند، بعضی دو اسم و اون انسان کامل که مظهر اتم و مصداق اتم الله یعنی همه اسماء درش پیاده شده نسبت به صعة وجودیشون.
این ظهور اسماء اول در عقل کل و نفس کل اتفاق افتاده.
ه-- یعنی در حقیقت میشه گفت همه دارایی خدا به نحو امکانیها که میشد ممکن بود تنزل پیدا کنه.
[إن من شيء إلا عندنا خزائنه وما ننزله إلا بقدر معلوم] به قدر و اندازهی هر کسی نازل شد این، اینها پیاده شد در عقل کل.
همه چی در عقل کل مقام تدبیره، سیاست گذاریه.
لذا [الرجال قوامون على النساء] درسته؟
این به-- از جهت رتبیه.
نفس مقام پرورشه.
حالا اینجا رو اجازه بدید از رو بخونم براتون.
حالا این مقدمه رو گفتم که خوب متوجه بشید.
حالا نظر علامه رو بگیریم پیرامون چی؟
پیرامون اینکه اولاً مصداق اتم عقل کل اینجا بالاخره کیه؟
و نفس کل کیه؟
که چرا؟
برسیم به چی؟
چرا پیغمبر عزیز عالم حدیث نبوی داریم به دخترش فاطمه زهرا چه کنیهای دادن؟
أم أبيها.
به به به!
حالا سیر متعارف اجتماعیش و عاطفیش و اینها رو بگیری اونم درست.
اما اقرأ ورقع بخوایم بالا برو فقط اون نیست.
که حالا چون ایشون زحمت پدر رو کشید، خیلی تلاش کرد برای پدر به منزله مادر بود.
مثلاً پیغمبر فرمودن مادر پدر.
خب این هم درست.
اما همینه؟
همینو بله غیر دقت بفرمایید.
من فقط نظر علامه رو براتون بخونم که پرواز کنید واقعاً روح شاد.
میفرماید و اف-- البته بخشی از این قسمت پنجم کتاب فسف فاطمهش pages صفحه هفتاد و شیش.
و فی الاثر از آثار پیغمبر عزیز عالمه أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم كان [مکث] كان يحبها او دوست داشت، عاشق دخترش بود.
"ای فاطمه و یکنیها به ام ابیها".
کنیه ام ابیها رو به او داده بود.
اینچنین میگن چون عاشق دخترش بود.
این روایته.
یا خیلی دوست داشت.
درسته همه هم-- خیلی عاشق دخترش بود، فرمود ام ابیها، روایت.
اما "وعقول" حالا یک استاد کل با ذرهبین طهارت نفس که "لا یمسه إلا المتحرون" ملکوت هیچ چیزی رو نمیشه درک کرد مگر با طهارت، نگاه میکنه به قصه ببینید چی ازش بیرون میاره.
نظر علامهست.
میفرماید "وعقول" من اینطوری میگم "حيث ان العقل الكلی اب" عقل کلی پدره "والنفس الكلية ام" نفس کل که مقام پرورشه، مادره.
"وظهرت الموجودات عنهما" همهی موجودات از این دو متکون شدن.
در حقیقت منشأ این دو هستن.
این دو اسم اللهاند.
"علم آدم الاسماء كلها" همه رو به عالم-- به آدم تعلیم داد.
"كلها ای الاشیاء كلها".
حضرت علامه فرمودن میتونید به جای اسماء در مقام تفسیر انسی اشیاء بذارید چون همهی اشیاء اسم اللهاند.
"ظهرت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم".
به یک معنا تک تک شما الان بسم اللهاید، آیهاللهید، کلمهاللهید، ظلاللهید، وجهاللهید.
هر کس نسبت به سایه وجودیش.
تو حق نداری حتی خودت رو بدون وضو مسح کنی.
این یه گناهه.
چون آیهاللهی.
حالا این بحثها بماند به وقتش.
خب میفرماید همه از این دو منشأ شدن "وام الانوار والفضائل" اون که مادر همهی نورها.
ببین ما هر شب مقام نوریه حضرت دخیل هستن تو قصه.
این پنج جلسهای که ما ظهر در خدمتتون هستیم همش بحث نوره.
زهرا، شدت درخشندگی.
حالا رو اینم فکر کنید بعداً.
خودش یه منبر میطلبه که حضرت زهرا صلوات الله علیه میفرمایند که پیغمبر، امام صادق صلوات الله علیه فرمود به نماز که میایستاد ملائکه آسمون اون رو مثل ستاره میدونن.
چگونه شما ستاره رو، شما سرت رو بالا میگیری ستاره میبینی، نورانی میبینی.
چون اونجا نسبت به پایین نوره.
این پایین دیشو-- دیروز عرض کردیم اینجا تاریکه.
ملک نسبت به ملکوت تاریکه.
ملکوت نسبت به جبروت تاریکه.
نور هرچی میری بالاتر شدت میگیره.
چگونه است که در عالم انوار عقول که نور محضاند یعنی ملائکه از اون بالا سرشون رو [خنده] میگیرن پایین، رتبه پایین و مادون رو نگاه میکنن حضرت زهرا رو ستاره میبینن.
رو این فکر کنید.
خیلی شیرینه و من خودم تو تفکراتم به چیزایی رسیدم خیلی برام جالب بود.
حالا حدیث هرچی، نفسین بخواید بگیرید هرچی.
خب ادامش که همهی فضائل در او جمع شده.
کی؟
فاطمه عقیله الرساله.
به به، به به.
تعابیر رو ببین.
کسی که همهی عقل درش از حیث رسالت جمع شده و "مظهر النفس".
کدوم نفس؟
"مظهر النفس الكلية علی الوجه الاتم".
وجه اتم یعنی صورت اتم نه تام.
یعنی بالاتر از تامه.
نفس کل حضرت زهراست.
"فهی".
به به، به به.
روحت شاد.
"فهی ام ابیها الخاتم علی هذا التفسیر ام ابیها الخاتم علی هذا التفسیر الانفسی الاقوی".
چطوری میگه "انه هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم".
میگه اینم تفسیر انسی اقوم برای شما باشه.
نه قائم، اقومه.
خیلی محکمتر از هر چیزیه.
بعد هر کجایی هم این، این، اینچنین عزیزانی، این اسطوره های علم، بوعلینای عصر حاضر بود دیگه این عبارات رو به کار نمیبرن.
بلافاصله میگه "ففهم".
بفهم چی دارم میگم.
حواستو جمع کن.
قصه شاگردی-- معلمی که محکم سیلی میزنه تو گوش شاگردش برق از چشاش بپره بفهمه کجاست، چه خبره تو عالم.
حرف دقیق و سنگینی رو برات پیاده کردم.
حالا اینو برگردونید به همون مقدمه که ما عرض کردیم.
نفس مقام پرورش داره.
اصلاً قرآن میفرماید "نسا".
آقا من چیزی به جز قرآن و روایات و گفتار بزرگان میگم؟
اگه چیزی به جز اینا میگم بیرونم کنید.
اینجا خط مقدم جبهه فرهنگی نظامه.
هر حرفی نباید اینجا زد.
اینا میگن منبر مسجد بلال.
واقعاً ساحت قدسی این منبر و این مسجد خیلی-- اعظمه نه عظیم، اعظمه به نظر بنده.
میگه فرمود "نساکم حرف لكم".
زنان شما زمین کشتزار شماست.
قرآن میفرماید.
زمین کشتزار توش تخم میگذارن.
تخمها، دانهها، بذرها.
اون بذور رو میکارن تا اینا رشد کنن.
در حقیقت قرآن داره میگه زنها زمین کشتاند.
یعنی محل پرورش دانهاند.
دانه رو کی میده؟
مرد.
مرد در مقام دهشه.
عقله.
تدبیر میکنه، دانه رو میکاره.
اما پرورشش با کیه؟
با زمینه.
زمین به حیث قرآن کیه؟
زنه.
همسره.
حالا الان جوون چشمشو میبنده، یه نگاه میکنه، عاشق چشم و ابروی طرف میشه.
دیگه کاری نداره که این تو چه محیطی بزرگ شد، تو کدوم، کدوم صلبی، کدوم رحمی.
اینا همش بحثهای تربیتی از دلش بیرون میاد.
حیرتم در حیرت که در یک کلمه بزرگان ما یا یک اشاره پیغمبر و یک آیه قرآن چقدر عمیقا مسائل ریز و ظریف تربیتی، زناشویی، تربیت فرزند، مسائل روانشناسی به روز جمع شده تو اینا.
متاسفانه دقت نداریم.
پس نفس مقام پرورش است و زن مقامش پرورش است.
وقتی میگه حضرت زهرا سلام الله علیها نفس کله یعنی دقت بفرمایید داریم میرسیم به بر-برداشت اصلیمون که دیگه باید روضه بخونیم.
من قبول دارم، دستام هم بالاست.
نگاه شما داره اینو به من تفهیم میکنه که حاج آقا بحث پخته نمیشه اینطوری.
آقا نگو این حرفا رو.
اینا جاش اینجا نیست.
اما بذار حداقل یه چ-- یه ذره گوش بعضیا اونجا سر به شما نش.
اینا رو بذار تشنه بشیم بریم دنبالش.
الحمد لله هر روز بعضیا اومدن مصادر و منابع حرفا رو گرفتن و دارن میرن دنبالش.
و بعضیا متأسفانه اصلاً اولین باره که اسم این کتابها و این افراد و اشخاص به گوششون میخوره.
حالا جسارت نشه به شما که عرض میکنم ما هم یه زباتی میشینستیم چهار تا کتاب حالا یه ضبطی کردیم، یه نوار رو روشن میکنی شما میشنوی.
انشاءالله شما اما جلوتری حقاً عرض میکنم.
نفس کل حضرت زهرا عقل کل امیرالمؤمنین صلوات الله.
خیلی مهمه که پدرت کیه و مادرت کیه.
حالا یه ربطی بین بحث امروز و دیروز هست که اون بماند تا لبتون.
اون دیگه میبرد به عرششون.
عرش اِ-- میبردتون به عرش.
بلکه بیابون گردتون میکنه.
تنزل الملائکه والروح.
اون روح اعظم رو امام صادق صلوات الله علیه فرمود مادر ما فاطمه است.
حالا ربط لیلة القدر با اون روح اعظم که واسطهی فیضه و اینجا نفس کل با عقل کل چگونه است ببینید چه خبر میشه.
نفس کل مقام پرورش داره.
مادر شما، شما رو در رحم خودش پرورش داده.
آقا خیلی مهمه رحم کی باشه.
رحم مادر از اسم الرحمن حق منشأ شده.
مشتق اونه.
اگر کسی به رحم جسارت کنه، اهانت کنه به الرحمن اهانت کرده.
خیلی مقام مادر بالاست.
خ-- حالا دیگه شما خودتون بشینید فکر کنید اینجا حالا کاری به رتبههای و چینش بافت نظام هستی نداریم.
از جهت تربیتی به قصه نگاه کنید.
اینجا حرف اینجا مهمتر در بحث تربیت پدره یا مادره؟
اون رو دیگه خودتون به بحث بگیرید.
ولی ن-- اون بذر رو کی میده؟
پدر.
مهمه که بذر اصیل باشه، قوی باشه، اصل یعنی هربذری نباشه، پوک نباشه، کپک زده نباشه.
اینا مهمه.
اما بهترین بذر رو در بدترین زمین بکار چی تحویلت میده؟
اون زمینه که اینو میپرورانه.
اون حالا در سلسلهی بافت نظام هستی همهی خلائق رو بگیر هرچه خلق است من و شما هم ذیل اون.
هرچه خلق است من از شما سؤال میکنم الان امام زمان خلق هست یا نه؟
در نشئه طبیعت وجود داره به وجود عنصریشون یا نه؟
بقیه عنصری نیستن، مادی نیستن، رفتن به عالم برزخ و اغ-- اghول و اینها.
پیغمبر وقتی در این عالم بود خلق بود یعنی مخلوق بود نشئه طبیعت حیث عنصری داشت بدن داشت یا نه که داشت قوس صعود رو میرفت؟
بود.
وقتی تو میگی نفس کل موا-- موقعیت و جایگاهش پرورش همهی مخلوقاته یعنی اون دانه رو، اون بذر رو عقل، عقل کل تحویل داد به کی؟
نفس کل.
انتشاء از عقل کل.
خب اون هویت اصلی عقل کل.
اما تحویل کی داد؟
نفس کل.
نفس کل در رحم خودش اون رو میپروره.
میگه کنتم فی الاسلاب الشامخه والارحام المتهره.
چرا اشاره به این میکنه؟
خیلی-- اصلاً این یه سؤاله.
آقا تربیت، نقطهآغازین تربیت از کجاست؟
برید رو این کار کنید.
اص-- ب-- من مبحثی که دارم عرض میکنم کاملاً قرآنیه.
انقدر درش ک-- انقدر کثیر الفروع این مسائل.
انقدر چشم آدم رو تیز میکنه فکشفنا عن قطاعک.
فقط این پردهی غفلت برداشته بشه معارف رو ببینی فکشفنا عن قطاعک چه اتفاقی بعدش میافته؟
آقای قرآن میفرماید فبصرک اليوم حدید.
چشمت چنان تیز بشه ببین فقط اینا رو.
خستهتون نکنم وقت من گذشت رسیدیم به لب مطلب.
ما-- حضرت زهرا چون مقام نفس کل رو داره تمام خلائق تحت پرورششاند.
او داره پرورش میدهد یعنی مقام مادری هستی رو داره نه فقط مادر شیعه.
امام زمان فقط مال من و شما نیست.
مادر-- ایشون امام زمان هستیه.
قراره بیاد تمام عالم رو به سمت خدا بکشونه.
نه فقط من و شما ایرانیا رو.
دقت بفرمایید چی عرض میکنم.
از این حیث که مادر حضرت زهرا صلوات الله علیها نفس کل است و تمام خلائق تحت پرورش او هستند و او میشود مادر همهی خلائق در قوس صعود.
اینا خیلی مهمه توجه بهش.
در قوس صعود پیغمبر تشریف آوردن تو این دنیا دارن به معراج میرن تحت-- اینجام پیغمبر تحت پرورش نفس کل قرار میگیرن.
و چون وجه اتم نفس کل حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است پس مادر پیغمبر عزیز عالم هم حضرت زهرا است.
سلام بر فاطمه دختر محمد.
حالا رابطهی ما با حضرت زهرا چگونه میشه؟
اوه، اوه، اوه، اوه!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
چه خبره در این عالم و ما بیخبریم.
و چه کردن با این مادر عالم، مادر هستی که اگر او رو زدن الان شما بفرمایید مادر رو زدن یعنی همه رو زدن.
میاد میگه آقا داعشیها که بدتر کردن.
خیلی امام عصر منو ببخشه منم وارد شدم.
یه عزیزی که خیلی دوسش دارم و قبولش دارم به من گفت امروز حاج آقا میشه خواهش کنم دو زانو رو منبر بشینید.
گفتم چشم.
بحث ادبه راست میگن.
و تو ذهنم متواتر شد که نکنه ایشون مثلاً چیزی براش اتفاق-- بالاخره پردهای براش کنار رفته.
امروز تو جلسه خبریه میگه چرا امروز به ما گفت دو زانو؟
بعد گفتم خاک بر سرت کنن.
مگه خودت اعتق-- با این اعتقاد نمیای تو این جلسات که این جلسات تحت نظارت اونهاست و اونها حاضرند.
مگر امام رضا به دهبل نفرمود دهبل دلم تنگ شده بیا برا ما روضه بخون.
الحمدالله همه این کارهاید.
چه هیئتی و ذاکران اهل بیت هم نشستن سرور عظیمالمنبر که هستن غلطگیری میکنن.
دهبل دلم تنگ شده.
چقدر خوبه آدم دلش تنگ میشه یکی رو داشته باشه براش دو کلمه، دو خط روضه بخونه بله کجا بیام؟
فرمود بیایید منزل ما.
خب جلسه روضه میگرفت امام رضا برای اجدادش.
اون روز گفت خیالت راحت دئبل خودمم و خودت.
پرده میکشید آقا، خانما اینور، آقا اونور، اون روز خودشون بودن.
چه قشنگ آدم بره خونه امام زمان روضه خونا برای حضرت ولی عصر روضه بخونه.
جیگر میخواد خدا وکیلی.
حالا الان ما باور داریم یا نه که الان اینجا حضرت حاضره.
آقای بهجت خی-- روحش شاد.
ما خیلی اذیتشون میکردیم تو قم، اذیتشون میکردیم.
ایشون یه روز فرمود آقا هروقت رفتید هیئت به شما گفتن کجا میرید؟
بگید کربلا.
بهجت گفته کربلا.
اصلاً اینجا کربلاست.
تحت قبهی سید الشهداست.
جز این هم بگیم حق مطلب ادا نشده.
خلاصه عرض کنم خدمتتون که [مکث] اومدن روضه شروع کرد دئبل یه قصیدهای در مدح اهل بیت خوند و اومد صلوات الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله دئبل.
داره روضه رو می-- شروع میکنه.
هق هق گریه امام رضا بلند شد.
بعد یه دفعه دید صدای نالهی جانسوز یه خانمی هم گوشهی خونه امام رضا بلند شد.
خیلی تعجب کرد.
نتونست خودشو گم کرد به قول ما.
جمع کرد بحثو.
دید صدا آروم شد.
دوباره شروع کرد.
گفت شاید خیالاتی شدم.
صلوات الله علیک یا عطشان.
بعد دید صدا شدت گرفت.
باز خودشو جمع و جور کرد.
دو بار دیگه شروع کرد.
صلوات الله علیک یا غریب، یا ابا عبدالله.
صدای ناله خیلی-- دیگه نتونست.
افتاد به پای حضرت گفت آقا شما فرمودی منم و خودت این صدای نالهی این زنی که گوشهی خونه شما بلند میشه چیه؟
کیه؟
حضرت شدت گریه-- اینو خدا رحمت کنه که از علما که نوزده سال پیش نماز حرم حضرت ابالفضل سلام الله علیه بود به دست خط عربیش برای من یه روز تو سر رسیدم نوشت.
بعدا مصادرشو پیدا کردم.
داستان نمیگم برای شما.
امام رضا چی فرمودن؟
فرمودن دئبل عجب!
پس تو هم شنیدی صدای مادر ما فاطمه رو.
بعد این جملهی حضرت یادگار، یادگار.
فرمود به خدا قسم دئبل برای ما مجلسی به پا نمیشه مگر اینکه اولین کسی که وارد میشه مادر ما فاطمه است و آخرین کسی هم که خارج میشه مادر ما فاطمه است.
باید بدونیم کجا نشستیم، یا نه؟
چرا من دو زانو نشینم رو منبر؟
حالا همین، همین که من هر روز میگم مقامات عزای زهرا که میگیم راحت میشه روضه خوند که جیگرت بسوزه.
[گریه] چه کردم با این خانم؟
بذار دو خط شعر بخونم و بسه.
[شعر] عزیز دلم.
حالا که گفتیم محل حضور امام زمانه با آقا رو کن.
دلداری بهش بده.
بگو سرت سلامت.
عزیز زهرا.
[گریه] الان کجا روضه گرفتی برای مادرت؟
[شعر] عزیز دلم کجا روضه داری این شبا؟
برا مادرت تا سحر بیداری این شبا.
ارث مادر رو پیش روت میذاری این شبا.
چیه ارث مادرش؟
چادر مشکیشو، نه، نه، نه اینطوری بگیم.
چادر خاکیشو میبینی بغض گلوت وا میشه.
نفست میگیره.
اینطوری آقا گریه میکنه برای مادرش.
سینه تنگ تو قاقا میشه.
نوکرت میمیره.
گریه تون شبیه زهرا میشه.
مثل مادرت گریه میکنی آقا.
چه خبر شده مگه؟
حرامی [گریه] آی کنایه فرمودم.
همین یه جمله برام بسه تا شب گریه کنم.
[شعر] حرامی رسیده به حرم.
[گریه] شکسته حریم مادرم.
حریم زهرا رو شکستن.
لا اله الا الله.
براق شکستن.
همینا بودن جرأت که سریع دارم در میرم امروز از روضه.
دارم در میرم.
[گریه] کمر میشکنه این روضهها.
خدا رحمت کنه کل احمد آقا بود.
کی بود از این عرفا میگفت من گاهی اوقات از دست خدا فرار میکنم.
[گریه] اینقدر بار سنگین میشه.
[شعر] اینجا براق شکستن که یه روزم دور حسینشو گرفتن.
براق حسینو بد جوری شکستن.
آخ با نگاه آخرت، حسین جان پریشون خواهرت.
خیمه رو نگاه میکردی تو با چشمان ترت.
وای، وای، وای، وای.
برنگشت آب آورت.
رفت پناه لشکرت.
گفتی محکم کن رقیه گرههای معورت.
[گریه] آخ وای نوین مادرت.
وای نبین مادرت خلاصهش همینو بگم غریییب گیر آوردنت.
آخه تشنه سر بریدنت.
یا زهرا پیش چشمای مادرت.
مگه به همین اکتفا کردم؟
روی زمین کشوندنت.
آخ حسین.
مجلس بدون سلام نسیمش کمه.
السلام على ساكن كربلا.
قربون ادبتون که دو زانو نشستید.
معلومه دلتنگ ایون طلای حسینی.
حیف که جلسه وقتش گذشته و تازه حال پیدا کردیم.
انشاالله جلو ایون طلای حسین زانو بزنی و اونجا سلام کنی.
السلام علی الحسین الغریبی.
قربون غریبی برم آقا.
تازه بغضها شکوفا شده و ما تو دل روضه و اشک و آه و نالهی این بچهها دعا میکنیم امروز مثل کلبی ملعن ملاییم به مولانا حسین و به سیدتنا فاطمه نفس کلیه یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله