یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تصحیح بدایات پیش از رسیدن به نهایات
شب جمعه است و نخستین شب جمعهٔ ماه خدا. به فرمایش خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین به این قسمت رسیده بودیم: واعلم أن العامة من علماء هذه الطائفة والمشیرین إلى هذه الطریقة اتفقوا على أن النهایات لا تصح إلا بتصحیح البدایات. همهٔ علما متفقالقولاند بر اینکه این منازلی که میخواهی پیش بگیری و جلو بروی صحیح نمیشود، تصحیح نمیشود، کامل نمیشود این مقامات و این رتبه و درجات مگر آنکه همان منازل ابتدایی را تصحیح کنی و کامل کنی. سپس فرمودند کما أن الأبنیة لا تقوم إلا على الأساس: این بناها قوت نمیگیرند. وقتی میخواهی ساختمان بسازی پیاش را محکم میکنی؛ به قول امروز فونداسیونش را محکم میکنی تا ساختمان روی آن سوار شود و محکم باشد. امروز میگویند میخواهند خانه بخرند؛ میپرسند آیا این منزلی که ساخته شده ضد زلزله هست یا نه. به ظاهرش که دقت نمیکنند. بر همین اساس اگر میخواهی به آن منازل عالیه برسی هیچ چارهای نیست جز آنکه این پی و پایه و فونداسیون و بستر را درست آماده کنی؛ یعنی منازل ابتدایی را تصحیح کنی.
شرط اول اقامهٔ امر بر مشاهدهٔ اخلاص
تصحیح این منازل ابتدایی به چند شرط است؛ هشت شرط گذاشتهاند. اولی را توضیح دادهایم و چون بسیار مهم بود یک جلسه به آن اختصاص یافت: هو إقامة الأمر على مشاهدة الإخلاص؛ اینکه به گونهای اقامهٔ امر کنی که بیفتی به شهود اخلاص خودت؛ یقین حاصل کنی که مخلص شدهای. حالا در ابتدا بسیار توقع نیست که فوراً مُخلَص بشوی؛ مُخلِص بشو فعلاً؛ تا مُخلَص. این را توضیح دادهایم.
شرط دوم متابعة السنة و علم لا ینفع
شرط دوم میفرمود متابعة السنة؛ یعنی اینکه سنت پیامبر را، دستورات پیامبر عزیز عالم را تبعیت کنی؛ کاملاً مبرهن و مشخص است. از خودت دین نساز. در تعقیب نماز عصر میگوید اللهم إنی أعوذ بک من نفس لا تشبع ومن قلب لا یخشع ومن علم لا ینفع. این علم لا ینفع بیچاره کرده جوانهای ما را. مرجعشان شده ابزارهای هوش مصنوعی. از کجا آورده این حرف را؟ حرف علمی میزند؛ مانند شما سنتی نیست؛ با عقاید خرافی و دینی نیست؛ بسیار میگویند متأسفانه. خب بگویید منبعش کجاست؟ ابزار هوش مصنوعی. بگوییم والا رحمة الله علیه یا لعنة الله علیه؟ برای آنان مثال زدم. چند سؤال از همان فضای هوش مصنوعی کردم؛ کتاب حضرت استادم جلوم بود؛ هرچه گفت همه اشتباه بود. گفتم ببین این کتاب جلوی من؛ ببین همه را اشتباه میگوید. دلیل ندارد که هرچه گفت وحی منزل باشد. برای آنان علامهٔ ابزار شده است؛ آیتالله ابزار. حال آنکه حتی در پرسشهای سادهٔ همان کتاب پیش رو خطا میکرد. سنت پیامبر میزان است نه خروجی ماشین.
شریعت اقوال و طریقت افعال و حقیقت احوال
سنت پیامبر فرمودهاند که ما شریعت داریم، طریقت داریم، حقیقت داریم. بارها گفتهایم. از شریعت اقوالی است؛ قول پیامبر را نباید بگذاری زمین بماند؛ شریعت است؛ سنت پیامبر است. این را حفظ کنید: از شریعت اقوالی، از طریقت افعالی، و از حقیقت احوالی. نه فقط دنبال اقوال و افعال پیامبر باش؛ دنبال حال پیامبر هم باش. اللهم غیّر سوء حالنا بحسن حالک. مگر خدا حال دارد؟ عارف عربی میفرماید حال خدا منظور اینجا حال رسول اعظم اسلام است؛ پیامبر عظیمالشأن، سید کائنات؛ این حال اوست. اللهم — پس از هر نماز در این ماه شریف این دعا را میکنیم: اللهم غیّر سوء حالنا بحسن حالک؛ به آن نیکویی حال خودت یعنی حال پیامبر.
اگر کسی بگوید حقیقت ما چه به حقیقت؛ ما همان شریعت را داشته باشیم: شریعت کانالی است که ما را برساند به طریقت و آن هم کانالی است که برساند به حقیقت. چرا پس از هر نماز دستور آمده که در این ماه این دعا را بخوانیم؟ دعایی پیدا میکنید که اثرش برداشته شدن آثار اعمال سوء باشد؟ اگر پیدا میکنید نشان دهید. مداومت این دعا بعد از نمازها اثری دارد که آثار سوء گناهها برداشته شود. آثار گناه برداشته شود بسیار است. بخشش همین که آمدی دلت شکست برگشتی؛ آنقدر این خدا با مهر و محبت است؛ التائب من الذنب کمن لا ذنب له. البته مبادا گمان کنی که عیناً مثل کسی هستی که گناه نکرده؛ نه اینطور نیست. مثل اوییم. مثل پارچهٔ سفید که کثیفش کنی بشویی؛ ده بار کثیفش کن بشوی؛ تمام شد؛ دیگر آن لطافت اولیه را ندارد. شستی تمیز شد پاک شد اما آن لطافت اولیه و آن درخشندگی و سفیدی اول را ندارد. میدانید چند لباس سفید انداختهام بیرون؟ زیر قبا لباس سفید تنم نیست؛ همهٔ لباسهای سفید را انداختهام بیرون. چرا؟ چرکمُد شدهاند. قدیم میگفتند چرکمُد؛ یعنی هرچه میشوییاش انگار هنوز کثیف است. سفید است؛ با بهترین مواد بهداشتی میشویی ولی نمیرود. اسید هم بزنی به آن کلاً میپوسد؛ فایده ندارد از بینش میبرد. این شکلی است. فرق میکند. مثل — حالا این بخشش بله؛ ولی اینکه اثر سوء اعمال برداشته شود چیز دیگری است. این هر چیزی باعث نمیشود. در کنه خودش این دعا یکی از موجبات آن است.
بیست جلسهٔ رمضان و طلب غیرمستقیم ظهور
گمان میکنم در آن بیست جلسهٔ درونمایهٔ ماه مبارک رمضان گفته باشم؛ سالهای پیش. آن جوان ایلامی این بیست جلسه را یک جا جمعآوری کرد و به دست شما رساند؛ در کانال اعلام شد. گمان میکنم آنجا گفتهام که یکی از دلایل مهم اینکه این دعا اثر سوء اعمال قبیحه را برمیدارد این است که غیرمستقیم داری برای ظهور امام عصر دعا میکنی. کی میشود که همهٔ مریضها شفا بگیرند؟ همهٔ فقیرها مستغنی شوند؟ همهٔ قرضها ادا شود؟ همهٔ اسیرها آزاد شوند؟ همهٔ آنهایی که گرفتار خاکاند مسرور شوند — اللهم أدخل على أهل القبور السرور؟ کی میشود؟ وقت ظهور آقاست. برای همهٔ اینها روایت داریم که این اتفاقات میافتد. چون به تعداد این دعاها داری غیرمستقیم از حضرت حق طلب ظهور آقا را میکنی. ببین چه درونمایهای دارد؛ دعا برای ظهور هست.
اهم خودسازی بر دعای ظهور
اما سؤال این است: به نظر شما دعا برای ظهور آقا اهم است و اهمیتش بالاتر است، یا دعا برای خودسازی و خودت؟ آقای بهجت فرمودهاند که دعا برای خودسازی خودت، تهذیب نفس خودت، اهم است؛ مهمتر است از دعا برای ظهور آقا. تو بخواهی یا نخواهی آقا تشریف میآورد. ما اگر دعا میکنیم، دعای ما دعایی نیست که ظهور آقا را جلو بیندازد. با من هم دعوا کردند یک سری اهل عرفان به خاطر این حرف؛ برای خودش حرفی راه انداخته؛ و من این را ثابت میکنم. ما کجا ظهور آقا را از خدا گرفتهایم؟ خودش میگیرد آخر. در آن شب جمعهای که در سجده تا صبح حضرت امداود میخواند و یکشف السوء، تا خودش فرجشان را میگیرد. بله در بعضی منابع بعضی پیام فرستادهاند که اگر میگوید تا حالا امام عصر برای ظهور خودش دعا نکرده این چیست. دو سه منبع هم فرستاده بودند؛ روی آنها حرف داریم. تا حضرت به حضرت حق جل جلاله عرض کرده خدایا آن وعدهای که به من دادی را محقق کن؛ این وعده را محقق کن؛ نه یعنی که فردا ظهور من را برسان. مثل اینکه میگویی اللهم غیّر سوء حالنا بحسن حالک یا اللهم أدخل على أهل القبور السرور یا اللهم اشف کل مریض. کی همهٔ مریضها شفا میگیرند؟ وقتی ظهور آقا بیاید. دارد یکی از وجوه ظهور آقا را بیان میکند. اینجا هم این شکلی است. اصلاً حضرت بالاخره تشریف خواهند آورد؛ چه ما باشیم؛ وعدهٔ الهیه دیگر. روایت داریم که اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد در همان روز آقا ظهور میکند؛ یعنی نگران نباشید؛ میآید آقا؛ آن وعدهٔ الهیه؛ خدا هم که صادقالوعد است. تو نگران خودت باش. نگران باش که ظهور فردی برایت اتفاق بیفتد. نگران این باش که نکند اتفاق نیفتد. فرج فردی که فرمودهاند الان این برایت اتفاق نیفتد؛ فرج فردی ظهور آقا برای شما یعنی خودسازی؛ این اهم است. آقای بهجت فرمودهاند. بارها گفتهایم و باز بگوییم؛ هرچه بگوییم کم است. حضرت استاد چقدر تأکید داشتند که کاری مهمتر از خودسازی نداریم.
معرفت نفس پایهٔ خودسازی
خودسازی هم فرمودهاند مبتنی است بر معرفت نفس. تا خودمان را نشناسیم نمیتوانیم خودمان را بسازیم. این جایگاه سلسلهٔ بحثهای معرفت نفسی است. از این روست که مثلاً جماعت از دورترین جاهای کشور پا میشوند بعضیها میآیند. خانمها را نه کردهایم؛ در راه اذیت میشوند و آقا همراهشان است. در مسجد بلال هم جمعی از دورترین نقاط میآیند؛ راه دشوار است و رعایت حال همراهان لازم. لطف خدا به بنده به خاطر شماها بوده که این سفره را با زبان ساده برای کسی که منطق هم نخوانده، فلسفه هم نخوانده، عرفان هم نخوانده پیاده کند. قول میدهم بروید فتوحات را ببینید؛ مصباحالانس ابنفناری سنگینترین کتاب در حوزهٔ عرفان نظری را بخوانید پیاده کنید؛ تمهید القواعد ابنترکه که نخستین کتابی است که در فلسفه میخوانند بخوانید؛ اشارات و تنبیهات شیخالرئیس اینها را بخوانید به شرط اینکه تمام موضوعاتی که در این چند سال هفت هشت سال بیان کردهایم را همه را دوره کرده باشید با هر عنوانی: چه قلب در قرآن، چه لقاء الله که اینجا سفرهاش ظاهراً جمع شد، چه منازل السائرین که دوباره تازه سفرهاش پهن شده، چه معرفت نفس، چه سیر و سلوک علامه طباطبایی، چه کتاب الموت مرحوم مجلسی، چه رسالهٔ سیر و سلوک سید بحرالعلوم، چه نامهها و برنامههای حضرت استاد و امثال اینها. همین مباحث بسیار ساده. اینها را همه را اگر کسی دوره کرده باشد بعد برگردد برود آن کتابها را که علامه قسم خورده به جانش بخواند متوجه میشود که آن اصول امهات گفته شده در این مباحثی که عرض کردهایم. یعنی یک سری مباحث طلبگی است که اصلاً به درد شما نمیخورد؛ وقت شماها را میگیرد.
متابعت سنت در برابر عرفان نوظهور
از کجا به کجا آمدیم؟ میخواستیم امشب عناوین را بگوییم رد شویم؛ در اولی ماندیم چون فرصت هم گذشته. در همان اولی متابعت از سنه ماندیم. پس دومین شرط را — چون فرصت گذشته و مناجات هم طول کشید و خسته هستید و بارک رمضان هم هست باید به سحریتان برسید — متابعت از سنه را جدی بگیرید. اگر کسی توجه کامل به سنت پیامبر، دستورات پیامبر نداشته باشد عرفانش عرفانهای نوظهور و حلقه است. آن عرفان از رحمت خدا به دور است؛ هرکه میخواهد باشد. و بسیار زیاد هم شده الان؛ مدعیانش هم زیاد شدهاند. حتی میگوید آقا پول نمیگیرد. خب پول نگیرد آن روح تو را میخواهد؛ پولت را نمیخواهد. دلیل ندارد؛ ما هم پول نمیگیریم. از کی تا حالا در این مباحث پول خواستهایم؟ یا شما کی تا حالا پول دادهاید گرفتهایم؟ در همین هیئت کی طلب پول کردهایم؟ ولی این دلیل نمیشود که آدم محزبی هستیم. باید دید آن مقصود و هدف نهایی ما چیست. ما دنبال چه هستیم؟ دعوت به خود داریم؛ دنبال هوای نفسمان هستیم؛ فقط حرف میزنیم و عمل نمیکنیم. یک سفر با ما بروید معلوم میشود همهٔ اینها. یک سفر بنا بگذارید با هم جایی برویم؛ چند روزی با هم باشیم شبانهروز؛ بهروشنی گیرتان میآید؛ اصلاً بهروشنی متوجه میشوید که طرف چه کاره است. حدیث داریم؛ بخواهی کسی را بشناسی یک سفر با او برو؛ بهروشنی پیدا میشود چه کاره است.
مثل آن بابا که بسیار سالهای پیش از جوانهای قدیم این هیئت رفته بودیم؛ گمان میکنم کاشان بود. بعد دیگر هیئت نیامد. گفتند چه شده؟ گفت آن شب تا صبح من بیدار بودم حاجی نماز شب نخواند. ببین یک شب در سفر با ما بود؛ رصد میکند دیگر حواسش جمع است. حاجی نماز شب نخواند این به درد نمیخورد. بزرگان همه فرمودهاند کسی تا نماز شب نخواند به هیچ جا نمیرسد؛ اصلاً محال است به جایی. راستش حرفش درست است. اینطوری است. پشت سر هرکس نباید راه افتاد. دلیل ندارد پول از تو نمیخواهد؛ روح تو را میخواهد. میخواهد تو را مرید خودش کند. اینقدر زیاد شده؛ کمبود نفس دارد طرف؛ عقدههای روانی و نفسانی دارد. دستش هم نمیرسد مانند ما در صدا و سیما نیست؛ بلد شود برود در شبکهها نمیتواند؛ بعد میزند به این کارها. بسیار از اینها از عقدهٔ نفسانی است. باید بسیار مراقب باشید؛ حتی جسارت میکنم به عزیز دلم حضرت حجتالاسلام سخایی؛ حتی در لباس پیامبر، حتی در تحصیلات عالیهٔ حوزه یعنی در درس خارج هم اینها دیده میشود. این چیزها را هم حواسمان باشد. امشب اندکی هم خودزنی کردیم. خوب است. چشم و گوش بسته سر هر سفرهای ننشینیم؛ زیر هیچ پرچمی نرویم.
رهروان واصل و سلاح علم
متابعت السنة. رهرو — خدا رحمت کند استاد همیشه تأکید میکرد آنطوری برو که رهروان رفتهاند. کدام رهروان؟ آنهایی که به مقصد رسیدهاند؛ یعنی کاملینمان. آنطوری زندگی کن. و هر وقت دهان — باید طرف البته معرفت هم داشته باشد و الا نداشته باشد میزند زیر میز؛ حتی جامعالاطرافها باید معرفتش هم داشته باشد. ولی هر وقت زورم نمیرسد مثلاً به پسر خودم چیزی را متوجهاش کنم؛ اصرار میکند نه اشتباه است؛ میگویم علامه فرمودهاند؛ دیگر ساکت میشود. این فرمایش علامه است. چرا؟ الحمدلله باز فهم و شعور را دارد؛ میفهمد این را. به من گفته من فقط تو را قبول دارم و علامه حسنزاده و رهبر را. آدم پشت سر جامعالاطرافها حرکت کند.
یکی دیگر از فامیلهامان بحثمان سر موضوعی شد. بعد گفت میدانی این را کی گفته حاجی؟ فلان عالم. اصلاً بحث، بحث علمی است. گفتم چه علمی؟ اسم علم را آورد. گفتم آن کسی که ما به عشقش سینه میزنیم — یعنی دم ازش میزنیم؛ زیر پرچمشیم؛ زیر چترشیم؛ زیر سایهٔ حمایتش هستیم — غول این علم بوده. شما هر علمی را اسم ببر؛ چند تا اسم برد. گفتم در همهٔ اینها سرآمد بوده؛ قلم زده؛ کتاب دارد؛ غول بوده. دیگر چه میگویی؟ چه حرفی برای گفتن داری؟ ساکت شد. در برابر علم همه سر تعظیم. العلم سلطان. تا میتوانیم مجهز شویم به سلاح علم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمین. صلوات بفرستید: اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ادب خطاب و جمعبندی شرط متابعت
لفظ بچه را از روی عادت به کار بردم و عذر میخواهم؛ عادت شده است. پیشتر گفتهایم بچهزرنگها حواسشان هست. به هر روی، امشب در عنوان دوم ماندیم: متابعت سنت. اگر توجه کامل به سنت پیامبر نباشد، راه به عرفانهای نوظهور میکشد. پول نگرفتن مدعی دلیل حق بودن نیست؛ مقصد را باید دید. حدیث سفر برای شناخت همنشین، و تأکید بزرگان بر نماز شب، محکهای عملیاند. چشم و گوش بسته زیر هیچ پرچمی نباید رفت. رهروان واصل را الگو کن؛ العلم سلطان؛ تا میتوانی به سلاح علم مجهز شو. صلوات بر محمد و آل محمد و تعجیل فرجشان.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.