یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ادامهٔ لقاءالله؛ از شأن نزول حروف تا نام مهدی
میخواستم به فضل الهی، در ادامهٔ بحث لقاءالله، حدیث امام رضا علیهالسلام را امشب تمام کنم: همان حدیثی که شأن نزول حروف را باز میکند و باطنِ ظاهرِ حروف را بیان میفرماید. چهار پنج حرف، تا هفت هشت حرف، مانده بود. بنا بود بگوییم و تمام شود و برسیم به آنالیز حروفِ خودِ کلمهٔ «مهدی» صلواتاللهعلیه.
حالا همان آخرش را میگویم. خودِ حدیث را انشاءالله هفتههای بعد تمام میکنیم؛ اما امشب، بر اساس فرمایش مولایمان ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیهالسلام — از جدّشان امیر بیان، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب صلواتاللهعلیه — در باب سیودوم توحید شیخ صدوق، «باب تفسیر حروف المعجم»، به حروف نام مقدس مهدی میپردازیم.
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرج آنان شتاب کن.
علم حروف؛ باطن و بواطن هر حرف
وقتی در این حدیث پیش میرویم و تمام میشود، میتوانیم با توجه به علم حروف — که امام رضا علیهالسلام اینجا دستکم نازلترین مراتبش را به ما نشان میدهد — ببینیم هر حرف چه شأنی دارد، چه نشانهای است، چه باطنی دارد و بلکه چه بواطنی.
تا جایی که فرمودهاند یک حرف از قرآن هفتاد هزار معنا دارد. احادیث اهلبیت علیهمالسلام نیز — که بهمنزلهٔ بدنِ آن روح کلّی قرآناند — همینگونهاند. پس این حروف، بازیِ لفظ نیستند؛ هر کدام بابی بهسوی باطناند.
نام اقدس مهدی؛ تنزّل از اسماء اشرف
حالا در خصوص خودِ این نام مقدس — بلکه اقدس — «مهدی». چرا اقدس؟ چون از نظامِ اشرف و اقدسالاسماء تنزّل کرده است:
«تَنَزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَاءِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از آسمان فرو آمده است.
از آنجا نازل شده. از آنجا آمدهاند. ما این را بر اساس فرمایش امام رضا علیهالسلام، با توجه به حروفی که شأن نزولش را یاد گرفتیم — و آن چندتایی که هنوز نگفتهایم — مینگریم که چه میشود. صلوات بر حضرت مهدی.
میم: مُلْکُ الله
میم. آقايمان علی بن موسی الرضا علیهالسلام فرمود: میم، مُلک الله است. مُلک خدا. قیامت، خودِ خدا فریاد میزند:
«لِّمَنِ ٱلْمُلْكُ ٱلْيَوْمَ» (غافر/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مُلک امروز از آنِ کیست؟
مُلکِ امروز مالِ کیست؟ «لِمَن» یعنی برای کیست؟ «ٱلْيَوْمَ» یعنی امروز. مُلک امروز مال کیست؟
امام رضا علیهالسلام در همین حدیثِ تفسیر حروف میفرماید: میم، مُلک خداست در روزی که مالکی جز او نیست؛ و خدای عزّوجل میگوید «لمن الملک الیوم»؛ آنگاه ارواح انبیا و رسل و حجج به سخن میآیند و میگویند:
«لِلَّهِ ٱلْوَٰحِدِ ٱلْقَهَّارِ» (غافر/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از آنِ خدای یکتای قهّار است.
واحدیّت کنار قهّاریّت؛ معنای احدیّت در میم نام آقا
اینجا هنوز به همهٔ شؤون نرسیده بودیم. میفرمود که آنجا انبیا و اولیا همه فریاد میزنند: لله الواحد القهار. آن واحدیّتی که کثرات را کنار میزند، کنار قهّاریّتی که میآید، میشود واحدیّتی که مرحلهٔ ادغام همهٔ اینهاست؛ استهلاک همهٔ کثرات در آن حقیقت کلّیه و بسیطالحقیقه. احدیّت.
من وقتی گفتم واحدیّت کنار قهّاریّت میآید، معنای احدیّت دارد؛ یعنی بالاترین مراتب. در آن میم دقت بفرمایید چه عرض میکنم: در آن میمِ نام آقايمان، همهٔ این در یک وجهش جمع است؛ فقط در یک وجهش.
مُلک همهٔ عوالم امکانی؛ نه مُلک دنیا
اصلاً مُلک — و اگر، چون جواب «لله الواحد القهار» است — اینجا صرفاً مُلک دنیوی نیست؛ پیداست. آن سلطنتِ تمامِ عوالم امکانی است. یعنی از مادون بگیر تا مافوق؛ از انزلِ مراتب بگیر تا اشرفِ مراتب، اعلی مراتب. همه و همه اینجا، در این مُلک، جمعاند. نه مُلک دنیایی.
نگویی مثلاً:
«لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ» (بقره/۱۰۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مُلک آسمانها و زمین از آنِ اوست.
و سماوات و ارض را فقط دنیا بگیری. نه. آن میم همه را در خود جمع میکند. همهٔ این مُلک و مِلک و ملکوت را در آن جمع کن. یعنی ببین: همه چیز دست آقاست. مُلک و ملکوت سرِ انگشت آقاست.
حرف اینجا زیاد است؛ منتها بنا شد پنج دقیقه بگذریم. سریع میگذریم.
هاء: هانَ عَلَى اللهِ مَنْ عَصَاهُ
بعد چه؟ هاء؛ همان «ه»ی دوچشم. حضرت فرمودند:
«هَانَ عَلَى ٱللَّهِ مَنْ عَصَاهُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر خدا سبک و ناچیز است آنکه نافرمانیاش کند.
در این روایت این را فرمودهاند. یعنی «هانَ»: سبک است؛ هانَ یعنی چیزی نیست اصلاً برای خدا، «عَلَى ٱللَّهِ»، که کسی معصیتش را بکند. اصلاً سرِ سوزن گزندی به خدا وارد نمیشود.
همهٔ عالم جمع شوند، مهدیکشان راه بیندازند، آقا در یک حصن و پناهی است. احدی نمیتواند — الحمدلله — جسارتی به آقايمان بکند. این هم عشق است.
غیبتِ تلخِ ظاهر و شیرینیِ حصن؛ غیرت خدا
تلخ است ظاهرش که آقا در غیبت است از ظاهر؛ اما این هم شیرین است که در حصن و پناه است. مثل آنان نیست که بزنند و بکشند و هر غلطی بکنند. نه؛ این دیگر سرِ این، خدا غیرت نشان داده است؛ به تقاص خون همهٔ اهلبیت علیهمالسلام.
این حالا یک معناست.
وجه دیگر هاء: هادٍ لخلقه؛ عصمت مطلقِ هادی
و البته یک حدیث دیگر که باز شیخ صدوق میآورد، فرمود:
«فَٱلْهَاءُ هَادٍ لِخَلْقِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس هاء، هدایتگر خلق اوست.
حدیث بعدی است. یک وجه دیگرش را آقا میگوید: بحث هدایتگری. هدایتگری.
بله؛ کسی باید هدایتگر باشد، جلودار باشد، که احدی نتواند به او خدشهای وارد کند. عصمت مطلقه داشته باشد. هیچکس نتواند اصلاً — نه ترسی در او، نه رعبی، نه فراری.
زره امیرالمؤمنین؛ هادی پشت به دشمن نمیکند
مثل باباش امیرالمؤمنین علیهالسلام که زره نمیبست. هر وقت هم میبست، فقط بهفرمایش پیامبر — که دلسوزی میکرد برای آقا — زرهاش فقط روی سینه بود؛ پشت نداشت. گفتند: آقا چرا پشتِ زرهٔ شما پشت ندارد؟ فرمود: چون من هیچوقت پشت به دشمن نمیکنم؛ برای چه پشت داشته باشم؟
دقت بفرمایید. چنین کسی میتواند هادی باشد. آقايمان هم اینچنین است.
دال: دین الله؛ الإسلام هو التسلیم
بعد چه؟ دال. دال را امام رضا علیهالسلام فرمود: دین الله.
«فَٱلدَّالُ دِينُ ٱللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس دال، دین خداست.
دینی که قرآن میفرماید:
«إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَٰمُ» (آلعمران/۱۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دین نزد خدا همان اسلام است.
یعنی اصلاً الإسلام؛ و الإسلام هو التسلیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود میخواهم برای شما بالای منبر طوری اسلام را باز کنم که احدی نکرده باشد؛ و همین یک جمله را فرمود. عجیب است. فرمود:
«ٱلْإِسْلَامُ هُوَ ٱلتَّسْلِيمُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اسلام همان تسلیم است.
تمام شد. اگر تسلیمی، مسلمانی.
حالا اینجا دین، دین الله است؛ یعنی الإسلام؛ یعنی همهٔ اسلام، همهٔ دین، همه پیش امام عصر است. یعنی آنچه به ارث از همهٔ انبیا رسیده و از همهٔ اولیا رسیده، یکپارچه دست ایشان است.
یا: ید الله؛ آیهٔ نور
و حرف آخر هم «یا». حیف شد که حالا این را باید باز میشد؛ هر کدامش را ما تبرّکاً رد میشویم. یا؛ بهبه، بهبه.
«يَدُ ٱللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دست خدا بالای دستهای آنان است.
ید الله چیست؟ فوق أیدیهم. ید الله یعنی:
«يَهْدِى ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُ» (نور/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا هر که را بخواهد به نور خویش هدایت میکند.
در سورهٔ نور، آیهٔ سیوپنج — که معروف است به آیهٔ نور.
چهارده بار آیهٔ نور پیش از خواب؛ به نیّت امام رضا
یادتان هست دیگر: در شهادت امام عسکری علیهالسلام پارسال بیانش کردیم و فضیلت خواندنش را گفتیم. اگر کسی بتواند هر شب چهارده بار، قبل از خواب، بخواند، ببیند چه نوری میآید در وجودش، در زندگیاش. خیلی عجیب است؛ چهارده بار قبل از خواب بتواند.
مخصوصاً امام رضا علیهالسلام عاشق این آیه بوده است. کسی بتواند هر شب برای آقا بخواند. من هر شب که توفیق میشود میخوانم. حالا منقطع میخوانم و متأسفانه توفیقم پیوسته نیست؛ و هر شب و هر وقت خواندم، این نور را دیدم. مخصوصاً به نیّت امام رضا اگر بخوانی عجیب است. چهارده بار قبل از خواب.
آنجا میگوید «یهْدی الله لنوره من یشاء»: این نوری که هر که را خدا بخواهد هدایت کند با اوست. منظور امام زمان است. در شأن نزولش یادتان هست دیگر گفتیم. اینجا هم همین است.
او ید الله است. خدا دست هر که را بخواهد بگیرد، با این دست میگیرد. «خدایا دستم را بگیر» باید امام عصر دستت را بگیرد. او ید الله است. والسلام.
خاتمه: پذیرش قلیل و آمادگی جشن
انشاءالله که خدا همین قلیل را از ما بپذیرد؛ ذخیرهٔ قبر و قیامتمان شود. پدر و مادرمان از جلسهٔ ما، از این صحبتهای کوتاه، بهره ببرند. انشاءالله تا آماده شوید برای جشن. شما خیلی سریع بیایید جلو؛ مجلس را گرم کنید. بشکاف آقا؛ خیلی وقت است با هم شادی نکردهایم.
«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ پروردگار جهانیان است.
صلوات:
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرج آنان شتاب کن.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.