ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 080

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

میلاد علی‌اکبر و جایگاه او در زیارت عاشورا

میلاد باعظمت حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام فرصتی است برای بازخوانی شخصیت او. در زیارت عاشورا، عبارت «السلام علی الحسین» بر اساس روایتی از امام صادق علیه‌السلام در کامل الزیارات ابن‌قولویه، با علی‌بن‌الحسینِ عاشورا — یعنی حضرت علی‌اکبر — پیوند دارد. شخصیت او بسیار برجسته و ویژه است؛ از جوانان قدیم تا جوانان امروز، و به‌ویژه آنان که به نام علی‌اکبر خوانده می‌شوند، شایستهٔ تبریک و تکریم‌اند. در گذشته، بزرگان قوم به کسانی که این نام را داشتند هدیه می‌دادند؛ این رسم، نشانِ قدر و منزلت آن نام و آن شخصیت بود.

شباهت به پیامبر؛ سخن آیت‌الله بهجت

خدا آیت‌الله بهجت را رحمت کند که فرمایشی عجیب در این باره دارد. به استناد سخن خود اباعبدالله علیه‌السلام در کربلا که همگان شنیده‌اند — «أشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسول الله» — می‌فرمود: حضرت علی‌اکبر از حیث خلقت، خُلق و منطق — یعنی بینش و عقل — شبیه‌ترین مردم به پیامبر بود. بر همین پایه می‌فرمود اگر او شهید نمی‌شد و می‌ماند، امام می‌شد؛ زیرا به فرمایش خود اباعبدالله، شبیه‌ترین مردم به پیامبر است. یعنی پس از اباعبدالله، امامت به او می‌رسید؛ اما قضای الهی چنان تعلق گرفت که او تشریف ببرد. همین خود، نشان عظمت جایگاه و شخصیت اوست.

«أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقًا وَخُلُقًا وَمَنْطِقًا بِرَسُولِ اللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شبیه‌ترین مردم از حیث آفرینش و خوی و گفتار به رسول خداست.

استرجاع در راه کربلا و نوم عرفانی

چون بحث توحید افعالی است، سخن علی‌اکبر همهٔ موضوع توحید را به نحو عالی بیان می‌کند. سیدابن‌طاووس در لهوف نقل می‌کند که وقتی ابی‌عبدالله به‌سوی کربلا می‌رفت، سه مرتبه حضرت علی‌اکبر شنید که اباعبدالله سه بار می‌گوید: «إنا لله و إنا إلیه راجعون». پرسید: پدر، چرا آیهٔ استرجاع بر لب جاری کردید؟ فرمود: پسرم، میوهٔ دلم، هم‌اکنون خوابی بر مرکب بر من عارض شد. این نوم عرفانی است؛ نوم عرفانی وجود را باطل نمی‌کند، بلکه نحوه‌ای ارتباط با ملکوت است که در آن چشم باز است و گوش می‌شنود. هر که قدری ارتفاع وجودی یابد و مراقبت کند به آنجا می‌رسد؛ چیز عجیبی نیست. البته نوم عرفانی امام، سطحش به مراتب نسبت به مراتب وجودی دیگران بالاتر است: ارتباط مستقیم با غیب و فیض علی‌الاطلاق.

«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (بقره، ۱۵۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.

فرمود: پسرم، هاتفی را دیدم سوار بر مرکب که ندا می‌داد این کاروانی که می‌رود مرگ به دنبالش است. پس پیداست که به‌سوی قتلگاه می‌رویم. حضرت علی‌اکبر علیه‌الصلوة‌والسلام پرسید: پدر، آیا ما بر حق هستیم یا نه؟ یعنی آیا در مسیر توحیدیم؟ آیا توحید ما درست است؟ چون حق همان توحید است و توحید چیزی جز حق نیست. به قول ابن‌ترکه در تمهید القواعد، حق مساوق با وجود است و وجود مساوق با حق؛ و یک وجود صمدی قرآنی داریم که همهٔ اطوار وجودی‌اش شؤون عالم شده است.

جملهٔ طلایی علی‌اکبر؛ فرهنگ توحیدی و بی‌باکی از مرگ

چون این پرسش زیبا را علی‌اکبر از امام حسین پرسید که آیا ما بر حقیم — یعنی آیا توحید ما ناب و درست است — اباعبدالله فرمود: آری پسرم، ما بر حق هستیم. آنگاه حضرت علی‌اکبر جملهٔ کلیدی و طلایی را بر زبان آورد: در این صورت از کشته‌شدن در راه حق چه باکی؟ وقتی فرهنگ کسی توحیدی شود، حیات و ممات برایش یکی می‌شود؛ ترس و رعبی به دلش راه نمی‌یابد تا دشمن بتواند ترعیب کند و رعب اندازد. هر که واقعاً در مسیر توحید باشد ترس ندارد.

آیهٔ اضطرار؛ مصادیق اباعبدالله و امام عصر

یکی از مصادیق اصلی انسان مضطر، همان است که آیه از آن می‌پرسد. آیه‌ای که توحید را بسیار زیبا بیان کرده، آیهٔ شصت‌ودو سورهٔ نمل است:

«أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ ۗ أَإِلَٰهٌ مَّعَ اللَّهِ ۚ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ» (نمل، ۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یا کیست که درمانده را چون بخواندش پاسخ دهد و بدی را بردارد و شما را جانشینان زمین گرداند؟ آیا با خدا معبودی هست؟ چه اندک پند می‌گیرید.

پرسش «أإله مع الله» یعنی آیا به اتفاق خدا اله دیگری هست؟ همهٔ عالم از الله منتشر شده است؛ چه الهی را می‌توان کنار الله نهاد؟ آیه سراپا توحید است؛ هرچند «قلیلاً ما تذکرون» — عدهٔ اندکی متذکر می‌شوند. برای «یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء» دو مصداق عمده بیان کرده‌اند: یکی اباعبدالله که به هر سو رفت راه را بر او بستند و مضطرش کردند تا بجنگد — آن هم با زن و فرزند؛ و دیگری امام عصر علیه‌السلام که امروز مضطر است: مضطر بی‌پناه؛ الطرید الشرید الفرید الوحید. امیرالمؤمنین علیه‌السلام او را چنین معرفی کرده است: طردشده، آواره، تنهامانده، غریب. این اضطرار است. یک عمر منتظر است. هیچ‌یک از اهل‌بیت مانند او سختی نکشیده‌اند؛ دیگران چند سالی ظلم‌ها را دیدند و رفتند، اما او هزار و چند سال است خونریزی‌ها و قساوت‌ها را — از حجاج تا داعش و فرعونِ زمان — می‌بیند.

امام؛ پدر مهربان و برادر شفیق

شاید بسیاری به بی‌رگی گرفتار باشند و توجه نکنند؛ اما امام عصر چنین نیست. او پدر است. امام رضا علیه‌السلام در وصف امام می‌فرماید: الامام والدٌ والوالد الشفیق، الأنيس الرفيق، الأخ الشقيق، الأم البرّة بالولد الصغير. رفیق است، انیس است، پدری به‌شدت مهربان، مادری رسیدگی‌کننده و نیکوکار به فرزند خردسال؛ مانند برادر دوقلو. غم بر تو وارد شود او غم‌زده می‌شود؛ تب کنی او تب می‌کند. او به‌شدت مضطر احوال دوستان و شیعیان است. شاید خود اگر مصیبتی ببیند مضطرب شود؛ اما او می‌گوید برایم چه امروز چه فردا، هرگاه سینه باز کنم مرگ را در آغوش می‌کشم. به قول جدش امیرالمؤمنین علیه‌الصلوة‌والسلام: شوق من به موت از شوق کودک به سینهٔ مادر بیشتر است. همهٔ اضطرار حضرت به ماست؛ و ما مضطر به امام عصریم — که میلادش نیز نزدیک است.

«اللَّهُمَّ بَارِكْ لِمَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا برای مولای ما صاحب‌الزمان برکت ده.

امید که عیدی‌های بزرگ نصیب شود؛ از جمله بازگشت شر استکبار — به‌ویژه آمریکا و اسرائیل — به خودشان، و سلامت رهبر. روز جوان نیز هست؛ برای فرزندان جوان اگر در منزل باشند عیدی تهیه شود، و برای جوانانی که نامشان علی‌اکبر است فکری شود. ان‌شاءالله امام عصر عیدی‌های خوب به همگان بدهد. و الحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.