ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 078

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

توحید خلقت و هدایت در سخن ابراهیم

توحید افعالی در آیات هفتادوهشت تا هشتادو‌سه شعراء بسیار زیباست. فرمایش حضرت ابراهیم است. الذی خلقنی — توحید در خلقت: آن خدایی که مرا خلق کرده. فهو یهدین — سپس مرا هدایت کرد؛ توحید در هدایت. آیا به جهت هدایت‌مان و خلقت‌مان شکر الهی را به‌جا آورده‌ایم؟ می‌شد اصلاً نباشیم و این‌همه فیض نرسد؛ یا هدایت نشده باشیم و جزء جهال زمانه. جای شکر دارد.

«الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ» (سوره شعراء، آیه ۷۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنکه مرا آفرید و همو هدایتم می‌کند.

یطعمنی و یسقین؛ رزق از گلو پایین

الذی هو یطعمنی و یسقین — بسیار زیبا و شیرین. آن خدایی که به من خوراک می‌دهد. من که با دست خود می‌خورم یا پدر و مادر داده‌اند؟ نخیر؛ یطعمنی؛ الذی هو. این هو اشاره دارد — به یک معنا — به رتبه‌های عالی صادر نخستین که فیض حق از وجود منبسط او به ما می‌رسد. هرچه می‌خورم خدا اطعام می‌کند.

یکی آمد پیش امام صادق علیه‌السلام — از دشمنان اهل‌بیت بود — سیبی به دست گرفت به خیال خام که اگر بگوید رزق من است نمی‌خورم و اگر بگوید نیست می‌خورم. آورد جلوی حضرت کشاف حقایق و گفت آقا این رزق من هست یا نه؟ حضرت فرمود اگر از گلویت رفت پایین رزقت است. حرف تمام شد. هو یطعمنی؛ خدا اطعام می‌کند و یسقین؛ خدا سیرابم می‌کند. چقدر شیرین ابراهیم سخن گفته. آیا وقتی غذا می‌خوریم تصورم این است که خدا اطعام می‌کند؟ آب می‌خوریم واقعاً که خدا سیراب می‌کند؟ اثر سیراب کردن در خود آب است یا در او؟ اگر در خود آب است چرا خیلی‌ها آب می‌خورند و تشنه‌تر می‌شوند و خیلی‌ها اصلاً آب نمی‌خورند و تشنه نمی‌شوند؟ حضرت موسی چهل شب در کوه طور نه غذا خورد نه آب نه خوابید؛ اگر لاجرم غذا سیر می‌کند و آب سیراب، چرا هیچ استفاده نکرد اما نه گرسنه شد نه تشنه؟ مسبب لا مسبب فی الوجود الله. تمام.

«وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ» (سوره شعراء، آیه ۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنکه اوست که مرا می‌خوراند و می‌نوشاند.

مرضت و یشفین؛ ادب تقوای عرفانی

و اذا مرضت — بسیار شیرین: بیماری را به خودش نسبت می‌دهد. و اذا مرضت وقتی من بیمار شدم فهو یشفین؛ باز هو که شفا می‌دهد. اینجا اصل تقوا و وقایه گرفتن را در عرفان رعایت کرده ابراهیم. تقوا در اخلاق معمول رعایت حدود الهی و گناه‌نکردن است؛ اما در عرفان اوجش سپر گرفتن است: بدی‌ها را سپر بگیر و در برابر حق به خودت نسبت بده؛ خوبی‌ها را سپر جلو خودت بگیر و به خدا نسبت بده. آیه نیز: ما اصابک من حسنة فمن الله؛ ما اصابک من سیئة فمن نفسک.

«وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ» (سوره شعراء، آیه ۸۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون بیمار شوم همو شفایم می‌دهد.

چون بیمار می‌شوم به خدا نسبت نداده؛ فهو یشفین. در صورتی که باز به حول و قوۀ الهی بیمار می‌شوم؛ اگر خدا اراده نکند بیمار نمی‌شوم. ولی به خودش نسبت می‌دهد؛ خداست که شفا می‌دهد. روایت پیامبر در توحید شفا: وقتی به طبیب و دارو رجوع می‌کنید دلتان را متوجه خدا بکنید؛ چون الشافی هو الله. شافی اسم حضرت حق است. رفتی پیش دکتر یا دارو می‌خوری — آیا توجه داری الشافی هو الله؟ اینجا عیار توحید روشن می‌شود.

یمیتنی ثم یحیین؛ غفران خطیئه و ترک اولی

والذی یمیتنی ثم یحیین — همان کسی که می‌میراند سپس زنده می‌کند. احیا و اماته دست خداست. اسم حضرت عزرائیل گاهی بد در رفته؛ حال آنکه کار کار خود خداست: الله یتوفی الانفس حین موتها؛ هو الذی یحیی و یمیت. سرتاسر آیات توحید افعالی موج می‌زند.

«وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ» (سوره شعراء، آیه ۸۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنکه مرا می‌میراند سپس زنده‌ام می‌کند.

آیۀ بعد: الذی اطمع ان یغفر لی خطیئتی یوم الدین — امید و طمع دارم فردای قیامت خطایم را ببخشد. سؤال: ابراهیم مگر خطاکار بود؟ پیامبر نبود؟ به مقام امامت نرسید؟ چگونه اقرار به خطیئه کرد؟ در تفسیر قمی ذیل خطیئتی حضرت فرمودند ابراهیم گناهی مرتکب نشد بلکه خود را به کاری مشغول کرد که ترک آن بهتر بود؛ اصطلاحاً ترک اولی؛ و آن را خطیئه نامید برای اظهار فروتنی در برابر حضرت حق.

دعای رب هب لی حکما؛ اثر در دعوات راوندی

آیۀ آخر این بخش: رب هب لی — دعایی بسیار عالی. در کتاب دعوات راوندی — قبر قطب راوندی در صحن اصلی حضرت معصومه، قبر بلند حدود هفتاد هشتاد سانت — صفحۀ پنجاه‌وچهار از مولا علی: من قال فی دعائه — هرکس در دعا این آیه را به عنوان دعا به کار برد جعله الله مع الصالحین عباده و آتاه حکمة. خدا او را جزء صالحین عباد قرار می‌دهد و حکمت عطا می‌کند. در تفسیر نمونه دو معنا: یکی حکومت و سرپرستی و گره‌گشایی از مردم؛ یکی حکمت و دانش.

«رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ» (سوره شعراء، آیه ۸۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، به من حکمت ببخش و مرا به شایستگان بپیوند.

این را یاد بگیرید. سرتاسر این آیات بوی توحید افعالی می‌دهد. ان‌شاءالله پروردگار سبحان حقیقت این توحید را در وجود ما بکارد. اللهم بارک لمولانا صاحب‌الزمان. والحمد لله رب العالمین.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.