ددرس‌گفتارها

الله اکبر.

الله اکبر.

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا دعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

سلام علیکم.

تسلیت عرض می‌کنیم هم شهادت جمعیت هموطنان عزیزمون رو و هم شهادت حضرت موسی بن جعفر علیهم الصلاة والسلام.

[نفس عمیق] خیلی ماه‌های گذشته یه سایه سنگینی رو سر مردم بود.

ما هر جا رفتیم گفتیم که آقا این سایه، سایه کاذبی هست.

اینو درش دارین.

سایه نه جنگ نه صلح.

همه جا پر شده بود.

تو فامیل‌های خود ما هی به هر کی می‌رسیدی حاج قراره کی حمله کنن؟

بعد از جنگ دوازده روزه.

دوباره میخوان حمله کنن.

کی میخوان حمله کنن؟

فاطمیه میخوان حمله-- فاطمیه اول قراره حمله کنن، فاطمیه دوم هم-- تولد حضرت زهرا دیگه قطعیه.

همین جوری هی تاریخ میدادن.

اینا از کجا بود؟

از خارج از کشور.

هی القا می‌شد تو پیام‌رسان‌های خارجی و داخلی هم که بهش دامن می‌زدن.

ما همون موقع حالا بعضی از دوستان که تو جلسات معرفت نفس مسجد بلال حاضر بودن، شاهدن که بعد از جنگ دوازده روزه ما یه بررسی کردیم، همونجا اعلام کردیم از نظر علم نجوم ما هرچی بررسی می‌کنیم، علم نجوم حال نمیگیم صد درصد قطعیه.

اما اونچه که ما می‌بینیم از طریق علم نجوم، امسال جنگی دیگه نیست.

جنگ، جنگ شناختیه.

اون موقع هم هی گفتیم.

گفتیم که آقا این جنگه، امسال جنگ شناختیه.

هر جا هم رفتیم، هیئت خودمون، هر جا تریبونی دستمون بود اینو گفتیم.

متاسفانه هی انقدر این رو ادامه دادن تا پادزهرش رو خدا حفظ کنه رهبر عزیزمون و سایه‌ش همیشه سر ما باشه، ایشون زدن پادر-- که اونجایی که توی دیدارشون با هیئت دولت بود فکر می‌کنم گفتن که آقا این س-- نه جنگ نه صلح و اینو از بین ببریدش.

بیفتید به کار و تلاش.

چرخه اقتصادی رو به کار بندازید، به جریان بندازید این‌ها...

این یکی از قسمت‌های پازل دشمن بود که چی بشه؟

که مردم رو جا-- بندازه تو هراس.

به دو دلیل: یک، تاب آوری مردم کم بشه.

هی هول و هراس جنگ که میاد تو ذهن مردم اصن تابشون میاد پایین، طاقتشون میاد پایین.

از جهت روانی بچه‌ها آسیب می‌بینن، خانم‌ها آسیب می‌بینن، آقایون آسیب می‌بینن.

بیشتر از همه بچه‌ها.

من دیگه شاید هر روز برای بچه‌های خودم دلیل و مدرک می‌آوردم که اگه باباتونو قبول دارید خیالتون راحت جنگی نیست.

اینا بچه‌های خودمن چه برسه کسای دیگه.

نکته دومش این بود که فلج کنن چرخه اقتصادی رو.

چرا؟

خودتون می‌دونید دیگه الان واقعاً کسایی که تو کار اقتصادی چه اونایی که وارد می‌کردن، چه اونایی که صادر می‌کردن، چه اونایی که نه صرفاً در حد یه بازارچه ای مثلا تولیداتی چیزی داشتن همه فلج بودن.

بازاریامون گفتن ما به چه امیدی مثلا چرخه اقتصادی‌مون رو دوباره فعال کنیم؟

اگه قرار باشه دوباره جنگ بشه چی میشه؟

اونایی که پول داشتن مونده بودن پولشونو کجا سرمایه‌گذاری کنن؟

همش از ترس جنگ، جنگ، جنگ.

دیدید که خبری هم نشد.

این یه پازل.

پازل بعدیشون این بود که بیان و این کارا رو هم کردن، مقابله کنن از ورود ارز به ایران و اون کسایی که به هر دلیلی و به هر نحوی با ایران وارد معادلات تجاری میشن و با ایران حالا چه از حیث واردات، چه صادرات معامله می‌کنن با ایران، همه‌شون رو بترسونن.

حالا یا تهدید کنن یا تطمیع.

حتی این اواخر که دیگه این قمارباز معلوم دیگه تعرفه بیست و پنج درصدی هم داد دیگه.

گفت اونایی که با ایران بخوان معامله اقتصادی داشته باشن تعرفه بیست و پنج درصدی گذاشتن و تهدید کرد، چه کرد، چه کرد.

اینم یه پازل بعدیشون بود که چی بشه؟

که فلج کنن از جهت اه معادلات بین‌المللی اقتصاد ایران رو.

همه این‌ها برای چی بود؟

همه این‌ها برای این بود که این آخرین پازلشون، این شکل بگیره که چی بشه؟

مردم از جهت اقتصادی به شدت به هم بریزن.

عیادی خارجیشون، عیادی داخلیشون دست به دست هم بدن اقتصاد ایران به نحوی فلج بشه که مردم دیگه طاقت نیارن.

همین چیزی که دیدیم دیگه.

متاسفانه بعضی تصمیمات غلط داخلی‌ها و دولت مردان ما هم تشدیدش کرد و از ناب داخلی‌شون و نفوذی‌هاشون هم که به یک طرف، فشار رو انقدر سنگین کردن که دیگه اعتراض شروع شد.

اعتراض که شروع شد اونا از قبل همونطور که رهبر عزیزمون هم فرمودن و دیگران هم که خبر داشتن گفتن، از قبل برنامه ریزی شده بود خارج از کشور تروریست‌ها آماده شده بودن، بعد رفته رفته تو این چند ماه خورد خورد وارد کرده بودن که کسی متوجه نشه وارد ایران شده بودن، بعد تطمیع شده بودن از ده میلیون، بیست میلیون، سی میلیون همین جوری تا هشتاد میلیون نسبت به اینکه چیکار کنن.

مثلا سطل آشغال آتیش بزنن ده میلیون یه ماشین مردم رو آتیش بزنن بیست میلیون.

ماشین‌های امدادی آتیش بزنن چهل میلیون.

مساجد آتیش بزنن پنجاه میلیون.

مراکز امنیتی رو داغون کنن و آ-- آتیش بزنن هشتاد میلیون.

این همه هزینه برای چی بشه؟

که یه کاری بکنن این کشته‌سازی حداکثری بشه، این رعب و وحشت همه جا رو بگیره، م-مردم رو در برابر نظام قرار بدن و این اغتشاش‌ها، آشوب‌ها به جایی بکشه که دیگه اونا ببینن یعنی محیط رو آماده ببینن برای دخالت نظامی.

ولی مشت محکم رو مردم دیروز الحمدالله خدا انشاالله این مردم رو حفظ کنه برکتشون رو بیشتر کنه، مضاعف کنه که دلگرمی نه فقط رهبر، دلگرمی امام عصر هم به خدا قسم.

ما باید قدر مردم خوبمون رو بدونیم.

زدن به پوزه‌ی دشمن و این حالت یعنی این چیزی که اون‌ها فکر می‌کردن، پازلی که چیده بودن همه چی رو دست به دست هم بدن موقعیت آماده بشه برای دخالت نظامی از قبل هم حرفش رو زده بودن، یه دفعه دقیقاً برعکس شد.

اصلاً فکرش رو نمی‌کردن.

این تشکری که رهبر عزیزمون کردن فرمودن کار بزرگی کردید.

کسی که این هندسه رو خوب ترسیم کرده باشه و دیده باشه متوجه این تشکر رهبر عزیز میشه که چرا این چنین تشکر کرد.

فرمود برید با اون عیادی خودتون و ازنای خودتون بگید که مردم ایران رو نشناختید.

واقعاً البته یه عزیزی می‌پرسید که این ناآرامی‌ها تا کی هست؟

یه زمانی ده سال، ده سال بود.

مثلا هفتاد و هشت، بعد هشتاد و هشت، بعد نود و هشت.

الان دیگه هر دو سه سال یه بار شده.

اتفاقاً هرچی جلوتر بریم بیشتر هم میشه.

این‌ها همش دنباله‌ی یک چیزی.

یعنی دن-- انگار که زمان داره، خود زمان داره دنبال یه چیزی می‌گرده.

اون هم چیزی نیست قطعاً جز ظهور حضرت ولی عصر.

اینو مطمئن باشیم و باید این اتفاقات هی شدیدتر هم بشه، بشه، بشه که لتقر-- چی؟

امام صادق و امیرالمؤمنین فرمودند.

جان؟

لتقر قرای اینقدر- احسن.

سه بار تاکید کردن که سه بار فرمودند قطعاً، قطعاً، قطعاً غربال میشید.

الان ببینید چقدر آدم‌ها جاشون عوض شده.

خیلی‌ها که سینه چاک انقلاب بودن داریم می‌بینیم رفتن اونور و از اون طرف چقدر اومدن این طرف.

اینا غربال‌های آخر الزمانه.

خودمون رو مراقب باشیم.

خودمون یه وقت اینجا ن– نبازیم.

خودمون یه وقت خدایی نکرده چه می‌دونیم ایمان‌ها رو این دعای یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک.

خیلی این دعای مهمیه الان.

برای اص-- این تثبت وجودی پیدا کنیم در مسیر توحید و دعا، دعا حتماً، حتماً، حتماً دعا کنید.

ما شب اول که به هم ریخت حوزه، حسینیه ما چون پشت سر ما رو حوزه بسیج رو آتیش زدن و حالا الحمدالله اسلحه‌ها دسترسی پیدا نکردند اما خب بسیجی‌ها جاشون رو از دست دادن آمدن تو حسینیه ما شد مقر دیگه.

بچه‌ها می‌رفتن، می‌اومدن.

بعد یه حُصنی که پیدا کرد نمی‌دونم عزیزان اینجا کسی بود اون شب یا نه.

ولی تا سحر ما یه ذره صحبت کردیم و بعدم اون دعای مخصوص سر امیرالمؤمنین رو برای دفع شر اشوار و برگشتن به خودشون خوندیم تا سحر.

یه دعای خاصی حالا به وقتش خدمتتون عرض می‌کنیم از اسرار امیرالمؤمنینه که حضرت علامه یاد دادن و به وقتش باید خونده باشه برای مسائل بسیار مهم و خیلی میشه گفت عظیم حرف‌ها، چیزها.

حتی بعضیا با این دعا به طی الارض افتادن.

یعنی انقدر این دعا مهمه.

اون شب انجام دادیم تقریباً یک ساعتم طول کشید.

غظه از ازهرام خوندیم.

اینا با برکتی میشه دیگه.

بعد به اینا گفتیم اگه اینا نمی ریختن بیرون ما هرگز امشب دور هم جمع می‌شدیم.

انقدر صفا کنیم این دعای سر رو بخونیم و اینا.

انشاالله که خدای متعال شر اشوار رو، ازنابشون رو، همین عصاء به خودشون برگردونه و ما زنده باشیم و فرو پاشی دولت آمریکا رو یک و نابودی اسرائیل رو دو با چشمای خودمون ببینیم انشاالله.

اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين صلوات الله.

اللهم صل على محمد وآل محمد في الرفيع.