یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
جبران اعتکاف؛ ایام البیض و نماز جعفر طیار
رهبر فرمودهاند آنان که به هر دلیل اعتکاف شامل حالشان نمیشود بیتوجه نباشند و جبران کنند. جبران این سه شب و سه روز ایام البیض است. ایام البیض در امم پیشین نبود؛ سه ماه رجب و شعبان و رمضان بود، اما ایام البیض مخصوص این امت شد به عشق پیامبر: ساعات و آنات بسیار نورانی؛ بیض پر از نور است. همچنانکه بخشی از قرآن بر انبیا نازل شد و دو باره از آنچه نازل شد بخشی را اجازه یافتند به امت دهند، سه سوره بر امم پیشین نازل نشد و فقط بر ما نازل شد: سورهٔ یاسین، سورهٔ قل هو الله احد، و سورهٔ ملک. این سه مخصوص این امت است. لذا نمازی که این سه شب دارد و در مفاتیح آمده — و امشب شب سومش است — اگر کسی بخواند از برکت هر سه ماه بهرهمند میشود؛ بسیار شگفت است که این سه سوره در آن است.
رهبر فرمودهاند بیتوجه نباشید؛ چه کنید؟ نماز جعفر طیار را در این سه روز بخوانید، ثواب اعتکاف را میدهم. اگر اکنون روز دوم است و نمیدانسته، اشکال ندارد؛ امروز بخواند. میتوان دو بار امروز خواند؛ اگر نتواند همان یک بار را بخواند؛ نمکش را بچشد. قطعاً بسیاری از برکات این ایام جلوترند؛ انشاءالله بهرهمند باشیم. در میان جمع کسانیاند که هر شب به سبک امام رضا نماز شب میخوانند. امام رضا چگونه میخواند؟ چهار رکعت اول نماز شبش نماز جعفر طیار است. کسانی در این جمعاند که چهار رکعت اول نماز شبشان همین است. نباید جا ماند؛ مسابقهای از سابقون در جریان است که از ما جلو میزنند. حرف زدنش از ما و عمل کردنش از مردم. بحث توحید افعالی را نیز رها نکنیم.
این نماز جعفر طیار با نماز شب پیوند دارد. تخفیفشدهاش هم هست: میتوان چهار رکعت را دو تا دو رکعتی خواند؛ چون چهار رکعت است. پس از اتمام چهار رکعت مینشینند و تسبیحات اربعه را — سبحانالله والحمد لله ولا إله إلا الله والله اکبر — سیصد بار میگویند. برای کسانی که کمردرد یا پادرد دارند یا ماندن زیاد در سجده آزارشان میدهد نیز راهی است؛ همان ثواب را میبرند. آن که شب میخواهد بخواند بخواند؛ آن که خوانده، خوانده.
آیات حج؛ ایلاج لیل و نهار و حقانیت الله
توحید افعالی تقدیم میشود. در آیات شصتویک و شصتودو و شصتوسه — که استاد با سیاق سورهٔ حج خواند — تقریباً یک گفتمان دارند. آیهٔ شصتویک میفرماید:
«ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ» (حج/۶۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این از آن روست که خدا شب را در روز درمیآورد و روز را در شب؛ و خدا شنوای بیناست.
میخواهد قدرتنمایی خدا را بنمایاند. یولج از ولوج و دخول میآید: خدا داخل میکند لیل را در نهار و نهار را در لیل. این کار خداست؛ کار امر طبیعی محض نیست. و ان الله سمیع بصیر. این یک آیه که قدرت خدا را بیان میکند.
آیهٔ بعد میفرماید ذلک — این که گفتیم. اسم اشاره به دور؛ گمان مکن چیز کمی است. این از آیات محکم و بزرگ است؛ شاید از این رو هذا نمیگوید و ذلک میفرماید: آن آیهای که نقل کردیم. و ان الله هو الحق: به خاطر اینکه خدا حق است، چون حضرت حق حق است، چون الله حق است، فقط او میتواند شب و روز را جابهجا کند و در دل هم بیارد و ببرد؛ احدی نمیتواند. و ان ما تدعون من دونه هو الباطل: آن که جز این الله میخوانیدش — هرکه باشد — باطل است. چرا؟ یک نفر پیدا کنید که به جای خدا بتواند شب و روز را جابهجا کند؛ پیدا کنید؛ احدی نیست. اینجا چقدر زیبا از اسماء جلال و جبروت بهره میبرد که اکنون قدرتنمایی میکند؛ کم و بیش ندارد؛ لذا اسماء جمال نمیآورد:
«ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ» (حج/۶۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این از آن روست که خدا حق است و آنچه جز او میخوانند باطل است؛ و خداست بلندمرتبهٔ بزرگ.
قدرت خدا نمایان میشود؛ البته اگر کسی ببیند.
آیهٔ شصتوسه نیز به یکی از آیات الهی اشاره میکند:
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً ۗ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ» (حج/۶۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا ندیدی که خدا از آسمان آبی فروفرستاد و زمین سرسبز شد؟ همانا خدا لطیف آگاه است.
آیا نگاه نکردی؟ ندیدی؟ خداست که از آسمان باران نازل میکند. چون بحث باران است و لطافت دارد، اسماء جمال میآید: ان الله لطیف خبیر؛ نسبت به موضوع اسماء را میآورند. وقتی صبح میکنی بر اثر آن باران میبینی همه جا سرسبز شد. تفاسیر انفسی این آیه بسیار شیرین و عالی است؛ فعلاً کاری به آن نیست. در تفسیر آفاقی سخن از قدرتنمایی حضرت حق است.
قدرت تصرف در ماده؛ از باران تا عصا
اکنون میشود که از آسمان چیزی بیاید اما باران نباشد. خدا میتواند؟ ابابیل چه کردند؟ سنگهایی ریختند. یا در برخی اقوام که خدا عذابشان کرد، جانورانی عجیب و غریب از آسمان ریخت بر سرشان که هیچ شباهتی به جانوران روی زمین نداشت. اینها از کجا آمدند؟ مگر در آسمانها کسی جانور کشف کرده؟ با قدرت خداست. اصلاً میشود خود باران که لطافت دارد بیاید اما بزند همه چیز را تخریب کند؛ مثل زمان حضرت نوح که چه سیلی راه انداخت. اصلاً خدا میتوانست آبی غیر از قطرههای جدا و لطیف نازل کند. یا نسیم و باد چقدر خوب است؛ از قدرتمندترین موجودات است. پیشتر گفته شد چه چیز توانست جلوی باد علم شود از آیات الهی؛ هیچکس نمیتوانست. اگر باد — این ریح — نباشد همه چیز نابود میشود؛ باد است که زندگی را در جریان میگذارد. حالا این باد خنک و نسیم خوشنفس یکباره تبدیل شود به توفان؛ نمیشود؟ همه جا را زده تخریب کرده و به قرآن کوه از جا کنده؛ برای خدای کاری نیست.
حالا آب است. میگویند آب خودش به تنهایی رفع عطش میکند؛ خنک و گوارا. پس چگونه برخی هرچه میخورند باز تشنهتر میشوند؟ برخی معتقدند یزید — علیه اللعنة والعذاب الالیم — چندان آب خورد که معدهاش ترکید؛ یعنی هرچه میخورد تشنهتر میشد. به هر تقدیر ممکن است هرچه بخوری گرسنهتر شوی و هرچه بخوری تشنهتر. عصا کارش چیست؟ با آن برگ درخت بیندازی و چوپانی کنی. عصا چیست؟ تکهچوب. چگونه میشود مار؟ اگر خدا بخواهد عصا — چوب — مار میشود. خدا بخواهد بزند به دریا، رود نیل شکافته میشود. پس همه چیز به یاد قدرت حضرت حق است.
یاد آمد که قوم عاد بود یا ثمود که قورباغه و وزغ از زیر زمین میریخت بیرون. از کجا؟ زیر زمین مگر وزغ و قورباغه دارد؟ آنگاه وزغ و قورباغههایی نه مثل امروز؛ میگویند چندان بزرگ و وحشتناک بودند که کسی میدید فرار میکرد. اینها در تاریخ قصص انبیا آمده؛ همه جا را پر کرد. یا مثلاً ملخ میزد همه جا را. برای خدا کاری نیست. ولی خدا میخواهد بندهای قدرت تصرف در مادهٔ کائنات داشته باشد تا بتواند این بلا را بردارد؛ و خدا به برکت نفس پاک او این بلاها را بردارد.
اولیاء حرز بلا؛ شیخ حسنعلی نخودکی
بپذیریم بسیاری از این بلاهایی که از ما رفع میشود به جهت همنفسی با اولیاء خداست که متأسفانه اکثرشان رفتهاند. اینها خود حرز بودند. سالار آقا حسنزاده خود حرز بود؛ رفت. چرا هی بلا بیشتر میشود؟ خدا بقیهشان را از ما نگیرد؛ رهبر را از ما نگیرد؛ وگرنه بلا پشت بلا میآید. چرا نیاید؟ بلاهایی که تا کنون ندیدهایم. اکنون هم آخرالزمان است و پشت سر هم بلا میآید؛ حدیث هم داریم. هرچه گناهان جدیدتر شود — گناهانی رخ میدهد که پیشتر روی کرهٔ زمین سابقهاش نبوده — به همان نسبت بلاها جدید میشود و هیچ دارویی هم ندارد؛ هیچ دارویی ندارد این گناهان و این بلاهایی که بر اثر این گناهان میآید.
خدا رحمت کند شیخ حسنعلی نخودکی را. کتاب نشان از بینشانها را بخوانید؛ حتماً بگیرید و بخوانید. بسیار عجیب آدم را از این رو به آن رو میکند. ایشان قدرت تصرف در کائنات داشت. آمدند گفتند مزرعهٔ ما را ملخ برداشته؛ بیچاره شدهایم. اهل ایمان بود طرف. به او گفت برو روبهروی مزرعهات بایست و بگو شیخ حسنعلی میگوید ملخها بروید. او هم شیخ حسنعلی را میشناخت؛ بیهوده سخن نمیگوید. همان است که کیمیا را به حضرت امام در آن ذکر شریف یاد داد و حضرت امام فرمود من هرچه عزت خدا به من داده از این ذکر کیمیایی است که شیخ حسنعلی به من داد. رفت روبهروی مزرعهاش ایستاد: ملخها شیخ حسنعلی میگوید بروید. دید همه رفتند.
یا آن آژان بود که در زمان شاه ملعون عمامه از سر آخوندها برمیداشتند. آمد بزند بر سر آشیخ حسنعلی نخودکی. گفت تکان نخور. شیخ حسنعلی در زندگینامهاش نوشته به این آژان — به این پلیس زمان شاه — گفت تکان نخور. میخکوب همینگونه روی زمین ایستاد؛ تکان نتوانست بخورد. این قدرت کنه است؛ این قدرت مقام است. تصرف در مادهٔ کائنات و اولیاء خدا بر اثر کثرت عبادتشان و عبودیتشان — نه عبادت؛ عبودیتشان، بندگیشان — به آن میرسند. این پلیس را چه خشک زدند. مردم میآمدند رد میشدند؛ در تاریخ نوشتهاند میدیدند پلیسی خشک زده تکان نمیخورد. گفتند این هرکه باشد کار شیخ حسنعلی است؛ هیچکس نمیتواند این کار را بکند؛ فقط به دست او گره باز میشود. رفتند به او گفتند این بیچاره بیستوچهار ساعت است خشک زده؛ کنار خیابان همینطور ایستاده پلک نمیزند؛ میمیرد. گفت بروید به او بگویید شیخ حسنعلی گفت برو. آمدند به آژان گفتند شیخ حسنعلی گفت برو. این یکباره راه افتاد. اینها را شوخی مگیرید؛ اینها وجود دارد. کراماتی که از برخی اولیاء خدا — از آقای بهجت، از آقا مرتضی تهرانی، از آقای حقشناس، از خود علامه حسنزاده — دیده شده محیرالعقول است؛ باور کردنش دشوار است چه رسد برای دیگران. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.