ددرس‌گفتارها

[همهمه] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.

سلام علیکم و رحمة الله.

یکادو زیتها یضیء ولولم تمسسها نار.

یک بخشی از آیه سی و پنج سوره نور که معروف است به آیه نور.

خدا رحمت کنه شیخ الرئیس رو که در کتاب اشارات و تنبیهاتش [نفس عمیق] فکر می‌کنم در نقت ششم باشه.

اینجا اشاره به این آیه می‌کنه.

نکته بسیار عالی رو مطرح می‌کند در سیر معرفت نفس.

می‌فرماید البته می‌دونید این آیه از همون اولش که الله نور السماوات والارض مثل نوره کمشکات شروع می‌کنه.

مثل، مثل نور و مشکات و مصباح و المصباح رو.

یه مصباح نکره میاره، یه المصباح معرفه میاره.

همینطوری یک یک در تأویل این آیه همه چهارده معصوم رو بیان می‌کنه.

در یک روایتی هست ملاصدرا هم روحش شاد.

در تفسیر سوره نورش خیلی زیبا این اختصاص این آیه رو به چهارده معصوم بیان می‌کنه که اون مثل نور پیغمبره، مشکات حضرت زهراست، مصباح امام حسنه که نکره اومده، المصباح امام حسینه که معرفه اومده و حرف‌های عالی رو پیاده می‌کنه.

رجوع کنید به کتاب تفسیر سوره نور ملاصدرا بسیار عالی.

حالا این بخشش که ولولم تس-تمسسها نار می‌فرماید یکادو زیتها یضیء.

زیت اون روغن.

می‌فرماید که کأن این روغنش یضیء ازش نور همینطوری می‌پاشه.

انتشار نور داره، انتشار نور داره.

ولولم تمسسها نار.

در حالی که اصلاً هیچ آتشی رو مس نکرد.

بعد این رو شیخ الرئیس میاره می‌زنه به نفس.

خیلی زیبا.

می‌فرماید یکی از و-وجوه تعل-تأویل این آیه همین nefse.

و چه نکات عالی.

تو کتاب‌ها داره خاک می‌خوره و ما بی‌خبر.

می‌فرماید که در درون ما چون بحث ما توحید بود دیگه.

توحید ازلی بود.

در درون ما یک روغنی هست در درون وجود ما.

چدی-چگونه‌ست که این چراغدان‌های قدیمی روغنی داشت که اون سوخت در حقیقت آتش فیضله این چراغ رو به عهده داشت.

این روغنی که در درون ماست چنان می‌جوشه و چنان یضیء و چنان پرحرارت و پرنوره، انتشار نورش چنان شدت داره که اصلاً نیازی نیست از بیرون آتش او رو مس کنه.

بعد متأسفانه ما همش از بیرون دنبال چیزی هستیم که سالها دل طلب جام جمع از ما می‌کرد.

آنکه خود داشت ز بیگانگان تمنا می‌کرد.

هرچه هست در درون ماست.

این توحید، این روغن توحید، این جوشش توحید در درون ماست.

ما بیرون دنبالش می‌گردیم.

ما باید موانع رو البته کنار بزنیم.

أعم از موانع بیرونی و مبا-موانع نفسی یا داخلی که در خودمون است.

چه در خارج، چه در داخل.

این موانع رو کنار بزنیم.

دیگه موانع ما شاء شیطان انقدر زیاده که در کلاس اخلاق باید انسان شرکت کنه یا کتاب اخلاقی بخونه متوجه بشه که چه موانعی هست بر سر مسیر شناخت ما به خودمون.

معرفت نفس.

یا در مسیر سیر و سلوک پا-- گام برداره.

کتاب‌هایی مثل سیر و سلوک سید بحر العلوم رو یا جام صحبای علامه طباطبایی رو زانو بزنه و استاد ببینه.

ببینه چه خبره و چه موانعی بر سر راه ما وجود داره که این ولولم تمسسها نار رو م-- نه ما نمی‌فهمیم.

هی دنبال این هستیم که یه چیزی از بیرون ما رو آتیش بزنه.

مثلاً می‌ریم سراغ قرآن که ما رو آتیش بزنه.

کار درستی هم هست‌ها.

اشتباه نشه‌ها [مکث] ولی این ابتدای راهه.

می‌ریم سراغ اهل بیت که ما رو آتیش بزنن.

می‌ریم سراغ خلوت که آتیش بگیریم.

اون آتیشه در درونمون از بیرون بیاد داخل.

می‌ریم حرم که شعله‌ور بشه از داخل شعله‌ور بشه.

می‌ریم با اهل ایمان می‌شینیم با اولیاء خدا مجالست و مصاحبت می‌کنیم و مؤانست می‌کنیم که این شعله رو از بیرون بگیریم.

در صورتی که این طرز تفکر کاملاً غلطه.

ما اصلاً می‌ریم حرم که خودمون رو زیارت کنیم.

ما قرآن می‌خونیم که قرآن وجود خودمون رو یادو-یاد کنیم.

وذكر فان الذکرى تنفع المؤمنین.

این یا-- یکی از اسامی قرآن ذکره.

حلم مدکر.

کسی نیست یادآوری کنه.

این قرآنی که بیرون رو سرت می‌گیری علامه سنزده علیه الرحمه می‌فرماید این قرآن تو دلته.

اصلاً قرآن تویی.

تو قرآنی هیچ کس قرآن نیست جز انسان.

انسان قرآنه، بقیه قرآن نیستن.

چرا قرآن برای حیوان نازل نشده؟

چرا برای نبات نازل نشده؟

چرا برای جماد نازل نشده؟

حتی قرآن برای ملک نازل نشده.

چرا؟

ملک یک پارچه نوره که.

عقل محض.

اما برای اون هم نازل نشده.

برای انسان نازل شده.

چون یک نسخه از اون قرآن در وجود ما هست.

فطرت الله.

فطرت الله.

قرآن از کجا اومده؟

انا انزلناه في ليلة القدر.

این قرآن هم نازل شده.

از کجا؟

از مرتبه الوهیت.

از مرتبه اله عالم، الوهیت، ربوبیت.

از اون رتبه عالیه و اعلیی نازل شده اومده.

این قرآن از اونجا اومده.

حالا ما متأسفانه مأنوس شدیم با همین سیاه قلم کتاب قرآن کتب شده انزل مراتب قرآن.

این، این مرتبه.

با قرآن مثالی نمی‌دونم ارتباط داریم یا نداریم.

آیا ما با مثال وجود خودمون ارتباط داریم که با قرآن مثالی ارتباط بگیریم؟

رتبه مثال ما کجاست؟

برزخ وجودی ماست.

بهش میگن مثال متصل یا مقید.

از اون طریق مرحوم الهی طه طهائی برادر حضرت علامه طه طهائی ارتباط می‌گرفت با مثال مطلق یا منفصل.

بیرون از ما که برزخ خارجه که ارواح ما اونجان.

راه و رسم داره.

هر چیزی دو تا، چهار تا.

یه فرمولی داره.

همه اینا رو بزرگان سنگ حوادث خوردن، سنگ جسارت خوردن.

امثال ملاصدرا و شیخ رئیس‌ها در کتاب‌هاشون پیاده کردن.

هیچ وقت فراموشمون نمیشه که استاد-- حضرت استاد فنس کشیده بودن تو قم پایگاه علم دور شیشه های خونه‌شون که طلبه‌ها سنگ می‌زدن به منزل علامه.

نمی‌فهمیدن.

زبان نفهم بودن که علامه چی داره میگه.

این سنگ‌ها رو خوردن.

حقایق رو در کتاب‌هاشون پیاده کردن و گفتن شماها سنگ زدین.

ما گفتیم و رفتیم.

دیگه خودتون می‌دونین.

کدوم یکی از ما پیاده کردیم این مسائل رو در خودمون.

حالا تا بره قرآن عقلی، قرآن عرض شود قلبی، قرآن روحی.

همینجوری برو تا عالی‌ترین مراتب که ان من شه نلدی انا خزائن هو مرتبه اندیت که شهدا به اون مقام رسیدن.

به قول بارها عرض کردیم به قول مرحوم حضرت آیت الله وحید در کتاب شریف حلقه وصل رسالت و امامت‌شون می‌فرمود اون مقام اندیت مقام فاطمه زهراست.

عجب!

یعنی شهید میره تا اونجا.

بله.

خطشو امام رئوف دادن.

فرمودن معنا فی درجاتنا.

معنا فی درجاتنا.

بله.

بله.

چون اون انسان کامله.

یعنی چی انسان کامل؟

اگر انسان کامل کتاب بشه میشه قرآن.

یعنی در حقیقت قرآن شرح کتبی انسان کامله.

اگر انسان کامل باز بشه عینیت آفاقی پیدا کنه میشه نظام آفاقی.

پس نظام آفاقی عوالم هستی میشه شرح عینی انسان کامل.

انسان کامل چیه؟

حقیقت قرآنه.

خب آیا ما در خودمون حقیقت قرآن رو داریم یا نداریم؟

داریم.

ازش بی‌خبریم.

ما ازش بی‌خبریم.

تک تک آیه‌های قرآن، سوره‌های قرآن، کل قرآن وقتی می‌خونی برات یادآوریه.

این حقایق در ما پیاده شده است.

چرا نمی‌فهمن؟

چرا متوجه نمیشن؟

حجاب آقا حجاب.

خودم برای خودم حجاب شدم.

تا دیر نشده، تا سرمون به سنگ لحد نخورده و فکشفنا انک فتاک فبصرک الیوم حدید نشده.

موتو قبلاً تموتو.

همینجا بمیریم.

یعنی سفر کنیم از ظاهر به باطن، از ظاهر به باطنت چی؟

بیرون از خودم نه خیر، از ظاهر خودت به باطن خودت.

سفر کن.

چگونه است که هر شب خدا داره سفرت میده؟

سیرت میده تو عالم برزخ وجودی یا قوه خیالت یا مثال متصلت.

هر شب کجا میری می‌خوابی؟

میری تو رتبه مثالی.

خدا داره سیرت میده.

خب زحمت بکش از رتبه مثالی برو به رتبه عقلیت.

یعنی با ملائکه هم‌نشین شو.

از رتبه عقلیت برو به قلبی‌ت.

با پیغمبر هم‌نشین شو.

از رتبه قلبی‌ت برو به مرتبه روحی‌ت.

اصلاً ارتباط با روحمون ما داریم.

چرا انقدر ما ضعیف اراده‌ایم؟

چون ارتباطمون با روحمون به حداقل رسیده.

اراده جاش تو روح انسانه.

روح ارتباطش با بدن به حداقل ممکن می‌رسه.

اراده ضعیف میشه.

عزیزان ما هیچ چاره‌ای-- جمله آخرم.

ببخشید وقتتون رو گرفتم.

رو این جمله بریم کار کنیم.

بارها عرض کردیم حضرت استاد فرمودن علامه حسن زاده له الرحمة.

انشاالله استاد اشراقی همه‌مونن.

فرمودن که ما کاری مهم‌تر از چی نداریم؟

خانم دکتر.

معرفت نفس.

نه، نه، نه.

اون بعداً.

اون راهشه.

ما کاری-- آقا حسین.

جز؟

آفرین.

خودسازی.

ما کاری مهم‌تر از خودسازی نداریم.

حالا خانم دکتر فرمودند و خودسازی مبتنی است بر معرفت نفس.

علم عملی در جامعه، علم عملی در- بله.

پس ما هیچ چاره‌ای نداریم.

اگر کسی دنبال معرفت نفس و شناخت خودش نیست، به توحید، راه توحید رو به روی خودش سد کرده.

از درون باید بجوشه.

قربونت برم.

بیرون خبری نیست.

الله مبارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد عاجلا