یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
دو آیه دربارهٔ پرواز پرنده و توحید افعالی
بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه. دو آیه در قرآن دربارهٔ پرواز پرنده است و مستقیم بر توحید افعالی دلالت دارد.
یکی آیهٔ هفتادونه سورهٔ نحل:
«أَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (نحل/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا به پرندگان ننگریستهاند که در جو آسمان رام شدهاند؟ جز خدا کسی نگاهشان نمیدارد؛ قطعاً در این برای گروهی که ایمان میآورند نشانههاست.
«ألم یروا» توبیخ است به آنان که نمینگرند و اهل تفکر در آیات نیستند. پرندگان در جو آسمان مسخرند؛ هیچکس آنان را میان زمین و آسمان از افتادن نگاه نداشته جز الله. کیست که پرنده را دیده و گفته باشد خدایا تو نگاهش داشتهای؛ بهویژه وقتی بال میگشاید و بیپر زدن میرود؟ «لآیات» با لام تأکید و جمع است: نشانهها، نه یک نشانه؛ اما «لقوم یؤمنون» — برای آنکه دل داده باشد. بیدلدادن اینها بازی مینماید.
آیهٔ ملک؛ صافات و قبض و رحمان
آیهٔ نوزده سورهٔ ملک نیز میفرماید أولم یروا إلی الطیر. صافات را برخی به همان حالِ بالِ گشودهٔ بیحرکت تعبیر کردهاند؛ یقبضن: در قبضهٔ او در جو آسمان. آنجا ما یمسکهن إلا الله؛ اینجا ما یمسکهن إلا الرحمن. در مراتب خلقت، رب عالم عقول و جبروت اسم الرحمن است؛ عالم از عقل پیاده شده. نگهداشت پرنده در جو نیز عقلنگر است؛ فیض منبسط و هویت ساری همراه همه است. آیه با ألم یروا آغاز و با إنه بکل شیء بصیر پایان مییابد: خدا بهشدت بیناست. اشاره به نگاه است. مهندسان هواپیما اگر به طرز پرواز پرندگان نمینگریستند هواپیما نمیساختند؛ «نگاه کن تا بسازی».
جو آسمان در مجمعالبیان
شیخ طبرسی در مجمعالبیان جو را الهواء البعید عن الأرض دانسته: هوای دور از زمین. هرچه از زمین دورتر، فشار و اکسیژن دگرگون میشود؛ شکستن پنجرهٔ هواپیما در ارتفاع ورم ریه و مغز و متلاشی شدن میآورد. برخی پرندگان تا هشت کیلومتر بالا میروند؛ برخی چهلوپنج متر در آب فرومیروند؛ برخی در غارهای تاریک و بیابانهای خشک و قلهها میزیند. در مهرهداران پس از ماهیان، تیرهٔ پرندگان با بیش از نه هزار گونه شناخته شده از فراوانتریناند.
پرندگان نامبرده در قرآن
قرآن گاه طیر را کلی میگوید و گاه نام میبرد: کلاغ در داستان هایبل و قابیل که دفن آموخت؛ نسر بتهای قوم نوح شبیه عقاب؛ سلوی — به قولی بلدرچین — در منّ و سلوی برای بنیاسرائیل؛ هدهد سلیمان. مفسران رموز هر نام را گفتهاند. توجه کلی خدا این است: بنگرید؛ سر را از زمین بردارید.
«وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» (ذاریات/۲۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و روزی شما و آنچه وعده داده میشوید در آسمان است.
بیشتر حیوانات پوزهشان افقی است؛ ریشهٔ درخت دهان او در زمین است؛ دهان انسان رو به آسمان است. اسرار آفرینش همینهاست.
هماهنگی بدن پرنده برای پرواز
به دستور علامه حسنزاده زندگینامه و ساختار پرندگان بررسی شد. دقت در شکل ظاهری نشان میدهد تمام وجودشان برای پرواز هماهنگ است: بدن دوکی؛ پرهای لیز و سبک و توخالی که هوا میگیرند؛ استخوانهای محکم اما سبک و عموماً توخالی؛ کیسههای هوایی درون استخوان مانند بادکنکهای ریز؛ سینهٔ پهن با عضلات قوی برای سوار شدن بر امواج هوا؛ ساختمان بال که نیمهٔ انتهایی نیروی بالابر و نیمهٔ بیرونی رانش به جلو میدهد؛ دم برای مانور چپ و راست، کاهش سرعت و حفظ تعادل در نشستن، و گاه چون بادبادک با باد اوج گرفتن. چشم پرنده چون تلسکوپ است؛ خلبان باید دهدهم بینایی داشته باشد؛ عقاب از ارتفاع موش را بر زمین میبیند در حالی که انسان از کوه آدم را چون مورچه میبیند.
فشار خون، اکسیژن و ختم به آیه
پرندهشناسان از فشار خون بالا، دستگاه عصبی و حسی بسیار قوی، استخوان سبکِ محکم و گوارش نیرومند سخن گفتهاند. در ارتفاعی که هواپیما بدون اکسیژن خفه میشود، پرنده چگونه اکسیژن میگیرد؟ هرچه در این اسرار پیش روی، به همان آیه بازمیگردی: ما یمسکهن إلا الله؛ و در ملک: ما یمسکهن إلا الرحمن. رحمان رب عقول است؛ نگهداشت پرنده کار عقل است.
قوس صعود؛ عقل کل و نفس کل
در قوس نزول همه انا لله؛ در قوس صعود انا إلیه راجعون. چه کسی به مقام عقل اول و جبروت رسید که سلطنت آن عالم به دست اوست؟ پیامبر به صادر اول رفت؛ امیرالمؤمنین عقل کل عالم است. پس تدبیر عالم به واسطهٔ علی علیهالسلام است. پیادهسازی تدبیر عقل کل در اجزای هستی مقام نفس کل است؛ حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها. بر هر دو بزرگوار صلوات.
توبیخ نگاهنکردن و ایمان دل
هر دو آیه با استفهام توبیخی آغاز میشود: آیا نمینگرید؟ خدا کسانی را که اهل تفکر در آیات نیستند سرزنش میکند. پرنده میان زمین و آسمان معلّق است و کسی جز الله نگاهش نمیدارد. لحظهٔ گشودن بال بدون پرزدن از عجایب مشهود است؛ با این حال کمتر کسی به زبان میآورد که خدایا تو نگهاش داشتهای. قرآن میگوید در این موضوع اگر دقت کنی قطعاً آیات است — جمع و مؤکد — اما برای قوم مؤمن. آنکه دل نداده، این سخنان را مسخره میپندارد و میگوید خودش ایستاده است؛ باید دل داد تا آیه دیده شود.
رحمان؛ رب عقول و نگهداشت پرنده
تفاوت تعبیر الله و الرحمن در دو آیه اشاره به مراتب است. در بحث اسماء، رب پرورشدهندهٔ عالم عقول و جبروت — عقل اول و عقول عشر — اسم الرحمن است. همهٔ عالم از عقل پیاده شده؛ هر شیء بهقدر معلوم از فیض صادر اول یا وجود منبسط بهره میبرد. هویت ساری همراه همه است. پس نگاهداشت پرنده در جو نیز عقلنگر است؛ شیرین آن است که فیزیک پرواز به متافیزیک توحید بند شود. آغاز آیه امر به دیدن است و پایان آیه بکل شیء بصیر: خدا بیناست و تو هم ببین تا بتوانی بسازی. طراحی هواپیما بدون الگوگیری از پرنده ممکن نبود؛ ألم یروا درس مهندسی نیز هست.
گونهها و زیستگاههای شگفت
مطالعه نشان میدهد پرندگان تا ارتفاعهای مرگبار برای انسان بالا میروند و در اعماق آب و غارهای وحشت و کوههای بیآب میزیند. بیش از نه هزار گونه شناسایی شده؛ ما چند گونه را به نام میشناسیم؟ قرآن علاوه بر طیر کلی، کلاغ، نسر، سلوی و هدهد را نام میبرد تا توجه را تیز کند. رمز هر نام در تفاسیر آمده و فرصت جلسه تنگ است؛ اصل پیام این است: سر از مشغلهٔ زمینی بردار. رزق و ما توعدون در آسمان است؛ دعا رو به بالا، و ساختار بدن انسان رو به آسمان، با پوزهٔ افقی جانوران و ریشهٔ درخاک درختان فرق دارد.
علوم دخیل در پرواز و درس توحید
علومی چون آیرودینامیک، دینامیک، حرارت، الکتریسیته و مغناطیس، استاتیک، مقاومت مصالح و هواشناسی در ساخت هواپیما دخیلاند. شاید بسیاری از این طراحیها از دقت در پرنده برخاسته باشد. علامه حسنزاده به مطالعهٔ پرندگان فرمان داده بود. تمام وجود پرنده — نه فقط شکل دوکی — برای پرواز هماهنگ است. کیسههای هوایی درون استخوان سبکی میآورد؛ سینهٔ پهن کنترل در کش هوا را ممکن میکند؛ دم گاه سرعت را میکاهد و گاه چون بادبادک اوج میگیرد. چشم تلسکوپی عقاب موش را از ارتفاع میبیند؛ ما از کوه آدم را مورچه میبینیم و در نمییابیم.
اکسیژن ارتفاع و بازگشت به آیه
فشار خون پرنده باید بالا باشد؛ دستگاه عصبی و حسی فوقالعاده؛ گوارش قوی. در هشت کیلومتری که شکستن شیشهٔ کابین همه را خفه میکند، پرنده اکسیژن میگیرد. هرچه در این مسائل پیش روی به همان آیه میرسی: ما یمسکهن إلا الله و ما یمسکهن إلا الرحمن. رحمان رب جبروت است؛ پس نگهداشت کار عقل است. در قوس صعود آنکه به عقل اول رسید امیرالمؤمنین است — عقل کل — و پیادهساز تدبیر در کثرات حضرت زهراست — نفس کل. توحید افعالی پرواز پرنده به ولایت اهلبیت گره میخورد؛ صلوات بر محمد و آل محمد.
جمعبندی کشکول نور؛ پرنده آینهٔ توحید
پس پرنده تنها موضوع زیستشناسی نیست؛ آینهٔ توحید افعالی است. نگاه نکردن به طیر، نگاه نکردن به الله و رحمان است. مهندسی پرواز اگر از الگوگیری از خلق خدا برخاسته، خود آیه است. و اگر نگهداشت به عقل و رحمان بازگردد، قوس صعود ولایی — عقل کل و نفس کل — معنای تازهای به آیه میدهد: عالم را علی و زهرا علیهماالسلام در طول ارادهٔ حق اداره میکنند. سر را بالا بگیر؛ رزق از آسمان است؛ و صلوات کلید ادب این نگاه. انشاءالله عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. الله اکبر؛ والحمد لله.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.