یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
رازقیت در تعریف رب؛ دو دغدغه
بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از موضوعات مهم که از وظایف رب است و اصلاً در تعریف رب میگنجد، رازقیت و رزق است. دهندهٔ رزق کیست؟ اینک دغدغهٔ مهم انسانها همین است. دغدغهٔ مهمشان غالباً رزق مادی است؛ رزق معنوی را کمتر کسی دغدغه میکند. در سورهٔ نحل — و پیش از ورود به آیهٔ مورد نظر — روایتی شیرین دربارهٔ خود سوره تقدیم میشود.
روایت ثواب الأعمال؛ قرائت ماهانهٔ نحل
روایتی در ثواب الأعمال صفحهٔ صد و هفت آمده است؛ میتوان مراجعه کرد. امام باقر صلواتاللهعلیه فرمودند: من قرأ سورة النحل فی کل شهر. اگر کسی هر ماه یک بار سورهٔ نحل را بخواند خدا با او چه میکند؟ فرمودند کفی المغرم فی الدنیا: یعنی از ضرر و زیانهای مالی خدا کفایتش میکند. ضرر و زیان مالی به او آسیب نمیزند؛ یکبار قرض برود گرفتار شود و از این قبیل. این روایت بغل گوش ماست و توجه نداریم.
دیگر چه؟ وسبعین نوعاً من أنواع البلاء. خدا هفتاد نوع از انواع بلاها را از او دفع میکند. آسانترین آن از این هفتاد — اهون هو الجنون والجذام والبرص — جنون و جذام و برص است. و کأنه مسکنه فی جنة عدن؛ گویا جایگاه او در بهشت عدن است. و هی وسط الجنان: میان بهشتها، بهترین جای بهشت. خدا چه میکند؟ باید توجه داشت و دقت کرد. درونمایهٔ این سوره چیست که این نتیجه را دارد؟ این در حقیقت آثار همان است که انسان یک بار در ماه این سوره را بخواند.
آیهٔ هفتادوسهٔ نحل
مراد آیهٔ هفتادوسه سورهٔ نحل است.
«وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ شَيْئًا وَلَا يَسْتَطِيعُونَ» (نحل/۷۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به جای خدا چیزهایی را میپرستند که برای آنان از آسمانها و زمین هیچ رزقی مالک نیستند و نمیتوانند.
این بیچارهها به جز خدا کسی را میپرستیدند؛ چون خدا را سلطان و شاه میدانستند و فرض میکردند؛ بعد بتها را وزرای خدا فرض میکردند. نه آنکه الله را قبول نداشتند؛ الله را قبول داشتند. میگفتند این بتها دست ما را در دست خدا میگذارند. حضرت حق اینجا هم فرمود که آنان کیستند؟ ما لا یملک لهم رزقاً من السماوات والأرض شیئاً. شیئاً یعنی هیچ چیزی؛ کوچکترین چیزی. تملکی اصلاً برای آنان در خصوص رزق ندارند؛ چه در آسمانها، چه در زمین. یعنی برایشان نه از آسمانی میتوانند رزق بیاورند، نه در زمین. به یک معنا نه رزق معنوی میتوانند برای اینان تأمین کنند، نه رزق مادی. چرا؟ چون همهاش به دست خداست.
ولا یستطیعون هم که بعدش میآید، چون دلالت استمرار است، دلالت تدریجی. الی الأبد لا یستطیعون. استطاعت این را ندارند. احدی جز خدا استطاعت این را ندارد که برای کسی رزقی بیاورد؛ چه از آسمان، چه در زمین؛ چه بارش باران، چه رشد گیاهان و امثال آن؛ هر ثمرات آسمانی یا زمینی. همهاش به دست خداست. رزق آسمانی است.
ذاریات؛ إن الله هو الرزاق
اتفاقاً در آیهٔ پنجاهوهشت سورهٔ ذاریات — این آیه بسیار دوستداشتنی است؛ اصلاً سورهٔ ذاریات خیلی سورهٔ روزی است. گفتهاند هر روز اگر کسی سورهٔ ذاریات را بخواند زندگیاش را خدا از جهت مالی و دنیوی به دست میگیرد؛ بارش رزق بر سرش مینشیند.
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» (ذاریات/۵۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا خداست که روزیدهنده است؛ صاحب نیروی استوار.
إن الله هو الرزاق. اوست که رزاق است. الله رزاق است، نه کس دیگر. ذو القوة المتین. متین یعنی محکم. او دارای قوهٔ محکم است. با همان قوت محکمش رزقت را میدهد که احدی هم نمیتواند جلویش را بگیرد اگر خدا بدهد.
در کتاب العطفة الرضویة فی مجربات الإمامامیه اثر سید محمد رضی رضوی، نقلی از شیخ محمد رشتی — از اکابر علمای امامیه — آمده است. همین آیهٔ پنجاهوهشت ذاریات را آوردهاند. فرمودهاند اگر کسی یک اربعین — بحث رزق و روزی — هر روز صبح پس از نماز صبح، کوتاه هم هست، بیستوهفت بار این آیه را بگوید: إن الله هو الرزاق ذو القوة المتین، چهل روز؛ فرمودهاند به قدری مجرب است که هنوز چهل روزش تمام نشده مال فراوانی از برکت این آیهای که قرائت میکند نصیبش میکند خدا. کی؟ إن الله هو الرزاق. همان هو که در سورهٔ قل هو الله أحد است. همان الله. همین که در نماز میگویی همان هم رزقتان را میدهد. اگر کسی به این توجه کند دیگر چشم میبندد به همه؛ چشمش بسته میشود به روی همه؛ فقط چشم میاندازد به او.
«وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» (ذاریات/۲۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در آسمان است روزی شما و آنچه وعده داده میشوید.
و فی السماء رزقکم وما توعدون. مطلقاً رزق شما در آسمان است. نکتهای در ترتیب هو و الله: هرگاه پس از الله، «هو» بیاید، آن الله صفاتی و اسمائی است. اگر هو پیش از الله بیاید، آن الله ذاتی است و اشاره به ذات دارد. مثلاً قل هو الله أحد: اینجا هو پیش از الله آمده؛ الله ذاتی است. یا اینجا الله پیش از هو آمده؛ این صفاتی و اسمائی میشود؛ یعنی مرتبهٔ واحدیت به پایین، مرتبهٔ کثرت؛ آن وحدت محض نیست که پیشتر در مراتب هستی دربارهاش سخن رفت.
حکایت مادر شهید و مشورت پیامبر
مادری که فرزندش یتیم شده بود — پدرش در جنگ شهید شده بود — آمد حضور پیامبر: یا رسولالله بچهام دیگر جوان شده؛ میخواهم بفرستمش سر کاری؛ به نظر شما چه کاری بفرستمش؟ پیامبر تأمل کردند فرمودند بفرستش عطرفروشی. این خانم تشکر کرد رفت با داییهای بچه مشورت گرفت. آنان گفتند نه؛ عطرفروشی چیست؟ این حرفها چیست؟ اکنون رونق در آهن است؛ بفرستش آهنگری. اکنون رونق در آهنگری است. ایشان همین کار را کرد. حرف پیامبر را گوش نداد، حرف داییها را گوش داد. فرستاد بچه را آهنگری.
چند وقتی گذشت وضع بچه خیلی خوب شد. به مرتبه این خانم رسید حضور پیامبر گفت یا رسولالله یادتان هست من از شما مشورتی گرفتم ولی عکس فرمایش شما عمل کردم. فرستادم آهنگری. وضعش هم خیلی خوب شده. یعنی مثلاً میخواهد بگوید که شما مثل اینکه اشتباهی کردید. پیامبر به مرتبه — قربانش برویم — تأمل کردند فرمودند آن روز من در لوح محفوظ الهی توجه کردم. دیدم فرزند شما خوشروزی است. خدای منان به جهت پدر شهیدش رزق خوبی برایش در نظر گرفته. مهم نبود چه کاری داشت. هر کاری میرفت خدا تأمین کرده بود رزقش را. تو آمدی فقط کارش را سخت کردی. عطرفروشی راحتترین کار آن موقع بود. فرستادیش در آهنگری و پتک بکوب و بزن؛ بیچارهاش کردی.
این است. چقدر خوب است که انسان پشت سر یک حکیم حرکت کند و دل بسپارد به حکمت. حکمت که باطن اشیا را آنان خبر دارند. انشاءالله سر تسلیم فرود آوریم در برابر حضرت حق که هرچه هست به دست اوست. إن الله هو الرزاق. چقدر شیرین است. ذو القوة المتین. بیستوهفت بار پس از نماز صبح بگویید چهل روز؛ دیگر غر به اسباب نزنید. اللهم بارک لمولانا صاحبالزمان. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.