یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مهلتِ هجدهساله و ماحصلِ قبر
فرصتِ خودسازی در دنیا، بنا به فرمایشِ امام صادق علیهالسلام، بیش از هجده سال نیست؛ در این مهلت باید خود را به آن منزل رساند. چه در این هجده سال خود را ساخته باشیم و چه نه، چون از دنیا برویم میپرسند ماحصل چیست و چه برای ما میماند؟ چه چیز بالاترین ارزش را دارد و نخست بدان مینگرند؟ اگر ملائکه در قبر انسان را ببویند، چه را میبویند؟ این اصطلاح آمده است. گفتهاند بالاتر از توحید نداریم؛ هر که هر مقدار در توحید وارد و غرق شده و بوی توحید دهد، درجهاش همانقدر است.
روحِ توحید؛ ولایت
پس توحید چیست و چگونه باید آن را دریافت؟ به یک معنا روحِ توحید ولایت است. انسان وجودی واحد دارد: بدنی که انزلِ مراتبِ وجودی اوست و روحی که اعلی مرتبهاش است؛ به همین قیاس اعلی مرتبهٔ توحید نیز ولایت است. هر کار که میکنی به خاطرِ آقا انجام بده؛ حقیقتِ ولایتِ امام عصر روحِ توحید است، و حقیقتِ توحید ولایتِ کلیهٔ الهیه.
خوابِ رساله و سخنِ شبستری
خدا استاد را رحمت کند. ایشان در «لقاء الله» — حدودِ صفحهٔ پنجاه — نوشتهاند در خواب استادشان آیتالله شیخ محمدتقی آملی را دیدند؛ در آن ایام ایشان زنده بودند. در خواب رسالهای در سیر و سلوک به ایشان دادند و حقیقتِ توحید را چنین فرمودند: آنکه هر چیز جز الله را فراموش کنی؛ هر چه میبینی حضرتِ حق بینی. گفتن آسان است و توجه دشوار.
مسیحیای نزد امام صادق علیهالسلام آمد و پرسید خدای شما را چگونه توان شناخت؟ حضرت فرمودند از نشانهها و آیاتش: خورشید و ماه و شب و روز همه بر او دلالت دارند؛ همه ظهورِ اسماء و صفاتِ اویند. گفتن آسان است؛ توجه کردن مهم است.
علامه از خواب برخاست و نزدِ استادِ زنده رفت و خواب را بازگفت. استاد در بیداری به بیتِ شبستری در گلشنِ راز اشاره کرد: نشانیات از خرابات دادهاند که توحید اسقاطِ اضافات است. هر چیز جز خدا — هر عمل و فکر و اندیشه و تکلم و نفسی که تعلق به خدا ندارد — اضافه است و باید تعلق به حضرتِ حق یابد. خود را باید متعلق ساخت.
حیاتِ بدن و توجهِ نفس
علتِ حیاتِ بدن چیست و میت با زنده چه فرق دارد؟ بدنِ میت حیات ندارد چون نفسِ ناطقه اعلامِ انصراف کرده و توجهش را از بدن برداشته است؛ نفس نمرده، زنده است و از این دار به دارِ دیگر رفته است. هنوز نفسِ ناطقهٔ زنده به بدن توجه دارد؛ بدن برپاست. در خواب تمامِ توجه را برنمیدارد — ازاینرو هنوز زنده میماند — بلکه بیشترِ توجه را برمیدارد و به بدنِ برزخی میافکند که شکل و شخصیتش را عمل ساخته است؛ در عالمِ مثالِ متصل — برزخِ وجودی و قوهٔ خیال — سیر میکند. اگر نفس قوی باشد از مثالِ متصل پل میزند به مثالِ مطلقِ منفصل؛ آنجا ارواح و شهدا و اهلبیت را میبیند. این قدرتِ توجهِ نفس است. اگر تمامِ توجه به حضرتِ حق باشد، حیاتِ حقیقی است و همه چیز بوی توحید میگیرد.
آیهٔ شانزدهمِ رعد؛ قُلهای پیاپی
یکی از آیاتی که توحید — بهویژه توحیدِ اخلاقی — را زیبا مطرح کرده آیهٔ شانزدهمِ سورهٔ رعد است.
«قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ» (رعد/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو پروردگارِ آسمانها و زمین کیست؟ بگو الله.
در تفسیرِ نور آمده چرا به پیامبر میگوید بگو و خودِ پاسخ را نیز بگو: چون مخاطبان گوشِ شنوا ندارند؛ خودت جواب بده. معنایی دیگر نیز هست: مطلب چنان مبرهن است که تردید برنمیدارد؛ بگو الله.
«قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا» (رعد/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو آیا جز او سرپرستانی گرفتهاید که برای خود سود و زیانی در اختیار ندارند؟
آیا کسانی را ولی گرفتهاید که در نفع و ضررِ شما تملکی ندارند؟
«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ» (رعد/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو آیا نابینا و بینا یکساناند؟ یا تاریکیها و نور یکساناند؟
قرائتی میگوید چنان بیچارهاند که حتی مبرهنات را نمیپذیرند. این از شیوههای تربیتی است: مربیِ حاذق کار را با سؤال آغاز میکند؛ خدا نیز چنین میکند.
«أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (رعد/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یا برای خدا شریکانی نهادهاند که چون آفرینشِ او آفریدهاند و آفرینش بر آنان مشتبه شده؟ بگو الله آفرینندهٔ هر چیز است و او یگانهٔ قهار است.
«واحد» چون با «قهار» جمع شود بوی احدیت دارد؛ مافوقِ واحدیت. احدیت عالیترین مراتبِ وحدتِ محض است و واحدیت نشانِ کثرتِ مادون. روح از احدیت است و قلب از واحدیت؛ هم جنس و هم رتبه در وجودِ انسان نهاده شده است.
نخِ تسبیح؛ ولایتِ اهلبیت
آنچه با خود میبریم توحید است؛ نخِ تسبیح و شیرازهٔ آن ولایتِ اهلبیت است. ازاینرو باید دائم به یادِ آقا بود و کارها را به یادِ او کرد. رمزِ عملی را استاد چنین آموختهاند: امام عصر را در هر مقامی که سلام دهی، در همان مقام به تو توجه میکند. چون ارادهٔ نماز باشد سلامی در مقامِ نماز؛ چون از خانه به اداره روی سلامی در آن شأن؛ چون زباله به کوچه بری، خرید کنی، بخوابی یا برخیزی — مطلقِ شئونات. آنگاه زندگی بوی توحید میگیرد؛ باید آزمود. «السلام علیک بجواب السلام» نیز همهٔ سلامها را در خود دارد و حکایتش به حضرت زهرا علیهاالسلام و کوچه بازمیگردد؛ قصهاش دردناک است، اما سخن درست است که تمامِ سلامها در آن جمع است.
تشویق به ادامهٔ مبحثِ توحید
برخی دوستان گفته بودند بحث بس است؛ برعکس برخی دیگر گفتهاند برای همین به نماز میآییم و این گمشدهٔ ماست. ازاینرو بحث ادامه یافت. توحیدِ اخلاقی در آیهٔ رعد با سلسلهٔ سؤالها پیش میرود تا مخاطب را از غفلت بیرون کشد. مربی نخست میپرسد تا ذهن بیدار شود؛ خدا نیز در این آیه چند بار «قل» میآورد تا هم پیامبر را به ابلاغ وادارد و هم برهان را بر همگان تمام کند. آنکه اولیا از دونِ خدا میگیرد کسانی را اختیار کرده که حتی مالکِ نفع و ضررِ خویش نیستند؛ کور و بینا و ظلمت و نور را یکسان انگاشته است. شرکایِ پنداری اگر چون آفرینشِ خدا میآفریدند خلقت مشتبه میشد؛ اما خدا خالقِ کلِّ شیء است و الواحد القهار. این تعبیر وحدتِ محض را میرساند: روح از افقِ احدیت و قلب از افقِ واحدیت بهره دارد؛ انسان هم جنس و هم رتبهٔ اسماء را در خود حمل میکند و ازاینرو میتواند بوی توحید بگیرد یا نگیرد.
عمل به یادِ حجت؛ تمرینِ روزانه
سؤالِ عملی آن بود که دائم یادِ آقا چگونه ممکن است. پاسخ از استاد است — خدا حفظش کند؛ هنوز در قیدِ حیات است و بسیار مدیونِ اوییم — که سلام در هر شأن، توجهِ همان شأن را از حضرت میطلبد. نماز، خروج از خانه، خرید، خواب و بیداری — همه میدانِ سلاماند؛ عربیِ دشوار شرط نیست. وقتی زباله به سرِ کوچه میبرند نیز میتوان سلام داد به آنکه در کارِ خود است؛ امام بیکار نیست. با تکرارِ این ادب، زندگی بوی توحید میگیرد و انسان آن را استشمام میکند؛ باید آزمود. السلام علیک بجواب السلام همهٔ سلامها را جمع میکند و ریشه در سیرهٔ حضرت زهرا علیهاالسلام دارد؛ ذکرِ آن کوچه دردناک است اما مضمونش فراگیر است. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.