ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 057

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نصح نوح و ارادهٔ اغوا

آیهٔ سی‌وچهار سورهٔ هود از لطایف توحیدی قرآن است. نوح می‌گوید اگر خدا بخواهد شما را غوا کند، نصیحت من — هرچند پیامبر باشم — سودی ندارد؛ و اگر بخواهم خیرخواهی کنم نیز. نصح خیرخواهی است؛ پیچاندن گوش فرزند نیز می‌تواند نصح عملی باشد. گونه‌های نصیحت بسیار است، اما مطلق آن خیرخواهی است.

«وَلَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ ۚ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (هود، ۳۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اندرزم شما را سود ندهد اگر بخواهم اندرزتان دهم، چنان‌چه خدا بخواهد گمراهتان کند؛ او پروردگار شماست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

قوس نزول و صعود در ذیل آیه

ذیل آیه قوس نزول و صعود را جمع می‌کند. هو ربکم ناظر به قوس نزول است: او شما را در این عالم پیاده کرده است. به فرمایش علامه حسن‌زاده، رب تدبیرکننده و روزی‌بخش است؛ قوت و حیات می‌دهد و ظاهر و باطن و دنیا و آخرت را مدیریت می‌کند. ابن‌عربی در فصل بیست‌وهفتم فصوص از عشق کل به جزء سخن می‌گوید؛ در سیر حبّی نزول، عاشق بنده است و روزی و تدبیر به دست رب. و إلیه ترجعون قوس صعود است؛ امر را تدبیر می‌کند و باز به سوی او برمی‌گردید. آنچه در آسمان و زمین است برای شماست و شما برای او آفریده شده‌اید؛ متأسفانه زندگی الهی نمی‌شود. نماز باید عروج در همین وادی صعود باشد.

«يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ» (سجده، ۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کار را از آسمان به سوی زمین تدبیر می‌کند سپس به سوی او بالا می‌رود.

اغوا نزد علامه؛ برداشتن توفیق

علامه طباطبایی اغوا را ظلم نمی‌گیرد؛ گرفتن توفیق از بنده و واگذاشتن نفس به خود اوست. ضلال از خودشان است نه از خدا: چون آلودگی خواستند و حرف حق را نپذیرفتند، رها شدند. این با اغوای شیطان فرق دارد؛ شیطان به گمراهی دعوت می‌کند و خدا توفیق را برمی‌دارد. هندسهٔ توفیق نزولی است از بالا به پایین؛ هندسهٔ اخلاص صعودی از پایین به بالا. نتیجهٔ برداشتن توفیق، ادبار است: حال عبادت نمی‌ماند، نه سحر و نه مغرب.

ملاصدرا و حسن‌زاده؛ فناء در اراده

ملاصدرا می‌گوید پیامبران صادق چون اسم مرید بر آنان متجلی شود، نوح و دعوتشان در ظل ارادهٔ اوست نه در جهت انفسشان. نوح از مقام فعل خود به فناء فی الفعل رسیده؛ نصیحتش کانال مشیت است و می‌تواند در قابلی وارونه اثر کند. علامه حسن‌زاده نیز می‌گوید نوح اظهار فنا در اراده کرده است؛ نصیحت ظل مشیت اوست. اگر مشیت در وجه اضلال تجلی کند، نصح نیز در همان وجه حرکت می‌کند. نصح و اغوا ظاهراً دو چیزند اما هر دو از یک رب‌اند؛ مرید حقیقی اوست و هدایت و اضلال دو وجه ارادهٔ واحد. خواست با بنده است: اگر بخواهد همهٔ اسباب — حتی زمین و زمان و در و دیوار — هدایت می‌کنند؛ اگر نخواهد پیامبر نیز کاری از پیش نمی‌برد.

ابوذر و گرگ؛ هدایت تکوینی

ابوذر گوسفند می‌چراند؛ گرگی می‌آمد و نمی‌رفت. گفت گرگ بی‌حیاست. گرگ به زبان عربی گفت بی‌حیا من نیستم؛ بی‌حیا آنان‌اند که در مکه پیامبر ظهور کرده و سنگش می‌زنند. ابوذر فهمید و راه افتاد. در حیوان نیز هدایتگر می‌شوند وقتی قابلیت بماند. حول و قوه با خداست و پیاده‌سازی فعل با اوست؛ توحید افعالی تمام می‌شود.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

ربوبیت و روزی در قوس نزول

رب هم قوت می‌دهد و هم حیات؛ مدیریت ظاهر و باطن از شؤون ربوبیت است. نزول حبّی، بنده را جزءِ کل می‌نشاند و عشق کل به جزء، روزی و تدبیر را تضمین می‌کند. غفلت از اینکه «تو را برای خودم آفریدم» ریشهٔ زندگی غی الهی است.

ادبار پس از خذلان

ادبار میوهٔ برداشتن توفیق است: نه سحر برمی‌خیزد و نه حال عبادت می‌ماند. این کیفر تکوینیِ روی‌تافتن از حق است، نه آنکه خدا به شیوهٔ شیطان دعوت به گمراهی کند.

دو وجه ارادهٔ واحد

هدایت و اضلال دو قطب متضاد در دو خدا نیستند؛ دو وجه ارادهٔ مرید واحدند. خواست بنده سویه را برمی‌گزیند و اسباب همان سو را پر می‌کنند — تا گرگ نیز ناصح شود یا پیامبر بی‌اثر ماند.

خواست بنده و پرشدن اسباب

اگر بنده هدایت بخواهد، همهٔ اسباب — آسمان و زمین و زمان و حتی زبان حیوان — در خدمت هدایت او صف می‌کشند. اگر روی برتابد، همان اسباب بی‌اثر یا حتی مایهٔ دوری می‌شوند و نصیحت پیامبر نیز سودی نمی‌بخشد. توحید افعالی فعل را از خدا می‌داند و خواست را از بنده؛ نه جبر مطلق و نه تفویض مطلق.

ظل مشیت در دعوت انبیا

چون نبی در ظل اراده سخن گوید، کلامش از نفسانیت خالی است و در عین حال تابع مشیت می‌ماند. ازاین‌رو ممکن است یک سخن در قابلی نور و در قابلی دیگر سنگینی افزون آورد. نوح خود را کانال می‌داند نه مالک اثر؛ اثر را به رب وامی‌گذارد.

زندگی الهی در افق «تو را برای خودم آفریدم»

غفلت از اینکه انسان برای خدا آفریده شده، زندگی را از مدار ربوبیت بیرون می‌برد. قوس نزول نعمت و تدبیر می‌آورد و قوس صعود عروج نماز و رجوع است. آیهٔ هود هر دو قوس را در یک نفس جمع می‌کند تا بندگی نیمه‌کاره نماند.

جمع‌بندی توحیدی آیهٔ هود

آیه از نصح پیامبر آغاز می‌کند و به ربوبیت و رجوع ختم می‌شود تا نشان دهد اثر کلام وابسته به ارادهٔ رب و خواست عبد است. قوس نزول روزی و تدبیر می‌آورد؛ قوس صعود عروج و بازگشت. اغوا خذلان توفیق است؛ ادبار میوهٔ آن. نوح در ظل مشیت سخن می‌گوید و نصح و اضلال دو وجه ارادهٔ واحدند. ابوذر نمونهٔ کسی است که خواست هدایت داشت و تکوین ناصحش شد.

نماز در وادی صعود

همان‌گونه که آیه رجوع إلیه را یادآور می‌شود، نماز باید عروج در قوس صعود باشد نه عادت بدن. اگر توفیق برداشته شود ادبار می‌آید و سحر و مغرب سبک می‌شود؛ حفظ اخلاص صعودی، شرط نزول مجدد توفیق است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.