ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 052

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

احسن کل شیء خلقه؛ توحید افعالی

در آیهٔ هفت سورهٔ سجده یکی از زیباترین مباحث توحید افعالی است:

«الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ۖ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ» (سجده/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که همه چیز را نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد.

پروردگار در افعالش دو کار کلی دارد: یکی خلقت و انشا و ایجاد — انسان، جماد، نبات، حیوان، آسمان، زمین، حور، قصر، بهشت، انهار، اشجار، جهنم، دنیا، آخرت. احدی در این آفرینش دخالت ندارد. اگر کسی در دنیا چیزی بیافریند، در طول عقلی است که خدا داده؛ و قطعاً با گذشت زمان کهنه می‌شود و مدل نو بر آن می‌زند. هیچ‌کس نگفته این مدل آخر است. تنها حضرت حق به بهترین وجه آفریده است: نه حسن، احسن.

خلقت انسان از طین و نفخ روح

پس از احسن کل شیء، بدأ خلق الانسان من طین. کی می‌تواند از خاک انسان بیافریند؟ نه کوزه و آجر از خاک، بلکه انسان با روح:

«وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» (حجر/۲۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در او از روح خود دمیدم.

دانشمندان گفته‌اند اگر بتوان مغزی با کارکرد مغز انسان ساخت، اندازه‌اش یک‌ونیم برابر وسعت کرهٔ زمین می‌شود؛ خدا آن را در جمجمه نهاده — تازه اگر شدنی باشد که نیست. این احسن نیست؟

افعال با بندگان؛ ثواب و اشد مؤاخذه

پس از انشا، کار با بندگان است: ثواب اهل ایمان به بهترین وجه. یک بار دل شب خدا را صدا کنی چنان جزا می‌دهد که قصر و اشجار و انهار، و یاد می‌کند و به داد می‌رسد؛ چندان می‌بخشد که گفته شود بس است. در مؤاخذهٔ کفار و مشرکین و منافقین که بستهٔ سعادت را نفهمیدند یا مخالفت کردند، اشد مؤاخذه است؛ از هیچ حیث رو دست خدا نیست — نه در لطف و نه در مؤاخذه.

تدبر در صورت انسان و قیاس با نبات و حیوان

اگر چهرهٔ ظاهری تغییر می‌کرد چه می‌شد؟ گوش جای چشم، دهان بر پیشانی، مو زیر فک یا بر گردن، سه چشم یا تک‌چشم — هرچه بیندیشی می‌بینی آنچه هست احسن است. نبات برعکس ماست: دهان در زمین، پا به آسمان. حیوان افقی و چهارپا. انسان عمودی، دهان به آسمان. اگر ما نیز برعکس بودیم و از پایین تغذیه و از بالا دفع می‌کردیم کاریکاتور می‌شد. خدا به بهترین وجه ایجاد کرده است.

حیوانات و عنکبوت؛ بیست جلد و هنوز ناتمام

در حیوانات تهش پیدا نشده؛ دریا هنوز موجودات نو می‌یابد؛ برخی از پوست تغذیه می‌کنند. دانشمند فرانسوی به نقل استاد شصت سال عمر نهاد و بیست جلد دربارهٔ عنکبوت نوشت و در آخر گفت چیزی نفهمیدم. قرآن می‌فرماید:

«وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ» (عنکبوت/۴۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سست‌ترین خانه‌ها همانا خانهٔ عنکبوت است.

ناز یک عنکبوت شصت سال عمر دانشمند را گرفت و تمام نشد. الله اکبر؛ این احسن نیست؟

جمادات و مدارها؛ یک میکرون اعوجاج

در مدار کهکشان‌ها و سیارات اگر یک میکرون اعوجاج شود عالم می‌پاشد و برخورد و انفجار زندگی را از بین می‌برد. چه تدبیری پشت خلقت است. جمادات، حیوانات، ملائکه، اجنه، عوالم و مراتب هستی؛ انتشار اسماء از ذات لایزال به عالم اله و عقول. بیشترین خلقت ملائکه‌اند؛ همه جا حاضر؛ هر فیض از طریق ملک می‌رسد. قطرهٔ باران تا به زمین برسد ملکی همراهش است. نظم دقیق.

احسن الخالقین و حیرت آفاقی انفسی

چون به انسان می‌رسد می‌فرماید فتبارک الله احسن الخالقین؛ و آغاز از طین که پست‌ترین می‌نماید و زیر پا لگد می‌شود. در سیر انفسی و آفاقی هرچه بنگری حیرت اندر حیرت است: الله، استغفرالله، الحمدلله، ماشاءالله، انا لله.

ذکر جامع؛ هدیهٔ توحیدی

ذکری معروف به ذکر جامع از رسول خدا روایت شده: هرکه روزی ده بار بخواند چهار هزار گناهش بخشیده، فشار قبر مرتفع، قرض ادا، غم زایل، از شر شیطان محفوظ می‌شود. علامه طباطبایی و مجلسی و حسن‌زاده بر آن تأکید دارند. یازده بند کوتاه، یکپارچه توحید: اعددت لکل هول لا إله إلا الله؛ و لکل هم و غم ما شاء الله؛ و لکل نعمة الحمد لله؛ و لکل رخاء الشکر لله؛ و لکل اعجوبة سبحان الله؛ و لکل ذنب استغفر الله؛ و لکل مصیبة انا لله و انا الیه راجعون؛ و لکل ضیق حسبی الله؛ و لکل قضاء و قدر توکلت علی الله؛ و لکل عدو اعتصمت بالله؛ و لکل طاعة و معصیة لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم. آدم با چنین دعاها خو کند و نفس بکشد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

دو کار کلی خدا؛ خلقت و معامله با بنده

خلقت احسن است و کهنه نمی‌شود؛ مدل نو بر آن نمی‌آید. معامله با بنده نیز در ثواب احسن و در مؤاخذه اشد است. میان این دو، انسان ایستاده: از گل پست تا احسن الخالقین؛ از حیرت آفاق تا ذکر جامع که هر حادثه را به اسمی از اسماء پیوند می‌دهد. تأمل در جای اعضا و قیاس با درخت و چهارپا و موجودات پوست‌خوار، عقل را به تصدیق احسن می‌کشاند؛ عنکبوت و مدار سیارات همان تصدیق را از راه شگفتی می‌افزایند.

احسن نه حسن؛ دقت واژه‌ها

قرآن نگفته حسن کل شیء؛ گفته احسن. فرق حسن و احسن در توحید افعالی گران است: هرچه خدا آفریده در بهترین صورت ممکن نسبت به حکمتش است. مصنوع بشر نسبی و نسخهٔ موقت است؛ مصنوع خدا احسن و بی‌رقیب مدلی است. از این‌رو در خلقت، دخالت استقلالی مخلوق راه ندارد؛ هر ابداع انسانی در طول عقل موهوبی است و زمان آن را کهنه می‌کند.

مغز در جمجمه و مقیاس زمین

تمثیل دانشمندان دربارهٔ حجم مفروض مغز مصنوعی، عظمت احسن را ملموس می‌کند: آنچه در کاسهٔ سر جا گرفته اگر بخواهد با منطق مادهٔ خام بازسازی شود، به اندازهٔ سیاره‌ها باد می‌کند و باز هم روح ندارد. نفخ روح از طین پست، معجزهٔ احسن است؛ خاک زیر پا به احسن الخالقین می‌رسد.

لطف بی‌پایان و مؤاخذهٔ اشد

یک ندای شبانه، پاداش قصر و نهر و یادکرد الهی می‌آورد تا بنده بگوید بس است. در سوی دیگر، مخالفت با دین که بستهٔ سعادت دنیا و آخرت است، اشد مؤاخذه را در پی دارد. هر دو قطب، احسن بودن فعل الهی را نشان می‌دهد: در رحمت و در عدل هیچ‌کس بر او پیشی ندارد.

اگر اعضا جابه‌جا بود

جابه‌جایی فرضی گوش و چشم و دهان و مو، عقل را وادار به تصدیق وضع کنونی می‌کند. درخت دهان در خاک دارد و انسان دهان به آسمان؛ حیوان افقی است و انسان عمودی. این هندسهٔ خلقت تصادف نیست؛ احسن است. تغذیه از پوست در برخی آبزیان برای انسان کاریکاتور می‌بود و برای آنان تناسب مزاج است — باز احسن در جای خود.

عنکبوت و شصت سال حیرت

بیست جلد دربارهٔ یک جانور و اعتراف نهایی به نفهمیدن، درس توحید است. خانه‌اش سست‌ترین است و رازش پایان‌ناپذیر. الله اکبر بر احسنی که در ضعیف‌ترین بیت، اسرار بی‌پایان نهاده است.

ملائکه و فیض و قطرهٔ باران

کثرت مخلوقات به ملائکه است؛ هر فیض از مسیر ملک می‌رسد. قطره تا زمین ملک همراه دارد. از ذات و اسماء تا عقول و مثال و طبیعت، انتشار اسماء نقشهٔ هستی است. چون به انسان می‌رسد فتبارک الله احسن الخالقین از طین؛ پست‌ترین ماده، بلندترین عنوان.

ذکر جامع؛ توحید در هر حال

ده بار در روز: برای هر هول لا إله إلا الله؛ برای هم و غم ما شاء الله؛ برای نعمت حمد؛ برای فراخی شکر؛ برای شگفتی سبحان؛ برای گناه استغفار؛ برای مصیبت انا لله؛ برای تنگی حسبی الله؛ برای قضا توکل؛ برای دشمن اعتصام؛ برای طاعت و معصیت لا حول ولا قوة. علامه و مجلسی و حسن‌زاده بر آن انگشت نهاده‌اند. ذکر، پاسخ حیرت آفاقی و انفسی است: هرچه پیش آید نامی از نام‌های او جواب است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.