ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

آیه هفتاد و یک سوره انعام هم پیرامون توحید افعالی‌ست.

قرائت کنیم.

"قل اندعوا من دون الله ما لا ينفعنا ولا يضرنا ونرد على أعقابنا بعد إذ هدانا الله كاللذي استهوت الشياطين في الأرض حيران له أصحاب يدعونه إلى الهدى اعتنا قل إن هدى الله هوى الهدى وأمرنا لنسلم لرب العالمين".

میفرماید پیغمبر بهشون بگو که آیا به جای خدا معبودی رو بپرستیم که نه سودی به ما میرسونه و نه زیانی.

یعنی هیچ، هیچ ازش هیچی صادر نمیشه.

سنگ و چوب.

و پس از آنکه خدا ما را هدایت کرد به فرهنگ و فضای جاهلیت بازمان گردانند؟

یعنی وقتی خدا ما را هدایت کرده دوباره ما بریم تحت سیطره جاهلیت اون‌ها؛ که الان حالا اگر اون موقع جاهلیت اون شکلی بود، الان جاهلیت، جاهلیت مدرنه.

در حالی که برای او یارانی است که حالا میگه مانند کسی که اگر ما این کارو بکنیم مانند کسی که شیاطین عقلش رو ربودن و در زمین سرگردان است.

حيران له أصحاب يدعونه سرگردان و حیران است.

میگه کسی که به دنبال شیطان میره هدایت الهی رو ول میکنه، حیرانه، سرگشته‌ست، سرگردانه.

نفسش نفس مضطربه.

هیچوقت به آرامش نمیرسه.

و در حالی که برای او یارانی است که وی را به سوی هدایت دعوت می‌کنند که به جانب ما بیا.

بگو یقیناً هدایت خدا همان هدایت است.

"قل إن هدى الله هوى الهدى".

هدایتی، هدایته که از سمت و ناحیه حضرت حق باشه.

هدایت من درآوردی و دین من درآوردی و که ما شاء الشيطان الان زیاد شده، تحریف‌ها، تفاسیر به رأی تا دلت بخواد.

اینا رو ول کن.

ببین خدا چگونه دعوت کرده و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.

و أمرنا اصلاً به ما امر شده.

به ما امر شده که چی بشیم؟

"لنسلم لرب العالمين" تسلیم پروردگار عالمین باشیم.

چرا آدم تسلیم کس دیگه‌ای باشه؟

اگر او رب العالمین‌ه، الحمد لله رب العالمين در ذکر سوره حمد که در قرآن می‌خونیم بعد بسم الله اولین جمله‌ای که ما اظهار می‌کنیم، اعلام می‌کنیم به خودمون و به همه‌ی جهان پیرامون میگیم الحمد لله.

کدوم الله؟

رب العالمين.

پروردگاری‌ست که حالا رب، ربی‌ست که تدبیر کننده است، رزق می‌دهد، تدبیر می‌کند، از بلاهاها و حوادث حفظ می‌کند، تقدیر میکنه، تدبیر میکنه، اندازه‌گیری میکنه، مدیریت میکنه، عقل رو پیاده میکنه.

به وسیله نفس زندگیت رو دست میگیره.

بسپر به خدا، ببین خدا چگونه زندگیت رو مدیریت میکنه.

البته نسبت به ادعامون خدا همونطور رفتار میکنه.

شما میخوای مدارج عالیه رو بپیمایی، میخوای درجاتت بره بالا، میخوای آدم عالیی باشی، خب قطعاً امتحاناتتم سنگین‌تره عزیز دلم.

شاید شما باورتون نشه از وقتی که ما اینجا توحید افعالی رو سفره‌ش رو پهن کردیم برای خود بنده اتفاقات عجیب و غریب، بلاهای عجیب و غریب که اصلاً سابقاً نداشته تو زندگیم داره رخ میده.

فکر میکنید چیه علتش؟

داریم ادعا میکنیم توحید افعالی.

"بيده ملكوت كل شيء يد الله فوق أيديهم لا حول ولا قوة إلا بالله".

خدا میگه اع ادعا کردی توحید افعالی؟

لا حول ولا قوة إلا بالله.

بسم الله.

ببینم میتونی طاقت بیاری؟

تا کجا مرد شی؟

هر کجا آدم ادعا میکنه سر همونم میخوره.

آدم یا نباید ادعا کنه یا پاش واسته.

مثل خیلیا که صدر اسلام دم از پیغمبر زدند اما پای امیرالمؤمنین که وصی بلا فصل پیغمبر بود وا نستادند.

اولین جایی که البته اولین جا که به صورت عمومی و رسمی و مکاتبه شد اینها و الا خب قبلش هم خیلی بود.

امام معصوم ولایت بی چون و چرای یک غیر معصوم رو ولایت خودش معرفی کرد در قضیه کوفه بود و حضرت مسلم بن عقیل.

چقدرها تو زرد و ازاب درومدن.

تقریباً غریبه به اتفاق.

دم از ولایت اباعبدالله زدند.

هجده هزار نامه نوشتند.

حالا بعضیا که میگن هجده هزار بزرگان قبایل.

یعنی هر کدومشون عشیره‌ای زیر دستشون بود.

اینو ضرب کن در چند ببین چه عددی در میاد.

نامه نوشتن خواستن.

خب حالا حضرت خودش نیومد نماینده‌ش رو فرستاد.

این آقا کیه؟

این چیه؟

مثلا کاری به ایشون نداریم.

ما تو رو خواستیم.

تو باید بیای.

اونجا میگه آقا هرچی ایشون گفت سمعاً و طاعتم باید بپذیرید.

دقیقاً امتحانی که ما الان داریم پس میدیم.

اگه تو ولایت رو در طول ولایت کلیه میبینی باید بگی چشم.

مگه میشه امام عصر رها کرده باشه شیعه رو؟

اصلاً امکانش هست؟

ولا ننسي لذكركم.

اصلاً نمیشه ما شما رو هیچ وقت یادمون نمیره.

امام عصر فرمودن دیگه.

ما همیشه به یاد شما هستیم.

مگر میشه معطل بمونه دین خدا؟

این همه خون‌های پاک پای این دین ریخته شده.

پای هدایت الهی خون‌ها ریخته-- پاک‌ترین خون‌ها ریخته شده.

پاک‌تر از خون حضرت صدوق شهید سراغ داری؟

پاکیته-- پاکیزه تر از خون فرق امیرالمؤمنین سراغ داری؟

خون جگر امام مجتبی و خون گلو سیدالشهد سراغ داری؟

این‌ها ریخته شده پای هدایت، پای دین که یک پارچه هدایت الهیه.

لذا اینجا می‌فرماید چی؟

می‌فرماید قل بگو بهشون اصلاً بگو موضوعیت داره اینجا گفتن.

میگه بگو فقط تو دل خودت نگه ندار.

بگو به بچه‌ت بگو به همسرت بگو به همکارت بگو به رفیقات بگو مرام نامه‌تو اظهار کن.

درو نباش به همه بگو چی-- چیکاره‌ای.

قل انه هدى الله هو الهدى.

اون هدایت الله الهیت نظام که پیاده شده هو الهدى همون هو الهدى.

اون هدایته.

هدایت که از ناحیه هو باشه این هو به چی میخوره؟

هدایت الهی.

هدایت که الله داشت تعریفش کرده باشه نه از خودت.

بعد جمع شدن برای خودشون.

همون مثالی که زدم یکی از یعنی مترجم قالب گفتگوی‌های شهید سید حسن نصرالله شبانه تو اتاق ما بود عزیزان دیدنشون.

بچه بسیار خوب، باصفا.

تقریباً رفاقت ما برمی‌گرده به سی و پنج سال پیش.

بسیار آدم عجیبی بود از مکه برگشته بود.

اومد با هم گفت‌وگو داشتیم گفت اونجا جریانشو براتون گفتم دیگه رو به روی بیت خدا یه اهل تسننی رو میگه حالا اینطوری تو ذهنم هست که فکر می‌کنم از شهر کشور مصر گفت.

راست خیلی از ما خوشش اومد و گفت‌وگو کردیم و تا فهمید من شیعه‌ام فکر می‌کرد من اهل تسننم.

گفت تا من ش-- گفت من بهش گفتم شیعه هستم گفت برای چی شیعه چرا؟

حیفه تو نیست رفتی شیعه شدی؟

بهش گفتم که شما چرا رفتی سنی شدی؟

اگه حیفه من شیعه شدم شما چرا سنی شدی؟

بهش یه جمله گفتم همینطوری هاج و واج موند و رفت.

هیچ جوابی براش نیاورد.

گفتم شما پس از شهادت پیغمبر هنوز کفن آقا خشک نشده بود دور هم جمع شدید خودتون یکی رو انتخاب کردید جانشین پیغمبر.

درسته؟

گفت بله ما همین کارو کردیم.

گفت خب حالا بفرمایید الان هم جمع شید دور هم همه مشایخ‌تون جمع شید یه نفر رو انتخاب کنید به عنوان امام عصر.

مگر میشه دنیا بدون امام بمونه؟

یعنی خدا معطل قرار بده بنده گانش رو رها کنه بعد این همه خون‌هایی که ریخته شده، این همه زحمت‌هایی که پیغمبر کشیده.

یه کتابی هست حتما اینو بخونید.

الفین خدا رحمت کنه علامه حلی.

من اون اوایل که منبر می‌رفتم اول هر منبرم یه دونه از اصول هزار و سیصد و تقریباً پنجاه اصله روش زده الفین یعنی دو هزار.

اما بقیه‌ش رو بعضیا میگن پسرش نذاشت به دست دیگران برسه.

بعضیا میگن نه مفقود شد.

دو جلد بوده، یه جلدش مونده.

سی-- هزار و سیصد و خورده‌ای اصل در اثبات ولایت امیرالمؤمنین.

خب اینا رو بخونید به بچه‌هامون بگین.

اینجا من آوردم رو میزم شاید باشه الان.

الفین علامه حلی.

تو اونجا نوشته پ-- یکی از اصولش اینه اینطوری اثبات می‌کنه.

میگه پیغمبر برای پست‌ترین شؤونات بشری دستور داده یعنی خدا بهش دستور داده.

پیغمبر هم مبلغه از سمت ناحیه خدا اومده.

میگه اگر حرف منو گوش ندادی رگ گردنتو میزنم.

خدا به پیغمبرش اینطوری غیرت نشون میده رو ناموسش که دینشه.

حسین ابن علی شهید شد به خاطر دین خدا.

ناموس خدا دین خداست.

افراد و اشخاص باید فدا بشن.

اونجا میگه چطور برای پست‌ترین چیزها جسارت می‌کنن؟

علامه حلی میگه به علمای اهل تسنن میگه مثل اینکه می‌خوای بری تو بیت الخلاء که پست‌ترین شؤونات بشریه با پای چپ بری برمی‌گردی بیرون با پای راست بیای نشستی سنگینی تو بندازی رو پای چپت.

علتشم میگه این ذکرو بگی، سرت پوشیده باشه، دست به شکمت بکشی، این شه-- چطور برای این‌ها هجده تا دستور داره پیغمبر.

بعد برای ولایت و زعامت امت دستور نداره؟

دستشون بسته است.

میگه من بهش گفتم آقا بفرمایید همین الان یه جانشین پیدا کنید خودتون انتخاب کنید جهان شیع-- جهان اسلام را از این تشدد نجات بده و جلوی ظلم و جور بایسته.

امام‌تون کو؟

میگه همین‌طور هاج و واج موند.

یه نگاه به کعبه کرد و سرشو انداخت پایین و رفت.

فهمید چه غلطی کرده.

خب بفرمایید اصلاً نمیشه.

الهیت نظام هستی داره پیاده میشه.

همه چی هم به دست اوست.

ما باید دل بسپریم.

دل نسپری به زور میبرنت.

حالا یه جوالانی تو دنیا به ما دادن فکر می‌کنیم خبریه مثلاً رو بچه‌مون اسم میذاریم تو گوشش می‌زنیم داد می‌زنیم سرش.

در صورتی که اونم امانت دست ماست.

منم خودمم مال خودم نیستم.

منم امانت الهی دست خودمم.

بعد اینو وقت م-- متأسفانه موت می‌فهمیم.

فبصر الی يوم حدید فکشفنا عنک غطاءک فبصر الی يوم حدید.

وقتی پرده افتاد چشمت تیز شد تازه می‌فهمی لا حول و لا قوه الا الله.

چه بهشتی باشی چه جهنم به زور می‌کشن میبرنت.

دیگه اصلاً اختیاری وجود نداره.

این توحید افعالی خیلی گم شده ماست رفقا.

دارم میگم تازیانه‌هاش داره میاد سمت من فقط به جهت گفتنش برای شماها.

خدا توفیق صبرش رو هم به ما عطا کنه.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل