بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
یکی دیگه از آیاتی که فی rampant توحید افعالی صحبت میکنه آیه چهارده سوره انعام.
میفرماید قل-- این که میگه قل بگو پیغمبر تو بگو بهشون.
این نشون میده که پیغمبر عبد محض حضرت حقه.
بهحت عبودیت و بندگیه.
قل غير الله اتخذ وлия.
بهشون بگو که آیا غیر از خ-- الله من ولایتی رو بپذیرم؟
کسی رو ولی خودم قرار بدم؟
این آیه البته شأن نزولش رو میدونید مفسرین فرمودن که این بود که وقتی پیغمبر اه ادعا-- بعثت، بعثت مبعوث شد و به بعثت رسید و اون مرتبه نبوتش رو اعلام کرد، مشرکین جمع شدن.
حالا به قولی مرفهین بیدرد اون زمان.
برگشتن گفتن که ما که میدونیم تو به خاطر فقری که گرفتارشی مردم رو دعوت به خدا کردی.
به خاطر فقرته.
بیا ما هرچی میخوای بهت میدیم.
دست به دست هم بدیم تو رو پولدارترین آدم روز زمین میکنیم.
همه به هم بهت میبخشیم.
حالا پیغمبر-- این آیه در شأن نزولی که دارن این رو فرمودن مفسرین که به این خاطر اصلاً نازل شد که اینها اینو گفتن.
حالا پیغمبر میفرماید که بهشون بگو که غير الله اتخذ وлия.
آیا من به جز الله ولایتی رو بپذیرم؟
حالا اصلاً ولی میدونید چندین معنا داره.
یکی از معانی مهم ولایت که ما کمتر بهش توجه میکنیم اینه که دو چیز انقدر به هم نزدیک بشن و به هم پیوستگی پیدا کنن که هیچ فاصلهای بین اون دو چیز نباشه.
به این میگن ولی.
یعنی هیچ فاصلهای نیست از اون دویت به-- میگه لا فرق بینهم و بین حبیبهم.
این معنای ولایت میشه.
ما وقتی میتونیم دم از ولایت الله الله ولی للذین آمنو ما دم بزنیم یا دم از ولایت امیرالمؤمنین بزنیم که واقعاً هیچ فاصلهای بین ما و اونها نباشد.
اگر فاصلهای هست و اگر ما با گناه و معصیت فاصله ای ایجاد کردیم، این ولایت مشکل داره.
اون ولایتی درست و درمونه که و ما رو به سر مقصد میرسونه که هیچ خللی وجود نداشته باشه.
این یک نکته.
که میگه اون الله هیچ فاصلهای بین من و او نیست، بین من و الله.
پس چرا من اصلاً برم کس دیگه رو اختیار کنم؟
بعد نکته دیگه میفرماید که فاطر سماوات و الارض.
اون الله که من ولی خودم اختیارش کردم بیام عوضش کنم با کی؟
خدایی که فاطر سماوات و ارضه.
فاطر اصلاً فطر رو میدونید اه به معنای در حقیقت یک شکاف عمیق و طولانی رو ایجاد کردن و بعد پر کردنش با چیزیه.
به این میگن فطر.
فاطر کسیه که در چیزی یعنی اه سهاه اللغه یا مرحوم اصفهانی در مفرداتش میفرماین که اصلاً چیزی رو فاطر کسیه که چیزی رو میشکافه عمیقاً و به صورت طولانی و بعد پرش میکنه.
اینجا معنایی که اینجا آوردن فاطر السماوات والأرض یعنی اینکه خدا اون کسیست که آسمانها و زمین رو بلکه آسمان وجود من و زمین وجود من رو شکافته با چی؟
با فقر.
اونم به صورت طولانی الی الأبد.
یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله.
شما فقیرید.
فقیر محضید.
ذاتاً فقیرید و اون و ابتغوا اليه الوسيلة عرض کردیم تو بحث لقاء الله که علامه طباطبایی فرمودن این وسیلهای که ما رو به سمت خدا میکشونه فقر ذاتی ماست.
اگه کسی بهش توجه کنه و بهش پی ببره.
حالا با چی پرش میکنه؟
شکاف میشه فقر، آسمان و زمین وجود ما رو فاطر السماوات والأرض شکاف عمیق طولانی به الی الأبد داده با فقر.
با چی پرش میکنه؟
خودش فرمود دیگه انتم الفقراء الى الله.
با الوهیتش پر میکنه.
یعنی یکپارچه وجود ما بوی الله میده.
اگه کسی ما رو نگاه کنه با دی-- خودت، خودت رو با دید حق بین نگاه کنی الله رو میبینی.
پیغمبر فرمود هرکس منو ببینه من ارانی فقط رأى الله قطعاً الله رو دیده.
یه وجهش همینه که عرض کردم الان.
البته یه وجهش هم اینه که تمام اسماء حسنی و صفات اولیا الهی در پیغمبر به نحوه اتم پیاده شد لذا اون شد مظهر الله.
اینم یک نکته.
و بعد میفرماید و هو حالا اون فاطر السماوات والأرض کیه؟
و هو یطعم و لا یطعم.
اون کسیست که اطعام میکنه و خودش اطعام نمیشه.
یعنی در حقیقت خدایی که-- پیغمبر چگونه داره معرفی میکنه؟
الله اکبر از این معرفی کردن.
ما چگونه خدا رو میتونیم معرفی کنیم؟
میفرماید خدای من یک سفره خانهای راه انداخته، یک ضیافت خانهای داره که همه رو اطعام میکنه و خودش اطعام نمیشه.
شما تصور کنید هر کسی در هر سطحی و در هر جزء و کلی در هر جایگاهی هُوَ، هُوَ او یطعمُ.
فعل مضارعه دلالت بر استمرار داره دائما داره اطعام میکنه.
این رو فقط نگیرید صرفاً این نان و آبی که ما میخوریم.
البته از شؤون ولایت چون بلافاصله بعد از ولیا فاتر سماوات و الأرض بعد یطعم میاره یعنی اینکه از شؤون ولایت به قول آقای قرائتی در تفسیر نورش از شؤون ولایت اطعام، ن-- در حقیقت برآورده کردن نیازهای تحت امرشه، زیردستشه، از شؤون ولایته.
حکومت اسلامی باید نیازهای مردم رو فراهم کنه.
اینم آقا چندین ساله شعار سال رو مثلا بحث اقتصادی قرار میده، تولید قرار میده و امثالهم.
از وظایف حکومته.
مثلا طرف از زمان گدایی میکرد، پیرمرد بود.
مولا فرمود برید ببینید چی میخواد.
چرا آخه داره گدایی میکنه در حکومت ما؟
گفتن آقا این مسیحیه، مسلمون نیست.
فرمود دیگه بدتر.
برید سراغش ببینید مشکلش چیه.
بر ماست که نیازشو فراهم کنیم.
حالا در هر حال این که میفرمایید یطعم فعل مضارعه در، در چی اطعام میکنه؟
نه فقط در آب و نان بلکه تمام وجود ما رو یعنی اطعام عقل ما، روح ما، خیال ما، جسم ما، روح ما، سر ما، سرّ سر ما، حقیقت وجودی ما از رقت تا حقیقت، از مادون تا مافوق، از فرد تا اصل همه رو خدا داره اطعام میکنه.
اصلاً وجود ما رو داره در خصوص خود اسماء الهی آنف آن تج-- تغذیه میشه آنف آن خدا در ما داره تجلی میکنه.
يسأله من فی السماوات والأرض الله اکبر.
یه رساله داره مرحوم ابن عربی در این خصوص به نام رساله شعنیه فقط در خصوص همین آیه و کل یوم هو فی شأن بعد از اینکه قرآن میفرماید همه يسأله دائم من فی السماوات والأرض هرچی در آسمان و زمینه يسأله گدایی میکنه، درخواست میکنه از خدا چون فقران دیگه.
فقر ذاتیان.
بعد جوابش چیه؟
کل یوم هو فی شأن.
در هر ظرف ظهوری که يوم ظرف ظهور بود.
شما ظرف ظهوری هستی که اسماء الهی رو داری ظاهر میکنی.
خدا داره در شما ظهور میکنه.
کل یوم هو هُوَ همون هُوَ یطعمُ فی شأن.
خدا داره آنف آن در من و شما تجلی میکنه که هستیم.
اینم یه غذائه.
غذای وجودی ماست.
غذای عقل ما یه طور، غذای قوه خیال مون یه طور، غذای وهممون، جسممون، روحمون همه و همه رو دائم داره خدا میده.
چه خدای دیگهای بهتر از این؟
کجا برم؟
در خونه کی برم؟
و ادامه میدهد قل انی باز خدا تأکید میکنه قل بهشون بگی انی امرت ان اكون اول من اسلم ولا تكونن من المشرکین.
هی فرصت نیست خیلی اینجا حرف داشتیم.
توجه بفرمایید پیغمبر آیا اولین مسلمانه؟
مگر جدشون حضرت ابراهیم نفرمودن انی وجهت همون آیهای که قبل از شروع نماز مستحبه بخونیم.
انی وجهت وجهی للذي فطر السماوات والأرض حنيفا مسلما و ما انا من المشركين.
پس همشون مسلم بودن.
اصلاً عند ان الدين عندالله الاسلام پیش همه اصلاً دین اسلامه.
بخشیشو اونا آوردن کاملشو پیغمبر.
چرا اینجا پیغمبر میفرماید بهشون بگو که اول من اسلم.
ان اكون اول من اسلم.
من امر شدم که اولین مسلمان باشم.
اجازه بدید در انتهای بحث که البته خیلی حرفهامون باشه ما تبرکا حرف میزنیم حاق مطلب رو که نمیشه گفت.
نظر ابن عربی رو براتون بخونم و شما رو به خدا بسپارم.
مرحوم ابن عربی حضرت محی الدین شیخ اکبر در این خصوص میفرماید در عین اینکه زمان رسالت پیامبر ما از سایر پیامبران متأخر است، از همشون دیرتره دیگه.
خاتم الانبیاست درسته؟
اما خدای سبحان به این پیامبر میفرماید اول من اسلم.
در واقع رتبه وجودی پیامبر اسلام را در این عالم اعلام میکند.
قدم وجودی پیامبر ما در عالم معنا یعنی اولین وجودی که خضوع اطعام در مقابل خدای سبحان دارد پیامبر اسلام است.
عالم یه همچین پیغمبری رو و یه همچین خدایی رو بفروشه بره سراغ چی؟
وقتی توجه به این آیه میکنی سرتاسر نظام هستی رو از جزء و کل، از مادون و مافوق رو یکپارچه فقر الی الله میبینی و همه کاره این عالم و نظام هستی رو که به احسن وجه داره صونش رو تدبیر میکنه حضرت حق میبینی.
یعنی شما دیگه نگاهت میشه الهی.
الهی زندگی میکنی که غیر از این اگر باشه ما باختیم.
والحمد لله رب العالمين صلوات خد کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد