بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
تبریک عرض میکنم ماه ربیع رو، ماهی که سرتاسر نور است و به قول رهبر عزیزمون فداش بشیم، بهار زندگیه.
این ماه بهار زندگیه.
متأسفانه عدهای آدمهای چه عرض کنیم زبان نفع همینطور شروع این ماه رو هم حالت عزاداری رو ادامه میدن تا شهادت امام عسکری به بهانههای عجیب و غریبی که نه تاریخ اسلام تأیید میکنه، نه عرف اجتماع و اینها که حالا متأسفانه قصه کوچه بنی هاشم رو میارن تو همین چند روز در حالی که اصلاً همچین چیزی نیست.
ما یه تحقیقی هم کردیم که حدود چهل روز بعد از شهادت پیغمبر اون اتفاق میافته.
حالا میتونید رجوع کنید تو کانال مرام هست.
بحث ما در خصوص توحید افعالی بود.
چنانچه خاطر شریفتون باشه از آرامش که در قلب اتفاق میافته و قلب هم با ذکر به آرامش میرسه، رسیدیم به تجلیات الهیه و گفتیم که تجلیات الهیه اگه کسی بخواد بهش برسه باید بره سراغ توحید.
توحید سه رتبه داشت؛ افعالی و صفاتی و ذاتی.
ما الان در توحید افعالی هستیم و چنانچه خاطر شریفتون باشه آیاتی که پیرامون توحید افعالی بود رو داشتیم مرور میکردیم.
یکی از آیاتی که برید انشاالله مرور کنید، نگاه کنید، خلوتتون بخونید در خصوص توحید افعالی خیلی زیبا سخن گفته آیه هفتاد و هشت سوره نساءه.
ابتدا آیه اینجوری شروع میشه که [مکث] ینما تكونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج فرمود که ااا در هر کجایی که باشید ولو در برجهای آنچنانی که بپا کردید باشید یدرککم الموت.
موت شما را درک میکنه.
شما نمیتونید از موت فرار کنید.
این یکی از آیات محکم الهیه.
البته خود موت یک شیئه.
یک چیزیه که بر ما وارد میشه.
ما قراره بچشیمش.
کل نفس ذائقة الموت مثل شربتیه که باید بخوریمش، باید بچشیمش.
خوش به حال کسی که این شربت رو قبلاً چشیده باشه کو-- که بشه موت قبل ان تموتو که اون موقع این شربت براش تکراری باشه، لذتبخش باشه.
به یک باره بخواد به این شربت رو بخوره چون چشیدنیه دیگه و خلق الموت والحیاة هر دو چه حیات چه موت خلق الهین.
یک شیءاند.
جزو اشیاءاند.
جزو خلائقاند.
البته لیبلوکم ایکم احسن عملا برای این خلق شدن که خدا ببینه شما کدومتون بهترین اعمال رو دارید.
که حالا قبلاً هم گفتیم این احسن اعمال چه عملیه؟
خصوصیتش چیه؟
قبلاً صحبت کردیم.
پس این که موت هر کجا باشی ما رو در میآورد خودش نگاه به این قصه توحید افعالی رو تقویت میکنه.
اولین اتفاقی که توی، توی این موضوع میافته ترس از انسان برداشته میشه.
برعکسها یعنی شما معمولاً از موت میترسیم هممون.
غالباً این شک-- مگر اینکه س-- جزو [مکث] ان کن-- فتمی نول موت ان کنتم صادقین.
مگر اینکه جز صادقین باشیم که اونهایین که ولایت کلیه امیرالمؤمنین رو التزام عملیه دارن بله اونا عاشق موتن که بهش میگن مرحله شهود.
انسان رو میکشونه تا مرحله عنداللهی که مقام حضرت صدوق شهیده است.
عند، عند ربهم یرزقون مقام عنداللهیاند.
مگر اونا بقیه همه غالباً میترسیم.
توحید افعالی اولین اثرش برداشتن ترسه، ایجاد شجاعته.
چرا؟
چون این اصلاً اتفاق نمیافته مگر به حول و قوه الهی دیگه.
مخصوصاً موت دست من و شما نیست که.
چه بسیار آدمهایی که خواستن حتی خودکشی کنن، خودشون رو خواستن بکشن حتی به ظاهر کشتن اما زنده موندن.
موت دست خداست.
در یک روایت شریفی دیدم که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام حرکت میکرد.
در خلوت دید صدایی پشت سرش میاد برگشت دید قنبره.
قنبر غلام مولا بود دیگه.
اواخر عمر مثل یه سایه همش دنبال آقا بود.
و اون لحظهای هم که آقا رو زدن قنبر نبود.
خیلی شجاع بود همیشه شمشیرش کشیده بود.
خلاصه حضرت چون داشت میرفت به خلوتگاهش برای مناجات یا هرچی، به قنبر گفت چیه دنبال سر من راه افتادی؟
عرض کرد که آقا میخوام مراقب شما باشم، ملازم شما باشم.
خطری شما رو تهدید نکنه.
حضرت فرمود ببینید مقدرات، حکم، قضای الهی در آسمان اتفاق میافته و مشخص میشه، محکم میشه.
ان من شيء ان الله عندنا خزائنه خزائن هر چیزیه به حق خصوصاً حکم الهی در آسمانه.
وقتی این بخواد پیاده بشه مقدر میشه و ما ننزله الا بقدر معلوم.
نازل شدن این حکم میاد به آسمان پایین میاد به دنیا.
اما اون قضای کلی و حکم الهی کجا تنظیم میشه؟
بالا.
یعنی تا-- این فرمایش مولاست تا آسمون مقدر نکنه هیچ اتفاقی رو زمین نمیافته.
پس تا خدا نخواد هیچکس نمیتونه به علی آسیب برسونه.
برو و قمر رفت.
نگاه رو ببینید.
این نگاه اگر از مولا به ما برسه چقدر آرامش ایجاد میکنه.
یه روایتی هم ذیل همین آیه که الان عرض کردم مثلا حالا تا همین جا شما مقدمه رفتیم به جهت محکم کاری بحث، آیه رو براتون ذیلش یه روایت تقدیم کنم و برای امروز بسه.
که ذیل این آیات رو-- آیهای که عرض کردیم روایات زیادی هست.
یکیش رو من از تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة والسلام جلد سه، صفحه سیصد و دوازده براتون نوشتم.
البته بحار جلد چهل و چهار، صفحه سیصد و سی هم داره.
امام حسین صلوات الله علیه این روایت رو امام صادق فرمودن.
متن روایتو براتون ترجمهشو میخونم، کیف کنید، بخوریدش، نوش جونتون.
فرمودن که امام صادق فرمودن هنگامی که امام حسین جد ما از مدینه حرکت نمود، همون اول یعنی از مدینه به محض اینکه حرکت کرد گروههایی از جن که مسلمان بودند به حضور امام حسین مشرف شدند.
نه فقط تو گودی قتلگاه که اون زعفر جنی اومد که بعد خدا رحمت کنه یه سری اینا رو خرافه میدونستن.
روح آقای بروجردی بزرگ شاد، حضرت آقای بروجردی وقتی زعفر جنی از دیار میاد رفت براش مجلس ختم گرفت.
یعنی هزار و چند سال، هزار و چند صد سال زنده مونده بود.
چون اونا میدونید اجنه عمرشون هزار ساله است.
قدرتشون به مراتب از انسان بیشتره.
البته عقلشون کوچولوتره.
حالا نه، از مدینه اینا هم ملحق شدن.
اینو امام صادق صلوات الله علیه ذیل این آیه داره میفرمادا.
مشرف شدند محضر سید الشهدا و گفتند ای سید ما، این ف-- این صحبتش اجنه با امام حسینه.
ای سید ما، ما شیعه و انصار تو هستیم.
هر امری که داری و هرچه میخواهی بفرما.
به به.
اگر تو ما را به قتل کلیهی دشمنان معرو-مأمور فرمایی و در همین مکان باشی، شما مثلا اینجا بمونی هیچ جا دیگه نری، ما برای تو کافی میخوایم- هستیم.
یعنی ما برای رسیدن به این مقصود بسیم.
حالا شما ببینید از سی هزار نفر حداقل تا یک میلیون و هشتصد هزار نفر گفتن که البته شهید مطهری اینو رد میکنه اما بنده میگم نه درست بوده.
به تحقیق میگم.
اینطور نیست که هرچی شهید مطهری گفته باشه بگیم ول-ولا بعد هرچی که ایشون گفت ولا غیر.
همش درسته و پس دیگه راه اجتهاد و تحقیقو ببندیم دیگه.
بله اردوگاههایی که از کربلا برو تا اون سه راهی کوفه و بصره و کربلا و چه میدونم تا خود کوفه اردوگاههایی که رضل الله برای قربت الی الله زده بودند تا مثلا تو این جهاد سهیم باشن بری بشمری بله این احتمال وجود داره تا یک میلیون و هشتصد هزار نفر.
این اجنه چند تا بودند و چه قدرتی داشتن که گفتن، گفتن همهی اینا رو ما یه تنه حریفیم.
حالا فرمایش امام حسین رو بخونم و بسه.
ببینید چقدر عالی آقا جواب داده.
فرمودن آیا قرآنی که خدا بر جدم نازل کرده قرائت نکردهاید؟
که میفرماید همین آیه را قرائت کردم.
"أینما تكونوا يدرککم الموت ولو کنتم في بروج".
اگر هر کجا که باشید حتی تو برجها وقتی موت بیاد شما رو در میآورد.
کسانی که کشته شدند بر آنها مقرر شده است از خانه و قتلگاهشان بیرون میرفتند.
اینم یه آیه دیگهست.
آیه صد و پنجاه و چهار آل عمران.
بعد حضرت ادامه میدن اگر من در مکان خودم پح- همین جا بمانم پس این مردم...
الله اکبر.
خیلی حدیث پرمایه است، خیلی.
خودش یه چند تا منبر میطلبه.
نه میگم رد میشم.
فرمودن اگر من در مکان خود بمانم پس این مردم چگونه آزمایش خواهند شد؟
اصلا امتحان بوده این حرکت سید الشهدا و چه کسی در بقعه من که در کربلا ساکن خواهد شد؟
ببینید توحید افعالی.
خدا خواست این اتفاق بیفته.
"إن الله شاء أن يراك قتيلا".
خدا خواست تو رو کشته ببینه و در صورتی که امام حسین میفرماید در صورتی که خدا در موقع گسترش زمین یعنی که ده ول ارض، آن بقعه را یعنی کربلا را برای من انتخاب نموده و آن را پناهگاهی، اینایی که اربعین رفتن چرا رفتید؟
حضرت داره سرشو میگه.
آن را یعنی کربلا را پناهگاهی برای شیعیان ما قرار داده و در دنیا و آخرت برای ایشان محل امن و امان خواهد شد.
یعنی هرکی پناه ببره به کربلا نه فقط تو دنیا بلکه در آخرت هم امان او خواهد بود.
هنوز اتفاقی نیفتاده.
هنوز نه کربلایی به پا شده نه هیچی.
نگاهو ببینید این بهش میگن چی؟
توحید افعالی.
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم والحمد لله رب العالمين.
صلوات ختم کنید.
[ several people speaking]