یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
من زار زائرنا؛ زیارت زائر
انشاءالله زیارت همه قبول باشد. الحمد لله غالباً ظاهر بودید. آن عزیزانی که حالا چه رفتهاند چه نرفتهاند مثل ما جا ماندهاند، حتماً توجه داشته باشند. آنان که رفتهاند یا نرفتهاند و جا ماندهاند توجه داشته باشند: من زار زائرنا کمن زارنا؛ اگر کسی زائر ما را زیارت کند گویی ما را زیارت کرده. در این روایت شریف درس بسیار است. اولاً برود به زیارت. یعنی اگر کسی که از زیارت برگشته، میخواهی به فیض این روایت برسی، یک قدم هم شده به سمتش برو. اگر کسی از زیارت برگشته و میخواهی به فیض این روایت برسی، یک قدم هم شده به سمتش برو؛ ولو در اتاقت نشستهای و زائر کربلا آمد، یک قدم به سمت او به این نیت برو که بوی قرب فریضه بدهد نه قرب نافله.
قرب نافله و قرب فریضه
در ایام اربعین — و در جلسهٔ آخر سیر معرفت نفس در مسجد بلال توضیح داده شد — قرب نافله داریم که حق نزول میکند و تنزل مییابد تا دست تو را بگیرد؛ دست و گوش و چشم و زبان تو شود و با لسانت با دیگران سخن گوید؛ فضیلت بسیار بالاست. اما بالاتر آن است که اجازه ندهی حق نزول کند و تنزل کند — تنزل الملائکه والروح — بلکه تو حرکت کنی به معراج بروی؛ الصلاة معراج المؤمن؛ تو بالا بروی و گوش حق و دست حق و چشم حق شوی؛ یدالله به این شکل. بوی این قرب فریضه در اربعین بسیار بلند است و به مشام میرسد. اگر در شب قدر تنزل الملائکه والروح حضرت صدیقهٔ طاهره به عالم مادون تشریف میآورند تا دست دیگران را بگیرند و بهروزرسانی ارواح به اصلشان و به مادر هستی صورت گیرد، در اربعین بالعکس است: شما حرکت کردید به سمت حضرت صدیقهٔ شهیده؛ شما بودید که حرکت کردید؛ این میشود قرب فریضه و مقامش بسیار بالاتر است؛ ازاینرو ثواب عجیبی بر آن مترتب است. اصلاً فلسفهٔ زیارت این است؛ مخصوصاً اربعین با این فیض عظیم و جمعیت میلیونی. حالا اینکه سرّ اینکه چرا اربعین، چرا بقیهٔ ائمه ندارند و این آقا فقط دارد در مسجد بلال برای عزیزانی که بودند گفته شد. البته توجه باشد که فردا و پسفردا اگر دوستانی هستند که میخواهند شرکت کنند مسجد بلال هست؛ یعنی به جهت جبران هفتهٔ پیش که تعطیل شد فردا هم استثنائاً مسجد بلال بحث است. فردا و پسفردا نیز برای جبران هفتهٔ پیش که تعطیل شد بحث در مسجد بلال است.
حرکت به سمت زائر کربلا
وقتی زائر کربلا دیدی ولو یک قدم به سمتش حرکت کن تا خودت به سمت زیارت بروی؛ چون زیارت این اتفاق در آن میافتد که تو حرکت کنی. چرا میگوید حداقل برو پشت بام؟ یعنی حرکت کن؛ برو بالا؛ بوی قرب فریضه بدهد؛ تو برو بالا؛ تو حرکت کن به سمت حضرت حق.
در کامل الزیارات روایتی هست در خصوص زائر کربلا. یک وجهش آن است که آدابی دارد؛ وجه دیگر آنکه چه تجلی در زائر ارباب رخ میدهد که تو او را به قصد زیارت ظاهراً زیارت میکنی اما کأنّ زائر امام حسین میشوی. چه اتفاقی افتاده که من زائر امام حسین میشوم؟ اگر سنگی چهل سال روی ضریح یا قبر سیدالشهدا بوده و اکنون به تسبیح و انگشتر تبدیل میکنند، یا قطعهای از کاشی حرم چند صد ساله در خانه باشد، چون آن را ببینی زائر میشوی؟ کسی چنین نگفته. اما این آقایی که رفته زیارت و برگشته چه اتفاقی افتاده؟ اندکی فکر کن: من زار زائرنا؛ اولاً زائر ما باشد؛ نرفته باشد سنگ و چوب ببیند؛ زائرنا. بعد تو هم به قصد زیارت او را ببینی یعنی به سمتش حرکت کنی؛ کمن زارنا؛ ما را زیارت کرده.
تجلی در توحید افعالی
این برمیگردد به سیر توحیدی؛ بحث ظهرها در اصطلاح کشکول نور توحید بود و رسیده بودیم به توحید افعالی؛ آنجا جوابش هست. سه مرحله از توحید بحث تجلیات الهیه بود و گفته شد امام حسین در کربلا برای شهدای کربلا تجلی کرد. زائرها توجه داشته باشند: امام حسین چنان در زائر خود تجلی میکند — تجلی یعنی خودنمایی و ظهور — ولو اکنون بدنت گرم است و متوجه نیستی؛ وقتی بدنت سرد شد آن موقع متوجه میشوی. چنان ظهوری در این شخص میکند که تو او را میبینی که او را زیارت کردهای؛ این چیزی جز تجلی سیدالشهدا نیست؛ باید قدر بدانیم. باید ارزش برایش قائل شویم.
کجا تعریف میشود در توحید؟ وقتی به عالم نگاه میکنی همهٔ عالم را ظهور حق میبینی؛ عالم اطوار وجودی حق میشود؛ کلمات وجودی نظام هستی بدون استثنا اطوار وجودی حق و ظهور اسماء الله میشوند؛ وهرت الموجودات؛ الموجودات همه بسم الله الرحمن الرحیم میشوند. میان این اسماء اسم اعظم انسان کامل است. تو ظاهر شدی رفتی زیارت انسان کامل و آن انسان کامل به میزان ظرفیت و قدر و قیمت تو در تو خودش را نشان داده. اگر بتوانی آن را حفظ کنی هر کس تو را ببیند ظاهر ارباب میشود. حالا اگر خودت خودت را ببینی چه؟ اگر خودت خودت را زیارت کنی چه؟ اگر دیگری به سمت تو بیاید ظاهر امام حسین میشود؛ خودت در خودت چه خبر است؟ خودت چگونه خودت را زیارت میکنی؟ به به. لا فرق بینهم و بین حبیبهم.
شراب اولیاء و هیئت
لا فرق بینهم و بین حبیبهم. ان لله شراب اولیائه؛ شرابی مخصوص اولیاء خدا؛ در بحث قلب مؤمن گفته شد که چون بنوشند سکروا؛ مست میشوند؛ تا آنجا که لا فرق بینهم و بین حبیبهم. این ظاهر به قدر سعهٔ وجودیاش از این شراب نوشیده و مست شده و غرق در محیط ولایت است؛ کسی او را به قصد زیارت ببیند ظاهر ارباب میشود. اوج عشق و حال کنار ضریح امام حسین چیزی جز اوج عشق و حال در هیئتهای امام حسین نیست؛ چیز اضافه نمیشود. همان امام حسین که آنجاست در هیئت نیز تجلی کرده؛ همان امام حسین در ظاهرش تجلی میکند و تو میتوانی او را ببینی. اینها را دست کم نگیر؛ همهٔ عالم ظهور اللهاند. لذا به اینجا که میرسیم ختم کلام. خیلی دوست داشتم بیشتر صحبت کنیم؛ چون بهتر از هر روزی گوش میدهید؛ جانتان را میخوانم؛ اثر زیارت است. ما از شما بهره میبریم و رزق میخوریم. خلاصهاش اینگونه بگوییم که
سخن امام و قید حفظ نور
ختم کلام: امام رحمتاللهعلیه جملهای عالی دارد؛ یعنی چهل سال باید آدم جان بکند جان به لبش برسد تا این جام سخن امام را بتواند بچشد؛ که فرمود ما همه هیچایم؛ هرچه هست تویی. الله اکبر. کسی اینگونه نگاه کند ظاهر امام حسین را به نیت خود امام حسین میبوسد و زیارت میکند. یعنی خدا شاهد است تن به لرزه افتاده از این حرفها. حرفها حرفهای کمی نیست. اثر زیارت شما باعث میشود ما اوج بگیریم؛ حرفهای ما آتشین شود. قدر خودتان را بدانید.
البته، البته، البته. بزرگی قیدی زد. جسارت است؛ بسیار عذرخواهی؛ در حد و اندازهٔ گوینده نیست این حرفها؛ هدیه به شما. گفتند تا وقتی این اتفاق رخ میدهد که تو بروی ظاهر را زیارت کنی — کمن زارنا ظاهراً — که آن ظاهر به گناه نیفتد. به محض آنکه به گناه افتاد — خطا نه؛ خطا که خطایی است؛ حواسش نبوده؛ سهو کرده؛ نه گناهی که میداند این گناه است و انجام میدهد — تمام؛ سقوط کرد. لذا حواسمان باشد این نور زیارت را حفظ کنیم انشاءالله تا قیام قیامت. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.