یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
توحید افعالی؛ نخستین رتبهٔ توحید
در ادامهٔ بحث توحید افعالی — که نخستین رتبه از سه رتبهٔ توحید است و هیچ چارهای برای درک تجلیات الهی نیست مگر ورود به این سه دسته و این سه رتبهٔ توحید — فرمایشی از استاد، حضرت آقای مظاهری، خوانده میشود؛ یادش بخیر. در اصفهان که درس خوانده میشد، بسیار از حضور نورانی ایشان بهره برده میشد. صبحها در مسجد امیرالمؤمنینِ مجیای اصفهان درس تفسیر داشتند و جمعی از آن انوار بهره میبردند.
ایشان میفرمایند: اگر خداوند را بهعنوان مسببالاسباب درک کنیم، توحید افعالی را فهمیدهایم. این پاسخ کسانی است که میپرسند چگونه واقعاً میتوان فهمید. کسی که خدا را مسببالاسباب بشناسد — لا مؤثر فی الوجود إلا الله؛ لا مسبب فی الوجود إلا الله — مسببالاسباب است. هر سببی را او مسبب میداند؛ او ایجاد میکند؛ او جور میکند. یعنی همهچیز به دست اوست. اگر واقعاً ید الله را فوق أیدیهم ببینیم و همین آیهٔ قرآن را بدانیم — واقعاً بدانیم، نه فقط بر زبان — کار تمام است. در زندگی روزمره است که این حقیقت مشخص میشود.
«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دست خدا بالای دستهای آنان است.
دشواری درک توحید افعالی
سپس ادامه میدهند که درک توحید افعالی بسیار سخت و مشکل است. چنین نیست که سهلالوصول انگاشته شود و بهآسانی بتوان به آن رسید؛ نه، بسیار سخت است. این توحید یعنی انسان وجود خداوند را مسببالاسباب بداند و درک کند که تنها مؤثر در عالم است؛ فقط خدا را مؤثر بداند.
باز تأکید میکنند به دست آوردن توحید افعالی بسیار مشکل است. اینجا باید دقیق بود: افرادی که به مراتب — نه عالیهٔ آن، بلکه به مراتب پایین همین توحید — برسند، و تازه این رتبهٔ اول توحید است، بسیار کم و انگشتشمارند. بسیار باید ریاضت کشید و بسیار باید با خداوند مرتبط بود تا مراتب پایین این توحید به انسان داده شود.
روایت شیخ انصاری؛ امید به غیر خدا
آنگاه روایتی را که شیخ انصاری علیهالرحمه آورده بیان میکنند: در زمان امام صادق صلواتاللهعلیه کسی در آستانهٔ ورشکستگی بود و میرفت از کسی پول قرض بگیرد. در راه به یکی از شاگردان امام صادق برخورد. چقدر مهم است استاد انسان کی باشد؛ استادش امام زمان اوست و شوخی نیست. هر حرفی را هر کسی نمیتواند بزند و تأثیر کند. گاه شنیده میشود فلان ذکر را گفتیم و اثری نکرد؛ باید دید از نفس چه کسی گرفته شده. آنکه ذکر را القا میکند بسیار مهم است؛ از هر کس نباید گرفت.
آن شخص پرسید کجا میروی؟ گفت میروم از کسی پول قرض بگیرم. او گفت من از امام صادق صلواتاللهعلیه شنیدهام — و این فرمایش حضرت است و اکنون به رفیقش میگوید — خداوند در مورد کسی که به غیر او مراجعه کند فرموده است که به عزت و جلالم… چه غیرتی از خدا میجوشد که به عزت و جلالش سوگند میخورد. همچون آنکه فرزند، در حالی که پدر همهچیز دارد، به در گدا بزند — چقدر غیرت میجوشد. به عزت و جلالم سوگند که امید او را ناامید خواهم کرد. این را خدا فرموده؛ شیخ انصاری در کتابش آورده و آقای مظاهری نیز در فرمایشاتشان اشاره کردهاند.
سختی مسیر؛ سکرات و همنشینی با اهل توحید
در هر حال بسیار سخت است و انسان باید بسیار تلاش کند؛ و این تازه پایینترین مراتب رتبهٔ اول را میگوید که انگشتشمار میرسند. چرا برای اکثر مردم بسیار سخت است؟ برزخشان طولانی است؛ بیچاره میشوند. گاه هفتصد سال طول میکشد تا بمیرد. از نظر ما یک آن است: چشم بست و تمام شد؛ اما هفتصد سال جان کندن طول کشیده. این تازه میان دنیا و برزخ است؛ حالت سکرات و بیهوشی هنگام مرگ. از نظر ما بیهوشی است، اما آنجا هوش و حواسش پریده و تازه فهمیده چه خبر است؛ سرش به سنگ خورده — و سنگ لحد همان است، نه فقط سنگ قبر فقهی در خاک. امان از آن لحظات؛ خدا زودتر انسان را بیدار کند.
آنگاه توقع داریم با آنان همنشین شویم؛ با اهلبیت علیهمالسلام که خود همهتوحیدند و روح توحیدند. چقدر بیحیایی میخواهد نزد کسانی که خدای توحیدند: تا تق به توق میخورد سریع به این و آن رو میزنیم جز خدا. یکبار سحر برخیزیم و بگوییم یا أکرم الأکرمین أکرمنا — کرم کن.
خدا رحمت کند آقای فاطمینیا را که میفرمود اگر نماز شب وقت نداشتی یا حال نداشتی، هرچه بود آن سه رکعت شب و وتر را بخوان؛ اگر آن هم نبود وتر را تنها بخوان؛ اگر آن هم نبود فقط دست بلند کن و بگو یا أکرم الأکرمین أکرمنا — خدا جبران میکند نماز شب نخواندنت را. چون آدم به خدا رو کند آثار و برکاتش را میبیند.
آقای بروجردی و توحید افعالی در عمل
خدا رحمت کند آقای بروجردی را. این را مرحوم آقای فلسفی نقل میکردند: وقتی ایشان به ایران آمده بود در شهریهٔ طلبهها به مشکل برخورده بود. طلبه کارش درس خواندن است؛ کار میکند اما باید درس بخواند تا استخوانبندی علمیاش قوی شود. از کاسب ششدانگ توقع میرود حواسش به کسب و نوسان بورس و دلار و سکه و ارز باشد تا کاسب دوآتشه و تاجر شود؛ اما طلبهای که فقط درس میخواند میخواهد ملا شود و کارش همان است؛ چارهای جز این ندارد.
شهریهٔ طلبهها را نداشت بدهد. آقای فلسفی که محضر ایشان را درک کرده بود و آه دل ایشان را دریافته بود، از طرف خود پیش علمای تهران رفت و گفت آقای بروجردی شهریه ندارد؛ بیایید کمک کنید. سپس نزد حضرت امام رفت. ظاهراً علمای دیگر کاری نکرده بودند؛ امام تا شنید فرمود از طرف من به بازاریها بگویید سهم امامشان را به آقای بروجردی بدهند. چقدر حرف در این کار هست؛ ما از یک قران و دوزاریمان نمیگذریم و امام چنین در این پول تصرف میکند.
فلسفی نزد خود آقای بروجردی رفت و پرسید آیا اجازه میدهید بروم بگویم؟ ایشان فرمودند نه؛ اگرچه از جهت شرعی اشکالی ندارد، نیازی نیست. جملهٔ ایشان این بود که این به توحید افعالی ضرر میزند. اللهاکبر؛ به چه چیزهایی فکر میکردند. بعداً آقای بروجردی به فلسفی گفت بهمحض آنکه رفتی، شخصی آمد و سه ماه شهریهٔ همهٔ طلبهها را تضمین کرد.
چشم به خدا نه به دست دیگران
خدا منتظر مینشیند ببیند تو چه میکنی — إن ربک لبالمرصاد. اگر چشمت به دست دیگران باشد هرآینه ناامیدت میکند؛ اما اگر فقط بگویی ماشاءالله لا قوة إلا بالله و همهچیز از اوست، باید دید خدا چه میکند برای تو. بارها برای همگان در زندگی این چیزها پیش آمده و لمس شده؛ اما متأسفانه غفلت و تسویف — سوف سوف حالا از فردا — وادی توحید را رها کردهایم.
اینجا حرفهای بسیاری هست که به کار میآید. گمشدههای ما همینهاست؛ نه فقط ذکر و ورد — آن هم باید باشد — اما اصل این است. اگر استخوانبندی درست باشد و چارچوب درست، ذکر هم اثر دارد، خلوت سحر هم اثر دارد، اخلاقیات و سیر و سلوک هم تأثیر دارد؛ اما اگر این درست نشود فایده ندارد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.