ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 022

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تجلی اباعبدالله و توقع تجلی امام عصر

حضرت اباعبدالله در کربلا برای شهدای کربلا تجلی کردند. می‌توان از امام عصر نیز توقع تجلی داشت؛ برای تشنگان کرده و می‌کند. غفلت و کوتاهی دست پرده است نه بسته‌بودن در. تجلی یعنی ظهور و نشان‌دادن خود.

جامعهٔ کبیره؛ بکم فتح الله و بکم یختم

امام هادی فرمودند بکم فتح الله و بکم یختم. خاندان عصمت مجرای فیض‌اند؛ هر خیر و رزق و فیض وجود از کانال آنان می‌رسد. خدا چون بخواهد تجلی کند از طریق انسان کامل است. تجلی سیدالشهدا یعنی خدا خودنمایی کرد از طریق حسین. جز در محیط ولایت و بارگاه او نمی‌توان خدا را چنان‌که باید دید.

کامل الزیارات؛ شب جمعه تا زیارت خدا در عرش

در کامل الزیارات امام صادق پرسید دوست داری با همه انبیا و ملائکه مصافحه کنی؟ فرمود شب جمعه زیارت جد ما حسین. تا اوصیا نیز همین. سپس فرمود می‌خوای خدا را زیارت کنی؟ شب جمعه برو. چرا؟ شب جمعه همه انبیا و اولیا و شهدا و اوصیا و خدا ظاهر حسین‌بن‌علی می‌شوند. زار الله فی عرشه؛ عرش جایگاه قدرت و علم و سلطنت الهیه است.

آب حیات ولایت؛ متنجس نه نجس‌العین

خدا او را آب حیات قرار داده. نجس‌العین جز با انقلاب ذات برطرف نمی‌شود؛ اما متنجس — ذاتاً پاک که به نجاست برخورد کرده — به محض رسیدن به آب پاک می‌شود. ذات انسان ناپاک نیست؛ کل مولود یولد علی الفطرة؛ فطرت الله. با گناه متنجس می‌شویم. آب پاک‌کننده محیط ولایت اهل‌بیت است؛ به‌ویژه زیارت و مجلس و ذکر حسین. به محض برخورد انسان پاک می‌شود. این معاملهٔ ویژهٔ خدا با این خاندان است؛ شک از ماست نه از خدا.

دیدن خدا در چهرهٔ ولی

تجلی اعظم در سیدالشهدا یعنی خدا از طریق او خود را نشان می‌دهد؛ کسی که حسین برایش تجلی کند خدا را در چهره‌اش می‌بیند. از حضرت عیسی پرسیدند با که بنشینیم؟ فرمود با کسی که دیدن او یاد خدا اندازد. مراتب محفوظ است. زیارت نزدیک رهبری نیز در بسیاری ولوله‌ای درونی می‌آفریند؛ محل ظهور خدا به قدر سعهٔ وجودی اوست. البته کور می‌تواند کنار پیامبر بنشیند و نبیند.

علامه طباطبایی؛ مراقبه و چشمۀ واحد کثرات

علامه در سیر و سلوک می‌فرماید بهترین جاهای دیدن تجلیات خدا یکی زیارت امام حسین از دور و نزدیک است و یکی قرائت قرآن به سبکی خاص. کیفیت اجمالی ظهور تجلیات: سالک با مراقبه کم‌کم می‌فهمد کثرات جهان از یک چشمه سیراب می‌شوند؛ هر بها و نور و کمال از آن مبدأ است. تجلی همین است: رسیدن به توحید صمدی — لا حول و لا قوة الا بالله در افعال، لا اله الا الله در اسماء، لا هو الا هو در ذات. چون این را در امام حسین دید یعنی امام حسین خود را به او نشان داده است. والحمد لله رب العالمین.

جمع‌بندی

تجلی کربلا الگوی عصر است. فیض از مجرای ولی می‌آید. شب جمعه اوج زیارت تا عرش است. ولایت آب تطهیر فطرت متنجس‌شده است. مراقبه چشمۀ واحد را نشان می‌دهد و دیدن آن چشمه در چهرهٔ حسین همان تجلی اوست.

تشنگی شرط تجلی عصر

تجلی برای شهدا رخ داد چون ظرف تشنگی صادق بود. در عصر غیبت نیز در باز است اما تشنۀ نمایشی دستش کوتاه می‌ماند. توقع از امام عصر مشروع است به شرط آنکه ادب کربلا — فدا و صدق — در دل زنده باشد. غفلت پرده است؛ وقتی پرده کنار رود ظهور ولی همان ظهور حق از مجرای اوست.

فتح و ختم فیض و انحصار مسیر

بکم فتح الله و بکم یختم یعنی هیچ خیری بیرون از کانال ولایت به تمام نمی‌رسد. رزق وجود و رزق معرفت هر دو از همان مجراست. ازاین‌رو دیدن خدا بیرون از بارگاه حسین و محیط ولایت ادعایی ناقص است. انسان کامل آینه است؛ آینه را که بشکنی تصویر حق را نیز از دست می‌دهی.

شب جمعه؛ مصافحه تا عرش

کامل الزیارات نردبان می‌چیند: مصافحه با انبیا، سپس اوصیا، سپس زیارت خدا در عرش. شب جمعه زمان ظهور جمعی انبیا و اولیا و شهدا در افق حسین است. عرش نماد قدرت و علم و سلطنت است؛ زار الله فی عرشه یعنی سالک به افق قدرت حق نزدیک شده از مسیر زیارت. این اوج معاملهٔ ویژهٔ خدا با سیدالشهداست.

فطرت، متنجس، آب ولایت

ذات بر فطرت پاک آفریده شده؛ گناه متنجس می‌کند نه نجس‌العین. آب تطهیر محیط ولایت است — زیارت، مجلس، ذکر، روزهٔ منسوب به حسین. به محض ورود صادق به این آب، پاکی بازمی‌گردد. شک در این معامله شک در خدایی خداست؛ خداست که چنین سنّتی نهاده.

مراقبه؛ از کثرت به چشمه

علامه دو توصیه می‌کند: زیارت حسین و قرائت ویژهٔ قرآن. با مراقبه سالک می‌بیند همه کثرات از یک چشمه سیراب‌اند؛ هر کمال از همان مبدأ است. این دیدن توحید افعالی و اسمائی و ذاتی است. چون همین چشمه را در چهرهٔ حسین دید، تجلی حسین رخ داده. کور می‌تواند کنار پیامبر بنشیند و نبیند؛ دیده از مراقبه و تشنگی ساخته می‌شود نه از قرب جسمانی.

از کربلا تا مراقبه؛ یک خط پیوسته

خط بحث از تجلی کربلا آغاز شد، به مجرای فیض در جامعه کبیره رسید، با کامل الزیارات شب جمعه اوج گرفت، با آب ولایت تطهیر فطرت را توضیح داد، و با مراقبهٔ علامه به توحید صمدی گره خورد. دیدن چشمه در چهرهٔ حسین همان تجلی است؛ توقع از امام عصر ادامهٔ همان خط است اگر تشنگی بماند.

ادب دیدن و خطر کوری کنار نور

عیسی فرمود همنشین کسی باش که دیدنش یاد خدا آورد. این ادب مراتب دارد: از چهرهٔ مؤمن تا چهرهٔ ولی تا افق حسین. قرب جسمانی ضمانت شهود نیست؛ امکان دارد کسی بغل پیامبر بنشیند و کور بماند. مراقبه و فطرت شسته‌شده دیده می‌سازد. زیارت از دور نیز در سخن علامه راه تجلی است؛ پس فاصلهٔ جغرافیایی بهانهٔ غفلت نیست.

جمع نهایی جلسهٔ تجلی

تجلی ظهور حق از مجرای انسان کامل است. فتح و ختم فیض با اهل‌بیت است. شب جمعه نردبان مصافحه تا عرش است. ولایت آب متنجس فطری است. مراقبه کثرات را به یک چشمه برمی‌گرداند و دیدن آن چشمه در حسین تجلی اوست. غفلت را باید شست تا دست به تجلی امام عصر برسد.

سه لایهٔ توحید در تجربهٔ تجلی

علامه توحید را در سه افق می‌چیند: افعالی با لا حول و لا قوة الا بالله، اسمائی با لا اله الا الله، ذاتی با لا هو الا هو. تجلی حسین وقتی تمام است که سالک این سه افق را در آینهٔ او بچشد نه فقط خبرش را بشنود. آن‌گاه زیارت شب جمعه از عمل مستحبی به مشاهدهٔ عرش بدل می‌شود و توقع تجلی امام عصر از آرزو به ادب تشنگی.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.