یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مقامِ محمود و ختمِ سخن
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. درود بر داعیِ خدا و ربّانیِ آیاتش.
دربارهٔ مقامِ محمود سخن میگفتیم. این سویِ سال دیگر این آخرین جلسهٔ ماست. انشاءالله عاقبت به خیر شود. خدا رحمت کند عارفِ عربی معروف به شیخِ اکبر را؛ واقعاً اگر معارفی که به عنایتِ صبحگاهیِ حضرت حق بر قلبِ پاکِ ایشان ریخته شد اگر این اتّفاق نمیافتاد و به دستِ ما نمیرسید، چقدر از باطنِ قرآن که خطابِ محمّدی است دور بودیم. خودِ علّامه فرمودند به جانم سوگند اگر کسی این کتابها را نخواند به باطنِ قرآن پی نبرده و نمیبرد. یکیاش کتابهایِ فصوص و فتوحاتِ ابنعربی بود. روحشان شاد. عارفِ قرنِ هفتم بودند.
ایشان جملهای دارند دربارهٔ مقامِ محمود که البتّه مانندِ آن روایت که از مولا دیروز گفته شد برگرفته از فرمایشاتِ آل الله است؛ از خودشان که نمیگویند. میفرمایند در روزِ قیامت تمامِ خصلتهایِ پسندیده از آنِ پیامبر است و این همان مقامِ محمود است. در واقع محمود را گرفته از اینکه تمامِ خصلتها جمع در وجودِ ایشان است؛ همهٔ خصلتهایِ پسندیده که در قرآن وعدهاش به پیامبر داده شده. این مقامِ محمود است و این مقام موردِ تحسینِ همگان است و بازگشتِ تمامِ ثناها و ستایشها به آن است. همان که دیروز مولا نیز فرمودند: مقامِ حمد. بازگشتِ همهٔ حمدها به رسول خدا؛ یک حمدی انجام میدهد و جایگاهِ حمد مشخّص میشود و همه در پیاش بعد تازه میفهمند فیض از کجا رسیده. پس او محلِّ همهٔ ثناها و حمدها میشود؛ ستایشها همه به پیامبر برمیگردد. چون او را برداری برزخِ جامع را برداشتهای؛ رابطهٔ حق با خلق قطع میشود؛ اصلاً دیگر امکانی نیست. لذا فرمود لولاک لما خلقت الافلاک.
سرِّ وجودِ پیامبر؛ فاطمه
شیخِ اکبر میفرمود مقامِ محمود مقامی است که تمامِ مقامات به آن باز میگردد؛ یعنی مقامِ کل. حتّی امیرالمؤمنین خود را چه خطاب کرد؟ انا عبد من عبید محمّد. خیلی عجیب است. ما پیامبر را نشناختیم و نخواهیم شناخت.
آن سرّی که در وجودِ ایشان است و ما را به پیامبر نزدیک میکند، به این مقام نزدیک میکند و شبهایِ قدر را آسان میکند، چیست؟ همان ودیعتی است که امانتِ الهی به پیامبر بود و پیامبر آن امانت را به امیرالمؤمنین بخشید: حضرتِ صدّیقهٔ شهیده. وقتی روایات را مینگریم عزیزتر از ایشان پیشِ پیامبر نبود و اصلاً عزیزتر از ایشان پیشِ خدا هم نیست. حضرت زهرا سرِّ سرِّ عالم است و وجودِ ایشان درکش، درکِ حقیقتِ وجودیِ ایشان میشود درکِ لیلة القدر. هر مقدار درکِ من و شما به خانم نزدیکتر شود که از همین حس آغاز میشود، حس کردنِ مقامِ مادری که خاکترین لفظی است که به ذهن میرسد و در عینِ حال شیواترین و شیرینترین و دلنشینترین و همهفهمترین و در دسترسترین. لفظِ مادر را همه میچشند؛ چون بگویی مادر کیف میکنند؛ مثلِ عسل به کامشان میشود. از همینجا درکِ حضرتِ صدّیقهٔ طاهره آغاز میشود. از این غافل نباشیم. شبِ قدر ایشان را مادر صدا کنیم. یا مولاتی مولاتی فاطمة اغیثینی؛ آن ذکرِ پانصد و ده بار در سجده به آن تفصیلی که شیخ عبّاس در مفاتیح آورده پس از نمازِ استغاثه با خانم گفته میشود؛ خیلی خوب است شبِ قدر بتوانیم بخوانیم.
مادرِ کائنات
جایگاهِ عظمت و رفعتِ مقامِ خانم اقتضا میکند؛ امّا از همینجا آغاز شود. مادر با زبانِ حال؛ با مادرِ کائنات نه فقط مادرِ سادات. درست است مادرِ سادات؛ امّا کامل نیست. مادرِ کائنات کامل است. سخن بگوییم. همان که بارها گفته شد: شهیدِ نصرالله رمزی که از رهبر اخذ کرد و در جنگِ لبنان کمکشان کرد و فرمود سرّی بود، رمزی بود. آمدیم از ایشان کمک بخواهیم؛ فرمود با خدا صحبت کنید. با زبانِ حالتان با خدا حرف بزنید. امتحان کنید. آقایِ وحدتی نیز دیروز در جلسه همین را فرمودند. امتحان کنید چه سرّی در آن است. جزئیترین چیزهایتان را به زبان بیاورید با خدا به زبانِ حال. فیلم بازی نکنید؛ صحبت کنید. شبِ قدر هم به همین وضع.
سیرِ بحث: از سرِّ سرِّ عالم، از سرِّ پیامبرِ عزیزِ عالم که حضرت زهراست بهره بگیریم. شبِ قدر ایشان را مادر صدا کنیم. هر طور میتوانیم به حضرتِ صدّیقهٔ شهیده نزدیک شویم؛ روضهاش را بخوانیم، توسّل کنیم، نمازش را بخوانیم، با ایشان گفتوگو کنیم. بارِ ما را برمیدارد. بارِ عالم را برداشته؛ بارِ ولایت را برداشته. شوخی نیست. بارِ امیرالمؤمنین را برداشته؛ یکتنه لشکرِ امیرالمؤمنین بوده. اینها حرفهایِ احساسی و عاطفیِ صرف نیست.
نورِ حسنی در زجاجهٔ فاطمی
از حضرت زهرا غافل نباشید. عزیزانی که دیروز در افطار بودند حدودِ بیست دقیقه دربارهٔ ربطِ امام مجتبی با حضرت زهرا سخن رفت؛ آن را نیز به یاد داشته باشید. از طریقِ حضرت زهرا به پیامبر، از پیامبر به خدا. از چه طریقی به حضرت زهرا؟ امام حسن. تمامِ اهل بیت از نورِ امام حسناند؛ حتّی امام عصر. همه حسنیاند. چون آن زجاجه — آن شیشهٔ رویِ چراغ — امام حسن است. آن چراغ — المصباح — امام حسن است طبقِ روایات. اصلاً آن نورِ امام حسن است. در کجاست؟ در ظرفِ نوریّهٔ حضرت زهراست. حضرت زهرا چه را جلوه داده؟ آن نور را؛ چون ظرفِ چراغ اوست. آن نور کیست؟ امام حسن. چه کسی تلألؤ به آن داده — یعنی باعث شده آن نور بهتر دیده شود؟ امام حسین. همینطور تا امام عصر. همه حسنیاند. اصلاً نورِ حضرتِ صدّیقهٔ شهیده امام مجتبی است. از طریقِ امام مجتبی میتوانید به سرِّ سرِّ عالم دسترسی پیدا کنید.
این معارف رزقِ نفوس است؛ واسطه بودهایم. قدر بدانید و فردا شب دعا کنید.
والحمد لله ربّ العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.