یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
میلادِ کریم اهلبیت و پیوند با مقام محمود
به مناسبتِ میلادِ باعظمت و بینظیرِ امام حسن مجتبی سلاماللهعلیه، یادِ زیارتِ نوهٔ ایشان، حضرت سیدالکریم در تهران، زنده میشود. مرحوم آیتالله بهجت فرموده بود اگر هفتهای بر تهرانی بگذرد و ایشان را زیارت نکند، جفا کرده است. امام حسن علیهالسلام دربارهٔ ظهورِ امام عصر سخن گفتهاند؛ پیش از اشاره به جملهای از آن روایت، ادامهٔ بحثِ مقامِ محمود در میان است — همان مقامی که از تهجّد برمیخیزد.
مقام محمود از نافلهٔ شب
«وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» (اسراء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پاسی از شب را به نافلهٔ شب بیدار باش؛ باشد که پروردگارت تو را به مقامی محمود برانگیزد.
مقامِ محمود از تهجّد میآید. مرحوم مجلسی در بحارالانوار، جلدِ صد و یک، صفحهٔ سیصد و دو، مجمعی از روایات فراهم آورده که ذخیرهٔ جهانِ اسلام شمرده میشود؛ نظرِ او بر پایهٔ روایات بسیار مهم است. او میگوید برداشتِ من از مقامِ محمود بر اساسِ روایات چنین است، و چند برداشتِ شیرین برمیشمارد.
مقامِ شفاعت و اهلیّت
نخستین بیانِ او: المقام المحمود أی مقام الشفاعة؛ یعنی مقامِ شفاعت. سپس: أی یؤهّلنی لشفاعتکم؛ از مادّهٔ اهلیّت. مقامِ شفاعت به صاحبِ مقامِ شفاعت — شافع و شفیعِ امّت — بازمیگردد، و از سوی دیگر به اهلِ تهجد نیز میخورد: اهلیّتِ شفاعت. کسی میتواند اهلیّتِ شفاعت بیابد که به مقامِ محمود رسیده باشد. مقامِ محمود از کجا میآید؟ از تهجّد. پس تهجّد آدمی را به سنخیّت و مسانخت با امام میرساند تا شفاعت حاصل شود؛ و «شفع» به معنای جفت است، یعنی همسنخی با امام. هر یک از این عبارتها خود بابِ بحثِ مستقل است.
اهلیّتِ ظهورِ امام حق
معنای دیگر که مجلسی از روایات استیضاح کرده: أو ظهور الإمام الحق. چون پیشتر «یؤهّلنی» آمده، این نیز به اهلیّت برای ظهورِ امامِ حق میپیوندد. کسی اهلیّتِ درکِ ظهورِ امام عصر را یافته که به مقامِ محمود رسیده باشد. عبارتِ زیارت — واسأله المقام المحمود لکم عند الله — نشان میدهد که نسبت به صاعِ وجودیِ خود میتوان به بخشی از این مقام دست یافت؛ و همان اهلیّتِ ظهور است.
پس آنکه میخواهد امام عصر صلواتاللهعلیه زودتر بیاید و خود در رکابِ او باشد، و دعای «فاخرجنی من قبری… ملبّیاً دعوة الداعی» را جدّی بگیرد، باید اهلِ نمازِ شب باشد و به قدرِ صاعِ وجودیاش به مقامِ محمود برسد تا اهلیّتِ ظهور یابد. آمادگی برای ظهور با عمل است؛ شعارِ صرفِ «بیا» بدونِ تهیّهٔ نفس کافی نیست.
روایتِ امام مجتبی در احتجاج
سند، الاحتجاج علی أهل اللجاج مرحوم طبرسی است، جلدِ دو، صفحهٔ دویست و نود و یک. امام مجتبی صلواتاللهعلیه فرمایشِ مبسوطی دربارهٔ امام عصر دارند. بخشی از آن: یملک ما بین الخافقین أربعین عاماً؛ چهل سال بر شرق و غربِ عالم حکومت میکند — و چهل میتواند عددِ کثرت نیز باشد، یعنی بسیار. سپس: فطوبی لمن أدرک أیامه وسمع کلامه؛ خوشا به حالِ کسی که ایامِ ظهورِ او را درک کند و سخنِ مهدیِ فاطمه را بشنود. آنکه اهلیّت یافته، غیبت و ظهور برایش یکی میشود؛ چنانکه گویا امام اکنون با اوست و غیبت از او برداشته شده است.
علوّ دین، قمعِ کافرین و درونمایهٔ تهجّد
معنای دیگر نزد مجلسی: و أعلاء الدین؛ علوّ دین. همان که در مدائح آمده: ای نماحی معالم الدین. علوّ دین به دستِ حضرتِ حجّت است و این نیز مقامِ محمود میطلبد. کسانی میتوانند دین را در اعلی مرتبه ظاهر کنند که اهلِ مقامِ محمود باشند؛ و نیز قمعِ الکافرین. قلع و قمعِ کفر به کمکِ امام عصر است، و کسی بدان میرسد که از راهِ تهجّد — بیداری پس از خواب — به مقامِ محمود رسیده باشد. تهجّد بیداریِ وجودی است و درونمایهٔ بسیار دارد. به برکتِ میلادِ امام حسن مجتبی، توفیقِ رسیدن به همین حقیقت از خدا خواسته میشود.
بیداری پس از خواب؛ معنای وجودیِ تهجّد
تهجّد در لغت و حقیقت، بیداری پس از خواب است. همین تعبیر درونمایهٔ فراوان دارد: بنده از غفلت برمیخیزد، با خدا خلوت میکند، و به سنخیّت با امام نزدیک میشود. از همین مسیر است که اهلیّتِ شفاعت، اهلیّتِ درکِ ظهور، و اهلیّتِ همراهی در قمعِ کفر فراهم میآید. میلادِ کریمِ اهلبیت، بهانهٔ یادآوریِ همین راه است: از نافلهٔ شب تا مقامِ محمود، و از مقامِ محمود تا آمادگی برای امام عصر.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.