یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ورود به مهمانی خدا و مقام محمود
در شرف ورود به مهمانی خدا هستیم؛ تاج بندگی را خداوند از امشب بر سر بندگان میگذارد. خوشا سعادت کسی که نه فقط ماه رجب و شعبان، بلکه همهٔ سال خود را برای درک این ماه آماده کرده است. ورود به این ماه، ورود به روضهٔ مقدسه است؛ باشد که شب قدر تربت زیارت شود.
بحث در آیهٔ شریفه بود:
«و من اللیل فتهجّد به نافلةً لک عسى أن یبعثک ربّک مقاماً محموداً» (إسراء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پاسى از شب را به آن بیدار باش؛ نافلهای برای تو. باشد که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برانگیزد.
وعده آن بود که نظرات بزرگان دربارهٔ این مقام محمود بازگو شود؛ مقامی که در پیِ تهجد سحر، خداوند به پیامبر عزیز عالم وعده داده است.
روایت أنس؛ نگاه پیامبر به علی
روایتی شیرین و کوتاه از کتاب شریف تأویلالآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ذیل همین آیه آمده و معنای مقام محمود را به خوبی بیان میکند. عن أنس بن مالک: رأیت رسولالله صلیاللهعلیهوآلهوسلم مقبلاً علی علیّ بن ابیطالب؛ أنس میگوید پیامبر را دیدم در حالی که رو به مولایمان علی بن ابیطالب داشت، و همانطور که به امیرالمؤمنین مینگریست این آیه را تلاوت میکرد: «و من اللیل فتهجّد…». پس پیداست میان این آیه و مقام محمود و مولا پیوندی هست که در این نگاه و تلاوت آشکار میشود.
سپس چون آیه را خواند، رو به مولا فرمود: یا علی، انّ الله عزّوجلّ ملّکنی الشفاعة فی اهل توحید من امّتی؛ خدای عزّوجلّ مالکیت شفاعت را به من بخشیده، از اهل توحید امتم؛ آنان که به توحید رسیدهاند.
توحید و ولایت؛ محرومیت ناصبی
انتهای روایت روشن میکند که روح توحید، ولایت امیرالمؤمنین است. فرمود این شفاعت را خدا از کسانی برحذر داشته: علی من ناصَبَک أو ناصَبَ ولیّک من بعدک؛ هر که با تو دشمنی کند یا با اولیای پس از تو — فرزندان تو، اهلبیت، تا امام عصر — دشمنی ورزد، از شفاعت محروم میشود.
پس چه کسانی مورد شفاعتاند؟ اهل توحیدی که محبت و ولایت مولا را دارند. معنای توحید میشود ولایت امیر؛ روح توحید، ولایت امیرالمؤمنین. از این روایت بزرگان برداشت کردهاند که مقام محمود — نتیجهٔ نماز شب پیامبر — همان مقام شفاعت است. پیامبر چه کسانی را شفاعت میکند؟ آنان که روح ولایت امیرالمؤمنین را در خود دارند، التزام عملی دارند و پذیرفتهاند؛ به یک معنا مولا را سرپرست خود اختیار کردهاند، نه نفس و هوای خود را.
شفاعت از شفع؛ نه پارتیبازی
در معنای شفع نیز باید ایستاد: نماز شب و شفاعت از یک ریشهاند. شفاعت از شفع میآید؛ شفع یعنی جفت. حضرت علامه حسنزاده علیهالرحمه چند جا تشر زدند به کسانی که میگویند مقام شفاعت پارتیبازی است؛ که پیامبر دست گنهکار را بگیرد، به محاسن مبارک بزند و بگوید به خاطر من از این بگذر. فرمودند چه حرف زشتی در کتابها پراکنده کردهاید. شفاعت این نیست. شفاعت از شفع است: جفت شدن و همسنخی. باید بوی مولا را بدهی و رنگ مولا را داشته باشی تا ملائکهای که میآیند بو کنند، بوی ولایت امیرالمؤمنین را بیابند؛ آنگاه به مقام شفاعت رسیدهای و خودبهخود با مولا راه میافتی:
«یوم ندعو کلّ اُناس بإمامهم» (إسراء/۷۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که هر گروهی را با امامشان فرا میخوانیم.
نماز شب ما را به این شبها میرساند. یکی از توصیههای پنجگانهٔ آقای قاضی در این شبها نماز شب بوده است. بهترین فرصت است؛ باشد که همه بهرهمند شوند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.