یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
برداشت غلط از حکایت علامه مجلسی
پس از نام خدا و سلام بر داعیِ الهی، سخن از برداشتهای نادرست از برخی حکایتهاست. یکی از غلطهایی که متأسفانه بسیار معروف و مشهور است — و قطعاً شنیدهاید و حتی بعضی اهل فضل و علم نیز گفتهاند — حکایتی دربارهٔ مرحوم علامه مجلسی است.
گویند یکی از رفیقانش با او قرار گذاشتند هر که از دنیا رفت به خواب آن دیگری بیاید و بگوید آنسو چه خبر. او آمد به خواب آن رفیق — هممباحثه و همدرس — و از احوالات عالم برزخ گفت: آمدند از ما حساب و کتاب کنند. پرسیدند چه آوردی؟ ما گفتیم این همه کتاب. فرمودند اینها را نمیگوییم؛ برای اینجا چه آوردی؟ اینها برای خودت است.
قریب به همین مضمون بارها شنیده شده است: این همه درس و کتاب و شاگرد و مدرسه و علم — نه؛ برای اینجا چه آوردی؟ اینها مال خودت است. سپس این را به عنوان هشداری برای امثال ما نقل میکنند که گویی علامه مجلسی با آن عظمتش هم اعمالش قبول نشد و مال خودش بوده؛ برای ما چه آوردی؟
ادامه میدهد که در همین اثنا که ذهنش خالی شده بود، یادش افتاد مؤمنی را کسی یقه گرفته بود و میزد. رفت جداشان کرد. پرسید چه میکنید؟ گفتند این به من بدهکاری داشت و میگوید ندارم؛ چه کنم؟ آنجا قضاوت کردیم و بدهی آن مؤمن را دادیم. چون این را گفت، گفت آها این شد. این را میتوان پذیرفت. خلاصه از او پذیرفتند و باغی نیز دادند؛ گفتند فعلاً در این باغ متنعّم باش تا قیامت.
حکایت درست؛ برداشت نادرست
این حکایت درست است؛ اما برداشت غلطی از آن شده است. برداشت درست چیست؟ آنکه عالم برزخ برای رساندن جزای بعضی اعمالِ کوچک است و پارهای از اعمال برای روز قیامت میماند. مانند آنکه غالب اعمالی که اهل ایمان در این دنیا انجام میدهند اصلاً این دنیا ظرفیت و گنجایشش را ندارد. آنقدر اینجا کوچک است که چیزی به تو نمیدهند.
روایت کافی؛ مسیحیِ اهل شهود
روایتش در کافی مرحوم کلینی است؛ علیهالمقام الشریف. مسیحیای آمد نزد امام صادق صلیاللهعلیهوآله و ادعا کرد من شرق و غرب عالم را میبینم؛ اینجا ایستادهام و چشمم به شهود افتاده. حضرت تصرف کرد و تخمی را از زیر عقابی برداشت. گفت نگاه کن ببینم؛ امتحانش کرد. او نگاهی اینسو و آنسو کرد و گفت از زیر آن عقاب یک تخم کم شده. حضرت فرمود چه کردی که به این مقام رسیدی؟ گفت مخالفت نفس کردم؛ هرچه هوای دلم و خواهش دلم خواست مخالفت ورزیدم.
حضرت نیز زیرکانه فرمود: دین اسلام را به تو عرضه میکنم؛ ببین نفست قبول میکند یا نه. دین اسلام را عرضه کرد. گفت نفسم نمیپذیرد و مخالفت میکند. فرمود پس مخالفت کن. او تا شهادتین را جاری کرد و مسلمان شد، آن قدرت از او سلب شد. تعجب کرد و گفت این همه از حقانیت دینتان گفتید؛ من مسیحی بودم و چنین بودم، اکنون قدرت از من رفت. فرمود صبر کن تا نکتهای بگویم: تو هر کاری در این دنیا بکنی میرود به حساب آخرتت؛ اینجا چیزی به تو نمیدهند. دارِ جزا آنجاست.
یک بحث این است که این دنیا هم کوچک است. ما همیشه فکر میکنیم این همه نماز خواندیم، روزه گرفتیم، این همه تقوا پیشه کردیم — اگر کرده باشیم — چه شد؟ چه شد ندارد. بگذار آنسو ببینیم چه خبر است.
علم و درجات؛ تصحیح فهم حکایت مجلسی
در هر حال پارهای اعمال هست مانند علم. فضیلت علم بسیار بالاست. مولا فرمودند العلم سلطان؛ و الذین اوتوا العلم درجات. اصلاً درجات مال اهل علم است؛ به غیر از اهل علم درجهای ندارند — چنانکه پیشتر بحثش گذشت.
لذا باید مواظب باشیم: آنجا علامه مجلسی میشنود که میگویند آقا اینها را ما اینجا در برزخ نمیتوانیم جزایش را به تو بدهیم. برزخ برای جزای فضیلت علم و درس و بحث کوچک است؛ آن بماند برای قیامت. این فهم درست است؛ باید درست شود.
پیوند با تهجد و مقام محمود
چرا این همه گفته شد؟ همه مقدمه بود برای یک جمله؛ جملهٔ آخر. با بحث تهجد و نماز شب که دیروز گفته شد و ربطش با امام عصر و چهرهٔ طاووسی حضرت، حرفِ لبِ مطلب این است که نماز شب هم از آن جمله اعمالی است که نه در دنیا و نه در برزخ نمیتوان جزایش را گرفت؛ آنقدر که اینها کوچکاند و آن بزرگ است. لذا فرمود:
«عسى أن یبعثک ربّک مقاماً محموداً» (إسراء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): باشد که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برانگیزد.
باشد که آنسو — یعنی آنجا — به تو بدهیم؛ کی؟ در روز دیدار خدا.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.