یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز سخن
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین. الحمدلله على کل نعمته و اسال الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریة و العصمة فاطمیک و الحلم الحسنیة و الشجاعة الحسینیک و العبادة السجادیة و المعاثر الباغریک و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الربویة و الجود التقیة و النقاوة المغویة و الهيبة العسكريه و الغیبة الالهیه. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
و رحمة الله. ان شاء الله که امام عصر ون در این شب دوم ماه محرم و عزای سید و سالار شهیدان هر کجا که گریان هستن برا جد غریبشون خدا غم از دلشون بردارد و جمع ما رو هم دعا کنن میان گریهشون صلواتی هدیک بگویید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. به فضل الهی ادامه بحث اجمالی البته. رساله شریف انسان کامل حضرت استاد رو از دیدگاه نهج البلاغه البته بررسی میکنیم. فصل اول رو، باب اول رو که پیرامون ولی الله بود دیشب خیلی کلی نکتهای گفتیم و رد شدیم و البته خیلی مطالب موند. و خلاصهش این شد که ولی الله الاعظم جامعیت دارد و میشود منشأ فیض، محل فیض، محل خیر، کانال رزق و اونچه که خدا انزال میکند او پخش میکند انزال خدا رو. به یک معنا تنبیک یا متجلی میکند و او واسطه فیضه که اگر او نبود نمیشد فیض جاری بشود و اصلاً خلقی نباید عقلاً موجود می شد.
طرح مسأله
حالا این بحثها قبلاً چون گذشته الحمدلله با گوشتون کمی آشنا هست. اما باب دوم پیرامون انسان کامل خلیفة الله است. سخن گفته حضرت استاد و نکات بسیار زیبا و شیرینی رو پیرامون اصل خلیفة اللهی انسان کامل حضرت استاد فرمودنددددددد. اجازه بگویید در ابتدای باب دوم رساله خود کلام حضرت علامه رو براتون بخونم و اجمالاً توضیح بدم. ایشان می فرمایند که و اینچنین انسان خلیفة الله هست. چه؟ انی جاعل في الارض خليفة. اشاره میکننددددددد به این آیک از قرآن که خدا خودش رو جاعل، جعل کننده خلیفه در ارض معرفی کرده. قابل توجه اونهایی که میگویند چرا حضرت آدم از آن میوه ممنوعه، شجره ممنوعه خورد و ما رو آورد تو زمین؟ اینجا صریحاً آیک قرآن دارد میفرماد انی جاعل في الارض خليفة. اصلاً بنای ما از اول این بود که جعل ما بر خلیفه در الارض باشد.
الارض که هو الذي انشأکم من الارض. واستعمرکم فيها. این هم آیک قرآنه. هو الذي انشأکم من الارض. اصلاً شما رو انشا کرده خدا از ارض از الارض همین زمینی که روش هستید که اونورم انی جاعل في الارض خليفة. اصلاً باید ما میآمدیم که خلیفه هم اینجا از طرف مستخلف عن خلافت گرفته است. اشاره به همین آیک شریفه میکند استاد و می فرماد چه؟ انی جاعل في الارض خليفة دال است یعنی دلالت میکند بر اینکه وصف دائمی حقیقت الحقایق جاعلی اینچنین است. یعنی این جعلی که حضرت حق سبحانه وو میکند بر خلیفه وصف دائمیک که بعد یک دلیل رو دلیل علمی و ادبیاتی رو البته اینجا بیان میکننددددددد. حضرت استاد میفرمایند "پس همواره مجعولی آنچنان باید زی… مجعولی آنچنان باید" یعنی همچون مجعولی خدا باید جعل کرده باشه به عنوان خلیفه "زیرا جاعلن است".
گشایش معنا
چون میفرماید "انی جاعلن". اسم چیست؟ فعله. جاعل بر وزن فاعل اسم فعله. قطعاً من جاعلم یعنی جعل کننده ام. حضرت استاد دارد ما رو متوجه این نکته میکند که "زیرا جاعلن است، نجعلت و اجعل و نحوه ما اینچنین". یعنی فعل نیومده، جمله با فعل نیومده. با اسم فاعل، جمله به صورت اسمیک آمده نه فعلیه. و جاعل مقید به شخص خاص و زمان خاص، جاعل مقید به شخص خاص و زمان خاص نیست تا چون انی جاعل کل الناس اماما بر حضرت ابراهیم و یا داود انا جعلنا ک، جعلنا ک. مخاطب کیه؟ حضرت داووده. انی جاعل ک، حضرت آ… حضرت ابراهیم مخاطبه للناس اماما. یا داود انا جعلنا ک خلیفته فی الارض محدود باشد. حضرت استاد میفرماید اینجا محدود میکند بحث خلافت رو تو آن آیه. پیرامون حضرت ابراهیم و حضرت داود و اینها اینجا محدود میکند که شما جعلنا ک، شما رو خلیفه قرار دادم.
بعد جمله هم فعلیک آمده. محدوده یک زمان خاصی دارد که حضرت ابراهیم خلیفه است روی زمین. اما اونجا جمله اسمیک است. از حیث ادبیات عرب، عرب میدونید وقتی جمله به این شکل فعلیک میآید با فعل شروع میشود دلالت بر یک زمان خاصی میکند. یعنی یک محدوده ای حضرت ابراهیم تو خلیفه ای. توی محدوده زمانی حضرت داود ما شما رو خلیفه کرد… اما اینجا که میفرماید انی جاعلن فی الارض خلیفه پیداست که چون این جمله اسمیک است نشون میدهدددددد که چی؟ دائماً، دائماً من مشغول جعل خلیفه ام. لذا اینجا ما معتقد هستیم که در هر دوره ای از دور زندگی و حیات در روی این کره خاکی که ما در یکی از این ادوار قرار گرفتهایم و قبل و بعد از ما هم دورههای الا ما شاء الله لا تا حد و لا تحصى اصلاً نمیشود شمرد و گفت چند تا، بودهاند و خواهد آمد.
بیان روایت
چون انسانها میآیند قطعاً خلیفه هم دائماً باید باشه با بدن عنصری در همین کره خاکی. حالا در دورههای پیشین هم انبیا بودند و البته ائمه ما علیهم الصلاة والسلام امام بر اونها حساب میشدند. حجت خدا بر اونها حساب میشدند. همچنین که در انبیا دوره ما از حضرت آدم بگیر تا پیامبر خاتم همه در همین دوره، اینها هم در این دوره با بدن عنصری آمدند رو زمین و دیگر هم با بدن عنصری نمیان. که فقط یک استثناء وجود دارد. آن بحث رجعت که باید به موقعش دربارهش بحث کنیم. چون نمیشود انسان از حالت استعداد خارج بشود، از نشئه طبیعت برود، اینجا دار، دار مادهست، دار استعداد. از اینجا برود بعد به آن سیر استکمالیش برسه و آن سیر رو طی کنه برود مجرد بشود، مجرد حتی مثالی، عالم برزخ که عالم مثال، برود اونجا بعد دو مرتبه برگرده به ماده.
اصلاً چنین چیزی عقلاً نمیشود. خب؟ اما حالا بحث رجعت رو باید چه کنیم؟ همانطور باید بحث اصلاً تکامل برزخی رو هم با همان چه کنیم، چه کنم، چه نکنم بریم جلو و اونجا براهین باید بیاید چه کار کنه؟ شرع رو، شرع مقدس که فرموده ما در برزخ تکامل برزخی داریم رو اینجا باید بیاید عقل زور بزنه، فعال بشود، عقل، عقل فعال بشود و برود در حوزه الهیت نظام، یعنی در حوزه قلب و ادراکات آنچنانی و دقیقتر که فوق تجرده، عقل مجرده، قلب فوق تجرده. باید از اونجا استیضاح کنه این حقیقت رو که چی میشود بالاخره. چون تکامل مال جاییک که استعداد هست، ماده هست، طبیعت هست. مثل نشئه طبیعت اینجا. وقتی از اینجا رفتی اونجا دیگر مجرده. درسته تجرد مثالیک بعد عقلیک همینطور برو تا بالا. اما چگونه اونجا تکامل وجود دارد در حالی که ماده نیست؟
تمثیل و شاهد
شرع مقدس فرموده اونجا تکامل برزخی هست. پیغمبر فرمودنددددددد در روایات ما آمده شرع مقدس تأکید کرده که هست. اما عقل اینجا چی؟ جوابگو نیست. نمیتواند. زورش نمیرسد عقل. باید جون بکند تا بفهمه با برودان و استدلال و اینها عقل نظری اینجا متوقف شده. باید از طریق عرفان و کشف و قلب و اینها البته براهینی هم هست اما کار هر کسی نیست فهمش. لذا خیلیها اینجا موندن. اصلاً، اه، مجبور شدند پا بذارن العیاذ بالله رو این ح… دسته روایات که حالا مثلاً نه اصلاً نمیشود ما این روایات مثلاً اینانی که سوادشون کمه تا معنا و مفهوم یک منطوقی از اهل بیت در یک روایت یعنی مفهوم یک لفظ در یک روایت نمیفهمن، منظور اهل بیت اینجا چیست؟ و تعارض دارد با بعضی از حدود فکریشون، بعضی از دانسته ها و آن علوم فکریشون سریع رد میکننددددددد حدیث رو.
میگویند نه این حدیث غلطه، این فرمایش اشتباه است، این حدیث جعلیک انفس ال… در صورتی که علامه تشرح میزند. بارها من از ایشان شنیدم درس و بحثهاشون تشرح میزنند. میگوید شما سواد نداری، شما علم یعنی آن زبان فهم نیستی، زبان قوم و زبان عصر اهلش رو نمیفهمی. چرا رد میکنی؟ چرا سریع رد میکنی؟ که اتفاقاً مثلاً اینانی که اصل توحید اصمد قرآنی رو مثلاً میگویند شرک اتفاقاً وقتی شما، شما زبان نفهم این جریانی، یعنی نفهمیدید زبان قوم رو وقتی برید بررسی کنید با دقت، با دیده عقل، اصلاً نیاز هم ندارد برید سراغ آن دیده قلبی. یعنی آن فوق تجرد. با همان نگاه تجرد عقلی میتوانی بفهمی که نخ اتفاقاً هرکس که این اعتقاد رو ندارد مشرکه. هرکس که توحید صمدی قرآن رو بهش نرسیده مشرکه.
دقت در واژهها
بسیاری از مسلمونا مشرکن. کما این که ما هم مشرک بودیم. الحمدالله به دست علامه حسن زاده موحد شدیم. فهمیدیم که نه ما مشرک بودیم، تازه موحد شدیم. این توحید اصمد قرآنی که بارها و بارها دربارهش سخن گفتیم. که او، اوست که ظهور میکند. یک وجود بیش نیست، بقیک اطوار او هستند، آیات او هستند، کلمات او هستند، تجلیات او هستند. هرچه هست اوست. و وقتی شما اصلاً موضوع من کیستم رو که درست نه اینکه تو سیر معرفت نفس دارن پیش میروند توجه شما باشه اینجا. من کیستم رو که درست پیش بری آخرش میرسی به اینجا که من نیستم. نه اینکه تو اصلاً عدمی، نیستی، نیستی به معنای عدم نه. یعنی من، من نیستم. این معنا رو میدهدددددد. من حق متشعنم یعنی یک شأن از حقم. یک حد از وجودم. توجه کردی چی شد؟
یعنی اصلاً هرچه هست حقه. هرچه هست حقه که حالا خیلی دوست داشتم که یک دهه فقط پیرامون بلکه بیشتر مثل ماه مبارک رمضان مثلاً سی شب بازم کمه، یک سال اصلاً، یک سال مثل آن موقعها که هشت ماه ما سحرها اینجا جمع میشدیم پشت سر هم الحمدالله. سال بی بی جان حضرت زینب سلام الله علیها هشت ماه اینجا هر سحر با بچهها جمع میشدیم. صحبت و روضه و نماز صبح و بعدم سبحان چه سال پربرکتی سفره انداخت حضرت زینب سلام الله علیها اینجا. یک سال انسان بشینه سر سفره عرفه ابا عبدالله. این حرفا رو که ما میزنیم میگوید اوه، اوه، اوه آقا مشرک شده. آقا مثلاً اعتقاد به وحدت وجود و چو اینها پیدا کرده. در حالی که اگه این باشه العیاذ بالله به نگاه شما امام حسین هم باید مشرک باشه.
جریان بحث
شما دقت بگویید چقدر در خود قرآن ظاهراً ظاهر قرآن رو نگاه میکنی دائماً میشود إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب. اینان آیات الهین. آیات رو بخونید از طریق آیات به من پی ببرید. یعنی من رو از پشت پرده این آیات و کلمات و ازلال که سایههااند فروع که فرع آن اصلاً که اصل حقه و این فروع خلقهاند منو بیابید. قرآن ظاهرش اینطوریه. توجه کردید؟ اما برید سراغ دعای عرفه ابا عبدالله که یادمه چند جلسه دربارهش حرف زدیم این تیکشو. الهی ترددی في الآثار یوجب بُعد المزار. عجب! هرچی من تردد میکنم در آثار تو باعث میشود یوجب بُعد المزار. بُعد، دوری. بُعد المزار. منو از محل زیارت تو که زیارت حضور ظاهر عند، عند المزور است مقام اندیت و مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها است و شهدا به عند ربهم یرزقون میرسنددددددد.
میگوید ه… و هرچه که من تردد در آثار تو میکنم بُعد ایجاد میشود، دور میشم. پس این کلام ابا عبدالله چیست؟ بعد خود حضرت جواب میدهدددددند. یعنی ش… سؤالات ذهنی رو بلافاصله سریع حضرت تو دعا، تو مناجات با خدا هوای همه رو داشته. بلافاصله جواب میدهدددددند که فاجعلنی الیک بخدمه توسلنی الیک که اینان رو توضیح دادیم قبلاً. وصل کنه منو به شما، یک خدمتی جمعم کنی مقام جمعی، مقام جمع و جمع الجمع که سخنهاش قبلاً گذشته. كيف يستدل عليك؟ چگونه آخه من چگونه استدلال بیارم بر تو؟ چه استدلالي بر تو بیارم؟ چگونه دلالت بر تو پیدا کنم؟ بما هب في وجوده مفتقر الیک. از کسی که، از آن چیزی که اصلاً در وجودش عین فقر به توست. اصلاً وجود او عین فقر به توست. أنتم الفقراء إلى الله اصلاً شما فقر محضید یعنی چی؟
لایهٔ باطنی
یعنی اصلاً نیستید. فقر یعنی نیستید دیگر، یعنی نداری. اصلاً چیزی ندارید، چیزی نیستید، چیزی ندارید. شما ظهور حقید. توجه بگویید. اینو دارم چی از کجا به اینجا رسیدیم؟ که وقتی شما سیر معرفت من کیستم رو میری جلو میرسی به اینجا که من نیستم. من، من نیستم. این درسته. بعد ادامه میدهدددددد ابا عبدالله "ایكون لغيرک من الظهور ما ليس لک حتى يكونه المظهر لك". اصلاً چگونه میشود در حالی که هر کسی ظهورش به دست توست، اصلاً ظهورش عین ربطه به توست. یعنی تو ظهور کردی که این ظاهره. حالا من دنبال چی بگردم؟ در حالی که تو ظاهر شدی این شده. متى غبت. الله اکبر. در آن اردوی معرفتی دو شبه اینان مورد بحث قرار گرفت یک آدم مفصل. متى غبت. تو کی غائب بودی؟ حتى تحتاج إلى دليل يدل عليك.
که من میخواهم بر تو محتاج آوردن یک دلیلی باشم بر تو. تو کی غائب بودی؟ در حالی که ما داریم یا عالم الغیب. اینجا میگوید متى غبت. تو اصلاً کی غائب بودی؟ اگر غیب خداست چطور اینجا ابا عبدالله میگوید تو کی غائب بودی؟ غیب از نظر ما غیبه. از نظر خدا شهود مطلقه است. اصلاً عالم الغیب ، از منظور آن عالم به غیبیک که از نگاه ما غیبه، نه از نگاه خدا. خدا که متى غبت اصلاً تو کی غائب بودی؟ و متى بعدت تو کی دور بودی؟ حتى تكون الآثار هي التي توصل إليك تا من از طریق آثار به تو برسم. أم يت عين الله تراك عليها رقيبا کور باد چشمی که نبینه تو رقیب شی. آن بحثی که شـ… صبح شب اول صبح بین الطلوعین اینجا پیرامون رقبای عالم یعنی ملائکه گفتیم اینجا خودش رو نشون میدهدددددد.
ثمره در عمل
و خسر از صف… حالا بریم ادامه بدیم از بحث خارج میشویم. خیلی خودش کلاسها میخواهد. اینجا دارد صریحاً ابا عبدالله میگوید که نه اتفاقاً هرکس که توحید صمدی ندارد مشکله، مشرکه. هرکی این نگاه رو ندارد مشرکه. لذا ما مدعی هستیم که به دست علامه حسن زاده موحد شدیم. به دست حضرت امام که این باب رو فتح کرد. بعد ا… تمام اندیشمندان عالم رو دعوت کرد، اسمم برد. بیاید سر کتابای فتوحات و فصوص ابن عربی ما، اشارات و قانون و شفای شیخ الرئیس ما، اسفار ملاصدرا ما اسم بردن. بعد الان تو حوزههای ما، شما جرات ندارین این حرفا رو بزنین. یکی از طلبهها پیغام داده بود که به من برسونن که این حاجی وقتی آمده بود هیئت ما طلبهایک که من حالا نگم چه حوزهایه. من آن حوزه زیاد رفتم.
با چه دل و جیگری بالا منبر این حرفا رو میزند و از علامه حسن زاده حرف میزند. ببین چقدر متأسفانه از اهل فضل ما به ظاهر دور شدن از حقیقت. و کلام، کلام سید الشهداست. حالا با توجه به این مباحثی که تا همین جا گفتیم و یک مقداری ظاهراً از بحث خلیفة الله خارج شدیم، شما بگویید که اینجا جایگاه خلیفة الله چی میشود؟ شما بگویید. جایگاه خلیفة الله میشود آن کسی که مظهر اتمه. ما گفتیم همه عالم شؤون حقاند. آیات و کلمات و تشؤنات الهین. ازلالاند، سایههای حقاند. درسته؟ خلیفة الله کی میشود؟ اصلاً یکی از، یکی از، آن توضیحات و عرب… درون مایک ای که از خلیفة الله بارها در شرح فصوص و مصباح الانس از حضرت استاد شنیدیم همین، همین جمله ای بود که الان خدمتتون میگویم که خلیفه باید به صفات مستخلف عنه باشه.
پیوند با معارف
یعنی کسی که این خلیفه رو جعل کرده باید این خلیفه به تمام صفات آن مستخلف عنه چی باشه؟ متصف باشه. که البته اینجا بعد حضرت استاد توضیح میدهدددددند که ما دو نوع خلیفه داریم، خلیفه مطلق و خلیفه مقید. الان بگم اینو یا بعداً بگوییم؟ چون اینان خودش یک بابیک هر کدوم. بعد خودتون به خودتون معرفتتون بیشتر میشود، به خودتون. اصلاً خلیفة الله الأعظمش بماند. بعد میفهمی عجب ما هم خلیفة الله ایم. من این بحث رو ادامه بدم شاید منو از این منبر پرت کنید بیرون اگه نفهمیم. بعد میگید، بعد میگم که آقا اصلاً میفهمیم که حیوانات هم خلیفة الهیاند. عجب! یعنی چی حاج شما چی داری میگی امشب؟ ما یک خلیفة مقید داریم. حالا یک وقتی یک شبی که فرصت بود خارج از محرم یادتون باشه ما میگیم شمام یادتون میرود.
اما یادتون باشه یک وقتی. اگه یادتون آمد یک گردهای داشته باشیم پیرامون همین موضوع. خیلی شیرینه. خودت رو بهتر می یابی. که ما یک خلیفة مطلق داریم، یک خلیفة مقید. خلیفة مقید یعنی بعض از اسماء حضرت حق سبحانه در او پیاده شده. آقا پس آن جریان مرحوم علامه رفیع قزوینی، استاد علامه حسن زاده چیک که فرمود هر کجا که سلطان وجود قدم نهاد اساکر اسماء موجودند هر کجا موجودی وجود داشت تمام اسماء در او تجلی کردندددددد که این آقا هست، این شیء وجود دارد. پس این چیست؟ شما میگید بعضی از اسماء پیاده شدن. منظورم آن اسماییک که سلطان میشوند، سلطنت میگیرندددددد. به قول علامه دولت وجود تو رو دست میگیرندددددد. میشوند رب تو. منظور ما اینه. بعضیها دو تا اسم درشون ظهور میکند. داریم دو اسمی؟
ادامهٔ برودان
ملائکت الله همه دو اسمین. از کجا میگی؟ "نحن نسبح بحمدک ونقدس لك تمام". اصلاً کار ملائکه چیست؟ تسبیح و تقدیسه. طعامهُ تسبیح و شرابهُ تقدیس. که تسبیح، تنزیک کردندددددد ذات حضرت حقه. تقدیس، تنزیh کردندددددد صفات حضرت حق و افعال حضرت حقه از نقص و هر چیز، هر چیزی که بوی نقص میدهدددددد. دو تا اسمیا ملائکه ان. کدوم اسمها؟ سبوح قدوس. اینان کامل توشون پیاده شده. لذا وقتی هم که خدا "اني جاعل في الارض خليفة" رو گفت، اینان گفتندددددد چی؟ "اتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء نحنا نسبح بحمدك ونقدس لك". انگار که خدا به قول استاد علامه حسن زاده، علامه ره… حضرت علامه شهرانی انگار خدا مقدس میخواهد. بس بس کنان یا تسبیح دستشون فقط مقدس. اصلاً اینجا بارها از علامه شنیدیم که از قول اساتیدشون فرمودندددددد اینجا کانا خدا فرموده من مقدس نمیخواهم به ملائکه گفته که هی تسبیح بگی.
نه "اني اعلم ومالات اعلمون". من چیزی میدانم که شما نمیدونید. من جعل خلیفه ای میخواهم بکنم که خلیفه مطلقه است. شما خلیفه مقیدی. دو تا اسم توشه. لذا عادت جعل خلیفه رو هم "اني جاعل في الارض خليفة" توسط خدا، جعل خلیفه رو هم اونها گمان کردندددددد اینان هم قراره بیان چه کار کنن؟ تسبیح و تقدیس صرفاً بکنن. خدا فرمود "اني اعلم اعلم ومالا تعلمون". نمیدانید، من میدانم. من اعلمم. اصلاً بحث علم و اعلام رو مطرحه. "يعلمهم الكتاب والحكمة". الله اکبر. و ای کاش تو تمام درس و بحثهای این دو سه ساله هممون حاضر بودیم از اول صفر تا صدش. الان این الله اکبر که من گفتم شما هم تو جونتون میگفتید. چون هی الف… سنجاق میشود با مباحثی که قبلاً گفتیم هی تثبیت میشود تو وجود اینها.
شهادت حال اولیا
حالا یک جلسه و دو جلسه بش نری بدتر گیج میشی. قربونت برم. ما هم شما رو اذیت نکنیم. پس خلیفه مقید یک اسم، دو اسم توشه که مثلاً حیوانات صاحب دو اسمند. "هو السميع البصير". حیوانات بر اساس این دو اسم خلیفه الهیاند اما مقیدهاند. مطلق نیستند. آن خلیفت الله اسمش رو خودشه. خلیفه الله. خلیفه الله یعنی همان ولی الله الاعظمه که دیشب بحثش شد. یعنی محز… محل یعنی ظهور تام و اتم حضرت حقه. یعنی خدا با تمام اسماءش در او ظهور کرده، تجلی کرده. این میشود خلیفت الله که در این تا اینجا که ما بحث کردیم، حرف زدیم، علامه تو این قسمت اولش تازه همین رو دارد بیان میکند. که بعد بر اساس آیک "وامن شيء الا یسبح بحمده" هیچ چیزی نیست مگر اینکه حالا وقت ما گذشت متأسفانه. مگر اینکه تسبیح خدا رو میگوید.
روایات زیادی داریم که اینها چگونه تسبیح خدا رو میگویند. ما گفتیم بعضیها تک اسمي، دو اسمي، سه اسمي دیگر خلیفه مقیده، خلیفه مطلق تمام اسماء. حالا اینان آن اسمی و ذکری که "امن شيء امن شيء" یک بار گفتم این آیات "امن شيء" رو برید بررسی کنید. هیچ چیزی نیست که ما هم یکی از آن اشیا ایم دیگر. مگ-مگر اینکه "يسبح بحمده" تسبیح به حمد خدا. حالا چرا تسبیح به حمد آمده؟ اینجا هم بحث دارد. می… تسبیح به حمد میکند. ملائکهای که مظهر اسم سبوح و قدوس خدااند تسبیحشون چی میشود؟ سبوح و قدوس. حیواناتی که مظهر اسم سميع و بصيرند اونها هم یا سميع یا بصير از سميع البصير ذکرشون میشود، تسبیحشون میشود. همینطور آقا جمادات هم تسبیح میگویند؟ بله. اونها هم به یک معنا خلیفه، خلیفهاند.
مسیر سلوک
اصلاً پیاده شدن از ذات همه دیگر. دیگر خسته تون نکنیم حاجون. "امن شيء الا عندنا خزائنه" دوباره برگشتیم به آن آیک عجیب. آیک عجیب و درون آیک بسیار عجیبی دارد. چقدرم قشنگ و شیرین و زیباست. از عسل شیرینتر. هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزينهش نزد ماست "وما ننزله إلا بقدر معلوم". ما نازلش نکردیم مگر به قدر و اندازه هر چیز و هر کسی. یعنی چند تا اسم رو میتوانی پیاده کنی تو خودت. نازل شدی به همان اندازه که اگر اسمی در تو پیاده نشده بود، یعنی ظهور خدا، تجلی خدا در تو صورت نمیگرفت، اصلاً عدم بودی، وجود نداشتی. ظهور تو همان عین تجلی اسم خداست. که حالا این، اینجا جمادات هم پس همین که نازل شدن و "انزلنا الحديد" قرآن میگوید آهن رو هم ما نازل کردیم پس اینان هم ذکر میگویند.
نازل شدن، اسم درشون پیاده شده. مثلا از امام صادق، از امام باقر روایات زیادی داریم. اینجا هم بعضیهاشو حضرت استاد اشاره میکننددددددد البته. که مثلا از حضرت سؤال کردندددددد آقا آیا جمادات هم ذکر میگویند؟ تسبیح میگویند؟ قرآن میفرمود 面积 حضرت فرمود بله. چگونه میگویند؟ فرمود همانطور که خود قرآن فرموده. یسبحوا بحمده. یعنی چی؟ فرمود ندیدی عجب! ببین اینان رو برای من گفتهها. حضرت اینها رو دیگر برای امثال ما کم عقلها ببخشید برای من صبیان العقول این بچه عقل، این برای ما گفته. و الا هر فوق و مرا اینجور حرفهاست. حضرت فرمود ندیدی بعضاً این قدیمها این تیرکهای که چوبی استفاده میشد مثلا سقفها، تیرکهای سقفی که میزدند چوبی بود. سیمانی و آهنی نبود که. حضرت فرمود وقتی راه میری روی سقف خونهت یا رو زمین اینان دیدی؟
افق نهایی
تیرکها، این تیرههای درختهایی که کار کردی تو خونه یا این چوبها به عبارتی حالا در چوبی چطور قرچ قرچ صدا میدهدددددد این تسبیحشه . ما نمیفهمیم. چون خود آیک هم تصویر میکند. و لکن لا تفقهون تسبيحهم و لکن لا تفقهون تسبيحهم. ولی شما نمیفهمید تسبیح اینان رو. بله احسنت. خود سنگها هم همینطور که انسانها همانطور که انبیا فضلنا بعضهم على بعض ترک الرسول، انبیا هم فضیلت دارن بر همدیگر نسبت به اینکه چند تا اسم رو دارن. یک کتاب کافی هست، کتاب وافی مرحوم ملا محسن هست. اینها که چند تا… انبیا چند تا هر کدوم چند تا اسم و آنانیی که معروفهاشون داشتن. بعضی از انبیا بیست و پنج تا اسم و بعضیها هشت تا بعضیها شش تا اینها. هست اونجا. که همینطور که انبیا برودم برتری بر اساس این اسمها دارن، انسانها دارن. حیوانات هم دارن. همچنین آقای والامر دکتر والامر آن شب جمعه همین بحث رو داشتن دیگر. در میان نباتات مثلا اولین نباتی که تسبیح گفت مثلا اقرار به وحدانیت حضرت حق کرد و ولایت آل الله برنج بود. لذا برنج، یک دونه برنج از دست حضرت زهرا سلام الله علیها روایت داریم افتاد چند ساعت حضرت دنبالش میگشت. تو تاریکی شب. چون برک… مثلا برکته نماد برکته. حالا ما میریزیم سلاش قال قابل توجه خانمهامون . مطلقا میگم خانمهامون نه خانم من و شما مطلقا. و اولین حیوانی که اقرار کرد کی بود؟ شتر بود. اینها رو بحثش قبلاً گذشت . که حالا سنگ چی؟ عقیق. عقیق اولین سنگ بود. اینها مراتب گرفتندددددد. بله بین اینها مراتب هست و بحث، بحث ما فعلا مراتب بین خودشان نیست. بحث اینجاست که اونها هم تسبیح میگویند و حتی، حتی حض… از حضرت صادق صلوات الله علیک پرسید یک نفر که آقا دیوار چگونه ذکر میگوید؟
نکات تکمیلی
حضرت فرمود دیدی که یهو دیوار میشکند باز همینطوری یک صدایی ازش بلند میشود؟ اونم ذکرشه. یا آب، آب همینطور شرشر میکند ذکر این تسبیحشه. و لکن لا تفقهون تسبيحهم. قرآن میگوید شما نمیفهمید تسبیح اینو. اگر بفهمی که دیوانه میشی. این تسبیحها رو بفهمی از شب و روز دیگر کی میشود. حالا آن خلیفة الله میشود مظهر این نلبکی خالی اینجا چه میکند نمیدانم. این هم کلامی برای ماست. تو خالی نباش، تو پر باش. آره داداش. این حالا هرچی بگه من نلبکیام. کی گفته تو نلبکیای؟ چایید کو؟ خدا رحمت کنه آقای شهید. بله انشاالله که حالا شما دیدت مثبته انشاالله میخواهند کاسهمون رو پر کنن. شهید یعقوبی، شهید سعید پور امیرجان یادش بخیر بارها گفتم همین جلوی مسجد قائم چهار شهید مدنی پست میدادیم.
قد بلند رشید ژ، ژسه رو میانداخت رو دوشش. انگار مثلا کل تابیزون کرده به خودش. خیلی دوسش داشتیم ایشان. بعد دیدم زل زده به تیر چراغ برق نگاه میکند. سحر پست میدادیم با هم زمان جنگ. گفتم امیر چی شده؟ گفت میبینی علی این دارد با من حرف میزند. گفتم خل شدی امیر چی میگی حرف میزند باز. ما خل بودیم نمیفهمیدیم اینان چی میگویند. گفت دارد حرف میزند. اونوریک رو میبینی تاریکه خاموشه. مثلا سوخته بود لامپش. گفت هرچی داد بزنه بگه من تیر چراغ برقم آی مردم. میگوید هیچکس هم سمتش نمیرود. میگوید چرا دروغ میگی؟ کو؟ نورت کو؟ نورت کو؟ اگه تو تیر چراغ برقی نورت کو؟ اما این یکی ساکت. هیچ صداش هم در نمیآید. لام تا کام حرف نمیزند. اما همه به آن ما آمدیم زیرش وایسادیم.
چون نور دارد. الله اکبر. یک شهید تو دل شب از یک تیر چراغ برق چگونه درس میگیرد . الله اکبر. اینه که به مقام شهوت میرسندددددد. همینطوری که نمیشود . ببخشید دیگر زور زدیم که بحث رو جمع کنیم. بحث رها مون. دیگر چه کنیم؟ خدا ما رو ببخشه اصلاً از بیان کردندددددد این حرفها که میموند و حالا کی میخواهد جمع شه خدا جمعش کنه انشاالله. فاجعلنی بخدمت توصلنی الیک . منزل به منزل کاروان یک صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج. انشاالله تطهیر نفوس رخ بدهدددددد که بتونیم بسوزیم برای ابا عبدالله یک صلوات درست ختم کنید. . برای بدوارث و بی از محبین اهل بیت هم یک صلوات هدیک کنید.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.