هدیهای که امروز تقدیم میکنم خدمتتون میتونید در نکته نهصد و سیزده کتاب هزار و یک نکته حضرت استاد ببینیدش.
این کتابی که الآن دست بنده است هزار و یک نکته حضرت استاده.
ایشون در نکته نهصد و سیزده میفرمایند عارف عبد الرضا، مولی عبد الرضا در شرح منازل الصائرین فرماید.
در شرح منازل الصائرین خواجه عبدالله.
ایشون میفرماید که البته عزیزانی که اصوات چه شرح اشارات حضرت استاد رو، چه شرح فسوس رو، چه شرح اسفار رو، چه تمهید القواعد رو، چه منازل الصائرین و چه عرض شود نصف العنس حضرت استاد اینا رو شنیده باشن.
تو همهی اینها ما شنیدیم که حضرت استاد تأکید کردن بر این ذکر، بر این ذکر شریف.
پس پیداست که چون تو همهی درس و بحثهاشون ایشون تأکید کردن پیداست که ذکر مبارکیست که سندش رو هم اینجا تو این نکته میفرماین.
ذکر اینه البته میفرما قجره القوم ان الاکثار من ذکر یعنی تأثیرش در کثرت اکثار زیاد گفتن.
نه همینجوری یه چند بار بگی.
ذکرم بسیار عالی، بسیار شریف.
یا حی یا قیوم، یا حی یا قیوم، یا من، یا من لا اله الا انت.
همین.
یا حی یا قیوم، یا من لا اله الا انت.
یا حالا اگر ادغام میشه اون نون در جسارتا در لام دیگه.
دیگه یا من نمیگی.
میگی یا من لا اله الا انت.
بعد اینجا مرحوم عبد الرضا میفرماید یوجب حیات العقل.
تأثیر این ذکر در چیه؟
حیات عقل.
نمیذاره عقل انسان بمیره.
وقتی اهمیت تأثیر این ذکر رو متوجه میشیم که اهمیت عقل رو بفهمیم و حیات عقل رو.
اساساً آلودگی ما بارها عرض کردیم بر اساس آیهی صد و سه یونس که یجعل الرجس على الذين لا يعقلون از اونجا این ناشی میشه آلودگیهای ما که عقل تعطیل میشه، عقل میمیره.
خب پس اگر کسی این ذکر رو اکثار داشته باشه قطعاً حیات عقلش باعث میشه که از آلودگی فاصله بگیره.
به همین راحتی.
اگه کسی از آلودگی رنج میبره، هر آلودگی، هر آلودگی مطلقاً چه در قوای ظاهریش، حواس پنجگانهش، چه قوای باطنیش، قوه خیالش و اینها یا وهمش اذیت در عذیت این ذکر شریف رو اکثار داشته باشه.
البته حوصله بکنید من چند خط از همین نکته رو بخونم به دردتون میخوره.
حضرت استاد ادامه میدن که کلمه اکثار را در حصول نتیجه دخلی تمام است که همت در استقامت باید نه حال.
یعنی نه فقط به حال اکتفا کنی که حالا یه حالی دست داد.
نه همت باید باشه که کثرت استف-استفاده و استعمال این ذکر انسان رو برسونه به اون سرمنزل مقصود.
نه حال فقط که اصحاب حال ممکن است اهل قیل و قال شوند اما شهود طلعت سعادت و اطلاع به جنت قرب و مکاشفات انسانی الهم اهل همت راست.
اهل همت موقعی که میگیم اکثار حضرت استاد دارن میفرمایند وقتی میگیم اکثار واقعاً کثرت داشته باشه ذکرشما، نه اینکه حالا ده تا دونه، صد تا دونه بگن و رها کنن بعد توقع داشته باشن حضرت جل جلاله الان نازل بشه براشون.
نه اینا به جایی نمیرسه.
و ادامه فرمایش حضرت استاد.
و هر عمل و ذکری که کمتر از اینها نکتهست و خیلی مهمه اینا برای من و شما.
هر عمل و ذکری که کمتر از اربعین باشد چندان اثر بارزی ندارد.
قابل توجه اینا که دائماً میپرسن آقا این ذکر رو چند بار بگیم؟
چقدر بگیم؟
چند وقت بگیم؟
حضرت استاد میفرماید اقلش اربعینه، چهل روز.
کمتر از چهل شبانه روز بگه تأثیر آنچنانی نداره.
[نفس عمیق] و خاصیت اربعین در ظهور فعلیت و بروز استعداد، دیگه بروز استعداد خودش فعالیته دیگه، و قوه و حصول ملکه امری مسرّح به در آیات و اخبار است.
و در ادامه حالا این برای تنبلا بود جسارتا.
برای اونایی که دنبال چیل صوفه بودن اینا، اینا تا اینجا.
حالا برای اونایی که میخوان رشد بیشتری کنن، ارتقای وجودی پیدا کنن.
و در ادامه عمل به یک سال تا ادراک ليلة القدر شود هم در مجامع روایی از اهل بیت عصمت و وه-- علیهم السلام روایت شده است.
بعد شروع میکنه چند تا روایت از همین باب میاره که چقدر اهل بیت تصریح داشتن، اصرار داشتن بر اینکه یه عملی رو دست گرفتی یا دست نگیر یا دست گرفتی تا یک سال ادامه بده تا آثار و برکاتشو ببینی.
تا ليلة-- اقلش دیگه، اقلش اینه که تا ليلة القدر.
حالا بعضیا شاید زیرک و زرنگ باشن به خیال خودشون بگن خب الان مثلا چهار روز، سه روز، دو روز، یه روز مونده به ليلة القدر ما دست میگیریم دیگه روایتم میگه تا ليلة القدر.
نه دیگه این اشتباهات، این مداعبات نفسه، بازیگوشیهای خُلق خیال.
که حالا در خصوص عظمت و عظمت این ذکر من زبانم قاصر است چی بگم.
در یکی از جلساتی که حضرت استاد در شرح نصف العنس مرحوم ابن فناری که میدونید قویترین و سنگینترین کتاب در حوزه عرفان نظریست داشتن، اونجا اشاره داشتن به این ذکر یا حی یا قیوم که فرمودن غریبه به اسم اعظم.
مضمون سخنرانیشون این بود.
بعد البته مفصل صحبت کردن ایشون که شما هر کجا که در میان آیات یا روایات رد پایی رو در میان اهل بیت علیهم-- در گفتار اهل بیت مییابید که میفرمایند این آ-- اینجا تو این آیه، تو این سوره، توی این دعا اسم اعظم اومده میبینید غالباً اسم الحي و القيوم هست.
این سخن حضرت استاده من به شما عرض کردم.
که اشاره دارن که کأنّه این خودش اسم اعظمه.
خود یا حی یا قیوم که همه به او حیات دارن دیگه.
حیات همه به اوست و همه قائم به او هستند و او قیوم همهست.
خیلی ذکر عالیایه.
خیلی قشنگه.
دیگه اون يا ملًّا إله إلا أنت که دیگه میاد عالیترش میکنه که حالا إله، خود إله رو اگر کسی در بحث اسماء الحسنی کار کرده باشه مثلا اسماء الحسنی مرحوم حاج آقا صدرالذین علیه الرحمة عالیه به قول حضرت استاد رساله ناقلاییه.
ایشون میفرمودن.
در خصوص إله برید ببینید یا مثلا مفردات خود قرآن، کتاب مفردات قرآن آورده بودم چند هفته پیش اینجا که مثلا میفرمود صد و چهل و هفت جای قرآن اسم إله اومده که به جز سیوسه مرتبش یعنی سیوسه رو از صد و چهل و هفت کم کنید بقیهش دیگه همش پیرامون توحید، پیرامون از کار توحیدی وارد شده لفظ جلالی إله.
مثل اینکه لا اله الا الله مثلاً تو قرآنه دیگه.
لا اله الا هو.
لا اله الا انت.
همین که الان تو این ذکر وارد شده.
لا اله الا انا.
لا اله الا هو.
اینا دائماً لا اله الا هو که چندین بار اومده.
خود إله از حیث لغوی اگر بخواهیم بحث کنیم غالب مفسرین به معنای معبود گرفتنش.
معبود.
از حیث اصطلاحی اگر بخواهیم بگیم دو تا نظر هست.
گفتن یا اینکه این اشاره داره به یعنی خود اسم إله اشاره داره به ذات غیبی.
اگر اینچنین بگیم یعنی ذات رو بگیریم بدون توجه به صفات و اسماء، ذات غیبی.
که اصلاً همه عقول بدون استثنا حیرانن در خصوص او حتی عقول اولیاء الهی که بهش میگن دیگه اینجا إله، إله رو میگیرن ذاتی.
بدون در نظر گرفتن صفات اولیا و اسماء الحسنی.
اگه اینطوری باشه از ریشه ولَه هست.
ولَه یعنی به معنای حیرت، حیران.
همه حیرانن از درک او.
عاجزن.
اگر بگیریم با در نظر گرفتن ذات رو بگیریم با در نظر به علاوه اسماء و صفات یعنی بگیریم اسم ذاتی إله رو.
اون موقع از ریشه آله.
آله که همون معنای چی رو میده؟
معبود رو معنای عبادت شده.