یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ذکرِ الله؛ اسمِ جامع و شرطِ معراج
هدیهای که به فضلِ الهی تقدیم میشود هدیهٔ گرانسنگی است. پیشتر در صد کلمه در معرفتِ نفس، وقتی موضوعِ خیالِ مشوّش مطرح بود، از قولِ استاد علّامه حسنزاده — و ایشان به نقل از شیخشان علّامه طباطبایی — گفته شد که نامِ شریف و بیبدیلِ الله این اسمِ جامع است که همهٔ اسماء به آن برمیگردند و شرطِ پذیرش و در حقیقت بالا رفتن و معراجِ نماز آن است که قرب به سمتِ او پیدا کنیم. نه به الرّحمن، نه به الرّحیم، نه به الکریم؛ فقط به الله. قربتاً الی الله. اگر بگوییم قربتاً الی الرّحمن باطل است. این اسمِ جامع؛ و اساساً قرب یعنی ولایت. ولایت یعنی تلبّس به اسماء الله. همهٔ اسماء در الله جمعاند و حقیقتش میشود علم. علم هم در مرتبهٔ عالیاش خودِ حضرت حق است.
بدونِ حرفِ ندا؛ شصت و شش
زیرکی استفاده از ذکرِ شریفِ الله است که استاد تأکید دارند بدونِ حرفِ ندا، بدونِ یا. آن یک کارکردی دارد؛ خودِ الله کارکردی دارد. عددش را نیز فرمودهاند شصت و شش. بدونِ حرفِ ندا یعنی الله، الله با توجّه بگویید و چه بر سرِ انسان میآید. بارها تجربهٔ شخصی زیرِ باران، وقتی باران میگرفت، این کار انجام شده؛ عجیب ثمراتی داشته و دارد.
استاد فرمودهاند ثمرش چیست؟ یکی از ثمراتِ مهمّه شصت و شش بار گفتنِ الله، رفعِ اضطراب و نگرانی و تشویشِ خاطر است؛ پاکسازیِ قوّهٔ خیال. جالب است که حتّی از منافعِ این ذکر بردنِ مزاج به سمتِ اعتدال است. کلاسِ ما درسِ معرفت است؛ درس یعنی حرکت از سمتِ علم به سویِ معرفت؛ یعنی حکمت که باطنِ علم است. وقتی مزاج معتدل شد یادگیریِ انسان قوی میشود. این را شیخالرئیس در نمطهایِ اشارات فرمودهاند؛ نمطِ سوم، انتهایِ نمطِ سوم به بعد. اصلاً ایشان میفرماید انسانِ کامل از این جهت فراگیریاش مافوقِ همه است و به یکباره قلبش به قدری وسعت گرفته که همهٔ حقایق را، همهٔ اسماء را، همهٔ علمِ امکانی را از ذاتِ غیبی و از مصدرِ فیضِ علیالاطلاق میگیرد به جهتِ آنکه مزاجشان اعدلِ امزجه است؛ معتدلترین مزاج.
پژوهش و تجربه
داشتیم در منفعت و آثار و خواصِّ ذکرِ الله میگفتیم که بسیاری از حتّی مریضیهایِ روحیِ روانی را از بین میبرد. پژوهشگری در کشورِ هلند در دانشگاهِ آمستردام ظاهراً پژوهششان را در دسترس گذاشته بودند. مسلمانهایی را که قرآن میخواندند و از اذکار استفاده میکردند و منتها مریضیهایِ جسمی و روحی و روانی داشتند جمع کرد مدّتی و همین دستورالعملِ ذکرِ الله را داد — همین دستورِ علّامه — الله بگویند بدونِ حرفِ منادا.
اگر دقّت کنید آن ادعیهٔ پس از نمازِ شریفِ جعفرِ طیّار گفت بلافاصله دستت را بالا ببری؛ امام فرمود بگو اوّل چه بگویی؟ بگو یا ربّ. یا ربّ یعنی ای پروردگارِ من. کسره زیرِ ب یعنیربّی. بعد با حرفِ منادا یا، یا ربّ. بعد میگویی یا ربّاه میروی در بغل و آغوش. بعد آن ربّاه تبدیل میشود به ربّ. دیگر یا برداشته میشود. یا ربّ، یا ربّاه، ربّ. سه مرحله باید حرکت کنی به علاوهٔ نماز سه مرحله است. خودِ نماز؛ مرحلهٔ بعد ذکرِ شریفِ یا ربّ؛ مرحلهٔ سوم ذکرِ شریفِ یا ربّاه. بعد که در آغوش رفتی و چشیدی دیگر از اهلِ منزل شدی، اهل شدی، اهلِ بیتِ النّبوّه؛ دیگر یا برداشته میشود. آن مالِ راهِ دور است. این ربّ دیگر چشیده میشود؛ مرحلهٔ چشیدن است.
ادبِ استفاده از ندا
هر وقت احساسِ دوری از حضرت حق کردید با حرفِ منادا استفاده کنید. هر وقت احساسِ نشاط، اقبال — نه ادبار — و نشاطِ عبادت داشتید، احساسِ قرب کردید بدونِ حرفِ منادا. اثرش در برداشتنِ اضطراب است. آن پژوهشگر میگوید مریضها را آوردم و تعلیم دادم الله بگویند؛ بعد از مدّتی بدونِ استثنا اوّلاً ضربانِ قلبشان به سمتِ اصلاح رفت؛ بعد تنفّسشان از بینظمی درآمد؛ تأثیرِ عجیبی در تنفّس و شریان و قلب و خون و عروق دیدم؛ بعد مشکلاتِ روحیِ روانیشان برطرف شد. چرا یک آدمِ آنسویی باید چنین برسد و ما بهره نبریم؟
هو و الله و سورهٔ اخلاص
خودِ الله نخستین اسمی است که پس از نفسِ الهی — اللهمّ عرّفنی نفسک — یا به یک معنا برای سهولتِ فهم ذاتِ غیبی، پس از ذاتِ غیبی که هو اشاره به او دارد، نخستین اسمی است که منتشر شده: الله. پیش از آن چیست؟ هو. برای همین قل هو الله احد اینقدر عظمت پیدا کرده این سوره. از ذات گرفته شده آمده تا مرحلهٔ ظهور. قل هو الله. کدام الله؟ احد. مرتبهٔ احدیّت که همهٔ حقایق آنجا مندمجاند. پایین کثرت و واحدیّت. عددِ هو یازده است. یک تا یازده را جمع کنید شصت و شش میشود. عددِ الله شصت و شش است. عددِ حروفِ سورهٔ اخلاص نیز. اینها همه کاری که با آدم میکنند همان کارِ مرسِل است؛ کسی که ارسال میکند یا ریح یا هو الله همه در یک کارند. هر یک از این کلمات جلسهای میخواهد؛ فعلاً سربسته گفته شد.
والحمد لله ربّ العالمین.
ذکرِ الله تمرینِ ولایت است: تلبّس به اسمِ جامع. هرچه مداومت با حضور بیشتر شود، خیال آرامتر و مزاج راستتر و فهم تیزتر میگردد؛ و نماز از لفظ به معراج نزدیک میشود.
جمعِ سخن در ذکرِ جامع
اسمِ الله چون جامع است، ذکرش جامعِ آثار است: هم دل را از تشویش میشوید، هم خیال را از پراکندگی بازمیدارد، هم مزاج را به میانه میکشاند، هم فهم را برای معرفت آماده میکند. پژوهشِ بیگانه اگر با آزمایشِ تکرار به اصلاحِ نبض و نَفَس رسیده، اهلِ ایمان سزاوارترند که این دستور را جدّی بگیرند. حرکت از یا ربّ به ربّاه و سپس به ربّ، ادبِ سلوک از ندا به وصول است؛ و اللهِ بیندا ادبِ حضور پس از قرب. سورهٔ اخلاص نقشهٔ همین نزول از هو به اللهِ احد است؛ و عددِ شصت و شش تذکارِ همان پیوند است نه بازیِ ارقام. هر کلمه از این رشته خود مجلسی میطلبد؛ اینجا فقط درِ ورود گشوده شد تا ذکر از عادت به درمان و از درمان به معرفت بدل شود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.