یکی کلمه بیست و چهار هزار و یک کلمه حضرت استاد رو ببینید اون رو انجام بدید.
دستور العمل خاصی بنده به یکی از دوستانمون دادیم که همسرشون درد استخون و پهلو و مشکلاتی داشت که هرچی درمان میکردن خوب نمیشد.
ایشون خودش این دستور رو انجام داد.
دستشونو کشیدن به اندامی که درد داشت از عیالشون.
الحمدالله خوب شدن دیگه بدون دوا و درمان.
موارد مشابه زیاد پیش اومده که خود حضرت استاد هم در اون نکته تاکید میکنند که در این دستور دست تزکیه میشه و قدرت شفا به خودش میگیره.
به فضل قرآن، به کرم قرآن، به نورانیت قرآن و این دستور مس قرآن دیگه چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه بین الطلوعین یه دستور خاصی داره که مس قرآن میکنند و یه ذکری رو میگن که حالا اونجا رجوع کنن.
این کار حالا یا اگه خودشون بتونن انجام بدن که بهتر.
نشد کسی دیگه انجام بده دست بکشه به اون اندامهایی که خودشون میگن انشاالله خدا شفا حاصل کنه.
فرمودن این به یکی از بهترین کارها برای درمان مریضیهای صعبالعلاجه.
این و یه کلمه اون رو هم بنویسید.
کلمه بیست و چهار هزار و یک کلمه.
این چند بود؟
چهارصد و پنجاه و شش.
کلمه بیست و چهار تو جلد یکه این تو جلد پنج.
اگر کسی این سه تا کار رو انجام داد مریضش شفا نگرفت، دیگه راضی باشه به رضای خدا.
دو-- جای دیگه نرو.
تمام.
یا دیگه بدون قضای الهی برای این تحقق گرفته که این آقا، این خانم اینطوری باشه تو هم راضی باش.
قرار نیست که ملائکه عالم بلا به قربانگو ما باشن که.
یه خیری هست، یه صلاحی هست، خداست و خدایی میکنه ما هم بیخبر.
یکی تربت سید الشهدا اصل.
چند شب پیش من یه عزیز بزرگوار رو که اجازه ندارم عرض کنم زیارت کردم که یک پارچه نور بود ایشون با بعضی از دوستان که الان اینجا هستن با هم رفتیم.
بعد حالا یه چند ساعتی تنها بودیم با هم.
حرفهایی رو زدیم، مطالبی رو ار-ارائه دادیم که خب ایشون توی سطح بالاییان بتونن انشاالله دافع باشن یه سری مسائل رو از کشور.
ایشون در جزای این حرفای من انقدر لذت برد، یه کلوخ از داخل قبر امام حسین گفت اینو ما-- که من زدم زیر گریه و اصلا دیگه حالم منقلب شد و یه وضعی.
همون گفت اینو من به شما هدیه میکنم.
بتونید تربتهای اینطوری حالا امروز نریزید سرم من همراهم نیست.
[خنده] آرتی که پاره نکنید اینجا.
تربت اینطوری.
بعد حرز هم داشته باشه.
تو مخفاتی هست.
شیخ عباس حرز تربت رو مطرح کرده.
اگر کسی دسترسی به حرز تربت نداشت، وقتی در حرز رو باز میکنه، یه سوره قدر بخونه بدمه.
شیاطین نمیتونن تصرف کنن.
این الان حرزه.
چیز ببخشید تربته.
همین امروز یه عزیز دیگهای ما حالی به حالیش کردیم.
اینو به ما هدیه داد.
یادم رفته گذاشتم رو قلبم امروز با شما صحبت میکنم.
تربت رو قلبم باشه.
اینو وقت باز میکنی بخوای بخوری ناس بخون بدم.
بخور.
دوباره میخوای ببندی.
ببخشید فلق.
عذر میخوام قدر، سوره قدر.
دوباره میخوای ببندی قبل از اینکه ببندی قدر رو بخون بدم.
این میشه چی؟
حرز.
حرزی که دیگه شی-شیطان نمیتونه.
حالا چه سریه که اون سوره رو میخونی میدمی نمیتونه در تصرف کنه؟
اجازه بدید یه وقتی براتون بگیم دیگه.
اون اسراری داره.
اون رو بخوری، بخورونی به مریضت.
دو، کلمه تزکیه دست حضرت استاد رو که خیلی هم سنگینه، خیلی هم.
حضرت ع-- توضیح داده اون کلمه بیست و چهار که میفرماید دست من تا چند روز ورم میکرد، درد میکرد.
خود حضرت استاد نوشتن اونجا.
اونم رموزی داره.
عکسش هم میگیریم نگران نباشید.
تو کانال میذاریم.
اونم انجام بده.
تزکیه دست که کرد دست بکشه به موضع درد یا مریض یا هرکی.
چندین نفر از رفیقای نزدیک خودم این کار رو کردن، شفا.
تازه اینو انجام نداده.
اینم سومیش.
شستن قاف اثر دیگریش هست.
چی؟
شفای مریض.