یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه و جمعبندی بحث اذکار
به او استعانت میجوییم.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکننده بهسوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.
امروز به فضل الهی بحث اذکار و احراز و ادعیه و عوذات را جمع میکنیم و چند دستور دیگر تقدیم میکنیم؛ و از فردا، انشاءالله، ادامهٔ بحث کتاب الموت را خواهیم داشت.
توصیهٔ آیتالله بهجت برای خانهدار شدن
یکی دیگر از توصیههای قرآنی آیتالله بهجت، پیرامون خانهدار شدن است. پرسیده بودند آیا بزرگان در این باب سفارشی داشتهاند؟ آری. ایشان آیهٔ بیستونهم سورهٔ مؤمنون را سفارش میکردند: دستکم چهل روز، روزی چهل بار بخوانید؛ بسیار مجرّب است.
«وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِى مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْمُنزِلِينَ» (سورهٔ مؤمنون، آیهٔ ۲۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بگو: پروردگارا، مرا در جایگاهی خجسته فرود آور، و تو بهترین فرودآورندگانی.
روضهٔ حضرت مسلم در خانه
در خصوص خانهدار شدن، بعضی از بزرگان توصیهای دیگر نیز داشتهاند: روضهٔ حضرت مسلم علیهالسلام. اگر کسی بتواند در منزل خود روضهٔ حضرت مسلم بگیرد، نیک است؛ و اگر خود بتواند بخواند، بهتر. خود شخص و خانوادهاش هر روز — صبح یا شب — روضهٔ حضرت مسلم علیهالسلام را برپا کنند. اگر بتوانند چهل روضهٔ حضرت مسلم را خانوادگی در خانه بگیرند، نورٌ علی نور است.
بزرگان برای این کار دلالتهایی نیز آوردهاند. حتی یکی از بزرگان تصریح کرده بود که حضرت مسلم در خانهها و محلههای کوفه آواره بود؛ و همین را یکی از وجوه دلالت این توصیه دانستهاند. این نیز مجرّب است.
تسبیحات حضرت زهرا و سبک شدن کار منزل
در خصوص سبک شدن کار منزل، روایتی صریح در دست است؛ و اصلاح امور دنیا و آخرت — اصلاح مطلقِ همهٔ امور دنیا و آخرت — همان فرمایشی است که پیامبر عزیز عالم و حضرت زهرا سلاماللهعلیها آموختهاند: پیش از خواب، همین تسبیحات معروف به حضرت زهرا، همان تسبیحات را بخوانید و بخوابید؛ اصلاح امور دنیا و آخرت صورت میگیرد.
آیتالله کشمیری و هفت سلام قرآنی برای شفا
آیتالله کشمیری برای شفای بیمار — و بحث ما نیز قرآن بود؛ و این شب، شب عید نیز هست — فرمودهاند هفتسین قرآنی را بهکار گیرید. امام خمینی علیهالرحمه به آیتالله کشمیری بسیار علاقه داشتند. علتی هم داشت: صدام او را تبعید کرد. عاشق نجف بود. میگفت اگر هوای نجف به من نخورد میمیرم؛ بهشت دنیا نجف است. همینگونه نیز شد: چون به ایران تبعید شد، از دوری نجف دق کرد. بسیار مرد عجیبی بود آیتالله کشمیری.
فرمودهاند هفتسین قرآنی همان هفت سلام معروف است؛ مشهور است و اگر جستوجو کنید بهدست میآید. از جمله:
«سَلَامٌ عَلَىٰٓ إِلْ يَاسِينَ» (سورهٔ صافات، آیهٔ ۱۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر اِلْیاسین.
در قرآن، قرائت «اِلْیاسین» مطرح است؛ و خوانش «آل یاسین» نیز در میان قرائات آمده است.
«سَلَامٌ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ» (سورهٔ صافات، آیهٔ ۱۰۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر ابراهیم.
«سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ» (سورهٔ صافات، آیهٔ ۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر نوح در میان جهانیان.
اینها از آن هفت سلاماند. آنها را با زعفران بنویسید و به بیمار بنوشانید؛ برای شفای بیمار مجرّب است.
آنچه اکنون بیان میشود، دستورات آیتالله کشمیری است. بسیار مرد عجیبی بودند. به تعبیری، ملک و ملکوت را به هم پیوند زده بود.
ذکر صدگانه برای قضای حاجت
برای قضای حاجت — هر حاجتی، دنیوی و اخروی — ایشان توصیه میکردند که این ذکر شریف را صد مرتبه بخوانید؛ در ده روز، یعنی ده بارِ صدمرتبه. از روز چهارشنبه شروع کنید و به جمعه ختم کنید: ده روز میشود، روزی صد بار.
«يَا مُفَتِّحَ ٱلْأَبْوَابِ، يَا مُقَلِّبَ ٱلْقُلُوبِ وَٱلْأَبْصَارِ، يَا دَلِيلَ ٱلْمُتَحَيِّرِينَ، يَا غِيَاثَ ٱلْمُسْتَغِيثِينَ، تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ يَا رَبِّ وَٱقْضِ حَاجَتِى وَٱكْفِ مُهِمِّى، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْعَظِيمِ، وَصَلَّى ٱللَّهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای گشایندهٔ درها، ای گردانندهٔ دلها و دیدهها، ای راهنمای سرگشتگان، ای فریادرس فریادخواهان، پروردگارا بر تو توکل کردم؛ حاجتم را برآور و کار مهمّم را کفایت کن. و هیچ نیرو و توانی نیست مگر به خدای بلندمرتبهٔ بزرگ. و درود خدا بر محمد و خاندانش، همگی.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای محمد.
دعای اسرار مکنون
دستوری نیز هست که خود بسیار برکت از آن دیدهام و دائم مقیّدم پس از هر نماز آن را بهجا آورم. این را بهعنوان هدیهای از جانب خود تقدیم میکنم؛ از بزرگان اخذ کردهایم. دعایی است معروف به «سرّ مخفی»؛ به آن اسرار مخفی و اسرار مکنون نیز میگویند. دعایی شگفت است؛ سه سطر است. «بسم الله» جزو خودِ دعاست.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ. ٱللَّهُمَّ إِنِّى ضَعِيفٌ فَقَوِّنِى. ٱللَّهُمَّ إِنِّى ذَلِيلٌ فَأَعِزَّنِى. ٱللَّهُمَّ إِنِّى فَقِيرٌ فَأَغْنِنِى. بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ ٱلرَّاحِمِينَ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان. خدایا، من ناتوانم؛ پس نیرومندم گردان. خدایا، من خوارم؛ پس عزیزم دار. خدایا، من تهیدستم؛ پس بینیازم کن. به رحمتت، ای مهربانترین مهربانان.
آن «بسم الله» جزو دعاست؛ و این «برحمتک» نیز جزو دعاست. سه پاره در آن است. دعایی شگفت و پربرکت است. فرمودهاند اگر روزی هفت بار این دعا را بخوانید؛ و حداقل آن است که پس از هر نماز یکبار بگویید. بسیار برکت دارد.
اصطلاحات ذکر در رسالهٔ سیر و سلوک سید بحرالعلوم
در این روز آخر که بحث اذکار را جمع میکنیم، نکتهای نیز از کتاب سیر و سلوک سید بحرالعلوم تقدیم میکنم که به کار همه میآید. فرمایش سید بحرالعلوم است.
یاد حق اگر به زبان باشد، آن را «ورد» میگویند. این را از آن جهت میآوریم که چون بعضی کتابها را میخوانید، بتوانید مقصود از ورد را تشخیص دهید؛ مقصود از ذکر چیست، ذکر قالبی چیست، ذکر نفسی چیست، خفی چیست.
پس اگر یاد حق به زبان باشد، آن را ورد میگویند. اگر صرفاً به لفظ باشد، قالبی میگویند. اگر به معنای لفظ توجه شود، نفسی میگویند؛ ذکر نفسی. اگر به عدد باشد — چون آن را به عدد محصور میکنید — حصری میگویند. اگر بدون عدد باشد، اطلاقی است. هرگاه جایی این الفاظ را دیدید، بدانید مقصود چیست.
ذکری نیز داریم ذکر خفی، ذکر قلبی: یعنی بدون آنکه زبان کار کند — اصلاً زبان کار نمیکند — قلب متوجه حضرت میشود؛ و این بهترین نوع ذکر است.
شرایط کمالِ تأثیر اذکار
آن، فرمایش سید بحرالعلوم بود. این نیز تذکری جانانه و بهدردبخور از آیتالله کشمیری است در خصوص اذکار و دستورالعملها. فرمودهاند تأثیر اذکار به کمالش — یعنی اگر بخواهید به کمال، به آن نهایتِ ممکنِ تأثیر، به مطلوب خود برسید — آن است که جمع شرایط را دارا باشد. باید جمیع شرایط همراه شما باشد؛ و متأسفانه بسیاری به این نکتهٔ دقیق توجه ندارند.
مهمات این شرایط:
یکم: آن کس که این ذکر را به شما داده — پیشتر نیز گفته شد — ذکر محصور باشد؛ نخست از اهل بیت باشد.
دوم: کسی که صاحبنفس است این را توصیه کرده باشد. مثلاً آیتالله بهجت، یا آیتالله کشمیری، یا علامه حسنزاده. بزرگی از این بزرگان، صاحبنفسی، بر آن تأکید کرده و به شما گفته باشد. همینطور از توی کتابی برای خود چیزی برندارید و بخوانید. اینها اذن میخواهد.
و بنده نیز آنچه را این چند روز گفتم و خرج کردم، پس از سی سال برای نخستینبار گفتم. همه را از استادان و بزرگان گرفتهام. عادت همین بود: از هر که ذکری، چیزی، دستورالعملی، ختمی گرفتم، معمولاً پرسیدم اجازه دارم به کسی بگویم؟ آنها که اجازهاش بود عرض کردیم؛ اما آنها که نبود مطلقاً نگفتم و نخواهم گفت، مگر به خواصی که مسائل خاصی داشته باشند؛ قصهٔ آنان جداست.
چرا؟ چون قابل و ناقابل فرق میکنند. کسی که قابلیت دارد با کسی که ندارد؛ بعد میگیرد و انجام نمیدهد. مزاجها و اعصابها همه تأثیرگذارند. انجام میدهد اما عمل نمیکند؛ اثر نمیبیند؛ بدبین میشود به حقایق. در صورتی که نه؛ اینها همه باید با هم باشد. حالِ طالبِ ذکر بسیار مهم است.
سه رکن تأثیر: خلوص، یقین و تقوا
سه رکن بسیار مهم در تأثیرگذاری این اذکار هست. اینها را عرض میکنم و السلام.
یکم: خلوص. کسی که این ختم و این ورد و این ذکر را بهجا میآورد، یا آن حرز را مینویسد، باید آدم بااخلاصی باشد. شما پول میدهید که کسی برایتان حرز بنویسد؛ از کجا میدانید واقعاً آدم بااخلاصی است؟ دارد پول میگیرد و انجام میدهد. نمیگوییم هر که پول میگیرد و انجام میدهد بیاخلاص است؛ نه. بعضی از بزرگان حتی خیریهای دارند و از محل نوشتن این احراز و ادعیه و عوذات، برای خیریهشان وجهی میگیرند؛ آدمهای بسیار خوب و از جهت معرفتی نیز بلندپایهاند. نه؛ کسی هست که در بازار دکان زده. باید حواستان جمع باشد به که میدهید.
اخلاص از خودتان نیز اگر انجام میدهید، باید بسیار با خلوص باشد: خالصانه، به عشق خدا، برای آنکه یاد خدا کنید. حال در کنار آنکه یاد خدا میکنید، این گرهتان نیز باز شود. به این میگویند حداقل خلوص.
دوم: یقین و باور. باور داشته باشید. نگویید حالا امتحان کنم ببینم میشود یا نه. نمیخواهد انجام دهید. وقتی با این نیت بهسوی ذکر میروید، اصلاً اثر ندارد. مثل آنکه نزد طبیبی بروید و بگویید ما که به نسخهٔ شما مشکوکیم؛ شما بنویس، ما امتحان کنیم. میگوید برخیز، برخیز، برو بیرون؛ اصلاً اینجا ننشین. عاقلانهاش همین است. باید با یقین، با باور کامل، این کارها را انجام داد.
سوم و آخر — که بسیار مهم است — صریح آیهٔ قرآن است. فرمود «انّما» حصر است؛ فقط و فقط:
«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ» (سورهٔ مائده، آیهٔ ۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا فقط از پرهیزگاران میپذیرد.
خدا فقط از اهل تقوا قبول میکند. یعنی آدمی که در کنار این اذکار و اوراد و ختمات بخواهد هرزگی کند، فحاشی کند، گناه و معصیت را نیز راحت انجام دهد: نه برادر، تعطیل کن. اینها هیچ فایدهای برای تو ندارد. باید دستکم پوستهای از تقوا در زندگی انسان باشد و حدود الهی رعایت شود تا اینها تأثیر کند.
ختم جلسه
انشاءالله که عاقبتمان ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و فرجشان را نزدیک گردان.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.