ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز جلسه و تبریک روزِ علمدار کربلا

صلوات بر محمد و خاندان محمد، و تعجیل در فرجشان.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرجشان شتاب کن.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

و به او استعانت می‌جوییم.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.

این روز بسیار باعظمت و بی‌نظیر را به محضر شما خوبان و دلشدگان این خاندان تبریک می‌گویم. خاصه به عزیزان پاسدار، و به‌ویژه به جانبازان عزیز جنگ و دفاع، تبریک ویژه می‌گویم. ان‌شاءالله که همگی‌مان تحت عنایت‌های خاص و ویژهٔ علمدار کربلا قرار بگیریم.


توسل به حضرت اباالفضل علیه‌السلام

دستورالعملی دیده‌ام که بسیاری از بزرگان داشته‌اند؛ چه حضوری از ایشان اخذ کرده‌ایم، چه در آثارشان دیده‌ایم. هر روز می‌توان این کار را کرد؛ اما امروز بسیار بهتر است:

«نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ» (سورهٔ نور، آیهٔ ۳۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نوری بر فراز نوری.

توسلی به حضرت اباالفضل علیه‌السلام، به این شکل که فرموده‌اند: دو رکعت نماز می‌خوانی؛ نماز حاجت را هدیه می‌کنی به آقا. حضرت اباالفضل باب‌الحوائج است. سپس تسبیح حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را هدیه می‌کنی به آقا. آن‌گاه به عدد ابجدِ اسم عباس، که صد و سی و سه مرتبه است، همین ذکر شریف را می‌گویی:

«يَا كَاشِفَ ٱلْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ ٱلْحُسَيْنِ ٱكْشِفْ كَرْبِى بِحَقِّ أَخِيكَ ٱلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ ٱلسَّلَامُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای برطرف‌کنندهٔ اندوه از چهرهٔ حسین، اندوه مرا به حق برادرت حسین علیه‌السلام برطرف کن.

چه شیرین که اسم «اباصالح» نیز حروف ابجدش همین است: عدد ابجدش صد و سی و سه. به قول حضرت استاد، این اعداد روح‌اند؛ روح آن الفاظ. جالب است بدانید که لفظ «یا کاشف الکرب» به منزلهٔ بدن است؛ روحش عدد اوست. یعنی این عددها به لفظ روح می‌دهند. این‌ها بسیار مهم است. امروز اگر کسی توانست، به هر حاجتی و هر مشکلی که دارد، همین توسل را به کار بندد.


بازگشت به احراز و عوذات؛ هدایای آیت‌الله بهجت

بحث ما پیرامون احراز و عوذات و ادعیه بود؛ و در هدایایی که حضرت آقای بهجت علیه‌الرحمه به دوستان و نزدیکانشان هدیه کرده بودند، یا به حقیر که در محضرشان بودیم. نسبت به وقتی که داریم، دو مرتبه چند هدیه از ایشان را تقدیم می‌کنم.

بحث ما بیشتر پیرامون اجنّه و طلسم و جادو و باطل کردن این‌ها بود. نخستین تأکید ایشان را پیرامون باطل کردن طلسم می‌آورم. سه کار فرموده‌اند؛ با هم توأمان، نه یکی از آن‌ها. سه کار را با هم انجام دهید.


سه کارِ توأمان برای باطل کردن طلسم

حرز امام جواد علیه‌السلام بر بازو

یک: فرموده‌اند حرز امام جواد علیه‌السلام را به بازو ببندید. تأکید داشتند به بازو؛ نه آنکه فقط همراه کنید. خودشان می‌فرمودند مدتی به بازو بسته بودند؛ بازوشان درد گرفته بود؛ انداخته بودند گردن. می‌فرمودند به تجربه رسیده بودند که اثرش در بستن به بازوست. چه سرّی هست، خدا داناتر است.

«ٱللَّهُ أَعْلَمُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا داناتر است.

ختم سورهٔ واقعه

در کنار این، ختم سورهٔ واقعه است: هرگاه دوشنبه با اولِ ماه قمری همراه شد. چهارده روز ختم واقعه دارید: روز اول یک بار، روز دوم دو بار، همین‌گونه تا روز چهاردهم که چهارده بار سورهٔ واقعه را می‌خوانید. پس از اتمام، دعایی دارد. تأکید داشتند که این ختم را حتماً همراه با آن دعا انجام دهید.

نماز روز پنج‌شنبه

در کنار این، نماز روز پنج‌شنبه است. از این نماز چه بگویم؟ خاصه برای عزیزانی که منبر می‌روند، روضه می‌خوانند، جلسات ذکر دارند. چه خصوصیتی دارد؟ این نماز را دیده‌ام که پیامبر عزیز عالم فرموده‌اند — یعنی امام صادق علیه‌السلام به نقل از جدشان — که اگر کوه را بخواهی جابه‌جا کنی، با این نماز می‌توانی. نماز عجیبی است.

آقای بهجت می‌فرماید این، در کنار آن دو کار، هر طلسمی را — هرقدر هم سنگین باشد — باطل می‌کند. دیگر در پی چه هستید؟ این‌سو و آن‌سو رمّالی و جادوگری، و پول خرج کردن تا کسی دعایی برایتان بنویسد؟ به نام خدا: نماز روز پنج‌شنبه.

می‌خواهی روضه بخوانی، دعای کمیل بخوانی، منبر بروی؛ بدون تعارف — و جسارت نمی‌کنم — هم بر دوش خودمان بار سنگینِ کوهی از گناه است، هم بر دوش همان‌هایی که می‌آیند. هیچ‌کس معصوم نیست. می‌خواهی چگونه بخوانی که بار آن کوه گناه را از دوش خودت و شرکت‌کنندگان در جلسهٔ ذکر جابه‌جا کنی؟ این نماز می‌تواند. هر طلسمی را می‌تواند باطل کند؛ هر سحری را.

چهار رکعت به دو سلام، در روز پنج‌شنبه، هر ساعتی که توانستی. در رکعت اول پس از حمد، یازده بار «قل هو الله»؛ رکعت دوم پس از حمد، بیست‌ویک بار؛ رکعت سوم پس از حمد، سی‌ویک بار — ده تا ده تا اضافه می‌شود — رکعت چهارم پس از حمد، چهل‌ویک بار.

«قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ۝ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ۝ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ۝ وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدٌۢ» (سورهٔ اخلاص، آیات ۱ تا ۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: اوست خدای یگانه. خدای بی‌نیاز. نه زاده و نه زاده شده است. و هیچ‌کس او را همتا نبوده است.

دو تا دو رکعت تمام شد و سلام دادی: پنجاه‌ویک بار سورهٔ اخلاص؛ پنجاه‌ویک صلوات. سپس به سجده می‌روی: صد بار در سجده می‌گویی «یا الله».

«يَا ٱللَّهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای خدا.

بعد دعاهایت را می‌کنی. آقای بهجت چقدر بر این تأکید داشت. کتابِ «بهجت و دعا» را اگر بگیرید، همین دستورالعمل که امروز گفتم در آن آمده است؛ از آقای بهجت. البته روایت اهل بیت را هم آقای بهجت تصریح داشتند. این یک دستورالعمل برای باطل کردن سحر است.


شش کارِ توأمان برای حلّ مطلق مشکلات

دوم: فرموده‌اند برای حل مشکل؛ مطلق مشکلات. مشکلاتی که دارید، مطلقاً هر مشکلی — کوچک، درشت، هرچه هست — این شش کار را با هم انجام دهید. بعضی جاها نوشته‌اند آقای بهجت شش توصیه برای رفع مشکلات داشته و جدا جدا گفته‌اند. این غلط است. باید هر شش تا را با هم انجام دهید.

اول: قرآن کوچکِ جیبی همیشه همراهت باشد؛ ولو نخوانی‌اش، ولو ریز باشد و نتوانی بخوانی. جالب است که روزی دیدم همین توصیه را به یک حافظ قرآن کردند. پس این نیست که حفظ قرآن کفایت کند و قرآن همراه نباشد. نه. چه سرّی است، آن‌ها می‌دانند. قرآن کوچکِ جیبی همیشه همراهت باشد.

دوم: در کنارش معوذتین، ناس و فلق را تکرار کنی. نه یکی دو بار. در روز، هر وقت به یادت آمد بخوان.

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلْفَلَقِ ۝ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ۝ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۝ وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّـٰثَـٰتِ فِى ٱلْعُقَدِ ۝ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (سورهٔ فلق، آیات ۱ تا ۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده‌دم، از شرّ آنچه آفریده است، و از شرّ تاریکی چون فراگیرد، و از شرّ دمندگان در گره‌ها، و از شرّ حسود چون حسد ورزد.

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ ۝ مَلِكِ ٱلنَّاسِ ۝ إِلَـٰهِ ٱلنَّاسِ ۝ مِن شَرِّ ٱلْوَسْوَاسِ ٱلْخَنَّاسِ ۝ ٱلَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ ٱلنَّاسِ ۝ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ» (سورهٔ ناس، آیات ۱ تا ۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم، فرمانروای مردم، معبود مردم، از شرّ وسوسه‌گرِ بازپس‌رونده، آنکه در سینه‌های مردم وسوسه می‌کند، از جنّیان و آدمیان.

سوم: آیة‌الکرسی را هم هر روز بخوانی، و هم در منزلت نصب کنی؛ آن هم با دست‌خط خودت بنویسی. نه اینکه بروی از جاهایی بخری. در کتاب‌ها، حتی در «زمزمهٔ عارفان» که آقای ری‌شهری از بیانات ایشان جمع کرده، تا آنجا تذکر نداده‌اند؛ بعضی نمی‌دانند می‌روند آیة‌الکرسی چاپی می‌خرند. آن اثر را ندارد. خودت با دست‌خط خودت می‌نویسی و در خانه می‌گذاری.

«ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُۥ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ مَن ذَا ٱلَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ ۖ وَلَا يَـُٔودُهُۥ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْعَظِيمُ» (سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداست که معبودی جز او نیست؛ زندهٔ پاینده است. نه خوابی سبک او را فراگیرد و نه خوابی گران. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ اوست. کیست که جز به اذن او نزدش شفاعت کند؟ آنچه پیش روی آنان و آنچه پشت سرشان است می‌داند؛ و به چیزی از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمی‌یابند. کرسی او آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته، و نگاهداشت آن دو بر او دشوار نیست؛ و اوست والای بزرگ.

چهارم: چهار «قل»: قل یا ایها الکافرون، قل هو الله احد، ناس و فلق. البته پنج «قل» داریم؛ سورهٔ جن هم با «قل» شروع می‌شود. اما این چهار قل که گفتیم. این‌ها را به تکرار، مخصوصاً پیش از خواب. هم در روز تکرار می‌کنی، هم پیش از خواب.

«قُلْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْكَـٰفِرُونَ ۝ لَآ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ۝ وَلَآ أَنتُمْ عَـٰبِدُونَ مَآ أَعْبُدُ ۝ وَلَآ أَنَا۠ عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ۝ وَلَآ أَنتُمْ عَـٰبِدُونَ مَآ أَعْبُدُ ۝ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِىَ دِينِ» (سورهٔ کافرون، آیات ۱ تا ۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: ای کافران، آنچه را شما می‌پرستید من نمی‌پرستم، و آنچه را من می‌پرستم شما نمی‌پرستید؛ و نه من پرستندهٔ چیزی هستم که شما پرستیده‌اید، و نه شما پرستندهٔ چیزی هستید که من می‌پرستم. دین شما برای شما، و دین من برای من.

سورهٔ اخلاص و معوذتین را پیش‌تر آوردیم؛ همان چهار قل است که باید تکرار شود.

پنجم: اذان را هر وقت اذان شد، هر جا بودی، به صدای نسبتاً بلند بگو. چه تأثیری در آن هست، خدا داناتر است. بعضی از بزرگان گفته‌اند، و من خودم این توصیه را به بعضی کرده‌ام و دیده‌ام نتیجه آمده‌اند گفته‌اند مشکل حل شد: کسانی که کودکانشان ناآرام و پرجنب‌وجوش‌اند. بزرگان گفته‌اند برای آرام کردن کودک، هر روز اذان در دو گوشش بگویید. چه سرّی در این‌ها هست.

ششم: فرموده‌اند روزی پنجاه آیه را بخوانید با صدای نسبتاً بلند؛ نه آرام. نه که داد بزنی، نه که آرام بخوانی: نسبتاً بلند، پنجاه آیه.

این شش کار هر مشکلی را، به فرمودهٔ آقای بهجت، برطرف می‌کند.


کیمیای ذکر استغنا

آخرین هدیه‌ای هم که تقدیم کنیم — زیاد است عنایت‌هایی که آنان به دوستانشان داشتند؛ آن چند وقتی هم که ما ریزه‌خوار سفره‌شان بودیم.

این را خواهش می‌کنم: اگر انجام ندادید، خودتان به احدی سفارشش را نکنید و اصلاً خودتان هم فراموشش کنید. نیازی هم نبود من بگویم؛ اگر به درد شما نخورد، خدا از ذهنتان می‌برد.

آقای بهجت می‌فرمودند این کیمیاست. یکی از همان هدایایی است که گفتم روزی به شما می‌گویم؛ شاید در کتاب‌ها دیده باشید و توجه نداشته‌اید. می‌فرمودند کیمیاست. در پی کیمیا چه هستید؟ مس را برداری طلا کنی؛ این کیمیاست. هر که این علم را داشته باشد، به قول ما نانش در روغن است. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌گفتند: پسرم، دخترم، دست به خاک می‌بری ان‌شاءالله طلا شود. یعنی همین کیمیا. کیمیا داشتن یعنی این.

این چیست؟ آقای بهجت می‌فرماید با اعتقاد بگو؛ اگر نداری نگو. مخصوصاً در این ذکر.

«ٱللَّهُمَّ أَغْنِنِى بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَبِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، مرا به حلالت از حرامَت بی‌نیاز کن، و به فضلت از هر که جز توست.

الله اکبر از این ذکر. تجربهٔ شخصی‌ام را هم بگویم: حداقل بعد از هر نمازی یک بار این را در سجده بگویید. آقای بهجت به خود بنده فرمودند — یکی از هدایایی که خودشان نوشتند و به من دادند — همین: بعد از نماز صبح، این ذکر را صد و ده بار بگویید که کار تمام است؛ تمام.

اگر بنشینم بگویم چگونه در زندگی پنجاه‌سالم، من حیث لا یحتسب، خدا در مسائل مختلف هوام را داشته، می‌گویید حاج‌آقا بی‌خیال ما شو؛ این حرف را افسانه نگو. واقعاً دعایمان بسته است. یک اثرش همین نَفَس آن اولیاست در این کیمیاها.

«وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» (سورهٔ طلاق، آیهٔ ۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از جایی که گمان نمی‌برد روزی‌اش می‌دهد.

استادی هم داشتیم، برجسته‌ترین شاگرد آقای بهجت بود. در محضر ایشان عرفان و فلسفه درس گرفتم. غول عرفان و فلسفه: آقای حداد، معروف به طائف‌الحسین. تمام روضه‌های آقای بهجت را ایشان می‌خواند؛ در محضر آقای بهجت کسی جگر نداشت پیش ایشان روضه بخواند. الحمدلله هنوز هستند؛ و از تهران رفته‌اند مشهد. رفته‌اند جای خالی آن استوانهٔ مشهد را که از دنیا رفته، پر کنند.

از ایشان یادگارهایی داریم. یکی‌اش همین ذکر را به من گفتند: اگر نمی‌توانی صد و ده بار بگویی، بعد از نماز صبح هفت بار بگو؛ برای اینکه دین و بدهکاری و قرض از دوشت برداشته شود و برکت رزق پیدا کنی، بسیار مؤثر است.

آقای بهجت که گفت کیمیاست، یعنی با این می‌توانی هر کاری بکنی. الله اکبر. این‌ها را جدی بگیرید. هی می‌گوییم کارمان گره، نان‌مان همه گرفتاری است؛ چرا؟ غافلیم. این همه هدیه ریخته‌اند. به نام خدا: بردار یکی‌اش را، دوتایش را، همه‌اش را؛ به نسبت سعهٔ وجودی‌ات.


نذر گمشده به حضرت ام‌البنین سلام‌الله‌علیها

ان‌شاءالله خدای مهربان ما را قدرشناس اولیای خدا و سینه‌های سوخته‌شان قرار دهد. در این روز عزیز، باب‌الحوائج نزد حضرت ام‌البنین واسطهٔ فیض همهٔ ما شود. فرموده‌اند نذر گمشده: کسی گمشده دارد، نذر ام‌البنین کند. ام‌البنین. خودت را گم کرده‌ای، به حضرت اباالفضل بگو: امروز نوبت شماست؛ سفارش ما را به مادرت بکن.

پریشب در حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام بودیم. یکی از رفقا، مداح اهل بیت، مستأصل شده بود. کودکی یازده‌ساله را در حرم گم کرده بود و پیدایش نمی‌کرد. خندیدم گفتم بی‌خیال؛ تو دیگر چرا؟ همین الان شروع کن صلوات و استغفار، هدیه به حضرت ام‌البنین؛ خواهی دید چگونه پیدا می‌شود.

خدا را شاهد می‌گیرم: دو بار ماشین خودم را از جلوی خانه دزدیدند. البته مال برادرخانم‌ام هم بود؛ زیر پای من بود، امانت بود. عین هر دو بار که دزدیدند، شروع کردم هدیه به حضرت ام‌البنین، تسبیح به دست می‌گفتم؛ عین هر دو بار به ساعت نکشید پیدا شد. شاید باورتان نشود. این‌ها حقایق عالم است که داریم می‌بینیم.

امام عصر ما گم نشده؛ ما گم شده‌ایم. برای اینکه به امام‌مان برگردیم، نذر حضرت ام‌البنین کنید. گمشده‌هایمان پیدا می‌شود ان‌شاءالله.

ان‌شاءالله عاقبت‌مان ختم به خیر شود، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.