ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

سلام علیکم و رحمة الله.

وعده داده بودیم که یه چند تا تعویذ رو معرفی کنیم که پناه ببریم به اون‌ها.

بحث ما کتاب الموت مرحوم مجلسی بود و ما داریم حتی روایت داریم که مثلاً پیغمبر از قبرستانی عبور می‌کرد فرمود بسیاری از این‌هایی که در این قبرها خوابیده‌اند از چشم بد خوابیده‌اند.

روایت داریم امام صادق صلوات الله علیه فرمود شتر رو در دیگ می‌کنه چشم بد، چشم حسود.

خیلی خطرناکه.

حالا بحث اجنه هم که داشتیم اون هم به یک معنا توطئه دشمن‌ها، بلاهای روزگار، مرگ مفاجات و و و.

اینا همه می‌طلبه که انسان تعویذ داشته باشه.

اجازه بفرمایید حالا چند تا تعویذ هست همه ش که فرصت نمیشه امروز تقدیم کنیم.

یکی دو تاشو امروز بگیم.

اولیش رو به نام حرز عَبیدجانه‌ست که البته اسم اصلیشون سماک بن خرشه هستش.

ایشون معروف بود به عَبیدجانه.

این روایتی که عرض می‌کنم ببینید چقدر محکمه که در کتاب‌هایی مثل سفینة البحار جلد سه صفحه بیست و سه هست.

بحار هم جلد نود و یک آورده هم جلد شصت.

مصباح کف‌امی صفحه دویست و بیست و نه آورده.

کافی مرحوم کلینی علیه الله مقامع الشریف جلد هشت صفحه سیصد و هجده آورده.

بسیاری از بزرگان خودم بنده حقیر دیدم که سفارش داشتن.

حالا جریان این حرز چیه؟

این شخص یکی از اصحاب خاص پیغمبر بود.

خوبه بدونید که انقدر مقامش بالا بود جزء اون معدود افرادی بود که هیچ‌وقت پیغمبر رو ول نکرد حتی در جنگ احد که همه فرار کردن ایشون فرار نکرد.

در بعض از کتب رجالی ایشون رو کنار سلمان و مالک و این‌ها ازش یاد کردن.

بعض از کتب مثل، مثل اون موقعی که حالا اِمم ما در اصفهان درس می‌خوندیم، خیلی سال‌های پیش طلبهگی می‌خوندیم حوزه صدر اصفهان این کتاب جرم داشت، زندانی داشت به جهت اینکه سیصد و سیزده اسم یاران آقا به رمز توش اومده.

اون موقع ما این کتاب رو خوندیم اسم ایشون توشه.

اسم عَبیدجانه که لقبشه البته کنیه‌شه.

و حالا جریان چیه که حالا میگن که جزء رجعت کنندگان با امام عصر صلوات الله علیه خواهد بود.

ایشون شب‌ها صدای سوت، صدای مثلاً طاس انداختن توی ظرف، صداهای عجیب غریب تو خونه‌ش می‌شنید.

یا مثلاً می‌دید یه دفعه یه نوری یه دفعه جهش می‌کرد خاموش می‌شد یا یک سایه بلندی می‌دید.

اتفاقات عجیب و غریب تو خونه‌ش می‌افتاد.

بعضی از شما اومدید به من اخیراً درد و دل کردید.

همین اتفاقات در منزل بعضی از شما رخ داده که این‌ها قطعاً کار اجنه است.

با بحثی که ما در خصوص جن جلسه پیش داشتیم دیگه باید برهن باشه قصه.

پیش پیغمبر اومد.

پیغمبر عزیز عالم بلافاصله فرمودن این‌ها اجنه هستند که در منزل تو رو اذیت می‌کنند.

بعد سف-- به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودن بنویس.

اینجا کاتب مولا بود.

براش بنویس.

این حرز رو نوشت که هم یک صغیر دارد هم یک کبیر.

حتی کبیرش هم خیلی طولانی نیست.

می‌تونید بنویسید.

البته توصیه شده من دیدم بزرگان بعضی سفارش کردن برای تاثیر بیشترش با گلاب و زعفران بنویسید، رو به قبله باشید، لباس و بدنتون وقتی که دارید می‌نویسید پاک باشه و حتما وضو داشته باشید.

ترجیحاً با قلم طبیعی بنویسید مثل مثلاً فرمودن شاخه درخت انجیر خشک شده سرشو بتراشید بزنید تو گلاب و زعفران بنویسید و دیگه فرمودن که سعی کنید یه آدم باتقوا هرچی-- طرف که می‌نویسه باتقواتر باشه بهتر.

از کجا اینو درآوردن؟

اینکه پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود بنویس.

اینه که هرچی-- یه کسی که خیلی قبولش دارید بنویسه.

اگر نه که خودتون رو به هر حال این شرایط رو حفظ کنید که عرض کردم و رو کاغذی هم بنویسید که طبیعی باشه و به دست مسلمان این کاغذ ساخته شده باشه.

ترجیحاً پوست آهو باشه بهتر.

حالا اینم ترجیحاتش بود که گفتم.

هیچ‌کدوم از اینام نبود باز شما بنویسید تاثیرش رو داره اما این‌ها باعث می‌شه که تاثیرش بیشتر باشه.

به هر حال پیغمبر اینو به امیرالمؤمنین فرمود که بنویسید دادن به عَبیدجانه توی بسته‌ای گذاشت زیر سرش.

شب که خوابید اون شب برای اولین بار تا صبح راحت خوابید.

فقط صبح صدای جیغ و فریاد و ناله و این‌ها از تو خونه‌ش شنید که دارن میگن تو رو خدا اینو بنداز از خونه‌ت بیرون ما دیگه نمی‌خوایم.

بالاخره مردم اومدن سکنا گزیده بودند در منزل ایشون.

اِمم به هر حال خونه و زندگی تشکیل داده بودند اجنه.

دلایلش هم قبلاً جلسه پیش عرض کردیم چی می‌شه که میان.

خب بعد از چندین سال می‌خواست از خونه اینا رو بیرون کنه.

سختشون بود.

گفت من باید از پیغمبر اجازه بگیرم.

اومد پیغمبر فرمود دیگه کاری به کارشون نداشته باش.

این‌ها در رنج و عذابند به واسطه همین ذکر همین حرز.

حالا کسایی که گمان می‌کنند حالا اِمم از این مسائل دارن که من الان بخشیش رو از تو خود متن حرز درآوردم آثارشو براتون می‌خونم استفاده کنن.

این که دارم عرض می‌کنم خدمتتون خودم از تو متن حرز یعنی متن حرزو که دیدم، دیدم عجب همه این‌ها تو اون متن عربیش هست آثارش مثلاً دفع اجنه دفع سحر و طلسم، باز شدن درب خیر به سوی شخص، حل شدن اختلافات و جدایی‌ها، قرار گرفتن در پناه خدا، محافظت از چیزهای بد، محافظت از بدی و خطای دیگران.

دیگران خطا می‌کنند، دامنش رو شما می‌گیرند.

دفع گره‌ها، رفع گره‌های زندگی مثل چشم زخم، حیله و مکر دیگران، دفع آزار‌های ماوراءالطبیعی که خودش یه بحث مفصلیه الان حوصله شما ندارید انشاالله بعدها.

حالا مثلا آزار شیاطین، اجنه و غیره یا ساحران و اینها.

دفع چشم بد، چشم حسود، چشم زخم، دفع شر متجاوزان و ستمگران، دفع شر بادهای بد، بادها.

پارسال یه باد تندی اومد تو تهران چند تا درخت افتاد اینا.

تو خونه خود ما یه درخت کاج بلند بود افتاد.

بادهای بد.

دفع شر غریبه‌ها و افراد چه در خواب و چه در بیداری.

اینم خیلی نکته‌ست.

هم در خواب هم در بیداری.

پناهندگی از جميع شرور، پناهندگی از امراض و بیماری‌ها.

این آثاریه که بنده حقیر از تو خود متن هرز متن عربیش دیدم درآوردم و براتون بخشیش رو ذکر کردم.

خلاصه یک هرز همه جانبه‌ست.

استفاده کنیم.

حالا بعضیا میگن آقا خدا هست تا امام زمان داریم هرز می‌خوایم چه کنیم؟

چطور خود اهل بیت استفاده می‌کردن تو خودت از انسان کامل بالاتری.

اساس عالم بر این قر-- برقرار شده.

آیه‌ی صد و دوازده سوره انعام را اگه یادتون باشه با هم خوندیم.

چی بود؟

همین بود که خدا این چنین سنتش برقرار شده که اجنه بیان دشمنی باشه با انبیا، با پیروان انبیا.

منتها تعویذ می‌خواد.

حصن و پناه می‌خواد.

اینها هم دستور خود اهل بیته.

ما از خودمون که نمی‌سازیم که.

البته باید به اهلش مراجعه کرد.

مطلقا به این رمال‌ها، کتاب نمی‌دونم دعانويس‌ها، کتاب بین‌ها، فالگیرها اینا مطلقا حرام هستند به اینا رجوع کردن.

به این‌ها رجوع نکنید.

همین چیزی که بزرگانمون دارن میگن.

الان همین که در کتاب کافی مرحوم کلینی حدود هزار و تقریبا دویست سال پیش اولین کتابی‌ست که معنون شده در کتب روایی اهل بیت اونجا آورده محدث کلینی ثقل Islam بسه دیگه همین یه دونه، همین یه دونه سند.

یه دونه دیگه هم معرفی کنم که اینم خیلی هرز به دردبخور و عالی و جالبی‌ست.

جان؟

هرزش عبی دوجانه.

اسمش هرز عبی دوجانه.

سندهاشم خدمتتون عرض کردم کجا بوده.

حالا اگه خواستید من نوشته‌ش رو دارم بعد از نماز بیاید.

این دومی که میگم هم شیخ عباس قمی در مفاتیح آورده هم مرحوم کفامی در المسواکش آورده.

به نام رقعت الجیب.

رقعت الجیب از امام رضا صلوات الله علیه که حالا جریانش دو تا روایت من دیدم در این زمینه سندش هم که عرض کردم خدمتتون مثلاً حمید بن حطبه یا حمید بعضی جاها دیدم نوشتن حمید بن حطبه میگه با امام رضا بودیم.

بعد وارد منزل ما شد.

حضرت لباس‌هاشو درآورد.

من دادم شستشو کنم.

کنیز ما برگشت از تو یقه، جیب، رقعت الجیب، یقه از یقه حضرت یه بسته‌ای درآورد به من داد.

به حضرت نشون دادم.

آقا این تو لباس شما یقه لباس مبارک شما بوده.

فرمود بله، این یادگار جد ما پیغمبره.

قابل توجه اونایی که میگن این حرفا چیه؟

اعتقاد ندارند.

امام رضا هم داشته و فرمود این حفظ و صیانت از همه بلاها و شر همه شیاطین و یک تعویذ است بر هر چیزی.

امام رضا فرمود که پیغمبر به ما مأموریت دادند اینو حالا همراه داشته باشیم.

اینا خیلی طولانی نیست.

سندش هم که گفتیم الحمدلله تو همین مفاتیح هم هست.

خدا رحمت کنه آقای بهجت رو و یه مدت زیادی با مهج الدعوات سید بن طاووس محشور بودم و آقای بهجت به بنده گفتن از این مفاتیح غافل نباش.

یه نماز صبحی بود محضرشون بودیم باهاشون گفت‌وگو کردیم گفت این مفاتیح و این هرچی که تو این مفاتیح هست مورد تأییده.

که حالا بعد یه روایت دیگه هم داره عباس از تأثیرش.

عباس بن طهروی میگه هارون امام رضا رو خوند که تمام کنه کارو.

به شدت غضب کرده بود.

من نگران حال امام رضا شدم.

حضرت فرمود برو کنار نگران نباش.

وارد که می‌شد یه چیزی زب-- بر زبانش حضرت رضا صلوات الله علیه زمزمه می‌کرد.

وارد شدیم دیدیم بالعکس.

هارون آروم شد.

تازه صد هزار درهم به حضرت پول داد.

فرمود هرچی می‌خوای حاجت داری برای ما بنویس.

اصلاً از این زیر رو به اون رو شد.

وقتی برگشتیم گفتم آقا نه به اون وضعیت غضبش، نه به این حالت چی بود؟

فرمود من همین رقعت الجیب، همین دعایی که را-- داریم عرض شود به یادگار از جدمون رسول خدا همین رو بر لسان جاری کردم و این تعویذ است بر هر چیزی.

این دو تا رو فعلاً داشته باشید.

حالا انشاالله روزهای بعد چند تا دیگه مستند براتون تقدیم می‌کنیم.

هی به این و اون و پول بدید به این فالگیر و به اون رمال و به این کتاب دعانويس و فلان.

که رجوعش هم حرامه.

نرید رجوع نکنید.

همینا بسنده کنید انشاالله گره‌ها باز می‌شه.

انشاالله که عاقبت ما ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل