ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز جلسه و تبریک ایام فرخندهٔ انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم، و به او استعانت می‌جوییم.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.

نخست این ایام فرخنده و پر از نور را به همه تبریک می‌گویم. نمی‌دانیم این انقلاب چه حق بزرگی بر گردن ما دارد؛ و می‌طلبد که در چنین ایامی چه کارها بکنیم، و نمی‌کنیم. بماند.


ضرب‌الاجل‌های دشمن برای ندیدن این روزها

یکی از بدترین دشمنی‌هایی که شد تا ما این روزها را نبینیم، از همان ابتدای جنگ است. صدام ضرب‌الاجلی اعلام کرد و گفت کار ایران را دو هفته‌ای یکسره می‌کنم و تمامش می‌کنم. جلوتر که بیایید، منافقین در مرصاد گفتند نهایتاً یک‌ماهه فاتحهٔ ایران را می‌خوانیم. همین‌طور از داخل و خارج ضرب‌الاجل پشت ضرب‌الاجل اعلام کردند؛ تا همین اواخر، حتی در همین سه ماه اخیر، گفتند انقلاب برف را به خود نخواهد دید؛ بیست‌ودو بهمن را به خود نخواهد دید.

همین دشمنان داخلی و خارجی، با تمام قوا، بر ضد نظام ما، ارزش‌های ما، دین ما و مملکت ما دست به دست هم دادند و متفق‌القول شدند؛ اما به فضل الهی نتوانستند.


پیوند بحث با کتاب الموت و ملائکه؛ هاروت و ماروت

سیر بحث ما کتاب الموت مرحوم مجلسی بود. ارتباط آن بحث با ملائکه این بود که ملائکه قوای عالم‌اند و از سمت حضرت حق کمک‌کننده‌اند و مددرسان. چرا انسان بترسد؟ چرا کم بیاورد؟

تا دسته‌های نوزده‌گانهٔ ملائکه را گفتیم. آخرین ملائکی که معرفی کردیم، هجدهم و نوزدهم، هاروت و ماروت بودند. اینان دستور باطل‌کردن سحر و جادو را، و در امان ماندن از شرّ اشرار جن و انس را که سحر و جادو می‌کردند، به مسلمانان و اهل ایمان تعلیم می‌دادند.

از همین فرصت پرانتزی می‌گشایم. قاطع و یقین متوجه شده‌ایم و می‌شویم که حتی دشمنان جنی نیز در براندازی انقلاب ما دست داشته‌اند.


دشمنان جنی انقلاب و سخن رهبر

برای تأیید همین موضوع، به صحبت‌های رهبر عزیزمان در سال گذشته اشاره می‌کنم. چندین بار ایشان به بحث اجنه و دخالتشان در مواجهه با انقلاب سخن گفته‌اند. یکی از آن موارد وقتی بود که به آیهٔ صد و دوازده سورهٔ انعام اشاره کردند و فرمودند دشمنان جنی و دشمنان انسی وجود دارند؛ هم جنی، هم انسی؛ و این دو به هم کمک می‌کنند. نه اینکه جنی‌ها جدا باشند و انسان‌ها جدا؛ این‌ها به یکدیگر یاری می‌رسانند. سیستم‌های اطلاعاتی بسیاری از کشورها علیه ما با هم همکاری می‌کنند. این را صراحتاً فرمودند. سپس همان آیه را قرائت کردند.

«وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَيَـٰطِينَ ٱلْإِنسِ وَٱلْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ ٱلْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ» (سورهٔ انعام، آیهٔ ۱۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و این‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، که برخی‌شان به برخی دیگر سخنان آراسته را به فریب القا می‌کنند. و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ پس آنان را با آنچه به دروغ می‌بندند واگذار.

این رسم خداست؛ سنت الهی است که برای همهٔ امم و انبیا شیاطینی به‌عنوان دشمن قرار داده است، از جنس انسان و از جنس جن.

شیاطین انس و جن سخنان بسیار دلنشین و آراسته و زرق‌وبرق‌شده به یکدیگر القا می‌کنند تا مردم را با همین حرف‌ها اغوا کنند. یک وجهش می‌تواند رسانه باشد. تبلیغاتشان را چه اندازه بزک می‌کنند. همین رسانه چه اندازه ظاهرش جذاب است. آیه از قول‌های پرزیور و زینت‌دار سخن می‌گوید؛ آدم از دیدن این تبلیغات خوشش می‌آید و در همان جذابیت‌های بصری‌اش می‌ماند، چه برسد به محتوایش.

اگر خدا می‌خواست این‌گونه نمی‌شد. یعنی خدا خواسته که شما در معرض امتحان دشمنی با اعدا قرار بگیرید؛ ولو حتی از جنس جنش.

سپس می‌فرماید رهایشان کن؛ و آنچه به دروغ می‌بندند و می‌گویند، ولشان کن. کار این‌ها با ماست. فتنه‌ای است؛ امتحانی است برای شما.


اقرار دشمن در فیلم و سریال

اتفاقاً برشی از فیلم جوخهٔ انتحار را می‌دیدم؛ محصول سال دو هزار و شانزده هالیوود. آنجا افسران ارشد آمریکا، فرمانده‌های ارشد نظامی آمریکا، کسی را پیدا می‌کنند به نام دکتر مون و با او صحبت می‌کنند. موکَّل او جنّی بوده؛ در تحت تصرّفش بوده. در فیلم صریحاً به او می‌گویند تو که این جن در اختیارت است، با او صحبت کن، تسخیرش کن، بفرستش ایران. جالب است در همین فیلم، همان سال دو هزار و شانزده، می‌گویند برود از وزارت دفاع ایران اسناد محرمانهٔ نظامی‌شان را برای ما بیاورد. صریح هم در فیلم‌هایشان اعلام کرده‌اند.

اگر خواستید بیشتر تماشا کنید، حقیقتاً می‌گویم: فیلمی هشت‌قسمتی که آمریکا پیرامون جن ساخته است. یا دوباره فیلم یا سریالی، گمان می‌کنم هفت‌هشت قسمت، به نام هزار و هشتصد و نوزده؛ این هم باز آمریکا در خصوص جن ساخته است.

یا فیلمی که ترک‌ها ساخته‌اند به نام علیمت قیامت؛ یعنی قیامت. آنجا پیرامون جن چه اندازه واضح و روشن سخن رفته است. یا خود کره‌ای‌ها با آن فیلم وقتی آن روز فرا می‌رسد: تمام وقایعی که در این سه چهار ماه اخیر در ایران رخ داد، و پیش از این وقایع، در آن فیلم آورده‌اند؛ و دخالت جن را نیز در آن گنجانده‌اند.

صریح‌تر از این دشمنان ما خودشان چه می‌کنند؟ اقرار می‌کنند. پس به صراحت قرآن، به صراحت روایات، و به تصریح رهبر عزیزمان، ما اکنون مواجه با دشمنان جن نیز هستیم.


اتصال به هاروت و ماروت

در آن روایات گفتیم که هاروت و ماروت ملائکهٔ الهی بودند که می‌آمدند و دستور می‌دادند اهل ایمان چگونه از شرّ اینان در امان باشند. پس اکنون نیز باید با هاروت‌ها و ماروت‌ها ارتباط بگیریم و اتصال پیدا کنیم؛ چون آنان کانال مجری طرح براندازی نقشه‌های اجنه‌اند و بطلان سحر و جادو. راهش را امروز فرصت نیست؛ به مرور بیان خواهیم کرد.


روایت مفضّل: روز دیدن ملائکه و جن

خوب است بدانیم، طبق روایتی که از مفضّل دیده‌ام و از امام صادق صلوات‌الله‌علیه نقل می‌کرد، مطلب بسیار جالب است. مفضّل از امام صادق علیه‌السلام می‌پرسد: آیا روزی می‌رسد که بشر ملائکه و جن را ببیند؟ حضرت می‌فرمایند چگونه این‌طور نباشد؛ روزی خواهد رسید که همان‌گونه که با قوم و خویش و خانواده‌تان زندگی می‌کنید و آنان را می‌بینید، با ملائکه و اجنه زندگی می‌کنید و آنان را می‌بینید؛ همین‌طور می‌بینیدشان. پس این روز خواهد رسید. رفته‌رفته این پرده رقیق می‌شود.

پرده‌ای که میان ما و اجنه هست یک‌طرفه است: آنان ما را می‌بینند، ما نمی‌بینیم. دلایلی نیز بر این مطلب دارم که وقتش نیست و حوصلهٔ شما را هم نمی‌کشم.


زیستگاه قدیم اجنه و شهرنشینی انسان

اجنه در روزگار قدیم، پیش از این شهرنشینی، بیشتر در بیابان‌ها، کوه‌ها، یا زیرزمین‌ها، و در دل آب‌ها و اوج هوا زندگی می‌کردند. قاطی مردم نمی‌شدند. به جاهایی که انسان‌ها هستند نمی‌آمدند. فراری بودند.

رفته‌رفته وقتی انسان در همه‌جا دخالت کرد، در بیابان، در کوه، در دریاها، زندگی آنان را مختل کرد و شهرنشینی اوج گرفت. تهران را در نظر آورید: از شرقش به غربش بخواهید بروید، خودِ آن مسیر سفری طولانی است. این‌ها باعث شد رفته‌رفته محل اقلیم آنان دست بخورد. از انسان‌ها عصبانی شدند؛ به یک معنا شاکی شدند.


آپارتمان‌نشینی، حرارت و آفرینش جن از آتش

مخصوصاً با معماری غلطی که داریم، آپارتمان‌نشینی. جن را قرآن از آتش معرفی می‌کند. نطفهٔ جن از چیست؟ از آتش.

«وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ» (سورهٔ الرحمن، آیهٔ ۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جن را از شعله‌ای آمیخته از آتش آفرید.

لذا آنان آتش را، گرما را دوست دارند. هر جا گرما زیاد باشد می‌آیند. خانه‌هایی که گرم و داغ‌اند محل آمدنشان است. آپارتمان‌نشینی چون هوا و گرما به بالا می‌رود؛ هرچه آپارتمان برج شود، گرما بالاتر می‌رود و آنان بیشتر دوست دارند. اصلاً از آپارتمان‌نشینی خوششان می‌آید. حتی جاهایی هم که هستند سعی می‌کنند دو سه متر از زمین فاصله بگیرند. این‌ها را حقیقتاً می‌گویم. لذا آپارتمانی بلایی شده برای اینکه مردم دچار جن‌زدگی شده‌اند و می‌شوند. بسیاری از مشکلاتی که داریم از همین حیث است. تا حالا بنا به دلایلی ورود نمی‌کردیم؛ آن‌قدر به ما مراجعه شده که ناچاریم اندکی بگوییم. حقیقتاً همین است.


آهن در معماری و گریز از نقره

مخصوصاً استفاده از بعضی چیزها در معماری ما، مثل آهن. قدیم‌ها با چوب بود؛ چوب. اکنون آهن است. آهن را اجنه بسیار دوست دارند؛ خوب است بدانید. همان‌طور که از نقره خیلی خوششان نمی‌آید، آهن برای آنان مثل طلا برای ماست؛ این‌قدر آهن را دوست دارند. دلایلی هم برایش داریم.

حدید، آهن، گرما را در خود نگه می‌دارد و نقطهٔ ذوبش بسیار بالاست؛ باید دمای بسیار بگیرد. در حالی که آتش است، هنوز ذوب نشده. دلایلی دارد؛ و آن هم چون جنسشان از آتش است. آهن را دوست دارند. در کل معماری ما آهن هست؛ لذا جذب شده‌اند. نزدیک می‌شوند به ما، خودشان را نشان می‌دهند، و رفته‌رفته این پرده می‌افتد تا روزی که بتوانیم با آنان ارتباط بگیریم.

از نقره نه. برای چه می‌گویند انگشتری که می‌اندازی حواست جمع باشد نقره باشد؛ آن رکابش نقره باشد؟ یک دلیلش همین است. نقرهٔ اصل، البته؛ نه نقرهٔ الکی.


روایت سقف پنج‌متری و پنجرهٔ زیر سقف

خیلی وقت پیش روایتی را در همین زمینه گفته بودم. کسی آمد پیش امام صادق صلوات‌الله‌علیه و گفت در خانه‌ام چیزهای عجیب‌غریب اتفاق می‌افتد: چیزی گم می‌شود، سر و صدا می‌آید. حضرت فرمود خانه‌اش پنج متر ارتفاع داشت؛ ویلایی بود، اما سقف را بلند گرفته بود. فرمود آن یک متر انتهای دیوار را، دور سقف را، پنجره بزن و باز بگذار. این کار را کرد؛ مشکل حل شد. آمد گفت سرّش در چه بود؟ فرمود این هوای گرمِ داغ می‌رفت زیر سقف خانه‌ات جمع می‌شد؛ محل تجمع اجنه بود. این پنجره‌ها را که زدی، باد گرم که می‌رود، دیگر خوششان نمی‌آید از جای خنک. این یک سری را در آن روایت حضرت بیان کرده است.


تنهانشینی و کارهایی که انسان را در معرض اجنه می‌گذارد

از نقاط ضعفی که در ما هست، تنهانشینی است. اکنون چه اندازه متأسفانه مجرّدی زیاد شده؛ لذا جن‌زدگی هم زیاد شده. عزب بودن. حتی در خانواده که طرف زن و بچه هم دارد، اما می‌رود توی اتاق تنها، ساعت‌ها شب تا صبح تنها می‌ماند؛ مخصوصاً مردها. این‌ها خودشان را در دسترس اجنه قرار می‌دهند.

کارهایی هست که ما را در معرض اجنه قرار می‌دهد. چندتایش را سریع می‌گویم؛ هر کدام توضیح می‌خواهد. فقط می‌خواهم ذهنتان باز باشد و از آن رد می‌شویم. جلسهٔ بعد راه برون‌رفتن از این‌ها را به‌صورت کلی می‌گوییم.

ایستاده نوشیدن آب در شب، مایعات. عجب. مکروه است؛ یک وجهش همین است. دلایلش بماند.

همبستر شدن در شب اول و وسط و آخر ماه.

کامل لخت شدن.

دستشویی در قبرستان. اکنون در همهٔ قبرستان‌ها سرویس بهداشتی زده‌اند؛ از آنجا که به شدت منع شده است.

با سر باز به دستشویی رفتن.

ایستاده ادرار کردن. در بعضی سرویس‌های عمومی، متأسفانه، جاهایی را تعبیه کرده‌اند که آدم‌ها، معذرت می‌خواهم جسارتاً، بخواهند ایستاده ادرار کنند و بروند؛ در همین شهر خودمان. عجیب است. این‌ها باعث می‌شود جن بیاید و متمایل شود.

خوابیدن با دهان و دست نشسته؛ مخصوصاً بعد از غذا.

خوردن غذای داغ؛ و لیسیدن و خوردن استخوان تا جایی که هیچ گوشتی در آن نماند.

این‌ها زیادند. اگر بخواهیم بگوییم وقتمان می‌گذرد. چه ربطی این‌ها به جن دارد؟ طلبتان. اگر دوست داشتید می‌نشینیم شخصاً این‌ها را از جهت براهین عقلی با هم بحث می‌کنیم. حداقل آن وجهِ داغی‌اش را که گفتم. این‌ها همه مجموعاً باعث می‌شود که جن به ما حمله کند و بیاید و ما را اذیت کند.


نقل علامه حسن‌زاده از قاضی: ادیان اجنه و غدیر

در کلمهٔ سیصد و سی و پنجِ هزار و یک کلمه، حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه اشاره می‌کنند به بعضی آیات و روایات، و به نقل از استادشان حضرت علامه طباطبایی، صاحب تفسیر گران‌سنگ المیزان، نقل می‌کنند که استاد ما از حضرت آقای قاضی نقل کردند که آقای قاضی فرمودند کسی جن را دید و از او سؤال کرد. ایشان می‌فرمودند که خودش بوده؛ خود آقای قاضی بوده. از او سؤال کرد که آیا شما مثل ما انسان‌ها ادیان متعدد دارید؟ گفتند بله، به‌جز سنّی. ما سنّی نداریم. یعنی آنان مجوسی دارند، کافر دارند، مشرک دارند، یهودی، مسیحی؛ همه را دارند. مسلمان، اما سنّی اهل تسنّن نه؛ همه‌شان شیعه‌اند. اگر مسلمان‌اند شیعه‌اند.

سپس دلیلش را آن جن به آقای قاضی می‌گوید: هنوز بزرگانی که در عید غدیر بودند هنوز زنده‌اند. این شاید برای بعضی که علمش را ندارند تعجب‌آور باشد؛ چون اجنه یک وجه تمایزی با انسان‌ها دارند. البته بعد از پیغمبر ما این اتفاق افتاد. پیش از آن، ما هم هزارساله بودیم؛ انسان هزار سال عمر می‌کرد.

دلیلش این است که امت مرحومه‌ایم؛ خدا به امت پیغمبر آخرالزمان رحم کرد. پیغمبر سؤال کرد: خدا، چرا به من که رسید عمرها زیر صد شد؟ فرمود اینان امت مرحومه‌اند. می‌خواهم به خاطر تو به اینان رحم کنم. چرا در این دنیا این‌قدر اذیت شوند؟ بگذار راحت شوند و سریع بروند. پیغمبر هم رضایت داد. علت‌هایی دارد مثل این.

و اجنه هزار سال، بلکه بیش از هزار سال، عمر می‌کنند. یعنی آنان که غدیر را درک کرده‌اند هنوز هستند.


ظفر جنی و مجلس ختم آیت‌الله بروجردی

احسن؛ ظفر جنی. ایشان را حضرت آقای بروجردی برایش مجلس ختم گرفت؛ یعنی تازه آن موقع از دنیا رفته بود. هزار و چند صد سال گذشته بود از عاشورا. ظفر جنی در عاشورا حضور داشته است. به یک روایت سه هزار، یکی می‌گوید چهار هزار اجنه آمدند کمک امام حسین علیه‌السلام بکنند؛ حضرت اجازه نداد. بعضی روایات می‌گویند دیر رسیدند. ماندند آنجا مویه‌کنان، گریه‌کنان. و چون رفته بود کمک حضرت، نشان می‌دهد از شیعیان بوده که مرحوم آقای بروجردی برای ایشان مجلس ختم گرفت.

و آنان که اشکال می‌کنند که حضرت علامه به چه استنادی می‌گوید؛ جن را کی دیده؟ حتی بچه‌هایشان می‌بینند، چه برسد به بزرگان. کاری ندارد ارتباط با جن. همین چند موضوعی که گفتیم انجام ده؛ خواهی دید چه راحت نزدیکت می‌شوند. راه‌های دیگری هم دارد که راحت بتوانی اینان را ببینی. کاری ندارد ارتباط با جن. اینان چون علمشان نمی‌رسد، زبان نفهمند، زبان قوم را نمی‌دانند، سریع انکار می‌کنند که به چه استنادی علامه این حرف را زده؛ کجای آیهٔ قرآن می‌آورند بر ردّ علامه که چه حرفی ایشان در این کلمه زده، و از این قبیل موارد.

بله؛ چون بودند و غدیر را دیده‌اند. اکنون کسی میان ما نیست که غدیر را دیده باشد. همه نقل است؛ نقل. اما آنان هستند کسانی که بودند.


ختم کلام: احراز و تعویذ اهل‌بیت

پس ختم کلام اینکه اجنه هستند و سوره‌ای به نام جن داریم؛ می‌دانید. دائماً گوش دهید این ختم کلام را: ما دائماً در معرض آنان هستیم. خوبانشان کمکمان می‌کنند؛ بدانشان اذیتمان می‌کنند. باید گاردمان را ببندیم و برویم در حصر و پناه احراز و حرزها؛ تعویذهایی که اهل‌بیت داده‌اند، خصوصاً در آخرالزمان. اصلاً مال ماست این‌ها. آن موقع خیلی نبوده. اصلاً مال ماست. چندتایش را جلسهٔ بعد ذکر می‌کنم؛ آن‌هایی که بزرگان مثل سید ابن طاووس تأکید داشتند روش. ان‌شاءالله همه‌مان پناه ببریم. ان‌شاءالله عاقبتمان ختم به خیر باشد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.