ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 030

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قضای روزهٔ سفر؛ مهلت و کفاره

از رهبر معظم انقلاب استفتا شده است: در ماه رمضان مسافرت رفتیم و روزه نگرفتیم؛ قضا تا کی مهلت دارد و آیا کفاره نیز دارد؟ پاسخ این است که قضا بر عهده است و بنا بر احتیاط واجب نباید تا رمضان سال بعد به تأخیر افتد؛ پیش از رسیدن رمضان بعد باید گرفته شود. کفاره ندارد و فقط قضا دارد. اما اگر به هر دلیل گرفته نشود و رمضان بعد برسد، هم قضا و هم کفاره می‌آید؛ کفاره همان اطعام هفتصدوپنجاه گرم از برنج و گندم و مانند آن است. پولِ جنس نیز به فتوای ایشان بی‌اشکال است.

اسرار صوم؛ توفیق ناتمام

رازق حقایق کلیه کس دیگری است: و فی السماء رزقکم و ما توعدون. گمان می‌رفت اسرار روزه و جوع بر اساس اسرار الحکم حاج ملاهادی سبزواری در رمضان باز شود؛ توفیق نشد و بحث ماند. اگر خدا توفیق دهد در سال‌های بعد ادامه می‌یابد؛ بیست‌سی جلسه دیگر می‌خواست. اکنون نکته‌ای دربارهٔ فطر.

«وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» (ذاریات، ۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و روزی شما و آنچه وعده داده می‌شوید در آسمان است.

فطر؛ شکفتن از درون

فطر، عید فطر، فطریه، افطار، فطرت و فاطر از یک ریشه‌اند. پیش از نماز گفته می‌شود إنی وجهت وجهی للذی فطر السماوات والأرض حنیفاً مسلماً. برخی ذیل فطر نوشته‌اند خالق؛ اما در اسماء الهی معنای دقیق‌تر شکافنده و شکفتن است — شکفتن از درون ذات وجود، نه از بیرون متن واقع. چون رمضان از درون خود بشکفد روز فطر است. همهٔ ماه‌ها چنین‌اند؛ اول هر ماه شکفتن ماه پیش است. در عالم تکرار نیست؛ کل یوم هو فی شأن. شیخ اکبر رساله‌ای فقط پیرامون همین آیه دارد. آنات عالم شکفتن است؛ همین اکنون آدم لحظهٔ پیش نیستی — جسم و روح در تبدل دائم.

«كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» (رحمن، ۲۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر روز او در کاری است.

افطار از آن روست که شب، روز را می‌شکفد؛ غروب آفتاب روز را از درون می‌شکافد. در دعا یا فاطر به حق فاطمه از همین سر است.

خلقت نوریهٔ فاطمه؛ شکفتن از نور ذات

مجلسی در کتاب چهارده معصوم از امام باقر روایت مبسوطی دربارهٔ خلقت نوریهٔ صدیقه آورده است. دو قول هست؛ برخی از انشقاق نور پیامبر و علی می‌گویند. روایت مجلسی — که سیدابن‌طاووس نیز ظاهراً پذیرفته — می‌گوید خدا پس از خلقت پیامبر و امیرالمؤمنین دوباره به ذات خود بازگشت و از نور ذات، فاطمه را آفرید. شکفتن نور ذات، فاطمه است؛ ازاین‌رو یا فاطر به حق فاطمه معنا می‌یابد.

شکفتگی عید و فطرت الله

در عید فطر باید در درون شکفتگی رخ داده باشد؛ چون درخت شکوفه می‌زند زنده است. اگر اول شوال بی‌شکوفه باشد چه رمضانی بوده؟ حدیث دو فرح برای مؤمن دارد: دم افطار و روز قیامت. دم افطار پس از تحمل گرسنگی نشاطی می‌آید که گاه میل به غذا نیست؛ همان فتره و شکفتگی. فطرت الله التی فطر الناس علیها چیزی است در درون ذات که می‌شکفد؛ با محفوظات و سیاه‌قلم خدا یافت نمی‌شود. کل مولود یولد علی الفطرة — توحید ذاتی درونی است.

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم، ۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فطرت الهی که مردم را بر آن سرشته است.

القای علم از ذات علیم

علم از کجا می‌آید؟ تعلیم و تعلم القای علمی است؛ چرا یکی می‌فهمد و یکی نه، چرا عالمی نمی‌فهمد و ظاهراً نادانی بسیار می‌فهمد؟ اگر دانسته شود که علوم از ذات خدای علیم شکفته و اسماء عین ذات‌اند، غنای دین روشن می‌شود؛ مبنا عشق است. امید که بحث ادامه یابد و عاقبت ختم به خیر شود.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

احتیاط در تأخیر قضا

احتیاط واجب در نرساندن قضا به رمضان بعد، حفظ حرمت ماه و جلوگیری از تراکم تکلیف است. کفاره پس از فوت مهلت، اطعام است و بدل پولی بنا بر فتوا پذیرفته شده تا اداء آسان گردد.

آشنای غریب و کل یوم هو فی شأن

رسالهٔ شیخ اکبر دربارهٔ شأن یومی حق، تکرار را از فرهنگ معرفتی می‌زداید. هر آن خلق جدید است؛ فطر نام شکفتن همان خلق جدید در افق ماه و روز و جان است.

فاطمه و فاطر؛ پیوند اسم و شخص

پیوند اسم فاطر با فاطمه از شکفتن نور ذات برمی‌خیزد. عید فطر بدون شکفتگی درونی، نام بی‌مسمی است؛ با شکفتگی، فطرت الله در عمل نمودار می‌شود.

دو فرح؛ افطار و قیامت

فرح افطار پیش‌درآمد فرح قیامت است اگر روزه باطنی نیز شکفته باشد. نشاط پیش از افطار نشانهٔ فترهٔ درونی است؛ غذایی که آن نشاط را بکشد غفلت از معنای فطر است.

علم شکفته از علیم

القای فهم از سفرهٔ اسم علیم است. فاصلهٔ حافظه و فهم، فاصلهٔ اطلاع و شکفتن است؛ رمضان بستر شکفتن فهم از روزه و جوع و ذکر است.

مهلت اداء و مسئولیت تأخیر

تأخیر قضا تا رمضان بعد، تکلیف را دو لایه می‌کند: قضا به‌علاوهٔ کفاره. اطعام هفتصدوپنجاه گرم یا بهای آن، راه اداء را باز می‌گذارد تا عذر اقتصادی بهانهٔ ترک نشود. مسافر رمضان باید از همان بازگشت، برنامهٔ قضا بچیند.

شکفتن ماه و شکفتن جان

چنان‌که ماه از درون می‌شکفد و ماه نو می‌آید، جان روزه‌دار نیز باید در فطر شکفته شود. نام عید بدون شکوفهٔ درونی، عنوان بی‌محتواست. درخت بی‌شکوفه را زنده نمی‌خوانند؛ رمضان بی‌شکفتگی نیز به بار ننشسته است.

یا فاطر به حق فاطمه

ذکر فاطر به حق فاطمه، پیوند اسم شکافنده با شخصیتی است که از شکفتن نور ذات آمده است. این ذکر فقط تبرک لفظی نیست؛ یادآوری مسیر شکفتن از باطن به‌سوی فطر حقیقی است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.