ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 023

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

افطار پیش از اذان از سر اضطرار؛ فقط قضا

از رهبر معظم انقلاب استفتا شده است که اگر کسی به هر دلیل سحری نخورده باشد و فشار روزه — به‌ویژه در این ایام که حدود هفده هجده ساعت است و برای برخی توانش نیست — چنان حالش بد شود که نتواند ادامه دهد و پیش از اذان افطار کند، حکمش چیست؟ آیا فقط باید بعداً قضا بگیرد، یا کفاره نیز می‌آید، یا حتی کفارهٔ جمع، چون عمداً افطار کرده است؟

رهبر عزیز فرموده‌اند اگر به حرج بیفتد — یعنی بسیار سخت شود و چاره‌ای نباشد؛ چنان‌که گویا تلف می‌شود و حالش واقعاً بد شده — فقط قضا بر گردن اوست. کفارهٔ جمع که هیچ؛ حتی یک مد طعام به‌عنوان کفارهٔ عذر یک روز نیز لازم نیست. البته طبیعت روزه بی‌حالی است؛ کسی که می‌گوید بی‌حال شده‌ام، صرف بی‌حالی مجوز افطار نیست. سخن از آنجاست که واقعاً حال بد شده باشد و تحمل ممکن نباشد.

روزه حقیقتی مخفی؛ خلوص محض و الصوم لی

خدا مرحوم حاجی سبزواری علیه‌الرحمه را رحمت کند. یکی دیگر از اسرار روزه را چنین بیان می‌کند که همه‌فهم نیز هست: روزه حقیقتی غیرجهرى و غیرظاهری است؛ در حقیقت مخفی است. یکی از دلایل آنکه خدای منان روزه را اضافهٔ ی داده، شرافت بخشیده و به خود منتسب کرده — «الصوم لی»؛ روزه از آن من است و هیچ عبادت دیگری را خدا نگفته مال من است — آن است که روزه کاملاً خلوص محض است. هرجا عیار خلوص بالا رود، رد پای خدا و اولیای او دیده می‌شود؛ و هرجا سر سوزنی غیرت و ظهور ریا و منیت بیاید، در درگاه خدا ارزش ندارد. خدا غیور است؛ غیرت دارد و نمی‌تواند دل آدم را چند جا ببیند.

تمام عبادات به نوعی ظهور و بروز دارند. نماز خم و راست شدن است و همگان می‌فهمند. وضو می‌گیری، حج می‌روی، زکات و خمس می‌دهی، ذکر می‌گویی و لب می‌جنبد و تسبیح در دست است — نمی‌شود پنهان ماند. قرآن می‌خوانی؛ هر کاری ظهوری دارد. اما روزه کاملاً مخفی است: کف نفس است، اعم از خود کف نفس و نیت روزه؛ همه پنهان است. نکتهٔ ظریف دیگر آنکه حتی آنان که روزه ندارند حق ندارند علناً بخورند؛ باید خود را شبیه روزه‌داران کنند.

چنان‌که در مجالس امام حسین علیه‌السلام سه دسته فیض می‌برند:

«مَنْ بَكَىٰ وَأَبْكَىٰ وَتَبَاكَىٰ فِي مُصِيبَةِ الْحُسَيْنِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که در مصیبت حسین بگرید و بگریاند و خود را به گریه بزند، بهشت بر او واجب شود.

حتی آنکه نمی‌تواند بگریاند یا بگرید، اگر خود را شبیه گریه‌کنندگان کند فیض می‌برد. تشبه به روزه‌داران نیز از همین باب است. در حقیقت خدا می‌خواهد روزه‌دار کاملاً مخفی بماند تا جز او نداند. حالا ماه رمضان است و همه یکدیگر را به چشم صائم می‌بینند؛ اما بیرون از ماه مبارک، کی می‌فهمد کسی روزه است؟ غذا تعارف می‌کنند؛ می‌گوید میل ندارم یا بعداً می‌خورم — کاملاً خلوص محض.

طول عبادت روزه در برابر نماز

کدام عبادت را می‌یابی که در کنار این خلوص و پنهان‌بودن، هفده ساعت، هجده ساعت، شانزده ساعت عبادت طول بکشد؟ نماز چقدر طول می‌کشد؟ نماز امام حسین که از همه طولانی‌تر است حدود سه ساعت است؛ جالب است که نماز جعفر طیار رحمة‌الله‌علیه نیز به درازی شهرت یافته، اما فوقش سه ساعت. توان دولا راست شدن محدود است؛ اما روزه هجده ساعت در حال عبادت است. کدام عبادت چنین طول و چنین خفا را با هم دارد؟

افطار؛ شکفتن انوار از درون

از اسرار دیگر آنکه وقت افطار، عرب گوید «انفطرت الأنوار من الشجر». فطر از شکفتن می‌آید. اینجا که می‌گوید انفطرت الأنوار، اگر انوار را از نور بگیرند معنا ندارد؛ نور به معنای شکوفه است: درخت از شکوفه‌ای که در درون خود شکوفا می‌شود. وقت افطار که می‌گوییم افطار می‌کنیم، یعنی ما شکوفا می‌شویم؛ در حقیقت در درون وجود اتفاقی افتاده و آنچه در ضمیر است دارد شکفته می‌شود.

وقت افطار خدای منان می‌فرماید به روزه‌داران و فقرا افطار بدهید. خود شارع مقدس است و خود عامل؛ خود افطار می‌دهد. نان و غذا و آب که همگان دارند؛ افطاری که خدا می‌دهد همان شکفتن وقت اذان است. دیده‌اید وقت اذان همه گرسنه‌اند و تشنه‌اند؛ نزدیک اذان تشنگی و گرسنگی رفع می‌شود و فرحی می‌آید. آن فرح همان شکفتن است؛ همان افطاری که خدا می‌دهد. این افطار درونی است؛ افطار ظاهری آن است که چیزی در دهان می‌گذارند، اما از درون دارد شکفته می‌شود.

بین‌الطلوعین را نیز انفطار — شکفتن — گویند. عید فطر را چرا فطر نامند؟ از آن جهت که روز اول شوال ماه رمضان شکفته می‌شود. این‌گونه نیست که اعتباراً ماه رمضان پس از شوال باشد؛ تا ماه رمضان شکفته نشود فطری وجود ندارد و ماه شوالی نیست. همهٔ ما نیز چنینیم: شکفتن است؛ و اصل شکفتن همان فرح و افطاری است که خدا در سرّ و ضمیر وجود می‌دهد. می‌گوید فقرا را افطار بده؛ ما نیز فقیریم؛ پس خود به ما افطار می‌کند. لحظهٔ افطار لحظهٔ شکفتن است.

دو صید روزه‌دار؛ افطار و بین‌الطلوعین

دو جا را برای روزه‌دار گفته‌اند که حواسش باشد؛ این‌ها صیدند: یکی وقت افطار، یکی بین‌الطلوعین. سحر سیر است و سفره؛ کل روزه در روز، سیر و سفر توست. وقت افطار عرفا می‌گویند صید کن. لذا بزرگان می‌گویند اگر می‌خواهی بنشینی افطار کنی و دو لقمه غذا بخوری، عجله مکن؛ و اگر مهمان داری پیش از اذان مهیا باش. مرحوم آقای قاضی رحمة‌الله‌علیه و حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می‌فرمودند حداقل دعای عهد را پیش از افطار و موقع افطار بخوان — یعنی فطر معنوی؛ شکفتن از درون. ببین چه در وجود می‌افتد.

یکی هم صید بین‌الطلوعین. بین‌الطلوعین نفس را به بیداری می‌کشاند و طبیعت را به خواب؛ سحر برخاسته‌ای. آنجا وقت شکار است. می‌گویند بین‌الطلوعین خدا تیم تدارکاتش را بسیج می‌کند که رزق را بدهد؛ و بزرگان فرموده‌اند آن رزق معنوی است. حالتی که خلسه می‌نامند: نه خوابی نه بیداری. البته وضو باطل نمی‌شود چون صدا را می‌شنوی و چشم بسته است. ناگهان آنی، صدایی، کرشمه‌ای، جلوه‌ای، تصویری؛ چیزی می‌بینی یا می‌فهمی — شکارهای وقت بین‌الطلوعین. این وقت افطار به اوج می‌رسد. یکی از اسرار روزه همین شکارهای وقت افطار است که به سادگی بیان می‌شود؛ باید حواس بود.

خلوص محض؛ نمونهٔ شهید حججی

خلاصهٔ مطلب آنکه چون روزه خلوص محض است خدا آن را برای خود برداشته است. هرجا خلوص محض باشد و هرکس خالص محض باشد، مال خداست. اگر شهید حججی چنین اثر گذاشت، به خاطر خلوص محضش بود؛ سر سوزنی در وجود این جوان ریا نبود. پدرش چند بار — چه وقتی برای برنامه‌ای به تهران آمدند، چه وقتی در خانه‌شان خدمت رسیدیم — با آه می‌گفت پسرم را نشناختم؛ وقتی شهید شد شناختم. چه خدمت‌هایی داشت؛ چقدر پولش را برای جهیزیه و فقرا کمک می‌کرد و پدر نمی‌فهمید. عجب است این خلوص محض. این خلوص را از اسرار روزه باید تمرین کرد. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.