یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
فطر و افطار و فطرت؛ یک ریشه
اجازه دهید در خصوص فطر و کلمهٔ فطر و افطار و فطریه و فاطر و فطرت — که همه از یک ریشهاند — به برکت عید شریف فطر نکتهای بررسی شود. فطر بر خلاف خلق: محققین خصوصاً در مفردات مرحوم راغب اصفهانی و کتب لغت — لغتشناسان که فهم این لغات بر فهم آیات قرآن دلالت دارد و راهرواند که به فهم آیات برسانند — میفرمایند فطر یعنی شکافتن نه یعنی خلق کردن. فطره یعنی شکافت. در قرآن نیز داریم:
«فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» (یوسف/۱۰۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای پدیدآورندهٔ آسمانها و زمین، تو در دنیا و آخرت سرپرست منی.
حضرت یوسف دعا که میکند با این اسم خدا را میخواند. یا آیهٔ یک سورهٔ فاطر:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (فاطر/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ستایش خدای پدیدآورندهٔ آسمانها و زمین را.
یا آن دعای حضرت ابراهیم که مستحب است پیش از نماز بگوییم: إنی وجهت وجهی للذی فطر السماوات والأرض حنیفاً مسلماً وما أنا من المشرکین. این فطر است. حضرت علامه طباطبایی علیهالرحمه تصریح میکنند که اینجا مراد از آسمانها و زمین که فطر السماوات والأرض نه یعنی صرفاً همین آسمان و زمین مد نظر ما، بلکه جمیع کائنات، همهٔ ممکنات که مجموع نظام عالم را ایشان میفرمایند دلالت بر فیض مستمر حق دارد. این کلام علامه طباطبایی است. دلالت بر فیض مستمر حق دارد بر همهٔ این کائنات.
فاطمه از الفاطر؛ منشأ فیضان فیض
و اشاره میکند به آن فرمایش شریف که حدیث داریم الفاطر؛ اسم فاطمه از الفاطر گرفته شده. حتی یافته شد از بحار جلد چهلوسه صفحهٔ پانزده. پیامبر به حضرت زهرا فرمودند:
«شَقَّ اللَّهُ لَكِ يَا فَاطِمَةُ اسْمًا مِنْ أَسْمَائِهِ فَهُوَ الْفَاطِرُ وَأَنْتِ فَاطِمَةُ» (بحار، ج۴۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا برای تو ای فاطمه نامی از نامهایش شکافت؛ او الفاطر است و تو فاطمهای.
فاطمه جان خدا منشق کرده اسمها را از همدیگر؛ یکی از اسمهایش الفاطر است و تو فاطمه شبیه آنی؛ و تو هم از آن الفاطر گرفته شدهای. بعد علامه طباطبایی اینجا اشاره میکند به همین موضوع. میفرماید که فطره که آسمانها و زمین یعنی همهٔ عوالم هستی منشأش فیض حضرت حق است و چون فاطمه از الفاطر گرفته شده پس فاطمه زهرا منشأ همهٔ برکات و فیضان فیض فیاض علیالاطلاق است بر همهٔ کائنات؛ یعنی فیض از حضرت زهرا میریزد که بکم فتح الله و بکم یختم؛ یا در جامعهٔ کبیره میخوانیم که إن ذُکر الخیر کنتم أوله و أصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه… اینها دلالت بر فطر دارد. حالا آن موضوعی که در درونمایهٔ ماه مبارک رمضان — ارتباط شب قدر و روح اعظم با حضرت زهرا — گفته شد اینجا اکنون خود را بهتر نشان میدهد که ارتباط خودِ عید فطر حتی با حضرت زهرا. اصلاً فطر یعنی شکفت، شکافت.
خالق اندازهگیر؛ بارئ برشزن؛ مصور صورتگر؛ فاطر شکفنده
خلق یعنی اندازهگیری کردن. آیهای در اواخر سورهٔ حشر:
«هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ» (حشر/۲۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست خدا، آفریننده، پدیدآورنده، صورتگر؛ نامهای نیکو از آنِ اوست.
خالق را آنجا ذیلش مفسران فرمودهاند یعنی اندازهگیری کردن؛ خالق اندازهگیری میکند. بارئ میبُرد، برش میزند. بارئ بعد از آنکه خیاط وقتی میخواهد چیزی تولید کند، لباسی، اول چه میکند؟ اندازه میگیرد، الگو میزند. بعد بارئ اینها را چه میکند؟ میبرد؛ برش میزند. بارئ یعنی برشزننده. بعد چه میکند؟ اینها را با هم میدوزد؛ شکل به آن میدهد: مصور. که قوهٔ خیال ما از هر اسم مصور حضرت حق است. و اینجا این فاطر یعنی شکفتن. شکفتن اکنون به این معنایی که داریم میگوییم در همین ماه پیاده کنید. اکنون عید فطر دارد چه اتفاقی میافتد؟ دارد از درون ماه مبارک رمضان میشکوفد. اصلاً هر ماهی از ماه قبلش شکفته میشود، شکوفا میشود. اصلاً یکی از اسمهایی که به این شکوفهها عربها در زبان عربی میدهند به شکوفه میگویند اینها فاطرند، فطرن. اصلاً عید فطر، افطار، فطرت همهاش از این ریشه است.
دو فرح مؤمن روزهدار؛ شکوفایی خلقت
چرا دم افطار مؤمن یک شکوفایی در وجودش هست؟ حدیث داریم دو جا مؤمن روزهدار فرح و انبساط — شکوفایی درونش — دارد: یکی وقت افطار است نه بهخاطر خوردن؛ خدا خواسته شکوفا شود. یکی هم وقت دیدار روز قیامت. همه چیز شکوفایی است، شکفتن است که ما برای همین فطریه میدهیم، افطار میکنیم. فطرت ما هم از درون شکوفایی در وجود ما ایجاد میکند که هر ماهی از ماه قبل شکوفا شده. اصلاً مجموعهٔ خلائق معمولاً از شکفتن بیرون آمدهاند. دانه را تو زمین میکاری میشکفد. تخممرغ شکفته میشود مرغ میآید بیرون. خود انسان از دل رحم مادر شکفته میشود. خود نطفه شکفته میشود میشود مضغه؛ شکفته میشود میشود علقه — آیهٔ قرآن ترجمه میشود — بعد علقه شکفته میشود میشود لحم و عظام و جنین و همینطور از هم میشکفند. شکوفایی است. وقتی شکوفه، آن گل از درخت جدا شد دیگر از اصلش جدا شده؛ دیگر شکوفایی ندارد.
ماه رمضان؛ اتصال به روح اعظم و حضرت زهرا
ماه مبارک رمضان خصوصیتش این است که بیاید میان ما و آن موجودیت اصلیمان که آن روح است، روح اعظم است — به یک معنا حضرت زهرا در مقام پرورش است — ارتباط و اتصال برقرار کند که شکوفا شویم. خلاصه مطلب: هرکس که در این ماه ارتباط پیدا کرد با آن وحدت کلیه — آن وحدت کلیهای که دیروز گفته شد سعه و ضیق مظاهر دارد و شدت و ضعف مراتب — ارتباط گرفت با آن وحدت کلیه از دل این کثرات، این شکوفا شده. این میشود در حقیقت آن هنری که شهدا دارند؛ همچون طالبزادهها، قاسم سلیمانیها، شهید حججیها، یا شهید آوینیها. اینها چه کردند؟ در دل این کثرات — فرصت نیست احادیث بیشتری ارائه شود — هر مقدار بسته. در دل این کثرات ارتباط میگیرند با آن وحدت. از طریق چه؟ آن فیض کی بود که فیض را میآورد؟ به یک معنا روح اعظم بود؛ به یک معنا حضرت زهرا بود که اینها اتحاد وجودی دارند که در درونمایهٔ این ماه اتفاق افتاده. پس عید مبارک فطر یعنی شکوفایی از درون. یعنی رفتن حرکت ما از کثرت به وحدت. رسیدن به آن وحدت جمعی و مقام روح که مقام روح مقام وحدت و جمعی است، اجمال است؛ و مقام قلب یعنی این عالم مقام تفصیل و کثرت است. بر همگان مبارک باشد. امید که این شکوفایی تا قیام قیامت ادامه پیدا کند تا جایی که دستمان برسد به دامن حضرت صدیقهٔ طاهره که مقام پرورش عالم و آن روح کل را دارند. ماه رمضان ماه اتصال و ارتباط ما با مادرمان حضرت زهرا بوده است. امید که عاقبت ختم به خیر شود و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.